دکتر محبوبی در گفتگو با شفقنا: «حفظ هسته سخت حقیقت»؛ مرز ویرایش حرفه‌ای و تحریف در ترجمه خبر است/ مترجم باید شناخت کافی از شیوه‌های روایت‌سازی و پروپاگاندای رسانه‌های مختلف داشته باشد

شفقنا رسانه- در عصر ارتباطات، بخش قابل توجهی از اخبار بین‌الملل در رسانه‌های داخلی از مسیر ترجمه به دست مخاطب می‌رسد. اما ترجمه خبر، تنها جابه‌جایی واژه‌ها از زبانی به زبان دیگر نیست؛ بلکه تصمیمی حرفه‌ای درباره انتخاب واژگان، انتقال دقیق معنا و رعایت اصول اخلاقی روزنامه‌نگاری است. این اهمیت زمانی دوچندان می‌شود که پای اظهارات توهین‌آمیز، ادعاهای اثبات‌نشده یا اطلاعات نادرست در میان باشد. در چنین شرایطی، رسانه‌ها باید میان امانت‌داری در ترجمه و مسئولیت حرفه‌ای خود چگونه تعادل برقرار کنند؟ دکتر لعیا محبوبی، مترجم بخش اخبار بین الملل صداوسیما ضمن تاکید بر حرفه ای گری می گوید: حرفه‌ای‌گری یعنی پایبندی به حقیقت، صداقت و مسئولیت‌پذیری و پرهیز از هر آنچه این اصول را خدشه‌دار می‌کند. این اصل، هم در ترجمه خبر و هم در تولید و انتشار خبر، باید مبنای عمل رسانه و مترجم باشد.

 

گفتگوی شفقنا رسانه با دکتر لعیا محبوبی، مترجم بخش اخبار بین الملل صداوسیما را در ادامه بخوانید…

 

کار مترجم خبر، نوعی بازآفرینی روایت از منظر رسانه متبوعش به رویداد است

ترجمه خبری چه تفاوت ماهوی با ترجمه عمومی دارد؟ 

ترجمه عمومی و ترجمه خبر ماهیت متفاوتی دارند. ترجمه عمومی، بیش از هر چیز، بر معادل‌یابی، یافتن معادل مناسب و انتقال پیام در فضایی خنثی و بدون سوگیری متمرکز است؛ اما ترجمه خبر تا حدی متفاوت است. در ترجمه خبر، باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن، متناسب با ضرورت و فوریتی که خبر دارد، آن را ترجمه و با بیشترین اثرگذاری منتقل کرد.

بحثی که در اینجا وجود دارد، این است که تفاوت اصلی ترجمه خبر از آنجا آغاز می‌شود که شما با افکار عمومی سروکار دارید. از آنجا که با افکار عمومی، جهت‌دهی به ذهنیت مخاطب و فضای رسانه‌ای که در آن فعالیت می‌کنید مواجه هستید، نتیجه کار ترجمه نیز متفاوت خواهد بود. به همین دلیل، اگر یک خبر واحد را در اختیار چند مترجم که در رسانه‌های مختلف فعالیت می‌کنند قرار دهید، ترجمه آن از نظر انتخاب واژگان و سبک و سیاق ترجمه می‌تواند بسیار متفاوت باشد.

برای مثال، در خبری درباره ایجاد یک Voluntary Fund برای تنگه هرمز، مشاهده کردم که یکی از رسانه‌ها این عبارت را به «صندوق صدقات» ترجمه کرده بود. در حالی که واژه «صدقه» در زبان فارسی، با توجه به زمینه‌های فرهنگی و مذهبی، بار معنایی بسیار سنگین و متفاوتی دارد؛ اما اگر همان عبارت به «صندوق کمک مالی داوطلبانه» ترجمه شود، معنای متفاوتی را منتقل می‌کند. این تفاوت، به سوگیری رسانه و نوع ارزش‌گذاری آن نسبت به خبر بستگی دارد. در واقع، ترجمه متفاوت یک واژه، در راستای تأثیرگذاری و متناسب با مشی رسانه و رویکردی است که مترجم خبری در آن رسانه بر اساس آن فعالیت می‌کند.

گاهی نیز گفته می‌شود که ترجمه خبر باید کاملاً خنثی باشد؛ اما مترجمی که در یک واحد خبری فعالیت می‌کند، نمی‌تواند ادعا کند که ترجمه‌هایش کاملاً مستقل و فارغ از جهت‌گیری رسانه است. برای نمونه، بسیاری از رسانه‌های غربی از واژه «رژیم» برای اشاره به دولت ایران استفاده می‌کنند، در حالی که در رسانه‌های همسو با ما از واژه «دولت» یا معادل‌های دیگری مانند State یا Government استفاده می‌شود.

