باستانی‌تبریزی: اعتماد عمومی با تبلیغات ساخته نمی‌شود؛ محصول شفافیت، پاسخگویی و گفت‌وگوی واقعی است/حذف صداهای منتقد، مشکلات را از بین نمی‌برد

شفقنارسانه-  در شرایطی که سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت ملی تبدیل شده است، نقش رسانه‌ها در بازسازی رابطه میان دولت و جامعه بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.  دکتر قادر باستانی‌تبریزی، روزنامه‌نگار و عضو هیأت مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران، در گفت‌وگو با شفقنا به بررسی جایگاه رسانه‌ها در بازسازی اعتماد عمومی، نقش آنها در حکمرانی و موانع ارتباط میان جامعه مدنی و ساختار تصمیم‌گیری پرداخت.

 

رسانه بخشی از زیرساخت تصمیم‌سازی است

 

باستانی‌تبریزی با تأکید بر اینکه رسانه در حکمرانی مدرن تنها ابزار انتقال خبر نیست، به شفقنا رسانه می گوید: رسانه امروز بخشی از زیرساخت تصمیم‌سازی است. در ادبیات ارتباطات، رسانه یک فضای عمومی محسوب می‌شود که در آن جامعه، دولت و نخبگان امکان گفت‌وگو پیدا می‌کنند. وقتی این فضا تضعیف شود، گفت‌وگو جای خود را به سوءتفاهم، بی‌اعتمادی و شایعه می‌دهد. واقعیت این است که رسانه‌های کشور نتوانسته‌اند آن‌گونه که باید نقش واسطه‌ای خود میان جامعه و ساختار تصمیم‌گیری را ایفا کنند. البته این مسئله را نمی‌توان صرفاً متوجه رسانه‌ها دانست، بلکه نتیجه مجموعه‌ای از عوامل ساختاری، حقوقی، اقتصادی و مدیریتی است.

 

این مدرس ارتباطات یکی از مهم‌ترین مشکلات حوزه رسانه را کاهش استقلال حرفه‌ای می داند و توضیح می دهد: رسانه‌ای که دائماً دغدغه بقا، مشکلات اقتصادی یا نگرانی‌های برخورد قضایی و حقوقی دارد، به‌تدریج از ایفای نقش اصلی خود فاصله می‌گیرد. از طرف دیگر، بخشی از ساختار تصمیم‌گیری کشورمان، هنوز رسانه را شریک حکمرانی نمی‌داند و آن را صرفاً ابزار اطلاع‌رسانی رسمی یا حتی گاه تهدید تلقی می‌کند. در نظام‌های حکمرانی کارآمد، رسانه بخشی از سیستم هشدار زودهنگام است. رسانه پیش از آنکه یک مسئله اجتماعی به بحران تبدیل شود، آن را در قالب گزارش، تحلیل و گفت‌وگو به مدیران منتقل می‌کند. اگر این هشدارها شنیده شوند، بسیاری از بحران‌ها اساساً شکل نمی‌گیرند.

 

باستانی‌تبریزی با اشاره به اهمیت گردش آزاد اطلاعات در نظام‌های حکمرانی می گوید: از منظر حقوق عمومی، اصل بر شفافیت، پاسخگویی و دسترسی جامعه به اطلاعات است. هرچه فاصله میان اطلاعات رسمی و واقعیت‌های اجتماعی بیشتر شود، اعتماد عمومی کاهش پیدا می‌کند. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که اعتماد با تبلیغات ساخته نمی‌شود و محصول صداقت، شفافیت و امکان نقد مسئولانه است.

 

عضو هیأت مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران درباره نقش رسانه‌های مسئول در میانجی‌گری میان دولت و جامعه بیان می کند: مهم‌ترین رسالت رسانه حرفه‌ای، ترجمه مطالبات اجتماعی به زبان سیاست‌گذاری است. مردم مسائل خود را با زبان تجربه روزمره بیان می‌کنند، اما سیاست‌گذار برای تصمیم‌گیری به داده، تحلیل و راهکار نیاز دارد. این فاصله را رسانه حرفه‌ای باید پُر کند. رسانه نباید صرفاً بازتاب‌دهنده خشم، هیجان و احساسات جامعه باشد. همان‌طور که نباید فقط تریبون دستگاه‌های حاکمیتی شود. رسانه مسئول باید بتواند مسئله را دقیق صورت‌بندی کند، ابعاد مختلف آن را توضیح دهد، دیدگاه‌های متفاوت را کنار هم قرار دهد و راه‌حل‌های کارشناسی را در اختیار افکار عمومی و تصمیم‌گیران قرار دهد.

