یک پژوهشگر هوش مصنوعی و امنیت سایبری: اگر استفاده از هوش مصنوعی در امتحانات دکتری مجاز است، فلسفه طراحی سؤال باید تغییر کند/ مجاز شدن هوش مصنوعی در امتحانات دکتری بدون زیرساخت، عدالت آموزشی را زیر سؤال می‌برد

 شفقنا رسانه- به تازگی معاونت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی در تصمیمی جدید اعلام کرده است که دانشجویان مقطع دکتری (در رشته‌های غیرپزشکی) می‌توانند در امتحانات پایان‌ترم خود، که به‌صورت حضوری برگزار می‌شود، از تلفن همراه و ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده کنند. با این حال، کارشناسان معتقدند که اجرای درست و حرفه‌ای این رویکرد، مستلزم تدوین آیین‌نامه‌ها و ایجاد زیرساخت‌های متناسبی است که بدون آنها، این تصمیم نمی‌تواند به نتیجه مطلوب برسد. در همین زمینه، متخصص و پژوهشگر هوش مصنوعی و امنیت سایبری می گوید: اجرای چنین طرح‌هایی مستلزم فراهم‌سازی مجموعه‌ای از زیرساخت‌های فنی؛ از جمله سامانه‌های کنترل و احراز دسترسی، استفاده از یک بستر یکپارچه برای همه داوطلبان، ثبت و مستندسازی تعاملات با هوش مصنوعی در چارچوب حفظ حریم خصوصی و مقررات دانشگاه، مدیریت دسترسی به منابع و در صورت لزوم، محدودسازی اینترنت به منابع یا ابزارهای از پیش تعیین‌شده می‌باشد.

 

 متن گفتگوی شفقنا رسانه با دکتر سید روح اله میرحسینی مدرس دانشگاه، متخصص و پژوهشگر هوش مصنوعی و امنیت سایبری را بخوانید…

 

هوش مصنوعی رقیب دانشگاه نیست؛ ابزار ارتقای یادگیری است/

دانشگاه باید پژوهشگرانی تربیت کند که هوش مصنوعی را توانمندساز بدانند، نه جایگزین تفکر

ارزیابی شما از مجاز شدن استفاده از موبایل و هوش مصنوعی در امتحانات دکتری دانشگاه آزاد چیست؟

آموزش عالی امروز در دنیا با ظهور هوش مصنوعی وارد مرحله جدیدی شده است. اگر ما در گذشته، دانشگاه‌ها را به انتقال دانش و سنجش محفوظات متمرکز می‌دانستیم، امروز مأموریت دانشگاه‌ها به سمت و سوی دیگری رفته است. مأموریت دانشگاه این است که فرد بتواند پرورش مهارت‌هایی مانند تفکر انتقادی، حل مسئله، خلاقیت، تصمیم‌گیری، اخلاق حرفه‌ای و توانایی همکاری با فناوری‌های نوین را در واقع یاد بگیرد. با توجه به این رویکرد، هوش مصنوعی رقیب دانشگاه نیست؛ پس می‌توانیم بگوییم که هوش مصنوعی ابزاری برای ارتقای یادگیری و پژوهش محسوب می‌شود.

پس به عقیده من به‌عنوان بنیان‌گذار موسسه آموزشی مدیریت پیشرفته هوش مصنوعی، سؤال اصلی این نیست که آیا باید از هوش مصنوعی استفاده کنیم یا خیر، بلکه سؤال اصلی می‌تواند این باشد که چگونه باید از این ابزار استفاده کنیم تا ضمن اینکه از این فناوری و ظرفیت آن استفاده می‌کنیم، اصالت یادگیری، عدالت آموزشی و اعتبار نظام ارزیابی نیز حفظ شود. از این منظر، تصمیم درباره استفاده از موبایل و هوش مصنوعی در امتحانات دکترا باید چارچوبی مدوّن داشته باشد؛ باید شیوه‌های ارزیابی بازتعریف یا بازطراحی شود و مقررات به‌شکل شفاف بیان و مورد بررسی قرار گیرد. به اعتقاد من که یک تحصیل‌کرده و پژوهشگر دکتری هوش مصنوعی هستم، در عصر هوش مصنوعی ارزش دانشگاه انتقال اطلاعات نیست، زیرا اطلاعات امروزه در دسترس همگان قرار دارد. ارزش واقعی دانشگاه، پرورش توانایی تحلیل، قضاوت علمی، خلاقیت، مسئولیت‌پذیری و تربیت پژوهشگرانی است که بتوانند از هوش مصنوعی به‌عنوان یک ابزار توانمندساز، نه جایگزین تفکر استفاده کنند.

