یک کارشناس رسانه: وقتی اینترنت به شکل گسترده قطع می‌شود، عملاً جریان آزاد اطلاعات مختل می‌شود/در شرایط بحرانی باید اصل بر «حداقل محدودیت، حداکثر شفافیت و مدیریت هوشمند» باشد/در عصر ارتباطات، کنترل پایدار از مسیر قطع ارتباط به دست نمی‌آید/ محدودیت شدید اینترنت باعث تضعیف مرجعیت رسانه‌های داخلی می‌شود

شفقنا رسانه- نزدیک به سه ماه از اختلال و قطع گسترده اینترنت بین‌الملل در ایران می‌گذرد. این وضعیت، بسیاری از کسب‌وکارها، رسانه‌ها و فعالیت‌های آموزشی و ارتباطی را با مشکل مواجه کرده و بحث‌های گسترده‌ای را درباره نسبت امنیت، حق دسترسی به اطلاعات و ضرورت حفظ ارتباط ایران با جهان به وجود آورده است. در همین زمینه، علیرضا فرزین کارشناس رسانه و حوزه ارتباطات معتقد است؛ طبیعی است که در شرایط جنگی دولت‌ها نسبت به مواردی مثل حملات سایبری و اخلال در امنیت عمومی حساس باشند. اما مسئله اصلی این است که در سیاست‌گذاری ارتباطی،«تناسب» و «هدفمندی» اهمیت دارد.راه‌حل اصولی در چنین شرایطی «حکمرانی هوشمند ارتباطی» است، نه انسداد فراگیر. یعنی اگر تهدید مشخصی وجود دارد، باید همان تهدید به‌صورت فنی و دقیق مدیریت شود، نه اینکه کل جامعه هزینه آن را بپردازد. ما باید میان امنیت ملی و حقوق ارتباطی شهروندان توازن ایجاد کنیم.

 

اهمیت «تناسب» و «هدفمندی» در سیاست گذاری ارتباطی 

 

فرزین درباره چگونگی مدیریت فضای مجازی در شرایط بحرانی به شفقنا رسانه توضیح می دهد:طبیعی است که در شرایط جنگی دولت‌ها نسبت به مواردی مثل حملات سایبری و اخلال در امنیت عمومی حساس باشند. اما مسئله اصلی این است که در سیاست‌گذاری ارتباطی،«تناسب» و «هدفمندی» اهمیت دارد. قطع سراسری اینترنت، شبیه خاموش کردن کامل برق یک شهر برای مقابله با جرائم و تخلفات تبهکاران است؛ یعنی راه‌حلی پرهزینه، غیرهدفمند و دارای آثار جانبی گسترده. در ادبیات حکمرانی دیجیتال، میان «مدیریت تهدید» و «تعطیلی زیرساخت ارتباطی» تفاوت جدی وجود دارد و بسیاری از کشورها حتی در شدیدترین بحران‌های امنیتی نیز به سمت انسداد کامل اینترنت نرفته‌اند، بلکه از روش‌های موقت و مبتنی بر مدیریت ریسک استفاده کرده‌اند.

 

با قطع اینترنت به شکل گسترده جامعه وارد وضعیت «ابهام ارتباطی» می‌شود

 

او تاکید می کند: امروزه استفاده از اینترنت صرفاً در حوزه‌هایی مثل سرگرمی یا شبکه‌های اجتماعی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه بخشی از زیست روزمره، اقتصاد، آموزش، سلامت، رسانه، روابط انسانی و مهم‌تر از همه «سرمایه اجتماعی» است. وقتی اینترنت به شکل گسترده قطع می‌شود، عملاً جریان آزاد اطلاعات مختل می‌شود و جامعه وارد وضعیت «ابهام ارتباطی» می‌شود.

 

این کارشناس رسانه با اشاره به تبعات برخورد فعلی با فضای مجازی می گوید: وضعیتی که معمولاً به افزایش شایعه، بی‌اعتمادی عمومی و رجوع مردم به منابع غیررسمی منجر می‌شود. تجربه‌های جهانی نیز نشان داده هرچه دسترسی آزاد و شفاف به اطلاعات کمتر شود،فضا برای جنگ روانی و روایت‌های غیرقابل راستی‌آزمایی بیشتر باز می‌شود. بنابراین، برخلاف تصور رایج، قطع اینترنت الزاماً امنیت‌زا نیست و در بسیاری موارد حتی می‌تواند مدیریت افکار عمومی و اعتماد اجتماعی را دشوارتر کند.

