شفقنا رسانه- زهرا حکیمی: در عصر ارتباطات، بخش قابل توجهی از اخبار بینالملل در رسانههای داخلی از مسیر ترجمه به دست مخاطب میرسد. اما ترجمه خبر، تنها جابهجایی واژهها از زبانی به زبان دیگر نیست؛ بلکه تصمیمی حرفهای درباره انتخاب واژگان، انتقال دقیق معنا و رعایت اصول اخلاقی روزنامهنگاری است. این اهمیت زمانی دوچندان میشود که پای اظهارات توهینآمیز، ادعاهای اثباتنشده یا اطلاعات نادرست در میان باشد. در چنین شرایطی، رسانهها باید میان امانتداری در ترجمه و مسئولیت حرفهای خود چگونه تعادل برقرار کنند؟توحید محمودپور، مدرس ترجمه خبر می گوید: در مواجهه با اظهارات نفرتپراکنی، رسانه باید از استراتژی تفکیک منبع از محتوا استفاده کند. به جای نقل مستقیم و بیپرده که منجر به ترویج نفرت میشود، مترجم باید از تکنیکهای توصیف وضعیت استفاده کند (مثلاً: «او که با عباراتی تحقیرآمیز سخن می گفت، مدعی شد:»). این رویکرد، حق مخاطب برای آگاهی را حفظ کرده و در عین حال، مانع از آن میشود که رسانه به بلندگوی نفرتپراکنان تبدیل شود.
گفتگوی شفقنا رسانه با توحید محمودپور، مدرس ترجمه خبر و دبیر سرویس انگلیسی ایرنا را در ادامه بخوانید…
ترجمه خبر بر پایه کارکردگرایی رسانهای استوار است
ترجمه خبری چه تفاوت ماهوی با ترجمه عمومی دارد؟
ترجمه عمومی عمدتا بر پایه معادلسازی زبانی بوده اما ترجمه خبر بر پایه کارکردگرایی رسانهای استوار است. در ترجمه خبر، متن مبدا تنها یک منبع داده در نظر گرفته می شود و مترجم خبر در واقع یک مدیرِ روایت است که در فرآیند رصد اخبار، ابتدا باید اهمیت استراتژیک خبر را تشخیص دهد و سپس با بهکارگیری فرآیندهای پاراگراف بندی مجدد، خبر را با سیاست های تحریریه رسانه مقصد همسو کند. در این بازسازی، نقش عکس حیاتی است؛ عکس در اخبار نوشتاری، دقیقاً همان نقش لحن را در اخبار شنیداری ایفا میکند. همانطور که در یک خبر رادیویی، لحن گوینده میتواند هشدار، تایید یا تمسخر را منتقل کند، عکس انتخاب شده نیز به عنوان یک سیگنال بصری، پیام خبر را گویاتر میکند. بنابراین تغییر عکس در فرآیند ترجمه، در واقع تغییر لحنِ بصری روایت است.
در دنیای خبر، امانتداری لفظی منجر به شکست در انتقال پیام میشود/
امانتداری باید به معنای وفاداری به اثر و مقصود تعریف شود
اصل «امانتداری» در ترجمه خبر چگونه باید تعریف شود؟
در دنیای خبر، امانتداری لفظی منجر به شکست در انتقال پیام میشود. امانتداری باید به معنای وفاداری به اثر و مقصود تعریف شود. مترجم موظف است میزان قطعیت، لحن و بافت اجتماعی را منتقل کند. اگر مترجم صرفاً کلمات را منتقل کند اما بار معنایی خبر را در زبان مقصد بازسازی نکند، در واقع در حق مخاطب و حقیقت خبر خیانت کرده است.