تقلب، استفاده از هوش مصنوعی نیست؛ واگذاری فرایند تفکر به آن است/

اگر دانشجو نتواند از پاسخ خود دفاع کند، آن پاسخ تقلب است/

معیار تقلب، داشتن هوش مصنوعی نیست؛ اصالت تحلیل است

با مجاز شدن استفاده از موبایل و هوش مصنوعی در امتحانات دکتری دانشگاه آزاد، به نظر شما مرز میان «کمک گرفتن از ابزار» و «تقلب» چگونه تعریف می‌شود؟

اگر این سیاست از سوی دانشگاه آزاد ابلاغ شده باشد، پاسخ من به‌عنوان کسی که در حوزه هوش مصنوعی فعالیت اجرایی و مدیریتی آموزشی و پژوهشی در سطح عالی می‌نماید و از اساتید این رشته هستم، این است که مرز میان کمک‌گرفتن از ابزار و تقلب، نه با خود ابزار، بلکه با موقعیت استفاده از آن تعریف می‌شود.

هوش مصنوعی نیز مانند ماشین‌حساب، نرم‌افزار آماری یا موتور جستجو، یک ابزار است. آنچه تعیین می‌کند که استفاده از آن مجاز است یا تقلب، این است که آیا پاسخ نهایی بیانگر توانمندی علمیِ آن دانشجو است یا محصول مستقیمِ آن ابزار. به عبارت دیگر، کمک‌گرفتن از ابزار یعنی داوطلب از هوش مصنوعی برای سازماندهی افکار، یادآوری مفاهیم، بررسی نگارش، یافتن منابع یا تحلیل اولیه استفاده کند، اما استدلال، قضاوت علمی، تحلیل و پاسخ نهایی باید متعلق به خودِ دانشجو باشد.

تقلب زمانی رخ می‌دهد که هوش مصنوعی جایگزین تفکر دانشجو شود؛ یعنی پاسخ بدون فهم، تحلیل یا ارزیابی شخصی از هوش مصنوعی گرفته شود و به‌عنوان پاسخ دانشجو ارائه گردد. در آزمون دکترا، آنچه باید سنجیده شود توانایی تحلیل، استدلال، حل مسئله و قدرت علمیِ دانشجو است، نه صرفاً توانایی تولید متن. اگر پاسخ مستقیماً از هوش مصنوعی تولید شود، دیگر آزمون توانایی داوطلب را ارزیابی نمی‌کند.

از منظر آموزش عالی، می‌توان این بحث را در سه اصل خلاصه کرد: اصل اول مالکیت فکری است، یعنی پاسخی که دریافت می‌کنیم، ایده و تحلیل باید متعلق به داوطلب باشد. اصل دوم شفافیت استفاده است، یعنی اگر آیین‌نامه اجازه استفاده می‌دهد، میزان استفاده از هوش مصنوعی باید مشخص و مطابق مقررات باشد. اصل سوم مسئولیت علمی است، یعنی داوطلب یا دانشجو باید بتواند از تمام مطالب ارائه‌شده دفاع کند، آنها را توضیح دهد و برای پرسش‌های تکمیلی استدلال بیاورد.

به عبارت دیگر، اگر دانشجو نتواند توضیح دهد که چرا این پاسخ را داده و صرفاً از هوش مصنوعی دریافت کرده باشد (چنان‌که خود من در این ترم زیاد با دانشجویان در این رابطه مواجه بودم)، از کمک‌گرفتن از ابزار عبور کرده و توانایی جانشینیِ علمیِ فرد را جایگزین کرده است. این همان نکته‌ای است که در نظام آموزشی می‌توان آن را تقلب نامید؛ یعنی اگر دانشجو نتواند از پاسخ خود دفاع کند، می‌توان این عمل را تقلب تلقی کرد.

به عبارت دیگر، اگر در شرایطی که استفاده از موبایل و هوش مصنوعی رسماً مجاز اعلام شود، مفهوم تقلب از «استفاده از ابزار» به «واگذاری فرایند تفکر و پاسخ‌گویی به ابزار» تغییر می‌کند. یعنی دیگر استفاده از ابزار تقلب نیست، بلکه اگر فرایند تفکر را به هوش مصنوعی واگذار کنم، تقلب محسوب می‌شود. معیار اصلی، داشتن یا نداشتن هوش مصنوعی نیست، بلکه اصالت تحلیل، استقلال فکری و توانایی علمی می‌تواند معیار اصلی باشد. این رویکرد با رویکرد آموزش در مقطع تحصیلات تکمیلی تطابق دارد.

