شفقنا رسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
«تهدیدات حملات سایبری به بانکها» تیتر روزنامه دنیای اقتصاد است و در گزارشی به این سوال پاسخ داد که آسیبهای اقتصادی اختلال در زنجیره مالی چیست؟ این روزنامه نوشت: «حملات سایبری اخیر به بانکهای کشور، فراتر از یک بحران فنی، زنجیره فعالیتهای اقتصادی را در سطح خرد و کلان دچار اختلال کرده است. بانکها در جهان امروز دیگر صرفا محل نگهداری پول نیستند، بلکه شبکهای هستند که پرداخت حقوق و دستمزد، تسویه معاملات بنگاهها و خریدهای روزمره خانوارها از مسیر آن عبور میکند؛ به همین دلیل اختلال در این شبکه گسترده به یک مساله اقتصادی با ابعادی گسترده در بازار بدل میشود. سیدعلی مدنیزاده با صدور دستور ویژه برای تسریع بازگشت خدمات پایدار بانکی و محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، با هشدار درباره احتمال حملات بهمراتب شدیدتر در آینده، بر جدیبودن این تهدید و ضعف کشور در حوزه امنیت سایبری تاکید کردهاند. در همین حال، روایت صنعتگران و تجار از اختلالهای تکرارشونده شبکه بانکی در یک سال اخیر نشان میدهد این وقفهها بهطور مستقیم تامین مواد اولیه، پرداخت دستمزد و گردش نقدینگی بنگاهها را تحتتاثیر قرار داده است؛ آسیبی که بسیاری آن را ریشهگرفته از تمرکز و انحصار در پروژههای فناوری اطلاعات و پراکندگی بیش از ۵۰۰ سامانه دولتی میدانند.»
«قایقها که سوختند، زندگی تمام شد» تیتر روزنامه پیام ماست و گزارشی از حملات آمریکا به جنوب ایران که به شهادت غیرنظامیان در این منطقه انجامید، کار کرد و نوشت: « با شدت گرفتن درگیریها میان ایران و ارتش آمریکا در جنوب کشور، حملات این ارتش بهصورت روزانه ادامه یافته و دامنه خسارتهای جانی و مالی آن، مانند جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، غیرنظامیان را نیز تهدید میکند. علاوه بر شهادت دو جوان صیاد اهل بندرعباس در حمله ۱۸ تیر و خسارت سنگین به تأسیسات و زیرساختهای صیادی در هرمزگان و بوشهر، گزارشها از شهادت یک کارمند سازمان آب و برق خوزستان در پی حمله به منطقه «جراحی» حکایت دارد. همچنین پرتابههای ارتش آمریکا به یک دکل روستایی و تأسیسات آبی در خوزستان اصابت کرده است؛ تأسیساتی که به غیرنظامیان خدمات ارائه میدادند. گرگومیش سحرگاه بود که «امید» و «مرتضی» تصمیم گرفتند سری به قایقها بزنند و اگر دریا آرام بود، قایقی به آب بیندازند. هنوز آفتاب طلوع نکرده بود و ماهیها به اعماق نیلی دریا نرفته بودند. شاید میشد در این روزگار سخت معیشتی، تورها را پر از ماهی کرد و پیش از آنکه آفتاب به میانه آسمان برسد، به ساحل بازگشت. اگرچه دریا این روزها آرام نبود و آسمان آن با موشکها و پرتابهها بر پهنه آبیاش سایه انداخته بود، اما برای جوانهایی که از کودکی با دریا بزرگ شده بودند، این ناآرامی مانعی برای رفتن به آب نبود. کسانی که نخستین قدمهای کودکیشان را به جای فرش خانه، روی ماسههای کرانه دریا برداشته بودند، با دریا غریبه نبودند. «امید» و «مرتضی» بامداد ۱۸ تیر راهی دریا شدند. صبحانه خورده یا نخورده، خانواده را دیده یا ندیده، برای فردا برنامه ریخته یا نریخته، دیگر بازنگشتند. پس از آن روز، هیچکس نمیداند امید و مرتضی در آن بامداد به چه چیزهایی فکر میکردند و برای روزهایی که تصور میکردند طولانی است، چه رویاهایی در سر داشتند. شاید دلبسته دختری آفتابگون از اهالی جنوب بودند، شاید رویای کار بیشتر، خانه و زندگی بهتر را داشتند. کسی نمیداند با چه رؤیایی به خواب رفتند و با چه آرزویی چشم باز کردند. امید و مرتضی در حملات ارتش آمریکا به اسکلههای بندرعباس، در همان بامداد، جان خود را از دست دادند. آنها فقط دو صیاد بودند که از قضای روزگار دلشان هوای دریا کرده بود؛ دو جوان که در پی کسب روزی، قربانی حمله شدند.»
