شفقنا رسانه- طرح مفهوم و امکان «روزنامهنگاری ملی» یا «روزنامهنگاری ایرانی» از سوی ابوالفضل فاتح (اینجا) در روز خبرنگار، بحثهای تازهای را در میان استادان، پژوهشگران و فعالان رسانه برانگیخته است. سپس، در همین ارتباط ابوالفضل فاتح و حسین انتظامی در یادداشت مشترک با عنوان خمسه ایران به روایت ایران شاخصه های روزنامه نگاری ایرانی را مورد بررسی قرار دادند؛ بحثی که در کنار شیوههای حرفهای خبررسانی، نسبت روزنامهنگاری با تاریخ، فرهنگ، هویت ملی و تجربه زیسته جامعه ایران را مورد توجه قرار می دهد. فاتح معتقد است: «همانگونه که از معماری ایرانی، ادبیات ایرانی، سینمای ایرانی، موسیقی ایرانی، نقاشی ایرانی و فرش ایرانی سخن میگوییم، و این تعابیر صرفاً به قلمرو جغرافیایی اشاره ندارند، بلکه بیانگر سنت، هویت، زبان، زیباییشناسی و جهانبینی خاصی هستند، «روزنامه نگاری ایرانی» نیز در سطحی دیگر، شاخصه های هویتی خود را دارد». این دیدگاه، پرسشهایی جدی را پیش روی پژوهشگران قرار میدهد: آیا روزنامهنگاری در ایران، افزون بر اصول و استانداردهای حرفهای مشترک، واجد سنت، هویت و مختصات تاریخی و فرهنگی خاص خود نیز هست یا می تواند باشد، بهگونهای که بتوان از «روزنامهنگاری ایرانی» سخن گفت؟ آیا در سیر نزدیک به دو قرن تحول مطبوعات و رسانههای ایران، میتوان رگههایی از یک سنت رسانهای متمایز را شناسایی کرد و از دل آن به مؤلفههای یک «روزنامهنگاری ملی» رسید؟
در همین چارچوب، شفقنا رسانه دیدگاه رضا غبیشاوی، پژوهشگر و مدرس حوزه روزنامه نگاری، را درباره امکان «روزنامهنگاری ایرانی»، مؤلفههای آن و الزامات حرکت رسانههای کشور در این مسیر جویا شده است.
متن گفتگوی شفقنا رسانه با رضا غبیشاوی، پژوهشگر و مدرس حوزه روزنامه نگاری را در ادامه بخوانید…
روزنامهنگاری ایرانی، مجموعهای از ویژگیهای مشترک رسانههای ایران است/
روزنامهنگاری ایرانی را میتوان بر اساس محتوا، فرم و مالکیت شناخت/
تنوع فرهنگی ایران، مانع شکلگیری روزنامهنگاری ایرانی نشده است
ابتدا میخواهم نظر کلی شما را درباره این دیدگاه بدانم؛ آیا اساساً میتوان از چیزی به نام «روزنامهنگاری ایرانی» سخن گفت؟
بله. چیزی به نام روزنامه نگاری ایرانی وجود دارد. همانطوری که روزنامه نگاری عراقی یا هندی یا پاکستانی و کویتی و اماراتی وجود دارد. در تعریف می توان گفت روزنامه نگاری ایرانی، روزنامه نگاری است که در محدوده مرزهای کشور ایران در حال انجام است. ویژگی های آن نیز ویژگی های مشترک رسانه هایی است که در این محدوده در قالب های مختلف رادیو تلویزیونی، کاغذی و اینترنتی و مجازی فعالیت می کنند. این ویژگی ها می توانند در بخش های مختلفی از جمله محتوا، فرم، مالکیت و شکل و شمایل دسته بندی کرد.
به عنوان مثال اگر نگاهی به صفحه اول روزنامه های ایران بیاندازیم فارغ از گرایش های سیاسی و تفاوت های محتوایی، اما می توان ویژگی های مشترکی برای آنها برشمرد. همانطور که اگر روزنامه های آلمانی را با فرانسوی یا ایتالیایی و اسپانیایی مقایسه کنیم در نخستین نگاه می توان به تفاوت ها اشاره کرد و این یعنی اعضای هر دسته، دارای شباهت هایی هستند. تقریبا در همه جهان چنین وضعیتی قابل مشاهده است. مجموع ویژگی های مشابه مثبت و منفی رسانه ها و روزنامه نگاری در محدوده جغرافیایی یک کشور می تواند روزنامه نگاری ایرانی، آمریکایی، بریتانیایی، ایتالیایی یا … را تعریف کند.
