شفقنا رسانه- طرح مفهوم و پارادایم «روزنامهنگاری ملی» یا «روزنامهنگاری ایرانی» از سوی ابوالفضل فاتح در روزهای اخیر زمینهساز بحثهای مختلفی میان اساتید ارتباطات و روزنامهنگاری شده است؛ بحثی که میکوشد نسبت میان هویت ملی، فرهنگ، ارزشهای اخلاقی و حرفه روزنامهنگاری را مورد بررسی قرار دهد. در همین چارچوب، فاتح در یادداشتی با اشاره به تمایزهای میان روزنامهنگاری ملی و الگوهای رایج روزنامهنگاری غربی، بر ضرورت توجه به ویژگیهای فرهنگی، تاریخی و اجتماعی جامعه ایرانی در مسیر بازاندیشی درباره رسانهها تأکید کرده است. در پی طرح این دیدگاه، شفقنا رسانه نظر دکتر بهروز بهزادی از پیشکسوتان حوزه روزنامهنگاری را درباره امکان شکلگیری «روزنامهنگاری ایرانی»، مبانی و اصول آن و همچنین الزامات حرکت رسانههای داخلی به این سمت جویا شد.
دکتر بهروز بهزادی، پیشکسوت روزنامه نگاری معتقد است ایده ونظریه ی روزنامهنگاری ملی و ایرانی بحثی مهم در روزنامه نگاری ما است و نیازمند طرح و بررسی و گفت و گوی عمیق است. ما حافظه ی تاریخی، فرهنگ و ادبیات و جامعه و آینده ای داریم که روزنامه نگاری از آن جدا نیست. بخشی از روزنامه نگاری علم و تکنولوژی است و بخشی محتوایی است که ریشه در این جامعه دارد و برای این جامعه و این سرزمین می کوشد و از آن تاثیر می پذیرد، پس شاخصه های ملی و ایرانی دارد که باید احصاء شود.
او در این باره میگوید: با این مقدمه که در یادداشت اخیر دکتر فاتح هم آمده، جایگاه این دیدگاه روشن می شود. اما برای پیشبرد آن در کشور ما با مشکلاتی نیز مواجه است. به عنوان پیش نیاز پرداختن به اصول و مبانی آن، باید برخی مشکلات ساختاری رسانهها، از جمله وابستگی اقتصادی و دولتی بودن بخش مهمی از نظام رسانهای کشور، مورد توجه قرار گیرد. ا ز مشکلاتی که در کشور ما وجود دارد، این است که کار رسانهای به نوعی دولتی شده است. حدود ۹۰ درصد رسانهها در بخش دولتی قرار دارند و حتی برخی از رسانههایی که در بخش خصوصی فعالیت میکنند نیز به دولت متکی هستند. به این معنا که اگر دولت به رسانهها یارانه ندهد، از آنها حمایت نکند و در حل برخی از مسائل و مشکلاتشان مداخله نداشته باشد، نمیتوانند به حیات خود ادامه دهند.
وی ادامه میدهد: مجموعه این عوامل سبب شده است رسانهها نتوانند بر ظرفیتها و توانمندیهای خود متکی باشند و در نتیجه، نیازمند حمایت دولت شوند.
این پیشکسوت مطبوعات با اشاره به حساسیتهایی که درباره مفهوم «ملی» در حوزه رسانه وجود دارد، اظهار میکند: نگرانیای که در جامعه ما وجود دارد این است که به محض به کار بردن واژه «ملی»، عدهای دچار نگرانی میشوند و از آن واهمه پیدا میکنند؛ چراکه تصور میکنند «ملی» از دولت جدا میشود.
او با اشاره به وضعیت رسانههای عمومی در کشورهای دیگر میگوید: ما یک صداوسیما داریم که در بسیاری از کشورهای دنیا خصوصی شده است. حتی افغانستان، در همسایگی ما، دارای رسانه خصوصی است. اگرچه طالبان به آنها فشار وارد میکند، اما بنیاد کارشان خصوصی است. در کشور ما اما صداوسیما عمومی است، قاعده مشخصی دارد و به بالاترین مقام مملکت وابسته است. ما باید این مشکلات را حل کنیم. بارها گفتهام باید کاری کنیم که بتوانیم رسانه را بهگونهای اداره کنیم که متعلق به مردم باشد، خود مردم آن را اداره کنند و روی این مسئله کار کنیم.
این روزنامهنگار با بیان اینکه رسانههای غربی نیز با وجود مشکلات خود، از ویژگیهایی برخوردارند، میافزاید: غرب مسائل و مشکلات خاص خود را دارد، اما همه رسانههای آن مردمی هستند و مشکلاتی که دکتر فاتح درباره این رسانهها، بهخصوص در بحث هژمونی و… مطرح کردهاند، وجود دارد. با این حال، ما مشکلات خاصی در رسانههای داخلی خودمان نیز داریم که باید آنها را حل کنیم.
