نژاد بهرام: رسانه‌ها در جایگاه یک میانجی ظرفیت واقعی خود را به‌طور کامل نشان نداده اند/امنیت، پیش‌شرط جسارت حرفه‌ای است/رسانه‌ها بر اثر افزایش فشارها گرفتار نوعی خودسانسوری شده‌اند

شفقنارسانه– در شرایطی که سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت ملی تبدیل شده است، نقش رسانه‌ها در بازسازی رابطه میان دولت و جامعه بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. زهرا نژاد بهرام عضو سابق شورای شهر و استاد دانشگاه در گفت وگو با شفقنا معتقد است: باید گفت که تا حدی رسانه ها به عنوان میانجی میان دولت و نهاد مدنی این توانایی را دارند؛ اما هنوز از همهٔ ظرفیت‌های آن‌ها استفاده نشده است. دلیل این مسئله، وجود موانع ساختاری، حرفه‌ای و فرهنگی است.یکی از دلایل اصلی، ضعف ساختاری و نبود اعتماد لازم میان ساختار تصمیم‌گیری و رسانه‌هاست. همچنان وقتی رسانه‌ها از عملکردها انتقاد می‌کنند یا نسبت به موضوعی اعتراض دارند، این‌گونه برداشت می‌شود که موضع آن‌ها با خطوط اصلی حاکمیت همخوانی ندارد. به همین دلیل، نقش میانجی‌گرانهٔ رسانه‌ها ــ یعنی ایفای نقش میان ساختار تصمیم‌گیری و جامعهٔ مدنی ــ با چالش روبه‌رو می‌شود؛ زیرا یکی از طرف‌های این رابطه هنوز رسانه‌ها را به‌طور کامل به رسمیت نمی‌شناسد.

 

 

 

 

 

جامعهٔ مدنی انتظار بسیار زیادی از رسانه‌ها دارد

 

نژاد بهرام در پاسخ به اینکه آیا رسانه‌های امروز می‌توانند میان جامعهٔ مدنی و ساختار تصمیم‌گیری ارتباط مؤثری برقرار کنند، به شفقنا رسانه می گوید: باید گفت که تا حدی این توانایی را دارند؛ اما هنوز از همهٔ ظرفیت‌های آن‌ها استفاده نشده است. دلیل این مسئله، وجود موانع ساختاری، حرفه‌ای و فرهنگی است.یکی از دلایل اصلی، ضعف ساختاری و نبود اعتماد لازم میان ساختار تصمیم‌گیری و رسانه‌هاست. همچنان وقتی رسانه‌ها از عملکردها انتقاد می‌کنند یا نسبت به موضوعی اعتراض دارند، این‌گونه برداشت می‌شود که موضع آن‌ها با خطوط اصلی حاکمیت همخوانی ندارد. به همین دلیل، نقش میانجی‌گرانهٔ رسانه‌ها ــ یعنی ایفای نقش میان ساختار تصمیم‌گیری و جامعهٔ مدنی ــ با چالش روبه‌رو می‌شود؛ زیرا یکی از طرف‌های این رابطه هنوز رسانه‌ها را به‌طور کامل به رسمیت نمی‌شناسد.

 

او ادامه می دهد: ما مرتباً دربارهٔ رسانه صحبت می‌کنیم، اما رسانه را در جایگاه واقعی خودش قرار نمی‌دهیم. به نظر می‌رسد اگر رسانه‌ای نقد کند، افکار عمومی را نمایندگی کند یا بیانگر مشکلات جامعه باشد، در واقع به سیاه‌نمایی می‌پردازد، قصد دارد در مسیر عملکرد سیاستگذاران مانع ایجاد کند یا در خط دشمن بازی می‌کند. این سه عبارت، متأسفانه، از جمله تعابیر رایجی هستند که در ارتباط با رسانه‌ها به کار گرفته می‌شوند.از سوی دیگر، جامعهٔ مدنی انتظار بسیار زیادی از رسانه‌ها دارد. با توجه به تحولاتی که در زیست‌بوم ارتباطی جهان رخ داده و منابع متعددی که در اختیار مردم قرار گرفته است تا بتوانند از ظرفیت‌های ارتباطی برای دریافت اخبار و اطلاعات استفاده کنند، رسانه‌ها ــ چه رسانه‌های دیجیتال و چه رسانه‌های جریان اصلی ــ در مجموع نسبت به این موضوع کم‌توجه بوده‌اند. آن‌ها نتوانسته‌اند اعتماد لازم را در جامعهٔ مدنی ایجاد کنند تا مردم اخبار خود را از این رسانه‌ها دریافت کنند یا نیازهای اطلاعاتی و ارتباطی خود را از طریق آن‌ها برطرف سازند.