 

«حکمرانی هوشمند ارتباطی» است، نه انسداد فراگیر

 

فرزین می گوید: راه‌حل اصولی در چنین شرایطی «حکمرانی هوشمند ارتباطی» است، نه انسداد فراگیر. یعنی اگر تهدید مشخصی وجود دارد، باید همان تهدید به‌صورت فنی و دقیق مدیریت شود، نه اینکه کل جامعه هزینه آن را بپردازد. ما باید میان امنیت ملی و حقوق ارتباطی شهروندان توازن ایجاد کنیم. دسترسی آزاد به اینترنت امروز بخشی از حق دسترسی آزاد به اطلاعات و از الزامات توسعه، شفافیت و تاب‌آوری اجتماعی است. جامعه‌ای که امکان ارتباط، اطلاع‌رسانی و روایت‌گری مستقل از خود را از دست بدهد، در عرصه داخلی و بین‌المللی نیز آسیب‌پذیرتر می‌شود. به همین دلیل، من معتقدم حتی در شرایط بحرانی هم باید اصل بر «حداقل محدودیت، حداکثر شفافیت و مدیریت هوشمند» باشد، نه قطع سراسری و طولانی‌مدت اینترنت.

 

رسانه‌های داخلی عملاً در یک وضعیت «انزوای اطلاعاتی» قرار می‌گیرند

 

فرزین در پاسخ به این پرسش که با قطعی اینترنت چه جالب های برای رسانه های داخلی ایجاد شده، توضیح می دهد:قطعی یا اختلال گسترده اینترنت، برای رسانه‌ها فقط یک مسئله فنی نیست؛ بلکه مستقیماً بر فرایند تولید حقیقت، راستی‌آزمایی اخبار و گردش آزاد اطلاعات اثر می‌گذارد. امروز بخش مهمی از روزنامه‌نگاری حرفه‌ای بر پایه دسترسی لحظه‌ای به منابع بین‌المللی، خبرگزاری‌ها، بانک‌های اطلاعاتی، شبکه‌های اجتماعی، ابزارهای OSINT و ارتباط مستقیم با خبرنگاران و تحلیلگران سراسر جهان شکل گرفته است. وقتی این دسترسی محدود یا قطع می‌شود، رسانه‌های داخلی عملاً در یک وضعیت «انزوای اطلاعاتی» قرار می‌گیرند. در چنین شرایطی، سرعت واکنش رسانه‌ها کاهش پیدا می‌کند، امکان تطبیق و صحت‌سنجی اخبار دشوار می‌شود و رسانه داخلی از رقابت حرفه‌ای با جریان جهانی خبر عقب می‌افتد.

 

در دنیای امروز، جنگ‌ها فقط در میدان نظامی رخ نمی‌دهند

 

این فعال رسانه ای ادامه می دهد: از سوی دیگر، رسانه‌های مستقل و حتی بسیاری از رسانه‌های رسمی برای انتشار روایت خود به جهان نیز به اینترنت آزاد وابسته‌اند. در شرایط بحران، جنگ یا تحولات حساس منطقه‌ای،«روایت‌سازی» اهمیت استراتژیک پیدا می‌کند. اگر رسانه‌های داخل کشور نتوانند به‌صورت پایدار و آزاد با افکار عمومی جهان ارتباط برقرار کنند، عملاً میدان روایت را به رسانه‌های خارجی واگذار می‌کنیم. در دنیای امروز، جنگ‌ها فقط در میدان نظامی رخ نمی‌دهند؛ بخش مهمی از آن‌ها در میدان رسانه، تصویرسازی و افکار عمومی جریان دارد. کشوری که نتواند روایت خود را به زبان جهانی منتقل کند، حتی اگر در واقعیت دستاورد یا استدلالی داشته باشد، در عرصه افکار عمومی بین‌المللی بازنده خواهد بود.