او معتقد است پس از حل این مسائل میتوان به شکل جدیتر درباره مبانی روزنامهنگاری ایرانی بحث کرد و می گوید: در مورد ملی بودن و ملی شدن، اگر بتوانیم این مشکلات را بهتدریج حل کنیم، میتوان در چارچوب مفهوم «ملی بودن روزنامهنگاری» و مباحثی که در یادداشت مورد بحث به آنها اشاره شده، بحث و تفکر کرد.
وی با تأکید بر موافقت خود با اصل ایده روزنامهنگاری ملی و ایرانی میگوید: من با دیدگاه آن یادداشت درباره اینکه باید رسانههای ما در جهت روزنامهنگاری ملی گام بردارند، موافقم ضمن تلاش برای حل مشکلاتی که به آنها اشاره کردم، میتوانیم با بزرگان این حوزه درباره مبانی و اصول روزنامهنگاری ملی و ایرانی بحث و تبادل نظر کنیم.
این پیشکسوت مطبوعات ادامه میدهد: زبان ما با زبان غرب تفاوت دارد؛ حتی از نظر نوع نگاه حرفهای، ناسیونالیسم ایرانی، عشق به وطن و بخشهایی از آموزههای اسلامی که به ما توصیههای اخلاقی میکنند، میتوانند به عنوان مؤلفههایی در روزنامهنگاری ملی مورد توجه قرار گیرند.
او با اشاره به نقش اخلاق در روزنامهنگاری ایرانی میگوید: همه میدانیم که توصیههای اخلاقی اسلامی و ایرانی چیست. این توصیهها میتوانند جزو اصول اساسی و اخلاق روزنامهنگاری ما باشند که مهمترین آنها دروغ نگفتن است و در کنار آن، تهمت نزدن، توهین نکردن، غیبت نکردن و… نیز قرار میگیرد. باید توجه داشت که غیبت با انتقاد تفاوت دارد.
وی تأکید میکند روزنامه نگاری در ایران از آمیزه ای از شاخصه های جهان شمول و وطنی برخوردار است که برای احصاء و تدوین اصول روزنامهنگاری ایرانی باید یک فرآیند پژوهشی و جمعی طی شود و می گوید: موارد متعددی وجود دارد که میتوان برای سنت ها و شاخصه ها و اصول روزنامهنگاری ایرانی در نظر گرفت، اما لازم است برای این منظور گفت و گوهای متعددی با حضور استادان، اصحاب رسانه و بزرگان روزنامهنگاری برگزار شود، دیدگاهها به اشتراک گذاشته شود و این مسیر به صورت علمی و جمعی پیش برود.
این روزنامهنگار برجسته افزوده است: در آن یادداشت بهروشنی به برخی شاخصه های مهمی از روزنامهنگاری ملی و ایرانی و همچنین تمایز با روزنامهنگاری هژمونیک پرداخته شده است و طبیعتا در ابتدای راه قرار داریم و انظار داریم این بحث به مرور تکمیل بشود.
او پیشنهاد میکند پس از شکلگیری این گفت و گوها، موضوع در فضای رسانهای نیز دنبال شود و می گوید: پس از برگزاری جلسات و پرداختن به اصول روزنامهنگاری ملی، میتوان این موضوع را به صورت مستمر در روزنامهها و رسانهها، در قالب یادداشت، مصاحبه، میزگرد و… دنبال کرد.
وی اضافه میکند: من به نوبه خود کاملاً از انتشار دیدگاههای استادان در روزنامه اعتماد درباره اصول و مبانی «روزنامهنگاری ملی» و «روزنامه نگاری ایرانی» همچنین چگونگی سوق دادن رسانهها به این سمت استقبال میکنم.
این پیشکسوت مطبوعات تأکید میکند: این موضوع نیازمند کار علمی و منسجم است که میتوان با کمک استادان روزنامهنگاری، انجمنهای روزنامهنگاری مانند انجمن پیشکسوتان و انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران و… این مسیر را پیش برد.
او در پایان مجددا با اشاره به اهمیت توجه به زبان فارسی در رسانهها میگوید: ادبیات فارسی فقط یک زبان نیست، حامل فرهنگ و حافظه ی تاریخی است و طبیعتا در هویت رونامه نگاری ما نیز نقشی برجسته دارد. یکی از نکات مهم این است که از ظرفیت های ویژه این زبان به درستی در روزنامه نگاری بهره ببریم و در حال حاضر تمام تلاشم این است که حداقل در روزنامه اعتماد، غلط ننویسیم.