 

با مجاز شدن هوش مصنوعی، فلسفه طراحی سؤال باید تغییر کند/

در عصر هوش مصنوعی، آزمون حفظیات دیگر معنا ندارد/

هوش مصنوعی باید ابزار کمکی باشد، نه پاسخ‌دهنده اصلی/

طراحی سؤال باید از حفظیات به سمت تفکر انتقادی حرکت کند

اگر قرار باشد هوش مصنوعی در جلسه امتحان استفاده شود، طراحی سؤال باید چه تغییراتی کند تا همچنان توانایی واقعی دانشجو سنجیده شود؟

اگر استفاده از موبایل و هوش مصنوعی در جلسه امتحان مجاز باشد، باید فلسفه طراحی سؤال از سنجشِ حافظه به سمت سنجشِ تفکر، تحلیل و قضاوت علمی تغییر کند. در این شرایط، سؤالاتی که صرفاً به بازیابی اطلاعات یا ارائه تعاریف متکی هستند، ارزش ارزیابی خود را تا حدی از دست می‌دهند، چون هوش مصنوعی می‌تواند به آنها پاسخ دهد. پس طراحی آزمون باید بر مهارت‌هایی متمرکز شود که هوش مصنوعی به تنهایی نمی‌تواند آنها را پاسخ دهد و نمی‌تواند جایگزین کند؛ برای نمونه: تحلیل و نقد پاسخ‌های تولیدشده توسط هوش مصنوعی و تشخیص نقاط قوت و ضعف (یعنی سوگیری‌ها یا خطاها) باید جایگزین شود. حل مسئله پیچیده و چند بُعدی که نیازمند ترکیب دانش تخصصی، استدلال منطقی و تصمیم‌گیری مبتنی بر شرایط واقعی است. ارائه استدلال مستقل و دفاع از پاسخ به گونه‌ای که دانشجو بتواند منطق انتخاب‌ها و نتیجه‌گیری خود را توضیح دهد.

کاربرد دانش در موقعیت‌های جدید یا یادگیری مبتنی بر مورد (Case-Based Learning) به‌گونه‌ای که پاسخ‌های ارائه‌شده فراتر از یک جستجوی ساده یا متون قابل تشخیص باشند. مقایسه و ارزیابی دیدگاه‌های مختلف به‌گونه‌ای که قوه انتقادی و بررسی مبتنی بر شواهد را نشان دهد.

با این رویکرد، نقش هوش مصنوعی از یک پاسخ‌دهنده به ابزار کمکی تغییر می‌کند و آنچه ارزیابی می‌شود توانایی دانشجوست، نه ابزار. در واقع، با مجاز شدن استفاده از هوش مصنوعی، طراحی سؤالات باید از آزمون‌های مبتنی بر حفظیات و بازتولید اطلاعات به سمت سؤالاتی متمایل شود که تحلیل، استدلال، حل مسئله، تفکر انتقادی، خلاقیت و توانایی دفاع علمی را ارزیابی کنند. در این الگو ـ که به نظر من هست و پیشنهاد می‌کنم ـ ارزش اصلی نه در دسترسی به اطلاعات، بلکه در توانایی تفسیر، ارزیابی و به‌کارگیری سریع آنهاست. چنین تغییری، ارزیابی را با مهارت‌های مورد نیاز پژوهشگران و متخصصان در عصر هوش مصنوعی همسو می‌کند.

 

تجربه دانشگاه‌های معتبر جهان، ممنوعیت مطلق هوش مصنوعی نیست/

آینده آموزش عالی در همزیستی هوش مصنوعی و ارزیابی اصیل است/

موفق‌ترین سیاست، انطباق نظام ارزیابی با عصر هوش مصنوعی است

در دانشگاه‌های معتبر جهان، استفاده از هوش مصنوعی در امتحانات چگونه مدیریت می‌شود و آیا تجربه موفقی در این زمینه وجود دارد؟

تجربه دانشگاه‌های معتبر جهان نشان می‌دهد که رویکرد غالب، ممنوعیتِ مطلقِ هوش مصنوعی نیست، بلکه مدیریتِ هدفمند و قانونمندِ استفاده از هوش مصنوعی است. بسیاری از دانشگاه‌های پیشرو، پس از ظهور ابزارهایی مانند چت‌جی‌پی‌تی، سیاست‌های آموزشی و شیوه‌های ارزیابی خود را بازنگری کرده‌اند تا ضمن استفاده از هوش مصنوعی، اصالت یادگیری و ارزیابی را نیز حفظ کنند. در این دانشگاه‌ها، معمولاً سه رویکرد مشاهده می‌شود:

۱. ممنوعیت استفاده از هوش مصنوعی: در آزمون‌هایی که هدف آن‌ها سنجش دانش و توانایی‌های فردی است و پاسخ باید کاملاً مستقل از ابزار هوش مصنوعی باشد، ممنوعیت اعمال می‌شود.

۲. استفاده محدود و شفاف از هوش مصنوعی: در برخی آزمون‌ها و تکالیف، به این معنا که دانشجو مجاز است از هوش مصنوعی استفاده کند، اما باید میزان استفاده، نوع ابزار و نحوه بهره‌گیری از آنها را به‌صورت شفاف اعلام کند و مسئولیت علمی پاسخ را به عهده بگیرد.

