شفقنا رسانه- نشست «بحران بیاعتمادی» با سخنرانی دکتر محمدمهدی فرقانی، روزنامهنگار و استاد دانشگاه، فریدون صدیقی، روزنامهنگار و مدرس دانشگاه و جلال خوشچهره، روزنامهنگار و مدرس، در دفتر توسعه آموزش رسانه برگزار شد.
به گزارش خبرنگار شفقنا رسانه، دکتر محمدمهدی فرقانی، استاد دانشگاه، ضمن تبریک روز خبرنگار گفت: امیدوارم شرایط روزنامهنگاران متحول شود. ما با یک بحران اشتغال روبهرو هستیم. شاید سختترین کار این روزها، کار روزنامهنگاری باشد؛ چراکه روزنامهنگاران با توقعات بهحق مردم روبهرو هستند و مردم حق دارند که حقیقت را بدانند و آنچه را که برای کسب آگاهی و هشیاری اجتماعی لازم است، به دست بیاورند. به عبارتی، مردم نهتنها حق کسب اطلاعات، بلکه حق دسترسی به ارائه نظرات و عقاید گوناگون دارند تا بتوان حقیقت را از دل آن استخراج کرد.
او ادامه داد: در شرایط فعلی، نظارت بر کار روزنامهنگاران، تنگناهای موجود، بحران معیشت و بحران حقوقی و قانونی برای روزنامهنگاری، همه دست به دست هم دادهاند و کار روزنامهنگاری را به یکی از سختترین مشاغل تبدیل میکنند؛ بهگونهای که یا باید «میرزا بنویس» باشیم و آنچه منابع رسمی میگویند بنویسیم، یا اگر در جستوجوی حقیقت باشیم، با مشکل مواجه میشویم.
فرقانی تأکید کرد: بحث بحران اعتماد به رسانه، بحثی ۲۰۰ ساله در ایران و موضوعی جهانی، بهخصوص نسبت به رسانههای سنتی، است؛ ولی در کشور ما این وضعیت بغرنجتر و پیچیدهتر است.
او توضیح داد: اعتماد یکی از مهمترین مؤلفههای سرمایه اجتماعی در جامعه است. مؤلفههای دیگر شامل مشارکت اجتماعی، رفاه اجتماعی و… است. در جامعه ما، سرمایه اجتماعی از قبل از انقلاب مشروطه تا امروز همیشه پایین بوده است. اصلیترین علتش این است که در بیشتر موارد، منافع مردم با حکومت همراستا نبوده است. یعنی حکومت راه خودش را میرفت و مردم به انواع گوناگون سعی میکردند حسابشان را از حکومت جدا کنند. این دوگانه دولت-ملت، بحران اعتماد را به وجود آورده است. این در حالی است که اعتماد، مهمترین سرمایه هر جامعه است. امروز صحبت از مرجعیت رسانه میشود. ما نمیتوانیم هیچ مرجعیتی در هیچ زمینهای نداشته باشیم، ولی فکر کنیم فقط باید مرجعیت رسانه داشته باشیم.
فرقانی ادامه داد: مرجعیت رسانه به اقتدار ملی و حکومت، شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و پیوند دولت-ملت برمیگردد. مرجعیت رسانه از قدرت ملی ناشی میشود و قدرت ملی هم از قدرت حکومت ناشی میشود. رابطه دولت-ملت از مؤلفههای مهم قدرت است؛ هرچقدر فاصله این دو کمتر باشد، حکومت قدرتمندتر است. امکان ندارد در جامعهای مردم احساس منافع مشترک با حکومت نکنند و حکومت مقتدر باشد. وقتی این دوگانه به وجود میآید، خواهناخواه اعتماد از مردم سلب میشود؛ چون رسانهها از ابتدا در دامان حکومت متولد شدند.