 

باستانی‌تبریزی با انتقاد از غلبه نگاه رویدادمحور در فضای رسانه‌ای کشور می گوید: یکی از ضعف‌های جدی رسانه‌ای ما این است که معمولاً پس از وقوع بحران به سراغ مسائل می‌رویم، در حالی که رسانه حرفه‌ای باید پیش از بحران، روندها را تحلیل کند و نسبت به پیامدهای تصمیم‌ها هشدار دهد. رسانه باید بتواند سرمایه اجتماعی تولید کند. سرمایه اجتماعی زمانی شکل می‌گیرد که مردم احساس کنند صدایشان شنیده می‌شود و مسئولان نیز بدانند نقدها بر پایه اطلاعات دقیق، انصاف و دغدغه منافع ملی مطرح می‌شود.

 

این روزنامه‌نگار تاکید می کند: جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به روزنامه‌نگاری راه‌حل‌محور نیاز دارد که فقط مشکل را فریاد نزند، بلکه مسیرهای ممکن برای حل مسئله را هم بررسی کند. این رویکرد هم اعتماد عمومی را افزایش می‌دهد و هم کیفیت سیاست‌گذاری را ارتقا می‌بخشد.

 

رسانه نباید به روابط عمومی دولت تبدیل شود

 

باستانی‌تبریزی درباره مرز میان رسانه و روابط عمومی می گوید: تفاوت اصلی رسانه با روابط عمومی در استقلال حرفه‌ای است. روابط عمومی مأمور دفاع از یک سازمان است، اما رسانه مأمور دفاع از حقیقت، منافع عمومی و حق مردم برای دانستن است. اگر رسانه صرفاً بازنشرکننده بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های رسمی باشد، به‌تدریج اعتبار اجتماعی خود را از دست می‌دهد. جامعه امروز به منابع متعدد اطلاعات دسترسی دارد و هرگونه یک‌سویه‌گویی را به سرعت تشخیص می‌دهد.

 

این مدرس ارتباطات با بیان اینکه رسانه باید سیاست‌های عمومی را برای مردم تبیین کند، توضیح می دهد: رسانه باید توضیح دهد که چرا یک سیاست اتخاذ شده، چه مزایا و هزینه‌هایی دارد، چه نقدهایی به آن وارد است و مسئولان چگونه باید نسبت به نگرانی‌های جامعه پاسخگو باشند. تبیین با تبلیغات تفاوت اساسی دارد. حاکمیت باید بداند، رسانه تبلیغاتچی نیست. تبلیغات، انتقال یک پیام از سوی یک طرف به طرف دیگر است، اما تبیین یک فرآیند گفت‌وگویی است که بر اطلاعات معتبر، شفافیت و پاسخگویی استوار است.

 

تضعیف رسانه مستقل، شکاف دولت و جامعه را بیشتر می‌کند

 

باستانی‌تبریزی در ادامه درباره پیامدهای تضعیف رسانه‌های مستقل و مسئول می گوید: این موضوع فقط یک مسئله صنفی مربوط به روزنامه‌نگاران نیست، بلکه مستقیماً با کیفیت حکمرانی و سرمایه اجتماعی ارتباط دارد. وقتی رسانه‌های مسئول و حرفه‌ای که مجیزگویی بلد نیستند و کجرویها را تذکر می‌دهند، تضعیف بشوند، خلأ اطلاع‌رسانی به سرعت توسط رسانه‌های غیرحرفه‌ای، شبکه‌های اجتماعی فاقد مسئولیت حقوقی یا جریان‌های مبتنی بر شایعه و البته رسانه‌های معاند نظام سیاسی پر می‌شود. اطلاعات هیچ‌ وقت در خلأ باقی نمی‌ماند. اگر رسانه معتبر نتواند روایت مستند، سریع و قابل اعتماد ارائه کندکه مخاطب را اقناع کند، روایت‌های دیگر جای آن را خواهند گرفت. وقتی رسانه‌های معتبر مدام تضعیف می‌شوند، جامعه امکان گفت‌وگوی اصلاحی را از دست می‌دهد و فاصله میان دولت و جامعه بیشتر می‌شود. حذف صداهای منتقد، مشکلات را از بین نمی‌برد، فقط جامعه را از مسیر گفت‌وگو و اصلاح دور می‌کند.