منظورم این است که ترجمه خبر، در عمل، خالی از ارزش‌گذاری نیست و بحث استقلال کامل مترجم، چندان معنادار نیست؛ زیرا مترجم، خواسته یا ناخواسته، در چارچوب سیاست‌ها و رویکرد رسانه‌ای فعالیت می‌کند که با آن همسو است.

می‌توان گفت مترجم، به نوعی، نخستین دروازه‌بان خبر است؛ زیرا با انتخاب واژگان، در شکل‌گیری روایت نقش دارد. البته وقتی از «ناخودآگاه» سخن می‌گویم، احتمال زیادی وجود دارد که این فرایند آگاهانه باشد، اما گاهی نیز ممکن است مترجم، بدون آنکه خود متوجه باشد، در شکل‌دهی به یک روایت کلان مشارکت کند.

برای نمونه، واژه‌هایی مانند «مبارز»، «شورشی» یا «تروریست» هر یک بار معنایی متفاوتی دارند و بسته به نگاه رسانه نسبت به گروه‌ها یا افرادی که در حوزه سیاسی فعالیت می‌کنند یا دست به اقدامات قهرآمیز می‌زنند، واژه متفاوتی برای توصیف آن‌ها انتخاب می‌شود. بنابراین، می‌توان گفت مترجم خبر، در واقع، نوعی بازآفرینی روایت را انجام می‌دهد، اما از منظر و روزنه‌ای که رسانه متبوع او به آن رویداد نگاه می‌کند.

 

در ترجمه خبر نمی‌توان امانت‌داری را صرفاً به معنای وفاداری کامل به واژگان متن اصلی دانست

در امانت‌داری، مترجم خبر باید بیش از هر چیز به انتقال دقیق اطلاعات توجه داشته باشد

اصل «امانت‌داری» در ترجمه خبر چگونه باید تعریف شود؟ آیا امانت‌داری به معنای وفاداری به واژگان متن مبدأ است یا انتقال دقیق معنا، لحن، بافت، میزان قطعیت و مقصود گوینده؟

نکته‌ای که در ترجمه خبر وجود دارد، این است که نمی‌توان امانت‌داری را صرفاً به معنای وفاداری کامل به واژگان متن اصلی دانست و همان تعریفی را که در آموزش ترجمه برای متون عمومی ارائه می‌شود، بدون تغییر در ترجمه خبر به کار گرفت. به نظر من، در ترجمه خبر، امانت‌داری به آن معنایی که معمولاً در سایر متون و در ترجمه واژه‌به‌واژه مطرح می‌شود، صادق نیست.

به عنوان نمونه، گاهی همین پایبندی کامل به واژگان متن اصلی و حرکت واژه‌به‌واژه بر اساس آن، می‌تواند اشتباه بزرگی باشد. زیرا در چنین حالتی، مترجم ناخواسته قصد و نیت گوینده یا نویسنده را نیز، بدون توجه به زمینه و بافت، منتقل می‌کند. نویسنده در بافت و زمینه خاص خود از واژه‌ها و تعابیری با نیت مشخص استفاده کرده است و اگر مترجم همان واژه‌ها را بدون توجه به تفاوت‌های زبانی و فرهنگی منتقل کند، ممکن است نتیجه مطلوب حاصل نشود.

البته در برخی موارد، انتقال دقیق همان واژه‌ها برای نشان دادن رویکرد گوینده ضروری است، اما همیشه چنین نیست. برای مثال، اگر در متن از طعنه یا اصطلاح خاصی استفاده شده باشد، ترجمه تحت‌اللفظی و وفاداری کامل به واژگان، در واقع مخاطب را از درک معنایی که در ذهن نویسنده یا گوینده وجود داشته است، محروم می‌کند.

به عبارت دیگر، ترجمه تحت‌اللفظی می‌تواند معنا را از بین ببرد. بنابراین، در امانت‌داری، مترجم باید بیش از هر چیز به انتقال دقیق اطلاعات توجه داشته باشد و بتواند لحن، سبک و شیوه بیان نویسنده را نیز تا حد امکان به مخاطب منتقل کند.

می‌توان گفت مترجمی که خبر را ترجمه می‌کند، برای مخاطبانی ترجمه می‌کند که در بافت فرهنگی و ساختار ذهنی متفاوتی قرار دارند. از این‌رو، باید همواره این نکته را در نظر داشته باشد که آیا مخاطب فارسی‌زبان با متن ارتباط برقرار می‌کند و آیا مفهوم خبر را به‌درستی درک خواهد کرد یا خیر.

بسیاری از متون، به‌ویژه برخی مقالات، از نظر زبانی بسیار سنگین هستند. اگر مترجم بخواهد کاملاً به متن اصلی وفادار بماند، ممکن است خواننده نتواند متن را روان بخواند یا مفهوم آن را درک کند و در نهایت، مطالعه آن را رها کند. ازاین‌رو، در چنین مواردی، ساده‌سازی متن، متناسب با نیاز مخاطب رسانه، ضروری است.