این استاد ارتباطات با اشاره به تاریخچه مطبوعات گفت: ما هیچگاه در تاریخ ۲۰۰ ساله مطبوعاتمان فرصت تجربه تاریخی آزادی را پیدا نکردیم. همیشه مطبوعات به صورت مستقیم یا غیرمستقیم تحت نظارت، فشار و وابسته بودند. وقتی من در دفتر توسعه آموزش رسانه بودم، آییننامه خبرگزاریهای غیردولتی را نوشتند. فلسفه مجوز دادن به خبرگزاریها هم همین بود که رقابت کنند و با زاویه متفاوت کار کنند، ولی عملاً دیدید که به دولتیها مجوز داده شد.
او در ادامه گفت: در شرایطی که شبکههای اجتماعی حکمران حوزه خبر شدهاند، مطبوعات هنوز نیمچه استقلالی دارند، ولی همین نیمچه استقلال هم بسیار آسیبپذیر است. لذا در جامعهای که فاصله دولت-ملت زیاد و سرمایه اجتماعی پایین باشد، رسانهها اساساً مستقیم یا غیرمستقیم وابستهاند و نمیتوانیم شاهد اعتماد به رسانه باشیم. اگرچه این مسئله در سطح بینالملل هم مخدوش شده است و بیشتر مردم رویکردشان به سمت شبکههای اجتماعی است و اخبار این شبکهها هم سطحی است و عمیق نیست. لذا مردم از طریق این رسانهها به پارههای اطلاعات دست پیدا کردهاند که با توجه به ویژگیهای این شبکهها، هیچگاه نمیتوانند به شناخت و آگاهی دست یابند.
فرقانی ضمن اشاره به وظیفه مطبوعات گفت: وظیفه اصلی مطبوعات صرفاً پرداختن به خبر نیست، بلکه وظیفه اصلی مطبوعات پرداختن به گزارشها و مصاحبههای عمیق، راستیآزمایی اخباری است که در فضای مجازی منتشر میشوند و پاسداشت اخلاق حرفهای است. آنچه مسئولیت اجتماعی روزنامهنگار ایجاب میکند، این است که اگر روزنامهنگار براساس مسئولیت اجتماعی خود عمل کند، میتواند اعتماد عمومی را جلب کند. اما در شرایطی که روزنامهنگاری تحت سلطه و نظارت حکومت است و هیچ قانون حمایتکنندهای نداریم، در چنین شرایطی اعتماد، کالایی گمشده در عرصه رسانههاست. در نتیجه، مرجعیت رسانه از داخل به خارج منتقل میشود. البته منتقل شدن آن به خارج به این معناست که چون امید به داخل فروپاشیده و رسانههای خارج از کشور به مواردی میپردازند که ظاهراً نیاز خبری مردم را پاسخ میدهد، لذا در مواقع بحرانی ما بسیار آسیب دیدیم.
او ادامه داد: ما نیاز داریم به اینکه به ساختار حرفهای روزنامهنگاری شکل دهیم. این ساختار شامل چهار رکنِ استقلال حرفهای و اقتصادی، اخلاق حرفهای، آموزش تخصصی و تشکلهای صنفی است که از این چهار رکن، تنها آموزش نیمبند آن را داریم. لذا نیاز به قوانین حمایتگرانهای داریم که حقوق روزنامهنگاران را به رسمیت بشناسد. متأسفانه نگاه به روزنامهنگاران یا تبلیغاتی و یا امنیتی است و هیچوقت حقوق روزنامهنگاران برای جستوجو، طرح و انتشار حقیقت به رسمیت شناخته نشده است. حقیقت امانتی است در دست روزنامهنگاران برای انتقال به جامعه؛ لذا وقتی دسترسی به حقیقت دشوار میشود، بحران اعتماد در رسانه به وجود میآید و به آن دامن میزند.
فرقانی درباره راههای بازگشت اعتماد و مرجعیت به رسانهها گفت: علیرغم اینکه من همیشه آدم خوشبینی هستم، در این مورد خوشبین نیستم؛ چراکه عوامل و زمینههای ایجاد این بیاعتمادی همچنان پابرجا هستند و نهتنها تغییری نکردهاند، بلکه روزبهروز در حال گسترش و تقویتاند. این شرایط، روزنامهنگار را از هیبت و جایگاه حرفهای خود خارج میکند و او را به ابزاری برای تبلیغ و پروپاگاندا تبدیل میکند.