۳. طراحی مجدد شیوه‌های ارزیابی: به‌گونه‌ای که حتی با دسترسی به هوش مصنوعی، توانایی واقعی دانشجو سنجیده شود. در این مدل، تمرکز بر تحلیل، حل مسئله، مطالعات موردی، نقد پاسخ‌های تولیدشده توسط هوش مصنوعی، پروژه‌های پژوهشی و دفاع شفاهی است.

تجربه دانشگاه‌های موفقی مانند هاروارد، آکسفورد، استنفورد و کمبریج نشان می‌دهد که موفق‌ترین سیاست، انطباق روش‌های ارزیابی با عصر هوش مصنوعی است، نه صرفاً ممنوع کردن این فناوری. بسیاری از دانشگاه‌ها از اعضای هیئت علمی درخواست کرده‌اند و آن‌ها را تشویق نموده‌اند که سؤالات را بازطراحی کنند تا سؤالات نیازمند استدلال، قضاوت علمی، خلاقیت و دفاع از پاسخ باشند. در این دانشگاه‌ها، مهارت‌هایی که هوش مصنوعی به‌تنهایی قادر به پاسخ‌گویی به آن‌ها نیست، مورد توجه قرار می‌گیرد.

پس تجربه جهانی نشان می‌دهد که موفقیت در استفاده از هوش مصنوعی در آموزش عالی، بیش از آنکه به خود فناوری وابسته باشد، به نحوه طراحی نظام ارزیابی وابسته است. هرچه آزمون‌ها از حفظیات فاصله بگیرند و به سمت سنجش تفکر انتقادی، تحلیل، حل مسئله و توانایی کاربرد دانش حرکت کنند، استفاده کنترل‌شده‌تری از هوش مصنوعی خواهیم داشت که پیامدهای محدودتری را به همراه خواهد داشت.

به‌طور خلاصه، اگر بخواهیم بگوییم، بررسی‌های دانشگاه‌های معتبر نشان می‌دهد که آینده آموزش عالی در همزیستی مسالمت‌آمیز هوش مصنوعی و ارزیابیِ اصیل نهفته است. در این الگوها، هوش مصنوعی به‌عنوان یک ابزار کمکی پذیرفته شده است، اما ملاک اصلی ارزیابی، همچنان تفکر و قدرت تحلیل و استدلال علمی است، نه صرفاً آن حفظیاتی که دانشجو دارد.

 

بدون زیرساخت‌های فنی، استفاده از هوش مصنوعی عدالت آموزشی را تضمین نمی‌کند/

مسئله اصلی در آزمون‌های مبتنی بر هوش مصنوعی، حکمرانی صحیح بر فناوری است/

تفاوت در دسترسی به هوش مصنوعی، عدالت آموزشی را زیر سؤال می‌برد/

آنچه باید مدیریت شود، فناوری است؛ نه دانشجو

آیا بدون زیرساخت‌هایی مانند سامانه‌های کنترل دسترسی، ثبت تاریخچه پرامپت یا محدودسازی اینترنت، امکان اجرای عادلانه چنین طرحی وجود دارد؟

به اعتقاد من، خیر. هر نظام ارزیابی که بر پایه هوش مصنوعی طراحی شود، بدون برخورداری از زیرساخت‌های فنی و مقررات اجرایی مناسب، نمی‌تواند عدالت، شفافیت و اعتبار لازم را تضمین کند. فناوری زمانی به بهبود کیفیت آموزش کمک می‌کند که استفاده از آن نیز در چارچوبی استاندارد و مدیریت‌شده صورت گیرد.

اگر هر دانشجو با ابزار، نرم‌افزار، سرعت اینترنت یا نسخه‌های متفاوتی از سامانه‌های هوش مصنوعی در آزمون شرکت کند، در عمل آنچه سنجیده می‌شود، توانایی علمی دانشجو نخواهد بود، بلکه تفاوت در امکانات و دسترسی‌ها بر نتیجه آزمون تأثیر خواهد گذاشت. این وضعیت با اصل عدالت آموزشی مغایرت دارد.

ازاین‌رو، اجرای چنین طرح‌هایی مستلزم فراهم‌سازی مجموعه‌ای از زیرساخت‌های فنی؛ از جمله سامانه‌های کنترل و احراز دسترسی، استفاده از یک بستر یکپارچه برای همه داوطلبان، ثبت و مستندسازی تعاملات با هوش مصنوعی در چارچوب حفظ حریم خصوصی و مقررات دانشگاه، مدیریت دسترسی به منابع و در صورت لزوم، محدودسازی اینترنت به منابع یا ابزارهای از پیش تعیین‌شده می‌باشد.