البته در عین حال، اطلاعات صحیح، نوع نگاه نویسنده و سبک بیان او باید تا حد امکان حفظ شود. با این حال، این انتقال باید با توجه به ساختار زبان فارسی، بافت فرهنگی مخاطب و ویژگی‌های ادبیات زبان مقصد انجام شود تا متن، ضمن حفظ امانت، برای مخاطب فارسی‌زبان نیز قابل فهم و روان باشد.

 

«حفظ هسته سخت حقیقت»؛ مرز ویرایش حرفه‌ای و تحریف در ترجمه خبر

مترجم و دبیر خبر تا چه اندازه مجازند برای روان‌سازی، اختصار، بومی‌سازی یا انطباق با استانداردهای حرفه‌ای رسانه، در تیتر، لید و متن خبر تغییر ایجاد کنند؟ 

در برخی از سرویس‌های خبری، معمولاً مترجم خبر از دبیر خبر جداست. مترجم خبر، متون را دریافت می‌کند و به‌عنوان یک نیروی متخصص، صرفاً آن‌ها را ترجمه کرده و در اختیار تحریریه قرار می‌دهد تا در موقعیت‌های مورد نیاز از آن استفاده شود. بنابراین، اگر در ساختار تحریریه این دو وظیفه از یکدیگر تفکیک شده باشند، ماهیت کار نیز متفاوت خواهد بود.

در این شرایط، دبیر خبر ممکن است اختیار بیشتری برای اعمال تغییرات داشته باشد، در حالی که مترجم، در مرحله نخست و به‌عنوان اولین حلقه فرایند، صرفاً متن را ترجمه می‌کند یا با حداقل تغییر، خبر را برمی‌گرداند.

از زمانی که دبیران خبر وارد فرایند می‌شوند، برای بومی‌سازی یا انطباق خبر با استانداردهای حرفه‌ای رسانه، تغییراتی در متن ایجاد می‌شود و تا این مرحله، اشکالی وجود ندارد؛ زیرا هر رسانه ساختار، سبک و سیاق خاص خود را دارد و طبیعی است که آن را در تنظیم خبر اعمال کند.

برای مثال، رسانه‌ای مانند Axios معمولاً ابتدا خلاصه‌ای از خبر ارائه می‌کند، سپس نکات مهم را مطرح می‌کند، توضیح می‌دهد که چرا موضوع اهمیت دارد و در ادامه، با ارائه پیشینه، تحلیل یا اطلاعات تکمیلی، مخاطب را با ابعاد مختلف موضوع آشنا می‌کند. اگر چنین متنی به همان شکل ترجمه شده باشد، الزاماً نباید دبیر خبر آن را با همان ساختار منتشر کند؛ زیرا آن قالب متعلق به همان وبگاه خبری ـ تحلیلی است و اگر قرار باشد همین خبر در یک شبکه تلویزیونی استفاده شود، حفظ همان ساختار می‌تواند نادرست باشد. در چنین مواردی، اختصار، ساده‌سازی و بازتنظیم متن کاملاً مجاز است؛ اما تغییر در آمار، اطلاعات یا محتوای خبر، خطایی اساسی و مغایر با اصل امانت‌داری محسوب می‌شود. در مقابل، تغییراتی که صرفاً برای انطباق متن با استانداردهای رسانه انجام می‌شوند، کاملاً پذیرفته‌شده و حرفه‌ای هستند.

در مورد مرز میان ویرایش حرفه‌ای، برجسته‌سازی، تفسیر و تحریف نیز باید به یک اصل اساسی توجه کرد و آن حفظ «هسته سخت حقیقت» و اصل ماجراست. تغییر ساختار جمله‌ها برای انطباق با سبک خبری، مانند تنظیم خبر بر اساس الگوی هرم وارونه، حذف مطالب زائد، تکرارها و حشو، یا بومی‌سازی اصطلاحات برای فهم بهتر مخاطب، همگی مجاز هستند؛ زیرا این اقدامات بخشی از حرفه‌ای‌گری رسانه محسوب می‌شوند و هدف آن‌ها افزایش فهم مخاطب است.

اما زمانی که تغییرات باعث شوند اهمیت بخش‌هایی از خبر به‌صورت غیرواقعی افزایش یابد، دیگر از حوزه ویرایش حرفه‌ای خارج می‌شویم. برای مثال، اگر جمله‌ای حاشیه‌ای به محور اصلی خبر تبدیل شود، یا صرفاً برای جلب کلیک، تیتر به‌گونه‌ای تنظیم شود که اهمیت موضوع را بیش از واقعیت نشان دهد، این اقدام دیگر ویرایش حرفه‌ای نیست.

