شفقنا رسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
«مزارع تشنه، سفرههای نگران» تیتر روزنامه اعتماد است که در گزارشی به بیان روایتی از اعتراض مردم گرمسار و آرادان نسبت به کاهش حقابه پرداخت و نوشت: «امسال نه تنها کشاورزان گرمسار و آرادان که حتی مردم این دو شهر هم با مشکل کمبود آب مواجه هستند و نسبت به توزیع ناعادلانه آن اعتراض دارند. آنها چند روز پیش برای اعلام دوباره و چندباره این اعتراض، تراکتورها را روشن کردند؛ به ابتدای جاده بنهکوه رفتند و برخی هم با ماشینهای شخصی آنها را همراهی کردند. اغلب گالنهای آب و پلاکاردهایی در دست داشتند و روی پلاکاردهایشان نوشته شده بود: «عدم اجرای قانون حبلهرود را خشکاند» یا مثلا «درختان در گرمسار دیگر سایه ندارند» و « آب سالم حق مردم گرمسار». ماجرای آنها ماجرای سد نمرود و حقابه حبلهرود است ماجرای باغهای بالادستی که در این سالها سهم آبی روستاهای گرمسار را بلعیدهاند. باغهای انار در بالادست سبز و سرخ میشوند و باغهای پسته و گندمزارها بیآب میمانند و خشک میشوند. یکی از این کشاورزان در تجمع اعتراضی، مشکل به وجود آمده را ناشی از ترک فعل وزارتخانهها میداند، دیگری به وعدههای عملی نشده مسوولان قبلی برای حل این مساله اشاره دارد.»
«تداوم جنگ به تاب آوری جامعه ضربه می زد» تیتر روزنامه آرمان ملی است که در گفتگو با فیاض زاهد به تحلیل تفاهم اولیه ایران و آمریکا پرداخت و نوشت: «امروز با پایمردی حکومت، دولت و مردم ایران در همه ارکان، نقشهای که آمریکا و اسرائیل برای ایران کشیده بودند با شکست روبهرو شده است. چه آنهایی که بدبین و معتقدند آمریکاییها دنبال فرصت مجددی هستند، مثلا جام جهانی را پشت سر بگذارند، یا بحران قیمت نفت را کنترل کنند یا اجازه ایجاد اختلال در بازار سهام بورسهای بزرگ را ندهند و چه کسانی که معتقدند به صورت راهبرد استراتژیک دولت عمیق ایالات متحده آمریکا به این نتیجه رسیده که ایران را نمیتوان از طریق جنگ ساقط کرد و به دلیل مکانیزم هیبریدی که در دل این ساختار سیاسی وجود دارد در نهایت میبینند به رغم وجود نارضایتی قابل ملاحظه در بخشهای مختلف جامعه ایران، مولفههای دیگری بر تحلیل نهایی مردم ایران و ارزیابی حاکمیت از وضعیت خود بر آنچه که طراحان کودتا یا آغازکنندگان جنگ در کاخ سفید و اسرائیل تصور میکردند غلبه پیدا کرده است؛ لذا از آنجایی که آن ارزیابیها نادرست بود امکان ادامه همان ارزیابیهای سنتی درباره ایران وجود ندارد که مثلا ایران به زودی سقوط خواهد کرد و چنین ارزیابیهایی جای خود را به ارزیابی منطقی داده و آن اینکه طرفین میدانند که ادامه جنگ به نفع طرفین نیست. ایران دریافته که طبق ارزیابی منطقی تداوم جنگ و بستن تنگه هرمز همانطور که به اقتصاد آمریکا و اسرائیل لطمه میزند، کشور را هم دچار نوعی ناپایداری و فقدان تابآوری اجتماعی و اقتصادی خواهد کرد. ایالات متحده هم به این نتیجه رسید که تداوم این وضعیت منجر به افزایش قیمت، بهم خوردن بازار بورس، از دست دادن انتخابات ماه نوامبر، ایجاد هرج و مرج در منطقه، فراگیری سطح تنش برای کشورهای حوزه خلیج فارس و از همه مهمتر اینکه کشوری با جمعیت ۹۰ میلیون نفری در ارزیابیهایی که سازمان سیا و دیگر نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و سیاسی آمریکا کردهاند شبیه شدنش به وضعیت لیبی به هیچ وجه با منافع راهبردی آنها سازگار نیست. مجموعه این عوامل در کنار اینکه شاید غرب فکر میکند که سطح جدیدی از رهبران در ایران به قدرت رسیده و شاید ارزیابی مجموعه عوامل داخلی در درون حاکمیت آنها را وادار به اتخاذ مواضعی کند که امکان تابآوری را برایشان بیشتر کند.»