همانطور که می توانیم از روزنامه نگاری ایرانی صحبت می کنیم می توانیم از روزنامه نگاری در محدوده های جغرافیایی کوچکتر هم نام ببریم مثل تهرانی یا اصفهانی یا شیرازی و بوشهری. رسانه های هر استان با دیگر استان ها تفاوت ها و شباهت هایی دارند.
اشاره به این نکته اهمیت دارد. ایران برخلاف کشورهای همسایه و منطقه، به لحاظ تنوع فرهنگی، زبانی، نژادی، دینی و مذهبی، متنوع ترین کشور منطقه و یکی از متنوع ترین ها در سطح جهان است. با وجود این تنوع اما رسانه ها و روزنامه نگاری در محدوده ایران همچنان از اشتراکات قابل ذکر برخوردار اند. همچنین روزنامه نگاری در مرزهای بزرگتر جغرافیایی مثل خاورمیانه ایی ، روزنامه نگاری شرق آسیایی، روزنامه نگاری جنوب خلیج فارس یا شمال آفریقا هم وجود دارد.
روزنامهنگاری در کنار اصول جهانی، میتواند هویت ملی و فرهنگی داشته باشد/
رسانهها بهصورت ناخودآگاه نشانههایی از هویت ملی و فرهنگی را بازتاب میدهند
با این توضیحات آیا روزنامهنگاری در کنار اصول و قواعد مشترک جهانی، میتواند هویت ملی و فرهنگی هم داشته باشد؟
بله. این وضعیت وجود دارد. هم به صورت ناخوادگاه نشانه هایی از هویت ملی و فرهنگی در رسانه های یک محدوده جغرافیایی یا ذهنی و فکری دیده می شود. بخشی از اشتراکات فرهنگی، ناخوادگاه و به صورت غیرارادی رخ می دهد و ناشی از ویژگی های فرهنگی، اقتصادی، حقوقی، سیاسی و … زمینه فعالیت رسانه ها و روزنامه نگاری است. بخشی اما در اثر فشارها و محدودیت ها و توافق های آگاهانه و تعیین شده مثبت و منفی به وجود می آیند. بخش سوم در نتیجه قالب های ذهنی مثبت و منفی تولید می شوند. به عنوان مثال نگاه ارزشی به حفاظت از محیط زیست ، یک قالب مثبت و نگاه نژادپرستانه علیه بخشی از جامعه، یک قالب منفی ذهنی است که به صورت ناخوادگاه میان رسانه های بسیاری با وجود تفاوت ها، به صورت مشترک رخ می دهد.
در یادداشت اخیر مطرح شده که همانگونه که از معماری ایرانی، موسیقی ایرانی یا سینمای ایرانی سخن میگوییم، چرا نتوانیم از «روزنامهنگاری ایرانی» نیز سخن بگوییم؟
بله این موضوع صحیح است. روزنامه نگاری ایران دارای طعم و ویژگی های مشترک خاص خود است که در بخش های مختلف با رسانه های دیگر کشورها قابل تمایز هستند.
روزنامهنگاری ایرانی در انتشار خبرهای اختصاصی و گزارشهای میدانی ضعف دارد
اگر چنین مقایسهای را میپذیرید، چه چیزی یک روزنامهنگاری را «ایرانی» میکند و هویت می بخشد؟
پاسخ به این سوال یعنی استخراج ویژگی های مشترک رسانه های ایران در بخش های محتوا، فرم، مالکیت و … نیازمند پژوهش های علمی و دانشگاهی مفصل است اما می توان به ویژگی های مشترکی اشاره کرد. از جمله: خودداری از انتشار کاریکاتور چهره و غیرچهره روحانیون، عدم انتشار مطالب و خبرهای منفی درباره رهبر کشور، عدم انتشار مطالب منفی درباره سرویس های اطلاعاتی و نیروهای مسلح کشور. کمبود شدید خبرهای اختصاصی و تولیدی، کمبود شدید گزارش های اختصاصی میدانی. خودداری از رعایت مرز دقیق نظر و خبر یا مطالب یادداشتی و خبری.