همچنین، اگر نویسنده در متن اصلی با تردید درباره موضوعی سخن گفته باشد یا موضوع را بدون قطعیت مطرح کرده باشد، اما در ترجمه یا تنظیم خبر، همان مطلب با قطعیت کامل بیان شود، این نیز نوعی تحریف است.

برای نمونه، در بسیاری از متون خبری آمده است که «برای دریافت توضیح با فلان نهاد تماس گرفتیم، اما پاسخی دریافت نکردیم.» اگر این بخش در تنظیم خبر به‌گونه‌ای بازنمایی شود که «پاسخ ندادن» به‌عنوان یک تخلف یا تقصیر قطعی جلوه داده شود، این دیگر ویرایش حرفه‌ای نیست، بلکه مصداق تحریف و برجسته‌سازی است و از اصل ماجرای خبر فاصله می‌گیرد.

رسانه‌ها نباید به تریبونی برای ترجمه اخبار نفرت‌پراکنی تبدیل شوند/

در موضوعاتی مانند تحقیر قومی، مذهبی یا جنسیتی نیز، مترجم باید با دقت و مسئولیت‌پذیری عمل کند

در ترجمه اظهارات حاوی توهین، نفرت‌پراکنی، تحقیر قومی، مذهبی یا جنسیتی و دیگر تعابیر خلاف اخلاق عمومی، رسانه چگونه باید میان حق مخاطب برای آگاهی، وفاداری به سخنان گوینده و مسئولیت خود در قبال اخلاق رسانه‌ای تعادل برقرار کند؟

در واقع، می‌توان گفت این موضوع یک چالش اخلاقی جدی را مطرح می‌کند و به نظر من، سؤال بسیار مهمی است؛ به‌ویژه در شرایط کنونی که با تنش‌های سیاسی و درگیری‌های نظامی مواجه هستیم. بارها پیش آمده است که، برای مثال، ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال مطلبی منتشر کرده و از اصطلاحی توهین‌آمیز نسبت به مردم ایران استفاده کرده یا سیاستمداران و مذاکره‌کنندگان ایرانی را با تعابیر نامناسب توصیف کرده است.

وقتی با چنین متنی مواجه می‌شوید، از یک سو، شنیدن این نوع ادبیات نسبت به مردم یا مسئولان کشور، ناراحت‌کننده است و از سوی دیگر، به‌عنوان مترجم، وظیفه دارید آن را به‌گونه‌ای دقیق منتقل کنید که رویکرد آن سیاستمدار نسبت به مردم ایران و مسئولان ایرانی برای مخاطب روشن شود. اتفاقاً این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد با چه نوع رویکردی و با چه شخصیتی مواجه هستیم.

اما از سوی دیگر، مترجم نیز با یک تعارض مواجه می‌شود. از یک طرف، استفاده از چنین تعابیری درباره وطن، مردم یا سیاستمداران کشورش برای او آزاردهنده است و از طرف دیگر، انتقال صحیح رویکرد گوینده نیز اهمیت دارد. بنابراین، این یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی است که مترجمان خبر با آن روبه‌رو هستند.

با این حال، به‌طور کلی، رسانه‌ها و مترجمانی که مطالب رسانه‌های دیگر را ترجمه می‌کنند، نباید به تریبونی برای نفرت‌پراکنی تبدیل شوند. البته این موضوع نیز به معنای سانسور واقعیتی که رخ داده است، نیست.

برای مثال، اگر فردی مانند ترامپ، جان بولتون یا هر مقام سیاسی دیگری از عبارتی مانند «سیاستمداران احمق ایرانی» استفاده کند، لزوماً ضرورتی ندارد که همان عبارت عیناً ترجمه شود. اگر این عبارت نیز به همان شکل نقل نشود، چیزی از اصل خبر برای مخاطب کاسته نخواهد شد. می‌توان نوشت که «این مقام سیاسی با ادبیاتی تند و توهین‌آمیز چنین اظهاراتی را مطرح کرد» یا «این ادعا را با ادبیاتی توهین‌آمیز بیان کرد.» در این صورت، بدون آنکه واژه توهین‌آمیز به‌طور مستقیم تکرار شود، رویکرد منفی گوینده نسبت به کشور، مردم یا مسئولان نیز به‌درستی منتقل خواهد شد.

به نظر می‌رسد مترجم، با توجه به اقتضائات هر موقعیت، می‌تواند تشخیص دهد که آیا ضرورت دارد عین واژه‌های گوینده منتقل شود یا خیر. بر همین اساس، می‌تواند با شیوه‌ها و سبک‌های مختلف، مفاهیم توهین‌آمیز را منتقل کند، بدون آنکه الزاماً همان الفاظ را به‌کار ببرد.