فرزین توضیح می دهد: از منظر جامعه‌شناسی ارتباطات نیز، محدودیت شدید اینترنت باعث تضعیف مرجعیت رسانه‌های داخلی می‌شود. وقتی مخاطب احساس کند رسانه داخلی به منابع کامل و آزاد دسترسی ندارد یا نمی‌تواند پوشش جامع و به‌روز ارائه دهد، طبیعی است که به سمت منابع بیرونی یا کانال‌های غیررسمی مهاجرت کند. این مسئله در بلندمدت به فرسایش اعتماد عمومی نسبت به رسانه‌های داخلی منجر می‌شود. درحالی‌که اگر هدف، تقویت رسانه‌های داخلی و افزایش سرمایه اجتماعی آن‌هاست، لازمه‌اش دسترسی آزاد، پایدار و حرفه‌ای به زیرساخت جهانی اطلاعات است.

 

ضرورت بستر ارتباطی موثر میان «تولیدکننده پیام» و «مخاطب»

 

او با توضیح درباره مولفه های مهم برای عملکرد یک رسانه موثر می گوید: رسانه قوی در فضای بسته و ایزوله شکل نمی‌گیرد؛ رسانه قدرتمند نیازمند دسترسی، رقابت آزاد، شفافیت و امکان ارتباط مستمر با جهان است.حتی اگر فرض کنیم رسانه‌های رسمی و خبرنگاران به اینترنت آزاد، بدون فیلتر و اصطلاحاً «اینترنت سفید» دسترسی داشته باشند، اما اکثریت جامعه فقط به یک اینترانت محدود و وایت‌لیست‌شده متصل باشند، باز هم مسئله اصلی حل نمی‌شود. رسانه زمانی معنا پیدا می‌کند که میان «تولیدکننده پیام» و «مخاطب» یک بستر ارتباطی آزاد و مؤثر وجود داشته باشد. اگر خبرنگار بتواند به جهان متصل باشد اما مخاطب نتواند آزادانه به همان محتوا، منابع، داده‌ها و روایت‌های جهانی دسترسی پیدا کند، در عمل یک شکاف ارتباطی عمیق میان رسانه و جامعه شکل می‌گیرد.

 

او هشدار می دهد: این وضعیت، رسانه را از یک نهاد اجتماعی مشارکت‌محور به یک ساختار یک‌سویه و از بالا به پایین تبدیل می‌کند؛ درحالی‌که رسانه مدرن اساساً بر تعامل، مشارکت و امکان راستی‌آزمایی عمومی استوار است.اینترنت صرفاً ابزار «ارسال و دریافت خبر» نیست؛ بستر گفت‌وگو، مقایسه روایت‌ها، مشارکت مدنی و شکل‌گیری افکار عمومی است. اگر مردم فقط به اینترنت محدود داخلی دسترسی داشته باشند، امکان مقایسه روایت رسانه داخلی با منابع بین‌المللی، مشاهده مستقیم شواهد، ارتباط با جهان بیرون و حتی مشارکت در روایت‌گری جهانی را از دست می‌دهند. در چنین فضایی، رسانه داخلی—حتی اگر حرفه‌ای و مستقل عمل کند—عملاً در یک اکوسیستم بسته فعالیت خواهد کرد. نتیجه چنین وضعیتی معمولاً کاهش اعتماد عمومی، افزایش احساس سانسور و تقویت رجوع مردم به ابزارهای دور زدن محدودیت‌هاست. تجربه جهانی هم نشان داده که هرچه فاصله میان «آنچه مردم می‌خواهند بدانند» و «آنچه اجازه دارند ببینند» بیشتر شود، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی بیشتر آسیب می‌بیند.

 

در جامعه شبکه‌ای امروز، هر شهروند بالقوه یک رسانه است

 

فرزین با اشاره به نقش افکار عمومی در بیان روایت ها و تاثیر این مساله بر امنیت ملی می گوید: از سوی دیگر، در جامعه شبکه‌ای امروز، هر شهروند بالقوه یک رسانه است. در تحولات مهم سیاسی، اجتماعی یا امنیتی، فقط خبرنگاران حرفه‌ای نیستند که روایت تولید می‌کنند؛ شهروندان عادی نیز تجربه‌های زیسته خود را از طریق شبکه‌های اجتماعی در قالب متون، تصاویر و ویدئوها، به‌عنوان بخشی از روایت ملی به جهان منتقل می‌کنند. اگر این امکان از جامعه گرفته شود، صدای واقعی و متکثر مردم ایران عملاً از فضای جهانی حذف می‌شود و روایت ایران محدود به چند کانال رسمی خواهد شد. این مسئله نه‌تنها از منظر آزادی اطلاعات، بلکه حتی از منظر منافع ملی نیز قابل تأمل است؛ زیرا در جهان امروز، قدرت نرم کشورها تا حد زیادی وابسته به توان جامعه برای حضور آزاد، طبیعی و باورپذیر در فضای ارتباطی جهانی است، نه صرفاً به رسانه‌های رسمی یا دولتی.