روزنامهنگاری نشانههای فرهنگ و محیط جغرافیایی روزنامهنگار را در خود دارد
طبق یادداشت حقیقت، ایرانی و غیرایرانی ندارد؛ اما زاویه نگاه، انتخاب مسئله، زبان، شیوه روایت و حساسیتهای اخلاقی روزنامهنگار میتواند از محیط و فرهنگی که در آن زندگی میکند تأثیر بپذیرد و این تاثیر در روایت ها قابل ردیابی و مشاهده خواهد بود. شما این نگاه را چگونه میبینید؟
کاملا صحیح و البته طبیعی است. محدود به ایران هم نیست بلکه در همه محدوده های جغرافیایی شامل مناطق، شهرستان ها، استان ها، کشورها، مناطق زیرقاره ایی (مثل خاورمیانه یا شمال اروپا یا شمال آفریقا) و قاره ایی … نیز دیده می شود. هر تولید شده به دست انسان، آثار و نشانه های طبیعت و فرهنگ و محیط جغرافیایی و ذهنی انسان تولیدگر را در خود دارد. از جمله رسانه و روزنامه نگاری.
روزنامهنگاری ایرانی هنوز در چیستی خود با ابهام و بلاتکلیفی روبهروست/
روزنامهنگاری ایرانی هنوز میان تبلیغات سیاسی و اطلاعرسانی حرفهای سرگردان است
اگر به نزدیک دو قرن تجربه مطبوعات و روزنامهنگاری در ایران نگاه کنیم، و تجربه تاریخی و عملکرد واقعی رسانهها و روزنامهنگاران ایرانی را مد نظر قرار دهیم، آیا به نظر شما در این مسیر سنتها یا ویژگیهایی شکل گرفته است که بتوان آنها را مشخصاً متعلق به روزنامهنگاری ایرانی دانست؟ اگر چنین است، چه ویژگیها یا نمونههایی به ذهن شما میرسد؟
بله وجود دارند اما اینکه هر کدام، چقدر و چند درصد کاملا اختصاصی ایران هستند و کاملا متعلق به این محدوده جغرافیایی اند قابل بحث و بررسی علمی است. با این حال با بررسی رسانه و روزنامه نگاری در ایران از «کاغذ اخبار» تاکنون می توان این چند ویژگی را برای آن برشمرد که البته بررسی و اثبات آن نیازمند تحقیق علمی و قابل اتکاست.
نخست بلاتکلیفی است. روزنامه نگاری ایرانی در چیستی خود هنوز ابهام دارد و در نوعی بلاتکلیفی و تعلیق به سر می برد. هنوز به پاسخ قطعی و اجماعی نرسیده است. بخش اعظم یا تاثیرگذار طبقه روزنامه نگاران ایران در باره پاسخ به این سوال که روزنامه نگاری چیست و چه هدف و ماموریتی را دنبال می کند به اشتراک نظر و معنی نرسیده است. در حالی که در سایر اصناف و دسته ها از جمله وکلا، پزشکان، ناشران و فعالان سیاسی این اشتراک معنی درباره چیستی و اهداف و ماموریت ها وجود دارد.
رسانه ها و روزنامه نگاران ایران همچنان درباره اینکه وظیفه و ماموریت آنها چیست به پاسخ فراگیر و پذیرفته شده از سوی اکثریت قاطع این جامعه، نرسیده اند. پاسخ به این سوال بین فعالیت «تبلیغات سیاسی
»، «فعالیت سیاسی»،«فعالیت حرفه ای، اخلاقی، مستقل و بی طرفانه اطلاع رسانی»، «فعالیت غیرحرفه ای» و «مزدوری آگاهانه و ناآگاهانه اطلاع رسانی»در رفت و برگشت است. فعالیت حرفه ای، در اقلیت کامل و مطلق است.
روزنامه نگاری ایرانی زمینه تبلور همه ویژگی های مثبت و منفی زندگی اجتماعی انسان ایرانی است/
روزنامه نگاری ایرانی به شدت تمرکز گراست و مرکز به خودی خود، یک ارزش خبری است/
ایران حتی یک رسانه حرفه ای مستقل ندارد که بتواند به پوشش همه خبرهای دارای ارزش خبری بپردازد
برای شناخت دقیقتر «روزنامهنگاری ایرانی» به نظر شما باید سراغ چه حوزههایی برویم؟ چه بخشهایی از تاریخ و تجربه رسانهای ایران نیازمند مطالعه و بازخوانی بیشتری است؟
روزنامه نگاری ایرانی زمینه تبلور همه ویژگی های مثبت و منفی زندگی اجتماعی انسان ایرانی است. به عنوان مثال، روزنامه نگاری ایرانی به شدت تمرکز گراست و مرکز به خودی خود، یک ارزش خبری است. این ویژگی بازتاب تمرکز در اداره کشور در ۱۰۰ سال اخیر است.