در موضوعاتی مانند تحقیر قومی، مذهبی یا جنسیتی نیز، مترجم باید با دقت و مسئولیت‌پذیری عمل کند. او باید با قضاوت حرفه‌ای، نحوه بیان مطالب درباره یک گروه، جنسیت یا فرد خاص را ارزیابی کند و در نهایت تصمیم بگیرد که اگر در متن اصلی توهین یا نفرت‌پراکنی وجود دارد، آن را به چه شیوه‌ای منتقل کند و آیا اساساً لازم است مخاطب از عین واژه‌های به‌کاررفته آگاه شود یا خیر. در مجموع، می‌توان گفت این تصمیم، با توجه به شرایط، نوعی مهندسی پیام است؛ یعنی مترجم و رسانه با در نظر گرفتن اقتضائات حرفه‌ای و اخلاقی، درباره نحوه انتقال پیام به مخاطب تصمیم‌گیری می‌کنند.

 

رسانه خبری برای حفظ اعتبار خود، هیچ‌گاه ادعاهای فاقد سند را بدون بررسی و راستی‌آزمایی منتشر نمی‌کند/

معمولاً پیش از مرحله ترجمه، فرایند پایش و بررسی خبر انجام می‌شود

 اگر یک مقام سیاسی، نهاد رسمی یا رسانه خارجی ادعایی فاقد سند، گمراه‌کننده یا آشکارا خلاف واقع مطرح کند، رسانه مقصد چه مسئولیتی دارد؟

ببینید، اغلب رسانه‌هایی که از متون ترجمه‌شده استفاده می‌کنند، با توجه به هدفی که دارند، آن مطالب را انتخاب و منتشر می‌کنند. در برخی موارد، خودِ ادعای فاقد سند نیز می‌تواند خبر باشد؛ یعنی فردی ادعایی را مطرح کرده و شما همان ادعا را به‌عنوان خبر منتشر می‌کنید و می‌گویید فلان شخص چنین ادعایی را مطرح کرده است، در حالی که هیچ سند و مدرکی برای آن وجود ندارد.

گاهی نیز ممکن است لازم باشد مطلب مطرح‌شده را با مراجعه به چند منبع بررسی کنید تا بتوانید صحت آن را بسنجید و در نهایت، پس از راستی‌آزمایی و فکت‌چک، آن را منتشر کنید. همچنین، اگر هیچ اطلاعات یا مستندی درباره آن پیدا نشود، رسانه‌های خبری معمولاً ترجیح می‌دهند در این زمینه سکوت کنند، نه اینکه آن ادعا را بازنشر دهند. البته ممکن است همان ادعا را نیز به‌عنوان یک خبر منتشر کنند، اما هم‌زمان تصریح کنند که این ادعا فاقد سند است و هیچ مدرکی برای اثبات آن وجود ندارد.

در مجموع، رسانه خبری برای حفظ اعتبار خود، هیچ‌گاه ادعاهای فاقد سند را بدون بررسی و راستی‌آزمایی منتشر نمی‌کند؛ زیرا انتشار مطالب غیرواقعی، مصداق نشر اخبار کذب و اطلاعات نادرست است و اعتبار رسانه را خدشه‌دار می‌کند.

از آنجا که در ترجمه خبر، واقعی بودن اطلاعات اهمیت دارد، معمولاً پیش از مرحله ترجمه، فرایند پایش و بررسی خبر انجام می‌شود. یعنی ابتدا خبر از نظر صحت و اعتبار بررسی می‌شود و سپس وارد مرحله ترجمه می‌شود. به بیان دیگر، یک مرحله کنترل پیش از ترجمه وجود دارد.

البته گاهی نیز ممکن است خبری، پیش از تکمیل فرایند راستی‌آزمایی، صرفاً برای بررسی یا پیگیری بیشتر مطرح شود؛ اما در ادامه، با انجام فکت‌چک، مشخص می‌شود که ادعا صحت ندارد و در نتیجه، خبر منتشر نمی‌شود یا از دستور کار خارج می‌شود. بنابراین، اگر مطلبی فاقد سند باشد، معمولاً در یکی از مراحل دروازه‌بانی خبر، یا رد می‌شود یا پس از بررسی، اجازه انتشار پیدا می‌کند.

نکته دیگری نیز وجود دارد. اگر یک مقام رسمی ادعایی خلاف واقع مطرح کند، صرف انتشار آن از سوی چند رسانه کافی نیست. لازم است نظر طرف مقابل نیز اخذ شود. برای مثال، اگر یک مقام خارجی یا رسانه‌ای مانند تروث سوشال یا فاکس‌نیوز ادعایی را مطرح کرده باشد و این مطلب ترجمه شود، چنانچه قرار باشد مبنای انتشار در یک رسانه قرار گیرد، لازم است دیدگاه طرف مقابل، مانند وزارت امور خارجه یا دولت ایران، نیز دریافت و بررسی شود. در واقع، اگر هر دو طرف ماجرا مورد بررسی قرار گیرند و صحت یا سقم ادعا مشخص شود، پس از آن می‌توان خبر را منتشر کرد.