 

او در پاسخ به این پرسش که برخی کارشناسان می‌گویند اگر منطق امنیتی پشت بستن اینترنت جهانی به این شکل وجود دارد، دیگر دلیلی برای فروش اینترنت به قیمتی بالاتر وجود ندارد..توضیح می دهد:اگر منطق امنیتیِ محدودسازی اینترنت را بپذیریم، باز هم یک پرسش اساسی باقی می‌ماند: چرا دسترسی آزاد و پایدار به اینترنت باید به یک «کالای لوکس» و امتیاز ویژه تبدیل شود؟ چیزی که امروز با عنوان «اینترنت پرو» یا «اینترنت طبقاتی» مطرح می‌شود، عملاً به این معناست که بخشی از جامعه—اعم از برخی کسب‌وکارها، نهادها یا گروه‌های خاص—می‌توانند با برخورداری از مجوز ویژه و پرداخت هزینه بیشتر، به اینترنت جهانی با کیفیت بهتر و محدودیت بسیار کمتر دسترسی داشته باشند، درحالی‌که اکثریت مردم در یک اینترنت محدود، فیلترشده و ناپایدار باقی می‌مانند. این وضعیت از منظر عدالت ارتباطی، مسئله‌ای بسیار جدی است؛ چون دسترسی به اینترنت امروز صرفاً دسترسی به سرگرمی و یا حتی امکان ارتباط نیست، بلکه دسترسی به آموزش، اقتصاد، فرصت شغلی، دانش و مشارکت اجتماعی است.

 

اینترنت طبقاتی به‌تدریج شکاف دیجیتال را به شکاف اجتماعی و حتی شکاف طبقاتی تبدیل می‌کند

 

فرزین می گوید: اینترنت طبقاتی به‌تدریج شکاف دیجیتال را به شکاف اجتماعی و حتی شکاف طبقاتی تبدیل می‌کند. در چنین مدلی اقلیت برخوردار، به اینترنت جهانی، اقتصاد جهانی و جریان آزاد اطلاعات متصل می‌مانند، اما اکثریت جامعه در یک اکوسیستم بسته و محدود گرفتار می‌شوند. نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری نوعی «تبعیض زیرساختی» است؛ یعنی نابرابری نه‌فقط در درآمد یا امکانات، بلکه در حق دسترسی به جهان. این مسئله در بلندمدت می‌تواند بر کیفیت آموزش، رقابت اقتصادی، نوآوری، مهاجرت نخبگان و حتی تحرک اجتماعی اثر بگذارد. جامعه‌ای که در آن دسترسی آزاد به اطلاعات به امتیاز خریدنی تبدیل شود، به‌تدریج با فرسایش سرمایه اجتماعی و افزایش احساس تبعیض مواجه خواهد شد.

 

او ادامه می دهد: از سوی دیگر، فروش اینترنت پرو یک تناقض مهم را نیز آشکار می‌کند: اگر اینترنت جهانی به‌طور ذاتی «تهدید امنیتی غیرقابل کنترل» تلقی می‌شود، چگونه همان اینترنت می‌تواند برای گروهی خاص، مجاز و حتی قابل فروش باشد؟ این تناقض باعث می‌شود افکار عمومی، محدودیت‌ها را نه صرفاً امنیتی، بلکه نوعی سیاست تبعیض‌آمیز یا سودجویی اقتصادی تلقی کند.

 

این دکتری ارتباطات با تأکید بر حکمرانی شفاف در فضای مجازی می گوید: تجربه جهانی نشان می‌دهد که توسعه پایدار زمانی شکل می‌گیرد که اینترنت به‌عنوان یک زیرساخت عمومی، همگانی و برابر دیده شود؛ نه به‌عنوان امتیازی برای گروه‌های خاص. به نظر من، آینده سالم فضای مجازی در ایران نه در «طبقاتی‌سازی دسترسی»، بلکه در حکمرانی شفاف و مبتنی بر حقوق برابر شهروندان است. اینترنت اگر قرار است موتور توسعه، نوآوری و قدرت نرم کشور باشد، باید برای همه مردم قابل دسترس، پایدار و آزاد باشد، نه‌فقط برای کسانی که دسترسی بهتر و توان خرید بالاتری دارند.