هدف از این اقدامات، نظارت بر دانشجو نیست، بلکه تضمین برابری فرصت‌ها، شفافیت فرایند ارزیابی و قابلیت دفاع از نتایج آزمون است. از منظر فنی، ثبت تاریخچه پرامپت‌نویسی می‌تواند در برخی آزمون‌ها به استاد کمک کند تا فرایند حل مسئله دانشجو را ارزیابی کند، نه صرفاً پاسخ نهایی او را. البته در اجرای چنین سازوکاری، رعایت ملاحظات حقوقی، اصول اخلاقی و حفظ حریم خصوصی ضروری است و باید با آیین‌نامه‌های دانشگاه نیز انطباق داشته باشد.

در مجموع، معتقدم اجرای عادلانه این طرح، بیش از آنکه به مجاز بودن استفاده از تلفن همراه یا هوش مصنوعی وابسته باشد، به وجود یک اکوسیستم استاندارد شامل زیرساخت‌های فنی، مقررات شفاف و نظام نظارتی کارآمد وابسته است. بدون این پیش‌شرط‌ها، خطر نابرابری در ارزیابی و کاهش اعتماد به نتایج آزمون افزایش خواهد یافت. مسئله اصلی در اینجا کنترل دانشجو نیست، بلکه استقرار حکمرانی صحیح بر فناوری و تضمین عدالت آموزشی است. این رویکرد با سیاست‌های نوین آموزشی در جهان نیز کاملاً همسو و منطبق است.

 

پذیرش هوش مصنوعی بدون آیین‌نامه شفاف، آموزش عالی را با چالش روبه‌رو می‌کند/

استفاده از هوش مصنوعی در آزمون‌ها نیازمند چارچوب حقوقی، آموزشی و فنی است/

اجرای سراسری این سیاست باید پس از اجرای آزمایشی و رفع چالش‌ها انجام شود/

پیش از مجاز شدن هوش مصنوعی، اعضای هیئت علمی باید آموزش ببینند

به نظر شما دانشگاه آزاد پیش از اجرای این سیاست باید چه آیین‌نامه‌ها و زیرساخت‌هایی را تدوین کند تا این تصمیم از یک شعار فناورانه به یک دستورالعمل اجرایی تبدیل شود؟

اگر دانشگاه آزاد قصد دارد استفاده از تلفن همراه و هوش مصنوعی را به‌عنوان بخشی از نظام ارزیابی بپذیرد، این تصمیم نباید صرفاً در حد اعلام یک سیاست باقی بماند، بلکه لازم است چارچوب‌های حقوقی، آموزشی و فنی مورد نیاز را تدوین و اجرا کند. در غیر این صورت، اجرای این سیاست با ابهام، نابرابری در ارزیابی و چالش‌های اخلاقی همراه خواهد بود.

از مهم‌ترین اقداماتی که پیش از اجرای این سیاست باید مورد توجه قرار گیرد، تدوین آیین‌نامه‌ای شفاف برای استفاده از هوش مصنوعی است. این آیین‌نامه باید مشخص کند که استفاده از چه ابزارهایی مجاز است، حدود و نحوه استفاده از آن‌ها چگونه است، چه مواردی مصداق تخلف محسوب می‌شود و مسئولیت علمی پاسخ‌های ارائه‌شده بر عهده چه کسی خواهد بود.

دوم، بازنگری در شیوه طراحی سؤالات است؛ به‌گونه‌ای که سؤالات بر تحلیل، استدلال، حل مسئله، خلاقیت و توانایی دفاع از پاسخ متمرکز باشند، نه صرفاً بر بازیابی اطلاعات.

سوم، آموزش اعضای هیئت علمی و طراحان سؤال اهمیت دارد. اعضای هیئت علمی باید با قابلیت‌ها، محدودیت‌ها و ملاحظات استفاده از هوش مصنوعی آشنا شوند تا بتوانند شیوه‌های ارزیابی متناسب با این فناوری را طراحی و اجرا کنند.

چهارم، ایجاد زیرساخت‌های فنی یکپارچه، استاندارد و امن ضروری است تا همه داوطلبان به ابزارهای یکسان و شرایط برابر دسترسی داشته باشند و تفاوت امکانات شخصی موجب نابرابری در ارزیابی نشود.

پنجم، تدوین دستورالعمل‌های اخلاق پژوهش و مسئولیت‌پذیری در استفاده از هوش مصنوعی است. این دستورالعمل‌ها باید بر اصالت علمی، حفظ مالکیت فکری و مسئولیت دانشجو در قبال محتوای ارائه‌شده تأکید داشته باشند.

در نهایت، اجرای آزمایشی این سیاست در برخی رشته‌ها یا واحدهای دانشگاهی، پیش از اجرای سراسری، ضروری است تا نتایج آن ارزیابی شده و نقاط ضعف و چالش‌های احتمالی شناسایی و برطرف شوند.