دبیر خبر باید مرز میان بهینهسازی لید برای جذب مخاطب و تحریف حقیقت را شناسایی کند
مترجم و دبیر خبر تا چه اندازه مجازند برای روانسازی، اختصار، بومیسازی یا انطباق با استانداردهای حرفهای رسانه، در تیتر، لید و متن خبر تغییر ایجاد کنند؟
در روزنامهنگاری، تغییر در تیتر و لید برای انطباق با استانداردهای رسانه، بخشی از بهینهسازی محتوا محسوب می شود. ویرایش حرفهای زمانی است که تغییرات در راستای روانسازی و بومیسازی باشد، بدون اینکه عناصر خبری دچار تغییر شود اما اگر مترجم نظر شخصی یا جهتگیری رسانه را به متن تحمیل کند، وارد حوزه تفسیر شده است. اگر تکنیک هایِ حذف اطلاعات غیرضروری (مانند عناصر فرهنگی ناملموس برای مخاطب) یا اضافه کردن اطلاعات ضروری (که در خبر مبدا از قلم افتاده است) منجر به تغییر در ماهیت حقیقت شود، با تحریف روبرو هستیم. در اینجا نقش دبیر خبر به عنوان دروازهبان خبر بسیار حیاتی است؛ او باید مرز میان بهینهسازی لید برای جذب مخاطب و تحریف حقیقت را شناسایی کند و تنها نسخهای که در راستای صداقت خبری است را منتشر کند.
در مواجهه با اظهارات نفرتپراکنی، رسانه باید از استراتژی تفکیک منبع از محتوا استفاده کند/
مترجم خبر باید مانع از آن شود که رسانه به بلندگوی نفرتپراکنان تبدیل شود
در ترجمه اظهارات حاوی توهین، نفرتپراکنی، تحقیر قومی، مذهبی یا جنسیتی و دیگر تعابیر خلاف اخلاق عمومی، رسانه چگونه باید میان حق مخاطب برای آگاهی، وفاداری به سخنان گوینده و مسئولیت خود در قبال اخلاق رسانهای تعادل برقرار کند؟
در مواجهه با اظهارات نفرتپراکنی، رسانه باید از استراتژی تفکیک منبع از محتوا استفاده کند. به جای نقل مستقیم و بیپرده که منجر به ترویج نفرت میشود، مترجم باید از تکنیکهای توصیف وضعیت استفاده کند (مثلاً: «او که با عباراتی تحقیرآمیز سخن می گفت، مدعی شد:»). این رویکرد، حق مخاطب برای آگاهی را حفظ کرده و در عین حال، مانع از آن میشود که رسانه به بلندگوی نفرتپراکنان تبدیل شود.
ترجمه صرفِ یک ادعای کذب، نوعی همدستی در نشر اطلاعات غلط است
اگر یک مقام سیاسی، نهاد رسمی یا رسانه خارجی ادعایی فاقد سند، گمراهکننده یا آشکارا خلاف واقع مطرح کند، رسانه مقصد چه مسئولیتی دارد؟ آیا ترجمه صرفِ آن ادعا با استناد به اصل امانتداری کافی است یا رسانه موظف است همزمان زمینه، راستیآزمایی یا توضیح لازم را نیز در اختیار مخاطب قرار دهد؟
ترجمه صرفِ یک ادعای کذب، نوعی همدستی در نشر اطلاعات غلط است. در چرخه سریع خبر فوری، وسوسه زیاد است که سریعترین منبع را بدون بررسی ترجمه کنیم، اما اصل امانتداری به معنای تکرار دروغ نیست. رسانه مقصد موظف است از تکنیک بافتارسازی استفاده کند و در کنار ترجمه ادعا، پیشینه خبری و راستیآزمایی را نیز ارائه دهد تا مخاطب میان ادعا و واقعیت تفکیک قائل شود.
در بخش ترجمه اخبار خارجی برخی از رسانه ها مدیریت روایت غایب است
ارزیابی شما از وضعیت کنونی ترجمه اخبار خارجی در رسانههای ایران چیست؟
وضعیت فعلاً دوقطبی است. از یک سو، در خبرگزاریهای پیشرو، حرکتی به سمت ترجمه استراتژیک صورت گرفته است. اما از سوی دیگر، بسیاری از رسانهها هنوز در سطح ترجمه تحتاللفظی متوقف شدهاند و مدیریت روایت در آنها غایب است. حتی در مواجهه با اخبار در حال تکمیل، بسیاری از رسانهها به جای مدیریت دقیق اطلاعات، دچار عجله در ترجمه میشوند و به دلیل عدم تسلط بر دروازهبانی خبر، محتواهای متناقض یا ترجمههای خشک و نامفهوم را منتشر میکنند.