او یادآور شد: اعتماد در شرایط آزادی و استقلال حرفهای شکل میگیرد و ما از فعالیت حرفهای روزنامهنگاری، چه به لحاظ مقطعی و چه تاریخی، فرسنگها فاصله داریم. اعتماد بهتدریج و در گذر زمان شکل میگیرد، اما میتواند ناگهان با یک دروغ، سانسور یا فریب فرو بریزد. ما روزنامهنگاران جوان و خوشفکری داریم که بهتنهایی نمیتوانند از پس این مشکلات بربیایند.
به گزارش شفقنا رسانه، فریدون صدیقی،مدرس روزنامه نگاری سخنران دیگر این نشست با اشاره به عملکرد روزنامهها گفت: از ۳۶۵ روز سال، با احتساب اعیاد و مناسبتها، ۱۶۵ روز تعطیل هستیم و ۲۰۰ روز روزنامهها کار میکنند. به باور من، بالغ بر ۹۵ درصد روزنامهها به یک شکل مینویسند و حرفی برای گفتن ندارند و همانطور که دکتر فرقانی گفتند، مرجعیت خود را هزاران سال است که از دست دادهاند. کاش در روز خبرنگار اجازه میدادند که به اندازه یک روز، آن پنج درصد آزادانه بنویسند.
او ادامه داد: همانطور که دکتر فرقانی گفتند، نه دیده میشویم و نه خوانده. فقط درد میکشیم. گاهی دکه روزنامه را نگاه میکنم ببینم کسی روزنامه برمیدارد؟ روزنامهای دیگر باقی نمانده است. گاهی تعدادی پیرمرد و پیرزن میآیند و از میان روزنامه، ماهنامه و هفتهنامه، تعدادی از اینها را برمیدارند و مابقی به عنوان روزنامه باطله به صورت بستهبندی فروخته میشود.
صدیقی یادآور شد: اوایل انقلاب جشنواره مطبوعات برگزار میشد و غرفهها دایر بودند؛ اصلاً فرصت نمیشد بچرخیم و… . نمایشگاه رفت و چند سالی جشنوارهها برگزار نشد. ما ذرهذره جویده شدیم و خورده شدیم. هر گروهی که میآمد، میخواست ما را بیرون کند.
وی افزود: من از سال ۵۱ وارد کیهان شدم و دکتر فرقانی شش ماه بعد از من آمد. بیش از ۹۰ درصد همکارانم در کیهان، بعدازظهر به دفتر روزنامه میآمدند و صبحها در جایی مانند وزارت خارجه و اصناف کار میکردند که معدودی هم از این افراد باقی ماندهاند.
صدیقی با اشاره به وضعیت مرجعیت رسانهها گفت: مرجعیت رسانه به مرور از دست رفته و بیش از ۹۹ درصد اینها کنشمند نیستند و چون دنبال مخاطب مشخص خود هستند، در نتیجه واکنشی عمل میکنند.
او ادامه داد: وضع موجود مطبوعات ما غمانگیزتر از آخرین روز پاییز است. مردم ما را نمیخوانند و نمیخرند؛ چون خودشان را در آن نمیبینند. دلیل بیاعتمادی همین است. این به معنای خالی بودن روزنامهها از روزنامهنگاران توانمند نیست. مجبور هستند بمانند؛ چون پراید هم ندارند که مسافرکشی کنند.
صدیقی تأکید کرد: جامعه در یک زیست معلق است و در رأس این موضوع روزنامهنگاران ایستادهاند. در چنین شرایطی اعتماد بازنمیگردد؛ زیرا عقل در زیست معلق، تعطیل میشود. کسی در این شرایط فکر نمیکند. در شرایط موجود، تنها روزنامهای که از درد مردم میگوید، از واقعیتهای سیاست خارجی میگوید، از گرانی میگوید، از سفرههای خالی مردم میگوید، از مشکلات سیاسی میگوید و از آینده که چگونه باید باشد، رئیسجمهور است. او تنها روزنامه و روزنامهنگار ماست که جور همه روزنامهنگاران را میکشد.
