شفقنا رسانه- در پوشش بازی فوتبال ایران و سوریه، حضور زنان سوری در ورزشکاه پررنگتر از نتیجه مسابقه شد چراکه هم صعود ایران وابسته به این مسابقه نبود و هم تلاش برای حضور زنان در ورزشگاه، موضوع اصلی شبکههای اجتماعی در چند روز اخیر بود.
دو عکس از حضور زنان سوری در ورزشگاه آزادی، در صفحه اول چند روزنامه منتشر شد که هر دو هم از استانداردهای عکاسی برخودار بودند. در میان تیترها اما بهترین انتخاب را روزنامه اعتماد داشت:«زنان سوری در ورزشگاه، زنان ایرانی پشت “آزادی”». ایهام در واژه آزادی که پیشتر هم چندباری در تیترها به کار رفته بود، در این تیتر به خوبی جای خود را پیدا کرده است.

شرق، وقایعاتفاقیه و بهار هم تیتری اصلی را به عدم حضور زنان ایرانی در کنار زنان سوری در ورزشگاه آزادی اختصاص دادند اما قدرت کافی را نداشتند:«جای خالی زنان ایرانی در آزادی» در شرق بیش از آنکه قدرت و اعتراضی در خود داشته باشد، از موضع حسرت است. «پارادوکس ایرانی» و «زنان سوری بازی را بردند» در بهار و وقایع اتفاقیه هم وجه انتقادی کمرنگی دارند بیشتر پذیرش موضوع را بازتاب میدهند.



ایران و جوان، با محوریت صعود تیم ملی به جام جهانی در عین حسرت دو گلی که از سوریه خوردند، تیترهای خود را انتخاب کردند. ایران از «صعود بدون جشن» نوشت و جوان همراه با عکسی از ناراحتی بازیکنان ایران پس از گل، تیتر سادهای درباره صعود به جام جهانی با شادی و غرور و حسرت نوشت. اما روتیتر روزنامه جوان به لحاظ دستوری نادرست و ناخوانا انتخاب شد: «شادی حضور و غرور بدون شکستماندن و حسرت از دست دادن رکورد گل نخوردن»! تلاش روزنامه برای گنجاندن تمام مفاهیم موردنظر خود در یک مجموعه کلمات بدون فعل، نتیجه خوبی نداشته است.


درمیان تیترهای اصلی روزنامههایی که موردبررسی قرار گرفت، یکی از ضعیفترینها از آن روزنامه آرمان امروز بود که تیتری شبیه به تبلیغات تجاری را درباره یکی از اقدامات معصومه ابتکار در جایگاه معاونت امور زنان کار کرد:«ابتکاری دیگر از ابتکار». اگر این تیتر را روزنامهای منتقد و درباره یکی از اشتباهات ابتکار انتخاب میکرد، تیتر کنایهای و قابل قبول محسوب میشد اما برای تمجید روزنامه دربارهی تشکیل پارلمان زنان تیترهای بسیاری بهتری میتوانست به کار برود.

همزمان با اولین حضور رسمی محمدعلی نجفی در شورای شهر به عنوان شهردار تهران و خبر از حضور مستمر او در هیئت دولت، روزنامه کیهان هشدار داد که «خشت اول بهشت را کج نگذارید». روزنامه اگرچه در روتیتر خود همواره از قالب «گزارش» مینویسد اما متنهای منتشرشده قریب به اتفاق قالب «یادداشت» دارند یعنی بیش از آنکه مستند به اطلاعات دقیق و اسناد باشند، متکی به نقطه نظر و تحلیل نویسنده هستند.

بازگشت پیکر شهید حسن جنگجو که عکس او در زمان جنگ تحمیلی یکی از مشهورترین عکسها است، امروز جزو تیترهای اصلی و فرعی روزنامهها بود. روزان عکس مشهور را با عکس دیگری ترکیب کرد تا احتمالا دو حال و هوای امروز و آن دوره را بازتاب دهد. نتیجه کار چندان مطلوب نشد؛ همان طور که تیتر و روتیتر بسیار پیچیده شدند. روزنامه خراسان هم اگرچه تیتر خوبی انتخاب نکرد اما قراردادن همان عکس مشهور در صفحه اول بدون دخل و تصرف جانبی و دو عکس در کنار عکس اصلی کار بهتری بود.


پس از آن که در روزهای گذشته اظهارنظرها دربارهی حصر این موضوع را به تیتر یک آورد، دیروز سخنگوی شورای عالی امنیت ملی گفت که هنوز در جلسات این شورا تصمیمی دربارهی این موضوع گرفته نشده است. مردمسالاری از «سه روایت از ماجرای حصر» نوشت و روایت قوه قضائیه، قوه مجریه و سخنگوی شورا را در کنار هم قرار داد اما تحلیل مشخصی دربارهی موضوع ارائه نداد و صرفا در پایان متن از خواسته کواکبیان دبیر کل حزب مردمسالاری برای تشریح مصوبه اخیر از سوی شورای عالی امنیت ملی نوشت. بشارت نو هم با همین رویکرد این سه اظهار نظر را به صفحه اول آورد اما عکس سه چهره را به صورت خیلی ضعیفی در کنار هم قرار داد.


شهروند، امروز مصاحبهای با مهدی و حسین طالقانی فرزندان آیت الله طالقانی داشت که در فضای خانه پدری و در روستا انجام شد و بسیار مفصل، روایت خانواده آیت الله درباره زندگی خانوادگی و شخصیت حقیقی و حقوقی او را بازتاب میدهد.

