شفقنا رسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
«تالاب تشنه» تیتر روزنامه اعتماد است که در گزارشی به دلایل آتشسوزیهای هورالعظیم اشاره کرد و نوشت: «آتشی که امسال دوباره به جان هورالعظیم افتاده، تاکنون ۷۴۹ هکتار را سوزانده و خاکستر کرده است. آتشسوزیها از اوایل تابستان شروع شد و حالا با تداوم موج دماهای بالای ۵۰ درجه در خوزستان، ادامه یافته است. آخرین آنها ۶مرداد بود که حدود سه روز طول کشید و دود سیاه از میان نیزارهای هور در منطقه مرزی، تا کیلومترها آنسوتر دیده میشد. هشدارها نسبت به خشک شدن هورالعظیم از اوایل امسال مطرح شد اما با بیتوجهی تصمیمگیران حالا رنگ واقعیت گرفته و براساس آخرین برآوردها حدود ۷۰درصد از هورالعظیم خشک شده است. گزارشها در روزهای اخیر از مرگ و میر ماهیها و فشار بر هزاران گاومیش حاشیه هور حکایت دارد. اینبار اما شرکت نفت نیست که مانع آبگیری تالاب شده، بلکه انگشت اتهام به سمت شالیزارهای وسیع در بالادست هورالعظیم است که همه سهم آب هور را بلعیدهاند. «احمدرضا لاهیجانزاده» معاون محیطزیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیطزیست در پی آتشسوزی اخیر در هورالعظیم وسعت شالیزارهای حوزه کرخه را امسال، ۳۰ تا ۳۵ هزار هکتار اعلام کرده و گفته است: «این میزان متناسب با آورد رودخانه کرخه (منبع تغذیه تالاب در ایران) نیست و هرچه این قبیل فعالیتها را انجام دهیم عملا از حقابه هور حذف کرده و شرایط را برای آتشسوزی و مشکلات بعدی فراهم کردیم. بنابراین مدیریت آب خصوصا در بخش کشاورزی و تامین حقابه تالاب باید صورت گیرد.» به گفته او: «این آتشسوزیها دلایل مختلفی داشته که بخشی از آن عمدی و برای رشد نیهای سبز ازسوی برخی دامداران بوده و بخشی مربوط به گرمای منطقه است، اما عدم تامین حقابه، زمینهساز آتشسوزی بوده و زمانی که آب موردنیاز تالاب تامین نشود شرایط برای آتشسوزی مهیا میشود.»»
«میدان نیلوفر؛ ۱۶۳ روز بعد» تیتر روزنامه شرق است که به بیان روایتی از کسبوکارهای آسیبدیده پس از موشکباران در یکی از میدانهای شهر پرداخت و نوشت: «آفتاب تند تابستان آسفالت را داغ کرده، هر عابری از شدت گرمای مرداد دنبال پناهگاهی خنک است، اما «مرد جوان» با تیشرت آبی بیتوجه به گرما، در سوپرمارکت بدون کولر، نشسته است: «سه یخچال داشتم، یک کولرگازی ۲۴ هزار در مغازه نصب بود و سرتاسر مغازه پر از اجناس مختلف بود. اما حالا از تمام آن تجهیزات و اجناس همینها باقی مانده است». در مغازه از سه یخچال، دو یخچال مانده که هر دو را با هزینه شخصی، تعمیر کرده. یخچالهای بستنی هم چون امانتی یک شرکت بود، با اصرار او، توسط شرکت تعمیر شده است. اغلب قفسهها خالی است، سوپرمارکت در طبقه همکف ساختمانی اداری قرار دارد که کاملا تخلیه شده و به لطف نصب تیرآهن سرپاست: «مغازه را باز کردم چون اجناس فاسدشدنی دارم، اینها را نفروشم، ضرر روی ضرر میشود. هیچکس کمکی نکرده است، مثلا از صنف ما کسی نیامد حداقل اجناس مرا بردارد حتی با قیمت خرید تا فاسد نشوند، کارشناس برای ارزیابی خسارت آمد اما اصلا با دقت ارزیابی نکرد، کولر گازی من را با کولر آبی مغازه کناری یکی در نظر گرفت، هیچکس هم نیامد بگوید آسیبهایی که به اجناس ما خورده، چه میشود. برفرض آمدند و ساختمان را درست کردند، کرکرهها و شیشهها را انداختند، خب سرمایه و تجهیزاتم که حاصل سالها تلاشم است و از بین رفته، چه میشود؟»»