به بیان دیگر، اگر قرار باشد دانشگاه آزاد این سیاست را با موفقیت اجرا کند، پیش از آنکه بر مجاز بودن استفاده از هوش مصنوعی تمرکز کند، باید بر کیفیت حکمرانی آموزشی تمرکز داشته باشد.

تجربه نظام‌های آموزش عالی نشان می‌دهد که پذیرش فناوری زمانی به ارتقای کیفیت آموزش منجر می‌شود که با مقررات شفاف، زیرساخت‌های مناسب، آموزش ذی‌نفعان و نظام ارزیابی کارآمد همراه باشد. ازاین‌رو، شایسته است دانشگاه آزاد این سیاست را صرفاً به‌عنوان یک شعار فناورانه مطرح نکند، بلکه آن را به یک دستورالعمل اجرایی مؤثر تبدیل کند.

در همین راستا، دانشگاه آزاد باید مجموعه‌ای یکپارچه از آیین‌نامه‌های حقوقی، استانداردهای آموزشی، زیرساخت‌های فنی، ضوابط اخلاقی و برنامه‌های توانمندسازی اعضای هیئت علمی و دانشجویان را تدوین و اجرا کند. تنها در چنین شرایطی می‌توان از ظرفیت‌های هوش مصنوعی برای ارتقای کیفیت آموزش بهره گرفت، بدون آنکه اعتبار نظام ارزیابی و سلامت فرایندهای آموزشی خدشه‌دار شود.

 

اگر شما مسئول تدوین آیین‌نامه این طرح بودید، سه شرط غیرقابل چشم‌پوشی برای اجرای مجاز استفاده از موبایل و هوش مصنوعی در امتحانات دکتری چه بود؟

اگر مسئول تدوین چنین آیین‌نامه‌ای بودم، سه شرط را به‌عنوان اصول غیرقابل چشم‌پوشی در نظر می‌گرفتم؛ زیرا معتقدم موفقیت این سیاست، بیش از آنکه به خود فناوری وابسته باشد، به کیفیت قوانین و سازوکارهای اجرایی آن بستگی دارد.

شرط نخست، بازطراحی نظام ارزیابی و سؤالات آزمون است. تا زمانی که سؤالات بر حفظیات و بازتولید اطلاعات استوار باشند، مجاز شدن استفاده از هوش مصنوعی می‌تواند اعتبار آزمون‌ها را با چالش مواجه کند. بنابراین، پیش‌شرط اصلی، طراحی سؤالاتی است که توانایی حل مسئله، استدلال، خلاقیت و قدرت تصمیم‌گیری داوطلبان را ارزیابی کند.

شرط دوم، تدوین آیین‌نامه‌های شفاف و قابل اجرا است. در این آیین‌نامه‌ها باید به‌طور دقیق مشخص شود که چه ابزارهایی مجاز هستند، حدود و نحوه استفاده از آن‌ها چگونه است، چه رفتارهایی مصداق تخلف محسوب می‌شوند و مسئولیت علمی محتوای ارائه‌شده بر عهده چه کسی است. شفافیت در مقررات، از برداشت‌های متفاوت، اعمال سلیقه و ایجاد بی‌عدالتی در فرایند ارزیابی جلوگیری می‌کند.

شرط سوم، تضمین عدالت و برابری در دسترسی به فناوری است. اجرای این سیاست تنها زمانی عادلانه خواهد بود که همه داوطلبان به امکانات یکسان دسترسی داشته باشند. اگر کیفیت ابزارها، سرعت اینترنت، نوع تلفن همراه یا دسترسی به نسخه‌های مختلف هوش مصنوعی میان دانشجویان متفاوت باشد، نتیجه آزمون ممکن است بیش از آنکه بازتاب‌دهنده توانایی علمی افراد باشد، تحت تأثیر تفاوت در امکانات و زیرساخت‌ها قرار گیرد.

بنابراین، دانشگاه باید زیرساختی یکسان، استاندارد و قابل‌اعتماد برای همه دانشجویان فراهم کند.

در مجموع، به اعتقاد من، در صورت تحقق این سه اصل، هوش مصنوعی می‌تواند به ابزاری برای ارتقای کیفیت آموزش و نظام سنجش تبدیل شود؛ اما در نبود هر یک از این پیش‌شرط‌ها، اجرای این سیاست ممکن است اعتبار آزمون‌ها، اعتماد به نظام آموزش عالی و ارزش مدرک دکتری را با چالش مواجه کند.