بنابراین، این مسئولیت صرفاً بر عهده مترجم یا دبیر خبر نیست، بلکه مسئولیت یک نهاد رسانه‌ای است که باید در قالب یک فرایند حرفه‌ای انجام شود. تلاش بر این است که حتی اگر مطلبی از یک منبع معتبر ترجمه شده باشد، صرف معتبر بودن منبع برای انتشار کافی نباشد، بلکه لازم است صحت ادعاها نیز از سوی طرف مقابل بررسی و تا حد امکان تأیید شود و سپس خبر منتشر شود.

 

استفاده از هوش مصنوعی برای ترجمه خبر می تواند هم کمک کننده و هم آسیب زا باشد/

بسیاری از مترجمانی که در حوزه مترجمی خبر فعالیت می‌کنند، صرفاً مترجم زبان هستند

ارزیابی شما از وضعیت کنونی ترجمه اخبار خارجی در رسانه‌های ایران چیست؟

اتفاق مهمی که در سال‌های اخیر رخ داده، نقش پررنگ فناوری در فرایند ترجمه اخبار است. فناوری باعث شده سرعت عمل رسانه‌ها افزایش پیدا کند و مطالب در کوتاه‌ترین زمان ممکن روی تلکس‌ها و کانال‌های خبری قرار بگیرند و مخاطبان سریع‌تر در جریان اخبار قرار گیرند.

اما نکته مهم این است که امروزه در بسیاری از موارد از هوش مصنوعی برای ترجمه استفاده می‌شود. این موضوع، از یک سو می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد و از سوی دیگر، خود به یک آسیب تبدیل شود. بنابراین، اگر قرار است از ابزارهای هوش مصنوعی برای کمک به مترجم استفاده شود، لازم است مترجم با دقت و آگاهی کامل متن را ویرایش و بازبینی کند. ماشین بر اساس داده‌هایی که در اختیار دارد ترجمه می‌کند، اما ممکن است هوش انسانی به دلیل شناخت بهتر از زبان، فرهنگ و موضوع، بتواند خطاهای هوش مصنوعی را تشخیص داده و اصلاح کند.

برای مثال، در بسیاری از ترجمه‌های ماشینی مشاهده می‌شود که ساختار جمله‌های انگلیسی بدون تغییر بر متن فارسی غلبه می‌کند؛ در حالی که تنها یک مترجم انسانی می‌تواند این ساختار را اصلاح کرده و متن را به شکل طبیعی و پذیرفته‌شده در زبان مقصد بازنویسی کند.

بنابراین، می‌توان گفت فناوری هم به ترجمه اخبار کمک کرده و هم در برخی موارد به آسیب آن تبدیل شده است. برای نمونه، در حوزه‌های تخصصی، هوش مصنوعی گاهی در ترجمه اصطلاحات دچار خطا می‌شود. به‌عنوان مثال، واژه Battery در حوزه سامانه‌های دفاعی به معنای «آتشبار» است، اما گاهی هوش مصنوعی آن را به معنای «باتری» ترجمه می‌کند. در نتیجه، ممکن است خبری چنین ترجمه شود که «ناتو وعده داده باتری سامانه پاتریوت را شارژ یا تقویت کند»، در حالی که منظور از Battery در اینجا «آتشبار» سامانه دفاعی است، نه باتری الکتریکی آن.

اگر چنین ترجمه‌ای بدون بازبینی یک مترجم حرفه‌ای منتشر شود، ممکن است همان تعبیر نادرست در رسانه رواج پیدا کند. مخاطب عمومی نیز احتمالاً متوجه این تفاوت نخواهد شد و تصور می‌کند منظور، باتری سامانه است؛ در حالی که مفهوم صحیح، تقویت آتشبار آن سامانه است. این نمونه، یکی از آسیب‌های استفاده صرف از ترجمه ماشینی در اخبار تخصصی است.

نکته دیگر این است که بسیاری از مترجمانی که در این حوزه فعالیت می‌کنند، صرفاً مترجم زبان هستند. این موضوع خود یک چالش محسوب می‌شود. بسیاری از آن‌ها رشته مترجمی زبان خوانده‌اند و توانایی ترجمه دارند، اما لازم است علاوه بر دانش زبانی، با مباحث علوم سیاسی، روابط بین‌الملل و دیگر حوزه‌های مرتبط نیز آشنا باشند.

به عبارت دیگر، مترجم خبر باید در حوزه تخصصی خود، اعم از سیاسی، فرهنگی، اجتماعی یا سایر زمینه‌ها، دانش کافی داشته باشد و نگاهی انتقادی نسبت به اخبار و مقالات پیدا کند. چنین دانشی به او کمک می‌کند تا در معادل‌یابی، شناخت نویسندگان، درک لحن و مقصود آن‌ها و در نهایت ارائه ترجمه‌ای دقیق، روان و حرفه‌ای عملکرد بهتری داشته باشد.

