شفقنا رسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
«شهر بیاعتماد» تیتر روزنامه شرق است که به بررسی نقش مردم و سازمانهای اجتماعی در عبور از بحران پرداخت و نوشت: «وقتی جنگ آغاز میشود، نخستین تصاویر معمولا به ساختمانهای ویران، زیرساختهای تخریبشده و جابهجایی جمعیت گره میخورد؛ اما به اعتقاد هوشنگ عشایری، شهرساز و پژوهشگر، خسارت اصلی جنگ در لایهای عمیقتر رخ میدهد؛ جایی که اعتماد اجتماعی فرومیریزد، شبکههای اقتصادی از هم میپاشند و کسبوکارها پشت درهای بسته بقا میجنگند. او معتقد است در چنین شرایطی، این مردم، محلهها و سازمانهای اجتماعی هستند که میتوانند مانع فروپاشی کامل اقتصاد شوند و زمینه بازسازی را فراهم کنند.»
«چالشهای بنزین در مسیر بانکی شدن» تیتر روزنامه آرمان ملی است که به بررسی چالشهای احتمالی انتقال کارت سوخت به کارت ملی پرداخت و توضیح داد: «طرح انتقال سهمیه سوخت از کارتهای سوخت به کارتهای بانکی، با توجه به چالشهای تامین منابع ارزی و همچنین واردات بنزین به کشور، یکی از ابزارهای مناسب در راستای بهینهسازی مصرف بنزین در کشور است. هرچند این طرح پیش از این هم در کیش، پایتخت و برخی از شهرها به مرحله اجرا درآمد که هربار با توجه به مشکلاتی در نهایت متوقف شد، اما گویا شرایط کنونی، بهترین فرصت برای اجرایی شدن آن از نظر مسئولان ذیربط است. این افراد معتقدند؛ این طرح به عنوان یکی از ابزارهای مهم صرفهجویی، شفافسازی مصرف و بهینهسازی نظام سوختگیری تلقی میشود که میتواند همزمان باعث صرفه جویی اقتصادی در سطح کلان کشور نیز باشد. »
«تیپولوژی ساکنان خیابان» تیتر روزنامه اعتماد است که در گزارشی به تحلیل انواع گروههای اجتماعی حاضر در تجمعات شبانه دوران جنگ پرداخت و نوشت: «غیرقابل انکار است که آنچه در تجمعات پس از آغاز جنگ وضوح رسانهای و میدانی یافت، فراتر رفتن ملموس ترکیب تجمعات از کلیشههای سنی گذشته و ظهور تمامقد نسلی نوین از نوجوانان و جوانان است که در ادبیات جامعهشناختی تحت عنوان “نسل زد” شناخته میشوند. این طیف اجتماعی که اساسا با ویژگیهایی چون زیست دیجیتال، دسترسی نامحدود به جریانهای اطلاعاتی و تمایل به فرمهای بصری متمایز شناخته میشود، در این تجمعات شبانه نه به عنوان پدیدهای حاشیهای یا تماشاچی، بلکه در قامت یکی از اصلیترین نیروهای هدایتکننده و موتورهای پیشران به چشم آمدند. اهمیت جامعهشناختی حضور این نسل در این نکته نهفته است که آنها فاقد هرگونه تجربه زیسته مشترک با نسلهای اول و دوم انقلاب در رویدادهایی نظیر دفاع مقدس، چالشهای ژئوپلیتیک دهههای گذشته یا بحرانهای تأسیسی نظام هستند؛ با این حال، نبود این حافظه تاریخی مستقیم مانعی در مسیر همگرایی آنها با ساختار کلان حاکمیت ایجاد نکرده است. آنها توانستهاند مفاهیم ثابتی چون هویت ملی، اقتدار نظامی و علقههای شیعی، تکلیفگرایی و تبعیت از ولایت فقیه را درون کارگاه ذهنی خود بازتعریف کرده و آن را در قالب ابزارها، ادبیات، فرمها و نمادهای نوین رسانهای به صحنه عینی خیابان تزریق کنند. حضور این جوانان و نوجوانان نشاندهنده یک پویایی زیرپوستی و موفقیت عملی در حوزه کادرسازی اجتماعی به خصوص در طیف اصولگرا است. فرآیندی که فراتر از قالبهای رسمی، سنتی و بوروکراتیک نهادهای آموزشی معمول رخ داده است. این لایه نوظهور با پیوند زدن تکنولوژی دیجیتال به کنشگری میدانی، موفق شده است این پیام را مخابره کنند که دفاع از کیان کشور تنها یک وظیفه کلاسیک واگذارشده به ارتشها نیست، بلکه یک نبرد هویتی و زنده در شبکه پلتفرمهای مجازی و فضاهای شهری است. آنها با تولیدات خلاقانه صوتی و تصویری، بهرهگیری از نمادهای گرافیکی مدرن و بهکارگیری زبان مفاهمه مختص به خود، فضا را از رخوت مناسک سنتی خارج کرده و به آن شادابی، پویایی و خصلت تهاجمی بخشیدهاند. به اینترتیب، نسل جدید در ساختار این گزارش به عنوان “مدافعان جبهه جنگ روانی در داخل شهر” تثبیت میشوند؛ نیرویی پویا که به خوبی درک کرده است در دنیای امروز، مکمل موفقیتهای موشکی و فتوحات نظامی فرماندهان در اتاقهای عملیات، تصاحب تصویر، روایت و روحیه پایداری در سطح افکار عمومی جهان است. آنها با تسلط بر ابزارهای نوین شناختی، در خط مقدم پدافند روانی پایتخت ایستادهاند و هر شب از نو موازنه قدرت را به نفع روایت ملی بازتولید میکنند.»
