شفقنارسانه_ چندین سال است که ماجرای اختلاف بین صدا و سیما و وزارت ارشاد درباره نظارت بر شبکه نمایش خانگی در فضای رسانه ای منتشر می شود که با حواشی و ابهامات زیادی هم همراه است. در این میان، به نظر می رسد به«حقوق مخاطب»، به عنوان مهم ترین مصرف کننده تولید آثار نمایشی این دو نهاد، بی توجهی می شود. آیا در کشور ساز و کار جدی برای حمایت و نظارت بر حقوق مخاطب وجود دارد؟ جبار آذین کارشناس حوزه سینما و مدرس دانشگاه معتقد است؛ ما در سینما به نوعی و در تلویزیون به شکلی و در شبکه خانگی هم به نوعی دیگر، شاهد این حرکت هستیم که به جای اینکه مسئولان کارشناس در مسند عموم قرار بگیرند و با کارشناسی و آسیب شناسی فضاهای فرهنگی و هنری و تولیدات سینمایی و تلویزیونی و شبکه خانگی و مدیریت درست و بهینه برای اداره آنها، راهکارهایی برای شکوفایی هنر و هنرمند بیابند روز به روز با اعمال نظرها و سلیقه هایِ من درآوردی که حتی با چارچوب قانون اساسی کشور تناسب ندارد، به نوعی به جنگ هنر و هنرمند و مردم رفته اند.
آذین با اشاره به اهیمت نظر و سلیقه مردم در حوزه فرهنگ و هنر به شفقنا می گوید: اگرچه بر این باورم به دلیل نبود گوش شنوا و نقد و اصلاح پذیری نزد برخی از مسئولان به ویژه متولیان فرهنگ و هنر، حرف و سخن و فریاد به جایی نمیرسد. اما از آنجا که آثار هنری برای مردم تولید میشوند، از نگاه مردم و برای صیانت از حقوق مردم نکاتی را بازگو می کنم. در واقع هنر و هنرمند در ارتباط با مردم و جامعه است که معنا می یابد. اگر یک مدعی هنر عنوان کند من هنرمند هستم و آثار هنری خلق می کنم، اما در تولید و ارائه اثر هنری خود، نظر فرهنگ و سلیقه مخاطب در تولید آن مد نظر قرار نگرفته باشد، این نهایتا اثر کاملا شخصی است که به درد قفسه خانه همان مدعی هنر میخورد. چرا که در ارتباط با مردم و قشرهای مختلف و بازخورد نظرهای آنها است که یک هنرمند به توانایی ها و امتیازها و نواقص کار خود پی برده و برای تعالی در ارائه آثار بهینه و مردمی تلاش میکند.
او ادامه می دهد: از همین رو یک رسالت و تکلیف بزرگ بر دوش تمام دستگاهها و جریان ها و سازمانهای فرهنگی کشور سنگینی میکند و آن اینکه اگر به راستی قرار است، هنر همپای نیازها و خواسته های جامعه حرکت کند، یا اگر قرار است هنرمند در کنار مردم و برای مردم به خلق آثار هنری بپردازد، لازم است در فضایی مساعد با حمایت های مادی و معنوی کافی و ضروری مسیری هموار شود تا هنرمند خارج از محدودیت ها و ممنوعیت های سلیقه ای، به تولید آثار هنری بپردازد.
این کارشناس حوزه سینما با انتقاد از نبود نگاه تخصصی در حوزه سینمایی و هنری بیان می کند: متاسفانه در چند دهه اخیر به ویژه در دو سال اخیر ما با جریان و تفکری روبه رو هستیم که گرچه ممکن است نیت های خیر در پس آنها وجود داشته باشد و حتی این نیتِ خیر با دلسوزی هم همراه باشد، اما مسئله این است که این دلسوزی و نگاه خیر با کارشناسی همراه نیست.
آذین ادامه می دهد: این مسیر در واقع مسیر رشد و تعالی فرهنگی جامعه ای است که قرار است بر بنای فرهنگ و هنر قوی و ماندگار ایران زمین بیفزاید، پس باید از میان جاده زندگی مردم عبور کند، نه به شیوه ای که اکنون در سینما و تلویزیون شاهد آن هستیم و به جای توجه و اصالت دادن به نظر و سلیقه مردم، بی سلیقگی مدیران حکمرانی میکند و از آنجا که اغلب این مدیران دارای دانش و تخصص در عرصه فرهنگ و هنر نیستند و اصولا رسانه را نمیشناسند و دلیل عمده و اصلی گزینش آنها و نشستن آنها بر صندلی های فرهنگ و هنر، سیاست و رفاقت است و نه فرهنگ و هنر، بدیهی است که ما با برخی مسائلی رو به رو می شویم که به جای یاری رساندن به هنر و هنرمند و خدمت به جامعه به مانند بولدوزر دستاوردهای فرهنگی کشور را مورد تهدید قرار میدهد.