 

رسانه ها هنوز نتوانسته‌اند جایگاه خود را به‌درستی پیدا کنند

 

او می گوید: این چالش‌ها هم جنبهٔ فرهنگی دارند، هم ساختاری و هم به ظرفیت‌های حقوقی مربوط می‌شوند. برای مثال، در قانون مطبوعات صراحتاً به این مسئله اشاره شده است که اگر فرد یا نهادی نسبت به مطلبی اعتراض داشته باشد، می‌تواند پاسخ خود را در همان رسانه منتشر کند. بااین‌حال، نگرش‌های حاکم بر اجرای قانون و برداشت‌هایی که مجریان قانون از آن دارند، باعث شده است از این ظرفیت کمتر استفاده شود.در نتیجه، همان گزاره‌های سه‌گانه‌ای که در ابتدای صحبت به آن‌ها اشاره کردم، تا حدی مخدوش شده‌اند. به نظر می‌رسد رسانه‌ها هنوز نتوانسته‌اند در جایگاه یک میانجی میان دولت ها و جامعهٔ مدنی، ظرفیت واقعی خود را به‌طور کامل نشان دهند. آن‌ها تا حدی در این مسیر حرکت کرده‌اند، اما هنوز نتوانسته‌اند جایگاه خود را به‌درستی پیدا کنند.

 

این کارشناس رسانه درباره نقش رسانه‌های مسئول در ایفای نقش میانجی میان جامعه و دولت توضیح می دهد: هرچند رویکرد حرفه‌ای نخستین و ضروری‌ترین گام در این مسیر است، اما به‌تنهایی کافی نیست. غایبِ بزرگ در این میان، فقدان حفاظ و حاشیه امن برای رسانه‌هاست؛ غایبی که به‌تدریج نوعی خودسانسوری ناخودآگاه را در درون رسانه‌های مسئول نهادینه کرده و آن‌ها را در ایفای نقش میانجی‌گری و انتقال‌دهندگی مسائل و مشکلات جامعه با چالش جدی روبه‌رو ساخته است.

به‌نظرم هر جا ظرفیتِ امنیت‌بخشی به رسانه‌ها ارتقا یابد و اعتماد نسبی میان حاکمیت و رسانه شکل بگیرد، میلِ رسانه‌ها به حرفه‌ای‌گری و پایبندی به اصول روزنامه‌نگاری نیز افزایش خواهد یافت. این یک رابطه دوسویه و مستقیم است: امنیت، پیش‌شرطِ جسارتِ حرفه‌ای است.

 

حاشیه امن برای روزنامه‌نگاران و رسانه‌های مستقل بیشتر فراهم شود

 

او با تاکید بر حاشیه امن برای خبرنگاران و اهالی رسانه می گوید: نباید فراموش کرد که هرگاه رسانه‌ای بسته یا توقیف می‌شود، جمع کثیری از دست‌اندرکارانش — از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران و کسانی که خبر را به دست می‌آورند تا مسئولان نشریه و کادر فنی و غیرفنی — با چالش‌های معیشتی و شغلی سنگینی روبه‌رو می‌شوند. روزنامه‌نگاری امروز در دلِ جامعه و اقتصاد زنده است؛ بنابراین تعطیلی یا توقف یک رسانه، علاوه بر ابعاد فرهنگی و اجتماعی، پیامدهای اقتصادی جدی نیز برجای می‌گذارد و این نکته‌ای بسیار مهم و مغفول‌مانده است.از این‌رو، هر چه حاشیه امن برای روزنامه‌نگاران و رسانه‌های مستقل بیشتر فراهم شود و آن‌ها بتوانند در فضایی امن‌تر و با اطمینان بیشتر فعالیت کنند و کمتر مورد سوءظن و برخوردهای پیش‌دستانه قرار گیرند، شایستگی بیشتری برای ایفای نقش میانجی در انتقالِ مسائل جامعه به نهادهای مسئول خواهند یافت. در عین حال، این امنیتِ عمل، اعتماد دوسویه جامعه را نیز جلب خواهد کرد.