 

در شرایط جنگی مترجم با شناخت دقیق منبع، خبر را انتخاب و ترجمه می‌کند/

در شرایط جنگی، کلمات نیز نقش گلوله را پیدا می‌کنند/

مترجم باید شناخت کافی از شیوه‌های روایت‌سازی و پروپاگاندای رسانه‌های مختلف داشته باشد

 ترجمه اخبار در شرایط جنگ، درگیری‌های نظامی یا بحران‌های انسانی چه ملاحظات و ضوابط اخلاقی و حرفه‌ای ویژه‌ای دارد؟

در شرایط جنگی، مهم‌ترین مسئله این است که خبر از چه منبعی استخراج می‌شود، چه کسی آن را انتخاب و ترجمه می‌کند و چگونه به مخاطب منتقل می‌شود. اگر مترجم خود نیز نقش پایشگر خبر را ایفا کند و بتواند منبع خبر را به‌درستی شناسایی و ارزیابی کند، این یک مزیت بسیار مهم خواهد بود. در چنین شرایطی، مترجم با شناخت دقیق منبع، خبر را انتخاب و ترجمه می‌کند.

می‌توان گفت در شرایط جنگی، کلمات نیز نقش گلوله را پیدا می‌کنند. برای مثال، ممکن است خبری از رسانه‌هایی مانند اسکای‌نیوز یا فاکس‌نیوز ترجمه شود. این رسانه‌ها، همانند بسیاری از رسانه‌های دیگر، چارچوب‌ها و روایت‌های خاص خود را دارند و از تکنیک‌های مختلف جنگ روانی و اقناع رسانه‌ای استفاده می‌کنند. با توجه به اینکه امروز با جنگ‌های هیبریدی مواجه هستیم، واژه‌ها و شیوه روایت در خبررسانی، خود به ابزار جنگ تبدیل شده‌اند.

اگر مترجم نسبت به این تکنیک‌ها آگاهی نداشته باشد و شیوه‌های جنگ روانی را نشناسد، ممکن است در درک متن مبدأ یا خنثی‌سازی آثار آن در متن مقصد با مشکل مواجه شود. بنابراین، ضروری است مترجم هم شناخت کافی از شیوه‌های روایت‌سازی و پروپاگاندای رسانه‌های مختلف داشته باشد و هم بداند چگونه این مفاهیم را متناسب با زبان مقصد و مخاطب خود منتقل کند.

در شرایط جنگی، هویت منبع خبر اهمیت بسیار زیادی دارد؛ زیرا حجم اخبار جعلی به‌شدت افزایش پیدا می‌کند. امروزه نیز با گسترش ابزارهای هوش مصنوعی، تولید تصاویر جعلی، تقلید صدا و سایر انواع محتوای ساختگی بسیار آسان‌تر شده است. ازاین‌رو، لازم است هویت منبعی که خبر از آن استخراج می‌شود، حتماً تأیید شده باشد و مترجم یا پایشگر خبر بتواند اخبار جعلی را از اخبار واقعی تشخیص دهد. این موضوع از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

نکته دیگر این است که در ترجمه اخبار جنگی، باید مخاطب و شرایط روحی و روانی جامعه نیز مورد توجه قرار گیرد. گاهی استفاده از برخی واژه‌ها می‌تواند فشار روانی زیادی بر مخاطبان وارد کند. ازاین‌رو، ممکن است در برخی موارد، بتوان همان مفهوم را با ادبیاتی مناسب‌تر و مسئولانه‌تر بیان کرد، بدون آنکه اصل خبر تغییر کند.

در مجموع، شرایط جنگی یک وضعیت بحرانی است و در چنین شرایطی، به دلیل سرعت بالای تحولات، احتمال بروز خطا نیز افزایش می‌یابد. کاهش این خطاها تنها با حرفه‌ای‌گری امکان‌پذیر است. هرچه مترجم و رسانه حرفه‌ای‌تر عمل کنند، احتمال انتشار اخبار جعلی کمتر خواهد شد. همچنین، نه‌تنها از گرفتار شدن در روایت و پروپاگاندای متن مبدأ جلوگیری می‌شود، بلکه رسانه می‌تواند بر اساس اصول حرفه‌ای و سیاست‌های رسانه‌ای خود، روایتی دقیق‌تر و مسئولانه‌تر به مخاطب ارائه دهد.