این مدرس دانشگاه با توضیح درباره تبعات خلا نگاه کارشناسی در حوزه فیلم های تلویزیونی می گوید: ما در سینما به نوعی و در تلویزیون به شکلی و در شبکه خانگی هم به نوعی دیگر، شاهد این حرکت غلط هستیم. یعنی به جای آنکه مسئولان کارشناس در مسند عموم قرار بگیرند و با کارشناسی و آسیب شناسی فضاهای فرهنگی و هنری و تولیدات سینمایی و تلویزیونی و شبکه خانگی و مدیریت درست و بهینه برای اداره آنها، راهکارهایی برای شکوفایی هنر و هنرمند بیابند، روز به روز با اعمال نظرها و سلیقه هایِ من درآوردی که حتی با چارچوب قانون اساسی کشور تناسب ندارد، به نوعی به جنگ هنر و هنرمند و مردم رفته اند.
او ادامه می دهد: اگر قرار است که هر کسی یا هر گروهی به دلیل علاقه خاصی که به فلان جریان اجتماعی و فرهنگی و سیاسی دارد بخواهد نظرها و سلایق خود را بر نظرها و سلیقه های مردم ارجحیت دهد و اساس دیدگاه های شخصی و گروهی قوانینی را به تصویب برساند و بخواهد در اجرایی شدن آنهابه غلط اصرار بورزد، نتیجه آن خانه نشینی بیشتر هنرمندان، خالی شدن این فضا از هنرمندانی که برای مردم خدمت می کنند و تولید یک سری آثاری است که عمدتا سفارشی و سلیقه ای خواهد بود.
آذین با انتقاد از عملکرد و مصوبه های شورای عالی فرهنگی کشور طی دوره های مختلف می گوید: ما همچنان شاهد دور شدن تدریجی تولیدات تلویزیونی از نگاه و سلیقه مردم هستیم، و شبکه خانگی هم پس از یک دوره جنگ و جدال های زرگری میان سینمایی ها و تلویزیونی ها، سرانجام در آغوش تلویزیونی ها آرامیده و مطمئن باید بود که در قامت نهایی از چارچوب فکری و سلیقه ای و سیاسی مسئولان تلویزیون فراتر عمل نخواهد کرد و به نوعی تبدیل به سیما فیلم دیگر خواهد شد.
این منتقد سینما بیان می کند: باید در نظر گرفت که به هر حال مخاطبانِ اصلی و سرمایه واقعی آثار هنری، مردم اند. اگر قرار است مردم به تماشای این آثار بنشینند و از محتوا و مضامین آنها بهره مند شوند و در ضمن سرگرم شدن با ساختار هنرمندی آنها انس و الفت بگیرد، لازمه اش آن است که مردم از خود و زندگی و باورها و فرهنگ و مسائل مبتلا به خود را در این آثار ببینند.
او ادامه می دهد: قرار نیست که صرفا به دلایل کاملا شخصی، گروهی و سیاسی فقط یک نوع خاصی از تولیدات هنری در سراسر فرهنگ و هنر کشور مسلط شود و ما در سینما فقط یک نوع خاص از فیلم ها را ببینیم. در تلویزیون هم باید چنین رویکرد و نگاهی باشد. بدون اینکه تولید کنندگان آن سفارش دهندگان آنها خود اهل هنر باشند یا جز هنرمندان طراز اول کشور باشند.
این فعال رسانه ای هشدار می دهد: اینچنین است که به یکباره میبینیم بازار سینما به رکود نشسته و فقط یک تعداد خاص با محتواهای خاص در سینما تولید می شود و بقیه هنرمندان از گردونه خارج شده اند و در تلویزیون هم به آنهایی امتیاز کار داده میشود که به سلیقه مدیران تلویزیون عمل کنند. از همین روست که فقط تعداد خاصی از تهیه کنندگان و کارگردان های مورد پسند مدیران تلویزیون فعالیت میکنند. همین اتفاق میتواند در شبکه خانگی هم رخ دهد، گرچه الان یک مقدار به ظاهر فضا نسبت به تولیدات تلویزیونی در شبکه خانگی بازتر مینماید، اما این هم با توجه به ورود و دخالت غیرکارشناسی کسانی که مدعی فرهنگ و هنر هستند، مطمئنا بسته خواهد شد و باز هم به جای پیشرفت و درخشش ما به قهقرا خواهیم رفت.