 

او با اشاره به جایگاه حقوقی رسانه در نظام حقوقی کشور می گوید: رسانه مستقل یکی از ارکان تحقق حق دسترسی شهروندان به اطلاعات و نظارت عمومی بر قدرت است. قانون اساسی جمهوری اسلامی هم با به رسمیت شناختن آزادی مطبوعات، بر اهمیت نقش رسانه در جامعه تأکید کرده که متأسفانه مورد بی‌مهری قرار گرفته است. منتقد حرفه‌ای دشمن حکومت نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین ابزارهای اصلاح، پیشگیری از خطا و افزایش کارآمدی نظام حکمرانی است. در نظام‌های حکمرانی موفق، نقد یک سازوکار اصلاحی و یک سیستم هشداردهنده محسوب می‌شود که می‌تواند پیش از انباشته شدن مسائل و تبدیل شدن آنها به بحران، نقاط ضعف را آشکار کند.

 

او ادامه می دهد: اگر مسئولی از اینکه منتقدی مانند (عباس عبدی) قلم را بر زمین گذاشته و از میدان نقد فاصله گرفته خوشحال شود، باید بداند که از دست رفتن یک منتقد حرفه‌ای پیروزی نیست، نشانه کاهش ظرفیت گفت‌وگوی جامعه است. حکمرانی که از خاموش شدن صداهای اصلاح‌گر خرسند شود، در حقیقت بخشی از قدرت دیدن، شنیدن و اصلاح کردن خود را از دست می‌دهد. مسئله فقط از دست دادن یک نویسنده یا روزنامه‌نگار نیست. مسئله از دست دادن یک ظرفیت تحلیلی است که می‌توانست به تصمیم‌گیران در شناخت دقیق‌تر جامعه، فهم نگرانی‌های مردم و اصلاح سیاست‌ها کمک کند.حکمرانی خردمندانه، منتقد منصف و متخصص را رقیب خود نمی‌بیند، بلکه او را بخشی از سرمایه اجتماعی و فکری کشور می‌داند.وقتی منتقد قلم را زمین می‌گذارد، سیاست‌گذار یک چراغ هشدار را خاموش کرده است.جامعه‌ای که صداهای حرفه‌ای و مستقل در آن تضعیف شوند، ناگزیر با کاهش کیفیت گفت‌وگو، افزایش سوءتفاهم و رشد روایت‌های غیرکارشناسی مواجه خواهد شد. نقد حرفه‌ای هزینه نیست، سرمایه‌گذاری برای کاهش هزینه‌های حکمرانی است. هرچه امکان گفت‌وگوی آزاد، مسئولانه و کارشناسی بیشتر باشد، احتمال خطا در تصمیم‌گیری کاهش می‌یابد و اعتماد عمومی نیز تقویت می‌شود.

 

او در پایان تأکید می کند: آینده حکمرانی در ایران بیش از هر زمان دیگری به بازسازی اعتماد عمومی وابسته است و این اعتماد بدون رسانه‌های معتبر، حرفه‌ای، پاسخگو و مستقل قابل احیا نیست. رسانه باید دوباره بتواند جایگاه واقعی خود را به عنوان پل ارتباطی میان دولت و جامعه پیدا کند. اگر این اتفاق بیافتد، بسیاری از سوءتفاهم‌ها پیش از تبدیل شدن به بحران، در فضای گفت‌وگو حل خواهد شد. مسئولان باید بدانند که رسانه منتقد یک سامانه هشدار حکمرانی است و تضعیف آن، هزینه تصمیم‌گیری در کشور را افزایش می‌دهد.

آخرین اخبار