 

شفافیت مقررات، شرط حفظ اعتبار آزمون‌های مبتنی بر هوش مصنوعی است/

اعتبار مدرک دکتری به کیفیت نظام ارزیابی وابسته است، نه به هوش مصنوعی

این تصمیم چه تأثیری بر اعتبار مدرک دکتری و اعتماد جامعه دانشگاهی به نظام ارزیابی خواهد داشت؟

اعتبار مدرک دکتری و میزان اعتماد جامعه دانشگاهی به نظام ارزیابی، بیش از هر چیز، به نحوه اجرای این سیاست، تدوین مقررات و طراحی نظام ارزیابی بستگی دارد. همان‌گونه که پیش‌تر نیز تأکید کردم، مسئله صرفاً مجاز یا غیرمجاز بودن استفاده از هوش مصنوعی نیست.

اگر استفاده از هوش مصنوعی بدون ضوابط مشخص و بدون بازطراحی شیوه طراحی سؤالات و نظام ارزیابی مجاز شود، این نگرانی به وجود می‌آید که بخشی از نتایج آزمون، بیش از آنکه نشان‌دهنده توانایی علمی دانشجو باشد، بازتاب‌دهنده مهارت او در استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی باشد.

در چنین شرایطی، اعتماد جامعه دانشگاهی به اعتبار آزمون‌ها و ارزش مدرک دکتری خدشه‌دار خواهد شد و به‌تبع آن، ارزش این مدرک نیز کاهش می‌یابد.

در مقابل، اگر این تصمیم با بازطراحی نظام ارزیابی همراه باشد، به‌گونه‌ای که سؤالات بر تحلیل، تفکر انتقادی، حل مسئله، خلاقیت و توانایی دفاع علمی از پاسخ متمرکز شوند، هوش مصنوعی می‌تواند به‌عنوان یک ابزار آموزشی در خدمت یادگیری قرار گیرد، بدون آنکه اعتبار مدرک دچار خدشه شود. در این حالت، معیار ارزیابی صرفاً تولید پاسخ نخواهد بود، بلکه کیفیت استدلال، تحلیل و توانایی دانشجو در تبیین و دفاع از پاسخ‌های خود ملاک اصلی ارزیابی خواهد بود.

از منظر آموزش عالی، اعتبار مدرک دکتری زمانی حفظ می‌شود که جامعه علمی اطمینان داشته باشد فارغ‌التحصیلان این دوره، علاوه بر بهره‌گیری از ابزارهای نوین، از صلاحیت‌های علمی، پژوهشی و اخلاق حرفه‌ای نیز برخوردار هستند. بنابراین، نقش دانشگاه صرفاً پذیرش فناوری نیست، بلکه ایجاد سازوکارهای صحیح برای استفاده از این فناوری است.

در واقع، مجاز شدن استفاده از هوش مصنوعی به‌خودی‌خود نه موجب افزایش اعتبار مدرک می‌شود و نه باعث کاهش آن. آنچه تعیین‌کننده است، کیفیت سیاست‌گذاری، شفافیت مقررات و توانایی نظام آموزشی در طراحی شیوه‌های ارزیابی است؛ شیوه‌هایی که همچنان بتوانند شایستگی واقعی پژوهشگران را به‌درستی اندازه‌گیری کنند.

اگر این پیش‌نیازها رعایت شوند، هوش مصنوعی می‌تواند به ارتقای کیفیت آموزش و نظام ارزیابی کمک کند؛ اما در نبود چنین چارچوب‌هایی، این خطر وجود دارد که اعتبار آزمون‌ها، کیفیت مدرک دکتری و اعتماد جامعه دانشگاهی به نظام ارزیابی با چالش جدی مواجه شود.

 

آینده آموزش عالی در گرو تعادل میان هوش مصنوعی و اصالت علمی است/

هوش مصنوعی جایگزین خرد، خلاقیت و قضاوت علمی نخواهد شد/

دانشگاه نباید در برابر هوش مصنوعی مقاومت کند؛ باید آن را هوشمندانه مدیریت کند

سخن آخر؟

هوش مصنوعی امروز دیگر یک انتخاب نیست، بلکه بخشی از واقعیت جامعه است و می‌تواند در آموزش، پژوهش و نظام پذیرش نیز مورد استفاده قرار گیرد. همان‌گونه که در گذشته با ورود اینترنت، رایانه و سایر فناوری‌های نوین، نظام آموزش عالی دستخوش تحول شد، امروز نیز هوش مصنوعی در حال ایجاد تحول در این نظام است.

بنابراین، موفقیت دانشگاه در این نیست که در برابر این فناوری مقاومت کند، بلکه در آن است که بتواند از آن به‌درستی، هدفمند و در چارچوبی استاندارد استفاده کند. در سیاست‌گذاری فناوری، صرف تدوین یک آیین‌نامه کافی نیست، بلکه باید اطمینان حاصل شود که زیرساخت‌های لازم به‌صورت پایدار و یکسان در همه واحدهای دانشگاهی فراهم شده است.