آذین با تاکید بر احترام به نظر و سلیقه مردم می گوید: در واقع اصل حرف این است که اگر قرار است برای مردم و به خاطر مردم و برای خدمت به نسل های آینده در کشور هنر آفریده شود، لازمه آن وجود فضایی کاملا هنرمندانه،انسان دوستانه، خدا پرستانه و خادمانه است که در آن نظر و منافع و سلیقه مردم ملاک اساسی قرار گیرد، نه نگاه صرفا شخصی و گاه حتی گذشته گرا. به همین دلیل باید افق نگاه ها گسترده شده و متولیان کنونی فرهنگ و هنر افزون بر اینکه در زمینه هنر صاحب دانش و تخصص شوند و از کسانی که در این عرصه صاحب دانش و تبحر هستند بهره بگیرند بایستی دست هنرمندانی که میخواهند به جامعه خدمت کنند را به گرمی و بدون هیچ منتی بفشارند و فضا را از تنگ شدن بیش از اندازه و رفتن به سوی ناکجا آباد رهایی ببخشند.
او ادامه می دهد: در غیر این صورت این نخستین گام برای بسته شدن بیشتر فضاهای آزادانه و خردمندانه فرهنگ و هنر کشور نیست و متاسفانه ممکن است ما شاهد اقدامات و حرکات غیرکارشناسانه و غیر خردمندانهی دیگری در این عرصه باشیم که نتیجه آن فرهنگ سوزی و جدا شدن بیشتر مردم از مسئولان به ویژه مسئولان فرهنگ و هنر کشور خواهد بود.
اما در کشورهای دیگر اعمال نظر و سلیقه مخاطب تا چه اندازه در نظر گرفته می شود؟ آذین پاسخ می دهد: در کشورهای مختلف چه شرقی و چه غربی حتی در کشورهایی مثل ژاپن یا کره جنوبی که به وفور سریال های آنها در تلویزیون ما به نمایش درمیآید، مانند ایران هم دارای یک دستگاه و نهاد مقتدر، قانونمند و مملو از کارشناسان هنری وجود دارد که کار آنها در واقع به نوعی اداره امور فرهنگی و هنری است و به بخش های مختلف سینما، تلویزیون و ماهواره و … میپردازد. دارای کارشناسان متبحری هستند که با توجه به نیاز مخاطب تولید برنامه هایی را در دستور کار قرار میدهند.
او ادامه می دهد: حتی در یک کشوری مثل هند که سالیانه بیش از هزار فیلم سینمایی تولید میکند و همین اندازه و کمی بیشتر تولیدات تلویزیونی دارند، آنجا فضا محدود و بسته یا خیلی بدون قانون و نظارت نیست. در واقع یکسری آیین نامه ها و مصوباتی وجود دارد که این آیین نامه ها و مصوبات ضمن اینکه منافع و مصالح هنر و فرهنگ آن کشور ها را در خود لحاظ کرده، اما سمت و سوی اصلی آن دفاع از منافع مخاطب است. چرا که اگر مخاطب در ایران ما نتواند با سینما و فیلم های ایرانی همسو باشد به ناچار سینما نخواهد رفت و فیلم های خارجی خواهد دید و همینطور اگر در تلویزیون هم آثار شایسته و مناسبی مشاهده نکند، خب به سمت ماهواره خواهد رفت.
او هشدار می دهد: اینجاست که در واقع مسئولان فرهنگ و هنر سینما و صدا و سیما باید ملاک و معیار اصلی تولیدات خود را نظر و سلیقه مردم قرار دهند و مانع این باشند تا بیش از این مردم ما صف ماهواره نشین ها و کسانی که با سینمای ایران قهر کرده اند بشوند. نه آنکه با کار نابلدی و غیرتخصصی بودن، به مسائلی دامن بزنند که متاسفانه بیش از هر چیز هنرمند را منزوی و مردم را از هنر و هنرمند دور خواهد کرد.