در شرایط جنگ، ترجمه تبدیل به یک ابزار جنگ روانی میشود/
مترجم مطبوعات باید حواسش جمع باشد تا در بازی رسانه ای دشمن، بازنده نباشد
ترجمه اخبار در شرایط جنگ، درگیریهای نظامی یا بحرانهای انسانی چه ملاحظات و ضوابط اخلاقی و حرفهای ویژهای دارد؟
در شرایط جنگ، ترجمه تبدیل به یک ابزار جنگ روانی میشود. دو نکته حیاتی در اینجا وجود دارد: اول، مدیریت فاعل؛ استفاده از «ساختار مجهول» برای پنهان کردن عامل حمله. مثال واقعی چند ماه پیش در رسانه های آمریکایی مشاهده شد. این رسانه ها بجای اینکه گزارش کنند: آمریکا و اسرائیل به تاسیسات آبی ایران حمله کردند، با سرپوش گذاشتن روی عاملان این حمله صرفا نوشتند “تأسیسات ایران مورد حمله قرار گرفت”. همان طور که مشخص است این ترفند رسانه ای نوک پیکان شماتت را از روی عاملان حمله کنار می زند و فاعل را از روایت خبری حذف می کند تا برای وی حاشیه امنی فراهم کند. اینجاست که مترجم مطبوعات باید شش دانگ حواسش جمع باشد تا در این بازی رسانه ای بازنده نباشد!
دوم، پرهیز از هیجانزدگی؛ در بحرانهای انسانی، فشار برای انتشار سریع خبرهای فوری نباید منجر به حذف استانداردهای اخلاقی یا استفاده از واژگانی شود که کرامت انسانی قربانیان را خدشهدار کند. باید مواظب باشیم؛ جان انسان ها یک عددِ صرف نیست که آن را در تیترها بصورت خام و خشک تحویل مخاطب بدهیم، بلکه نعمتی گرانقدر است که نبود و سلب آن باید به درستی روایت شود.
در ترجمه خبر باید حاکمیت حقیقت بر واژه برقرار باشد و اولویت با انتقال واقعیت رویداد باشد
در ترجمه خبر باید تفکیک قاطع میان ادعا و واقعیت صورت گیرد
در پایان، اگر قرار باشد «منشور اخلاقی ترجمه اخبار خارجی» برای رسانههای ایران تدوین شود، به نظر شما مهمترین اصول، ارزشها و الزامات آن چه باید باشد؟
اگر بخواهیم یک منشور جامع تدوین کنیم، این اصول باید ستونهای آن باشند: فاکتور اول این است که حاکمیت حقیقت بر واژه برقرار باشد و اولویت با انتقال واقعیت رویداد باشد، نه لزوماً ترجمه تحتاللفظی. فاکتور دوم این است که شفافیت در عاملشناسی رعایت شود و از پنهانسازی عمدی فاعل از طریق بازیهای گرامری پرهیز شود.
فاکتور سوم این است که تعهد به بافتارسازی وجود داشته باشد و اطلاعات تکمیلی در مرحله رصد اخبار برای جلوگیری از سوءبرداشت مخاطب ارائه شود. فاکتور چهارم این است که تفکیک قاطع میان ادعا و واقعیت صورت گیرد و از نظام واژگانی دقیقی برای جداسازی سخن گوینده از حقیقت مستند استفاده شود.
فاکتور پنجم این است که کرامت انسانی حفظ شود و از ترجمه کلمات تحقیرآمیز یا تبدیل قربانیان به «آمار» خودداری شود. فاکتور ششم این است که صداقت بصری پذیرفته شود و این اصل رعایت گردد که عکس، معادل «لحن» در خبر است و در انتخاب آن باید صداقت با فضای حاکم بر خبر رعایت شود.