جلال خوشچهره، روزنامهنگار و مدرس روزنامهنگاری، با اشاره به فرضیه بیاعتمادی مردم به رسانهها، گفت: ما در کشوری هستیم که مدام با بحرانهای مختلف درگیریم. در رسانهها این بحرانها را بازتاب دادهایم، اما کمتر درباره بحران رسانه صحبت کردهایم.
او با تأکید بر نقش حاکمیت در تضعیف رسانهها افزود: علیرغم صحبت دیگر دوستان و بزرگان و نقش حاکمیت در تضعیف رسانه که خودم هم با آن موافقم، اما رابطهای دیالکتیکی بین ساختار رسانه و حاکمیت وجود دارد. این رابطه باعث میشود ما مدام چوب را بر سر حاکمیت بکوبیم که البته حق هم داریم.
این روزنامهنگار در ادامه به تجربه خود درباره شکلگیری یک انجمن استانی و نیز نحوه توزیع اینترنت خبرنگاران اشاره کرد و گفت: برای انجمن استانی که قرار بود شکل بگیرد، فراخوان داده بودند و بعد من دیدم همه شرکتکنندگان در نهایت سردبیر شدهاند. تعجب کردم که چرا هیچکس خبرنگار نیست و همه سردبیرند. برای توزیع اینترنت خبرنگاران، متوجه شدم هشت هزار اینترنت به مدیران مسئول داده شده و چهار هزار به خبرنگاران. تعجب کردم که مگر میشود تعداد مدیران از خبرنگاران بیشتر باشد.
او با اشاره به مشکلات موجود در ساختار رسانهها، گفت: ما مشکل بزرگی در ساختار رسانهها داریم که از سال ۱۳۸۴ و بعد از تعطیلی فلهای مطبوعات، رسانههای ما در مناقصه یکسری افراد قرار گرفتند.
خوش چهره با اشاره به تجربه خود در ارزیابی نشریات افزود: چند سال پیش من مسئول ارزیابی نشریات بودم و باید برای یارانه و کاغذ امتیاز میدادیم. به کسانی برخوردم که صاحب چندین روزنامه بودند. طرف ۴۰ روزنامه را کرایه کرده بود و هر ده تا و هشت تا را به یک صفحهآرا داده بود تا آگهیها را بگذارد و بعد بقیه محتوا را کپیپیست کند و در صفحهاش بگذارد. حتی در کاری متوجه شدم مدیرمسئول روزنامهای، روزنامهاش را کرایه داده است.
او ادامه داد: بحران اینجاست. طرف در صفحهآرایی، هفت روزنامه را میبست و ارسال میکرد و مشخص است که کسی این روزنامه را نمیخواند. ما باید این رابطه را ببینیم. بنابراین باید بحران را از این زاویه هم نگاه کنیم.
خوش چهره در ادامه سخنان خود با طرح پرسشهایی درباره رابطه رسانه و مخاطب گفت: با این وضعیت، ما با چند سؤال روبهرو هستیم؛ مخاطبانِ ما، چطور ما را ارزیابی میکنند؟ سطح مشارکت ارتباطی آنها با رسانه کجاست؟
او با اشاره به وضعیت نیروهای رسانهای افزود: علیرغم حضور نیروهای باتجربه و بامهارت در خبرگزاریها، آنها همچنان با مسئله سیاستهای ابلاغی و تبلیغی درگیرند.
خوش چهره با تأکید بر ضرورت برقراری ارتباط رسانه با طیفهای مختلف جامعه اظهار کرد: قرار بود رسانه بین آدمی که پنج کلاس سواد دارد تا کسی که دکترا دارد، ارتباط برقرار کند؛ یعنی همه بتوانند با تیتر و متن ارتباط برقرار کنند. الآن جوری افادهچینی میکنند که اگر یک فرد معمولی هم بخواهد آن را بخواند، نمیتواند و فقط افاده روشنفکری است.