رسانه های ایران بازتاب واقعی تنوع فرهنگی ، فکری، زبانی، سیاسی، اجتماعی و … جامعه ایرانی نیست و این خود بازتابی از وضعیت کنونی است.
روزنامه نگاری ایرانی، هویت مستقل ندارد. روزنامه نگاری مستقل حرفه ای به شدت ضعیف است. این بازتابی از تحولات ۲۰۰ سال اخیر است که حکومت ها در اکثر سال ها، روزنامه نگاران حرفه ای و رسانه های مستقل، بی طرف و نهادی را تحمل نکرده و تلاش کرده اند آنها را حذف یا تضعیف یا بی اثر کنند.
ایران بیشترین رسانه های ارگانی جهان را دارد که هیچ کدام نیز در زمینه فعالیت حرفه ای، بی طرفانه و مستقل، نمره قابل قبول نمی گیرند بلکه عملکرد آن حول محور تبلیغ و دفاع رسانه ای از نهاد و مدیر بالادستی است. این بازتابی از تمایل بی حد و حصر حکومت و مدیران به تبلیغات سیاسی و پروپاگانداست.
ایران حتی یک رسانه حرفه ای مستقل ندارد که بتواند به پوشش همه خبرهای دارای ارزش خبری بپردازد. این نشانه ای از عدم تمایل دولت های ۲۰۰ ساله اخیر ایران به فعالیت رسانه های حرفه ای مستقل است. دولت ها نه فعالیت رسانه مستقل و بی طرف حرفه ای را به رسمیت می شناسند و نه علاقه ای به حیات چنین نهادی دارند چرا که آن را مانعی در برابر حاکمیت و حکمرانی خود می دانند.
اصول حرفه ای و استانداردهای جهان شمول روزنامه نگاری تناقضی با ویژگی های بومی – منطقه ای – محلی ندارند
اگر بپذیریم روزنامهنگاری در هر جامعه از محیط تاریخی و فرهنگی خود تأثیر میپذیرد، این تأثیر تا کجا میتواند پیش برود، بیآنکه اصول حرفهای و جهانشمول روزنامهنگاری تحتالشعاع قرار گیرد؟ به بیان دیگر، مرز میان بومی و ملی شدن روزنامهنگاری و فاصله گرفتن از استانداردهای حرفهای کجاست؟
اصول حرفه ای و استانداردهای جهان شمول تناقضی با ویژگی های بومی – منطقه ای – محلی ندارند بلکه تکمیل کننده یکدیگر هستند. حتی می توان گفت چارچوب های جهانی مثل رعایت صحت، دقت و سرعت، مثل ارزش های خبری مدرن، مثل مسوولیت پذیری، پاسخ گویی و شفافیت، مثل مخاطب شناسی و مخاطب نوازی، مثل سوژه گرایی، در خدمت ویژگی های بومی – محلی رسانه ها و روزنامه نگاری اند.
با عبارت روزنامه نگاری ملی، موافق نیستم و آن را عبارت صحیح یا مثبتی نمی دانم/
نیازمند روزنامه نگاری قدرتمند داخلی هستیم
اگر این ایده روزنامه نگاری ایرانی را قابل پیگیری بدانیم، فکر میکنید بحث «روزنامهنگاری ملی و ایرانی» چه کمکی به آینده رسانههای ما میتواند بکند؟ آیا میتواند در هویت بخشی به روزنامه نگاری ایران، در آموزش روزنامهنگاری، تربیت روزنامهنگار و نسبت رسانه با جامعه و منزلت رسانه های ایرانی در جهان اثرگذار باشد؟
با عبارت روزنامه نگاری ملی، موافق نیستم و آن را عبارت صحیح یا مثبتی نمی دانم. این عبارت ممکن است تاثیرات منفی را با توجیه ملی گرایی، علیه روزنامه نگاری داشته باشد.
یادآوری یک نکته بسیار اهمیت دارد. نباید به بهانه وجود اشتراکات در روزنامه نگاری ایرانی، قالب های محدودساز منفی جدید برای آزادی رسانه ای در ایران تولید کرد. یکی از این قالب ها می تواند «روزنامه نگاری ملی» یا «ملی گرایانه» است. در این صورت، آنکه این روزنامه نگاری را تعریف می کند به راحتی می تواند آن را به ابزاری برای متهم کردن دیگر روزنامه نگاران و رسانه ها به فعالیت ضدملی و در نتیجه کاهش آزادی و فعالیت دیگر رسانه ها به کار بگیرد. ممکن است یک اقدام در روزنامه نگاری، از نگاه عده ای ملی گرایانه یا ملی و از نگاه دیگران، ضد ملی تعریف شود. روزنامه نگاری، فوتبال نیست که تیم ملی داشته باشد.