در غیر این صورت، حتی ایده استفاده از هوش مصنوعی نیز با چالش‌های جدی مواجه خواهد شد. علاوه بر تفاوت امکانات میان واحدهای دانشگاهی، باید واقعیت‌هایی مانند ناپایداری اینترنت، محدودیت‌های مقطعی در دسترسی به برخی خدمات، تحریم‌های بین‌المللی و تفاوت در کیفیت ابزارهای هوش مصنوعی نیز مورد توجه قرار گیرند.

اگر بخشی از توانایی دانشجو یا داوطلب به دسترسی او به یک سرویس هوش مصنوعی وابسته باشد، اصل عدالت آموزشی به‌طور جدی زیر سؤال خواهد رفت. به نظر من، دانشگاه آزاد باید در شرایطی که خدمات پژوهشی با اختلال مواجه می‌شوند، همانند اتفاقاتی که در سال گذشته، هم‌زمان با وقوع دو جنگ تحمیلی و نیز در مقاطعی که کشور با قطعی اینترنت روبه‌رو شد، سازوکارهای حمایتی مناسبی را پیش‌بینی کند. برای مثال، دانشگاه می‌تواند امکان تمدید سنوات پژوهشی، تعویق مهلت‌های آموزشی یا تمدید مهلت پایان‌نامه‌ها بدون پرداخت وجه را در چنین شرایطی در نظر بگیرد.

این رویکرد یک امتیاز ویژه برای دانشجویان نیست، بلکه اجرای اصل عدالت آموزشی است؛ زیرا هنگامی که یک مانع خارج از کنترل دانشجو بر روند پژوهش یا عملکرد آموزشی او تأثیر می‌گذارد، نظام آموزشی نیز باید سیاست‌های جبرانی مناسبی تدوین کند تا از کیفیت پژوهش و حقوق دانشجویان حمایت شود.

بر همین اساس، اگر قرار باشد چنین سیاستی اجرا شود، دانشگاه نباید صرفاً به سرویس‌های عمومی و اینترنت آزاد متکی باشد. پیشنهاد من این است که دانشگاه یک بستر بومی یا سازمانیِ مدیریت‌شده فراهم کند تا همه دانشجویان در جلسه آزمون از یک سامانه، یک نسخه مشخص از مدل هوش مصنوعی و امکانات برابر استفاده کنند. در این صورت، حتی اگر محدودیت‌های اینترنتی یا تحریم‌های بین‌المللی نیز وجود داشته باشد، نظام ارزیابی با اختلال یا شکست مواجه نخواهد شد.

همچنین، اجرای این طرح باید مرحله‌ای باشد؛ به این معنا که ابتدا به‌صورت آزمایشی در چند واحد دانشگاهی یا در برخی رشته‌های خاص، مانند رشته‌های فنی، اجرا شود، نتایج و بازخوردهای آن مورد ارزیابی قرار گیرد و پس از شناسایی نقاط قوت و ضعف، برای اجرای سراسری تصمیم‌گیری شود.

اگر استفاده از هوش مصنوعی با آیین‌نامه‌های شفاف، شیوه‌های مناسب ارزیابی، رعایت عدالت آموزشی و توجه به اصول اخلاقی همراه باشد، بی‌تردید می‌تواند به ارتقای کیفیت آموزش و تقویت توانمندی پژوهشگران منجر شود. اما اگر این تحول صرفاً در حد یک تصمیم اجرایی یا یک شعار فناورانه باقی بماند و الزامات آن نادیده گرفته شود، ممکن است نظام دانشگاهی و اعتبار نظام ارزیابی با آسیب‌های جدی مواجه شوند.

به اعتقاد من، آینده آموزش عالی متعلق به دانشگاه‌هایی است که بتوانند میان بهره‌گیری هوشمندانه از فناوری و حفظ اصالت علمی تعادل برقرار کنند. در نهایت، آنچه باید مورد سنجش قرار گیرد، توانایی دانشجو در حل مسئله، تحلیل، تصمیم‌گیری و استدلال است؛ زیرا هوش مصنوعی، هرچقدر هم پیشرفته باشد، جایگزین خرد، خلاقیت، مسئولیت‌پذیری و قضاوت علمی نخواهد شد. این مهارت‌ها همچنان مهم‌ترین سرمایه هر دانشجو و پژوهشگر محسوب می‌شوند.

در نهایت، معتقدم اگر قرار باشد این طرح در ایران اجرا شود، موفقیت آن بیش از هر چیز به کیفیت حکمرانی فناوری هوش مصنوعی وابسته است. اگر زیرساخت‌های فنی پایدار، دسترسی برابر، مقررات شفاف و برنامه‌ریزی مرحله‌ای فراهم باشد، می‌توان انتظار داشت که این سیاست با موفقیت اجرا شود. به بیان دیگر، در استفاده از هوش مصنوعی، مهم‌تر از داشتن یک ایده خوب، داشتن ظرفیت اجرای صحیح آن است.

 

آخرین اخبار