خوشچهره در بخش دیگری از سخنانش، محتوای مشابه در رسانههای مکتوب را مورد انتقاد قرار داد و گفت: متنهای این روزنامهها طوری است که اگر امروز تعطیلش کنند، میتوانند همان محتوا را در مجله چاپ کنند و وقتی مجله را تعطیل کنند، محتوای آن را در فصلنامه چاپ کنند. در چنین شرایطی رسانهها چطور میتوانند ارتباط دوطرفه خود را با مخاطب حفظ کنند؟
خوشچهره در ادامه با طرح پرسشهایی درباره ریشه فاصله گرفتن مخاطبان از رسانهها گفت: مشکل کجاست؟ آیا مردم از محتوای ما ناراضیاند؟ یا از شیوه پیگیری مطالباتشان از طرف ما ناراضیاند؟
این مدرس روزنامهنگاری، با بیان اینکه رسانهها مرجعیت خود را از دست دادهاند، گفت: مردم به ما اعتماد ندارند. در گذشته هم چنین چیزی بود؛ از یک طرف مردم میگفتند ما دروغ مینویسیم و از طرف دیگر، حاکمیت به ما نگاه امنیتی داشت.
خوشچهره با انتقاد از وضعیت محتوایی رسانهها اظهار کرد: ما در رسانههای خود فاقد ایدههای قوی هستیم. این درحالیست که رسانه باید بتواند بر نگرش مخاطب خود تأثیر بگذارد.
او ادامه داد: ما قرار نیست مخاطب را وادار به چیزی کنیم، اما میشود زوایای دیگری را که میتوان از آن موضوع دید، نشان بدهیم. مهمترین مسئله این است که باید قدرت پیشبینی را به مخاطب بدهیم.
خوشچهره در ادامه با اشاره به برخی رفتارهایی که به گفته او موجب از دست رفتن مرجعیت رسانهها شده است، گفت: بعضی از رفتارهایی که باعث از دست رفتن مرجعیت رسانهها شد، به حاکمیت کمک کرد که خبرگزاریها بیآزار باشند. اما در جایی مثل جنگ و بحران اقتصادی که رسانهها نمیتوانند روی افکار عمومی تأثیر بگذارند، حاکمیت هم ضرر میکند.
مدرس روزنامهنگاری، بازگشت اعتماد و مرجعیت به رسانهها را ممکن دانست، اما تأکید کرد که رسانهها برای عبور از شرایط موجود باید تواناییهای خود را ارتقا دهند.
او در پاسخ به این سؤال که آیا میتوان اعتماد و مرجعیت از دسترفته رسانهها را بازگرداند، گفت: ما نباید تسلیم شرایط شویم. نباید امید را از دست بدهیم، اما باید توانایی خودمان را در این شرایط سخت بالا ببریم و اگر این کار را انجام دهیم، بردهایم..
خوشچهره در ادامه با اشاره به تفاوت مدیریت در شرایط عادی و بحرانی اظهار کرد: میگویند اگر یک سیاستمدار در شرایط عادی سر کار بیاید، خیلی اتفاق ویژهای رقم نخورده است، ولی در شرایط بحرانی، چرچیلی برای انجام آن کار لازم است.
او این نگاه را به وضعیت رسانهها تعمیم داد و گفت: در وضعیت رسانهای خودمان هم اگر ما بتوانیم نوعی خبرنگاری و رسانهای مؤلف باشیم که چرایی و چگونگی خبر را تشریح کند و بیشتر از عناصر خبری دیگر به عنصر «چه» توجه کند و خبرنگار را در متن ببینیم، موفق شدهایم.
به گفته این روزنامهنگار، بخشی از مشکل رسانههای داخلی، ناتوانی در تحلیل و تشخیص چرایی و چگونگی رویدادهاست. او گفت: خیلی از رسانههای خارجی از اطلاعات تحریریههای ما استفاده میکنند، اما ما چون قدرت تشخیص چرایی و چگونگی خبر را نداریم، نمیتوانیم با آنها رقابت کنیم.
خوشچهره در پایان، قدرت پیشبینی را شرط رقابت مؤثر رسانهها دانست و گفت: جایی وارد رقابت میشویم که قدرت پیشبینی را به مخاطب خود بدهیم؛ وگرنه با چالشهای حاکمیتی، ساختار اشتباه و مشکلات خودمان همچنان دچار بحران خواهیم ماند.