با این حال ما به مانند همه کشورهای خاورمیانه و دیگر کشورهای توسعه نیافته و خارج از کاروان روزنامه نگاری مترقی جهان، نیازمند روزنامه نگاری قدرتمند داخلی هستیم. به این معنی، که همه خبرهای دارای ارزش خبری مثبت و منفی داخل ایران، باید توسط رسانه های ایران / داخل و روزنامه نگاران ایرانی / داخلی پوشش داده شود.
اینکه می بینیم مهمترین خبرهای ایران را رسانه ها و روزنامه نگارانی در خارج از ایران پوشش می دهند یا منبع خبرهای ایران، رسانه ها و روزنامه نگاران خارج از ایران هستند به شدت وضعیت بد و فاجعه باری است.
به عنوان مثال منبع همه خبرهای مهم داخلی کشورهایی مثل آمریکا، کره جنوبی، ژاپن، انگلیس و فرانسه و دیگر کشورهای اروپای غربی، رسانه ها و روزنامه نگاران داخلی این کشورهاست. برخلاف کره شمالی و کشورهای جنوب خلیج فارس، ترکمنستان ، مصر ، بلاروس و جمهوری آذربایجان که خبرهای مهم از جمله خبرهای منفی آنها را باید از رسانه های دیگر کشورها دنبال کرد.
بهتر است از ویژگی های مشترک یا اشتراکات کشوری یا ایرانی در رسانه ها و روزنامه نگاری ایرانی صحبت کنیم/
روزنامه نگاری ایرانی زمانی می تواند جهانی باشد که به لحاظ رعایت اصول حرفه ای، استقلال، بی طرفی و فعالیت آزادانه، قابل دفاع باشد
در دورهای که هوش مصنوعی، شبکههای اجتماعی و رسانههای جهانی هر روز مرزها را کمرنگتر میکنند، آینده هویتهای ملی در روزنامهنگاری را چگونه میبینید؟ روزنامهنگاری ایرانی چگونه میتواند جهانی و بهروز باشد و در عین حال ویژگیها و هویت خود را حفظ کند؟
بهتر است به جای هویت ملی، از ویژگی های مشترک یا اشتراکات کشوری یا ایرانی در رسانه ها و روزنامه نگاری ایرانی صحبت کنیم. بله، هوش مصنوعی به نوعی یکدست سازی جهانی در فرم و محتوای رسانه ها کمک می کنند.این به لحاظ رعایت نسبی استانداردهای جهانی، اتفاقی مثبت است اما به لحاظ نادیده گرفتن ویژگی ها و تفاوت های محلی، بومی و داخلی ، رخداد منفی است. همزمان البته هوش مصنوعی به سرچ و استفاده بهتر از محتوای رسانه های داخلی / محلی کشورها و مناطق کمک می کند و حتی مانع زبان را نیز از میان برداشته است.
روزنامه نگاری ایرانی زمانی می تواند جهانی باشد که در ابتدا درباره چیستی خود، به پاسخ شفاف و صحیح برسد. سپس برهمین اساس، از سوی حکومت به رسمیت شناخته شود و مورد احترام واقع شود. در گام بعدی، استانداردهای جهانی و بدیهات جهانی روزنامه نگاری را رعایت کند. یعنی زمانی که به لحاظ رعایت اصول حرفه ای، استقلال، بی طرفی و فعالیت آزادانه، قابل دفاع باشد.
روزنامه نگاری، پدیده ای مدرن است. هر کشوری که خواهان داشتن روزنامه نگاری جهانی تاثیرگذار و معتبر و حرفه ای است باید کشوری مدرن یا در مسیر مدرن شدن باشد. با نگاه کهنه و عصرحجری نمی توان رسانه مدرن داشت. چه داخلی چه خارجی .
هر کشور زمانی می تواند رسانه های جهانی معتبر و قابل اتکا داشته باشد که علاوه بر رسانه ها و روزنامه نگاران حرفه ای، بخش های دیگری چون دادگستری، اداری، اقتصاد و سیاست و فرهنگ آن نیز در چارچوب ها و استانداردهای جهانی قابل دفاع باشند.