 

نژاد بهرام بیان می کند: وقتی جامعه ببیند رسانه، صدای گویای اوست و پاسخ‌گوی نیازهایش است و حرفش را به گوشِ مسئولان می‌رساند، اعتمادش به رسانه داخلی بیشتر خواهد شد. حفظِ مرجعیت رسانه در درونِ کشور و رشد و بلوغ آن در مرزهای ملی، ارزشی راهبردی است که نباید از قلم بیفتد.افسوس که در سال‌های گذشته، بر اثر همین چالش‌ها و به‌ویژه سانسورهای رسمی و غیررسمی علیه رسانه‌ها — به‌ویژه رسانه‌های جریان اصلی — امکانِ ماندگاریِ این مرجعیت در داخل کشور فراهم نشد. نتیجه تلخ آن، خروجِ مرجعیت از مرزها و اعتمادِ نسبیِ بیشترِ جامعه به رسانه‌های برون‌مرزی نسبت به رسانه‌های مستقل داخلی بوده است. این، هم برای مسئولان و ساختارهای تصمیم گیر و هم برای سردبیران و مدیران رسانه‌ها درس‌آموز است. رسانه‌ها نیز با رویکردهای تحقیقی و تفحص‌گرایانه می‌توانند جایگاه اصیل خود را در عرصه تعامل و میانجی‌گری میان مردم و حاکمیت بازپس گیرند و از این راه، اعتماد عمومی را بیش از پیش به خود جذب کنند. بازگشتِ مرجعیتِ رسانه‌ای به داخل کشور، در گروِ همین فرآیند دوسویه است: امنیت از حاکمیت، صداقت و حرفه‌گرایی از رسانه.این نکته مهمی است که باید به آن توجه کنیم: رسانه‌ها فقط زبان گویای شهروندان نیستند؛ آن‌ها می‌توانند در مقام میانجی و به‌عنوان یکی از عناصر جامعه مدنی، در تبیین و تدقیق سیاست‌های عمومی سیاستگذاران برای جامعه نیز نقش مؤثری ایفا کنند.

رسانه در جایگاه احزاب سیاسی قرار ندارد

 

نژاد بهرام در پاسخ به این سوال که رسانه‌ها چگونه می‌توانند این نقش را ایفا کنند؟توضیح می دهد: طبیعتاً از طریق در اختیار داشتن اطلاعات، برخورداری از نگاه کارشناسی و تحلیل دقیق مسائل. هرچه رسانه‌های مستقل توانایی خود را در زمینه تبیین، تحقیق و تحلیل ارتقا دهند، اثربخشی آن‌ها در انتقال و توضیح سیاست‌های اجتماعی در جامعه نیز بیشتر خواهد شد. البته نباید فراموش کنیم که رسانه در جایگاه احزاب سیاسی قرار ندارد و قرار نیست نقش میانجی‌گری را به معنای سیاسیِ آن، در تبیین سیاست‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و حتی سیاست خارجی دولت و حاکمیت برای مردم ایفا کند. رسانه بیش از هر چیز، اطلاع‌رسان، تحلیل‌گر و تبیین‌کننده است. نقش اصلی ایجاد این رابطه و نمایندگی مطالبات سیاسی و اجتماعی بر عهده احزاب و تشکل‌های سیاسی است.

 