 

مترجم باید در انتقال آنچه از زبان مبدأ دریافت می‌کند، کاملاً متعهد باشد/

مترجم نباید تفسیر یا تحلیل شخصی خود را وارد متن خبر کند/

نباید رسانه به بستری برای نفرت‌پراکنی یا ترویج خشونت تبدیل شود/

مترجم باید علاوه بر بررسی اعتبار منبع، پیشینه و زمینه خبر نیز بررسی کند/

مترجم یا دبیر خبر نباید در دام روایت اولیه گرفتار شود/

حرفه‌ای‌گری به معنای پایبندی به حقیقت، صداقت و مسئولیت‌پذیری باید در فرایند تولید و انتشار اخبار و ترجمه رعایت شود

در پایان، اگر قرار باشد «منشور اخلاقی ترجمه اخبار خارجی» برای رسانه‌های ایران تدوین شود، به نظر شما مهم‌ترین اصول، ارزش‌ها و الزامات آن چه باید باشد؟

به نظر من، تفاوتی میان اصول اخلاقی ترجمه خبر و اصول حرفه‌ای خبرنویسی وجود ندارد. نخستین اصل، حقیقت‌محوری است؛ یعنی مترجم باید در انتقال آنچه از زبان مبدأ دریافت می‌کند، کاملاً متعهد باشد که واقعیت رویداد تحریف نشود. حفظ حقیقت و انتقال دقیق و صحیح آن، مهم‌ترین اصل در ترجمه خبر است.

اصل دوم این است که مترجم نباید تفسیر یا تحلیل شخصی خود را وارد متن خبر کند. خبر باید صرفاً ترجمه شود و شفافیت کامل وجود داشته باشد؛ به‌گونه‌ای که مخاطب اطمینان داشته باشد هیچ‌گونه دخل و تصرفی در متن صورت نگرفته و خبر همان‌گونه که بوده، منتقل شده است.

اصل دیگر آن است که اگر جهت‌گیری یا سوگیری خاصی وجود دارد، نباید به بهانه تأمین منافع یک گروه یا دنبال کردن یک هدف مشخص، حقیقت و صداقت قربانی شود و اطلاعات نادرست یا جعلی ارائه گردد. بسیار مهم است که برای دستیابی به یک هدف، اصول اخلاقی زیر پا گذاشته نشود.

موضوع مسئولیت اجتماعی نیز در انتشار اخبار اهمیت اساسی دارد. برای مثال، نباید رسانه به بستری برای نفرت‌پراکنی یا ترویج خشونت تبدیل شود. به‌ویژه در فضای مجازی، گاهی مطالبی به‌راحتی منتشر می‌شوند که به نفرت قومی، مذهبی یا جنسیتی دامن می‌زنند یا خشونت را ترویج می‌کنند. رسانه باید به اصل مسئولیت اجتماعی پایبند باشد و تا حد امکان از شیوه‌های گزارش‌دهی خنثی و حرفه‌ای استفاده کند.

نکته مهم دیگر، ارزیابی اعتبار منبع و راستی‌آزمایی اطلاعات است. لازم است علاوه بر بررسی اعتبار منبع، پیشینه و زمینه خبر نیز بررسی شود. این همان فرایند راستی‌آزمایی است؛ یعنی اخبار، آمارها و اظهارنظرها باید همواره با منابع دیگر سنجیده شوند.

برای مثال، اگر یک مقام سیاسی مانند ترامپ ادعا کند که تنگه هرمز باز شده است، باید این ادعا با مراجعه به چند منبع معتبر بررسی شود. ممکن است داده‌های منابع تخصصی دیگری خلاف این ادعا را نشان دهند. در چنین شرایطی، رسانه با بررسی این منابع می‌تواند تشخیص دهد که خبر نادرست است یا اینکه آن ادعا با هدف یا انگیزه سیاسی خاصی مطرح شده است.

در چنین مواردی، مترجم یا دبیر خبر نباید در دام روایت اولیه گرفتار شود، بلکه باید آن مطلب را صرفاً به‌عنوان یک ادعا مطرح کند و در کنار آن، نتایج راستی‌آزمایی و دیدگاه منابع معتبر را نیز ارائه دهد. حتی در برخی موارد می‌توان اطلاعات را به‌گونه‌ای ارائه کرد که مخاطب، با دسترسی به داده‌های معتبر، خود درباره موضوع قضاوت کند یا با انتشار گزارش‌ها و مصاحبه‌های تکمیلی، تصویر روشن‌تری از واقعیت در اختیار او قرار گیرد.

در نهایت، به نظر من، همه این اصول در یک مفهوم خلاصه می‌شوند و آن حرفه‌ای‌گری است. حرفه‌ای‌گری یعنی پایبندی به حقیقت، صداقت و مسئولیت‌پذیری و پرهیز از هر آنچه این اصول را خدشه‌دار می‌کند. این اصل، هم در ترجمه خبر و هم در تولید و انتشار خبر، باید مبنای عمل رسانه و مترجم باشد.

آخرین اخبار