او می گوید: با این حال، تضعیف رسانه‌های مستقل تأثیر مستقیمی بر تقویت و ایجاد شکاف‌های متعدد میان جامعه و سیاستمداران دارد. نباید فراموش کنیم که رسانه، زبان گویای جامعه است. اگر این زبان به هر دلیل الکن شود و نتواند پاسخ‌گوی نیازهای جامعه باشد، شکاف میان مردم و دولت ها عمیق‌تر خواهد شد. حاکمیت نمی‌تواند با تک‌تک شهروندان گفت‌وگو کند یا دیدگاه‌ها و مطالبات گوناگون آن‌ها را بشنود؛ اما رسانه‌ها، با توجه به تنوع، گستره، ظرفیت‌های فناورانه و تخصصی خود، این قابلیت را دارند که صداهای مختلف جامعه را بازتاب دهند.از همین منظر، جایگاه رسانه در دنیای امروز جایگاهی متفاوت و بسیار مهم است. رسانه‌ها دیگر صرفاً یک ابزار دیده نمی‌شوند، بلکه به‌عنوان یک بازیگر اجتماعی شناخته می‌شوند؛ بازیگری که می‌تواند نقش‌های متعددی در جامعه ایفا کند. رسانه هم می‌تواند در بسیج و تهییج اجتماعی نقش داشته باشد و هم مسائل اجتماعی و مشکلات جامعه را تبیین کند. در عین حال، می‌تواند به نهادی مورد وثوق مردم تبدیل شود و اعتماد عمومی را جلب کند.

 

همچنان نگاه‌های مبتنی بر سوءظن نسبت به رسانه‌ها در میان برخی مسئولان وجود دارد

 

این فعال رسانه ای با اشاره به دیدگاه برخی مسئولان به رسانه ها می گوید: رسانه، تا اندازه‌ای توانسته است جایگاه خود را در جامعه تثبیت کند؛ اما به نظر می‌رسد این جایگاه هنوز در ساختار کشور به‌طور کامل به رسمیت شناخته نشده است. به همین دلیل، همچنان نگاه‌های مبتنی بر سوءظن نسبت به رسانه‌ها در میان برخی مسئولان وجود دارد. از این رو، ضروری است این رویکرد تغییر کند و شفافیت و پاسخ‌گویی به بخشی از رویکردهای اصلی، هم در رسانه‌ها و هم در میان مسئولان، تبدیل شود.نباید فراموش کنیم که رسانه، روابط عمومی سازمان‌ها و دستگاه‌های اجرایی نیست. گاهی رسانه‌های ما با این چالش روبه‌رو می‌شوند که از آن‌ها انتظار می‌رود عملکرد دستگاه‌های اجرایی را نمایندگی و گزارش کنند؛ در حالی که وظیفه رسانه چنین چیزی نیست. رسانه وظیفه دارد اطلاع‌رسانی کند، موضوعات را تبیین و روایت کند و پیامدها و چالش‌های هر تصمیم را به افکار عمومی نشان دهد.

 

خروج مرجعیت رسانه‌ای از درون کشور

 

نژاد بهرام با اشاره به موانع مهم بر جایگاه اصلی رسانه ها و تبعات آن می گوید: این نگاه باید هم در میان رسانه‌ها و هم در میان مسئولان نهادینه شود؛ زیرا انتظاری که افکار عمومی از رسانه دارد، تفاوت چشمگیری با انتظاری دارد که حاکمیت از رسانه دنبال می‌کند. همین تفاوتِ تعریف‌نشده در انتظارات، در کنار فشارهای اقتصادی و سیاسی، موجب شده است رسانه‌های مستقل یا نتوانند آزادانه فعالیت کنند یا با احتیاط بیشتری به کار خود ادامه دهند. به نظر می‌رسد رسانه‌ها بر اثر افزایش فشارهای اقتصادی و…، بیش از گذشته گرفتار نوعی خودسانسوری شده‌اند. هنگامی که فشارها افزایش می‌یابد و حدود و انتظارات نیز به‌روشنی تعریف نمی‌شود، رسانه‌ها برای بقا، ناخودآگاه به محدود کردن خود روی می‌آورند. این وضعیت، یکی از آفت‌های اصلی فعالیت رسانه‌های مستقل است. تا زمانی که این آفت برطرف نشود، جایگاه واقعی رسانه در جامعه ایران همچنان با چالش روبه‌رو خواهد بود. حل این مسئله ضرورتی جدی دارد؛ زیرا ما با بحرانی مهم به نام خروج مرجعیت رسانه‌ای از درون کشور و انتقال آن به خارج از مرزها مواجهیم. این بحران برطرف نخواهد شد، مگر آن‌که زمینه‌های خودسانسوری، فشارهای فزاینده و نگاه بدگمانانه نسبت به رسانه‌ها اصلاح شود و رسانه‌های مستقل بتوانند در فضایی امن‌تر، شفاف‌تر و حرفه‌ای‌تر فعالیت کنند.

آخرین اخبار