 

فرزین با توضیح درباره چگونگی رساندن صدای واقعی مردم ایران به گوش جهانیان می گوید: در دنیای امروز، روایت‌سازی صرفاً در اختیار دولت‌ها یا رسانه‌های بزرگ نیست؛ امروزه افکار عمومی جهانی در مورد یک ملت و یک کشور، از طریق شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های مستقل، شهروندخبرنگاران و ارتباط مستقیم عموم مردم آن کشور با جهان شکل می‌گیرد. به همین دلیل، وقتی درباره تحولات ایران صحبت می‌کنیم، مسئله فقط «انتقال پیام رسمی» نیست، بلکه مهم‌ترین اصل، رساندن صدای واقعی، متکثر و «انسانی» مردم ایران به جهان است. اگر دسترسی آزاد مردم به اینترنت و پلتفرم‌های جهانی محدود شود، در عمل این امکان از جامعه گرفته می‌شود که خودش روایتگر تجربه زیسته، نگرانی‌ها، امیدها و واقعیت‌های زندگی‌اش باشد. در چنین شرایطی، تصویر ایران در جهان عمدتاً توسط رسانه‌ها و بازیگران بیرونی ساخته می‌شود؛ نه توسط خود ایرانیان.

 

محدودسازی شدید اینترنت در بلندمدت می‌تواند به تضعیف قدرت نرم کشور منجر شود

 

او توضیح می دهد: خلأ اطلاعاتی هیچ‌گاه خالی نمی‌ماند. اگر جامعه نتواند آزادانه و مستقیم با جهان ارتباط برقرار کند، این خلأ معمولاً با روایت‌های ناقص، جهت‌دار یا حتی جعلی پر می‌شود. به همین دلیل، محدودسازی شدید اینترنت یا مسدود کردن بسترهای ارتباطی جهانی، حتی اگر با نیت کنترل بحران انجام شود، در بلندمدت می‌تواند به تضعیف قدرت نرم کشور منجر شود. قدرت نرم فقط محصول رسانه‌های رسمی نیست؛ محصول حضور طبیعی و آزاد دانشگاهیان،روزنامه‌نگاران، هنرمندان، فعالان مدنی و مهم‌تر از همه « عموم مردم» و «کاربران عادی» در فضای جهانی است. هرچه این حضور محدودتر شود، امکان شکل‌گیری تصویری کامل، واقعی و انسانی از جامعه ایران نیز کمتر می‌شود.اگر واقعاً دغدغه ما این است که صدای حقانیت مردم ایران به گوش جهانیان برسد، راه‌حل در بستن درهای ارتباطی نیست؛ بلکه در تقویت دسترسی آزاد، افزایش شفافیت، اعتماد به جامعه و پذیرش تکثر روایت‌هاست. جامعه‌ای که بتواند آزادانه حرف بزند، تصویر خود را روایت کند و با جهان ارتباط مستقیم داشته باشد، بسیار باورپذیرتر و اثرگذارتر از جامعه‌ای است که فقط از طریق کانال‌های محدود و رسمی دیده می‌شود. در جهان شبکه‌ای امروز، اعتبار بین‌المللی و سرمایه اجتماعی کشورها بیش از هر زمان دیگری به میزان آزادی جریان اطلاعات و امکان حضور واقعی شهروندانشان در عرصه ارتباطات جهانی گره خورده است.

 

فرزین در پاسخ به این‌پرسش که چه سناریوهایی را برای آینده اینترنت در ایران پیش‌بینی می‌کنید؟ می گوید: برای پاسخ به این سؤال باید چند متغیر کلیدی را هم‌زمان در نظر بگیریم: وضعیت امنیتی و ژئوپلیتیک منطقه، فشارهای اقتصادی، تاب‌آوری اقتصاد دیجیتال، تحولات فناوری، و مهم‌تر از همه رفتار و مقاومت اجتماعی کاربران. بر اساس روندهای موجود، به نظر می‌رسد سناریوی «بازگشت کامل به اینترنت آزاد و پایدار» در کوتاه‌مدت چندان محتمل نباشد، اما در مقابل، سناریوی «قطع کامل و دائمی اینترنت جهانی» نیز عملاً پایدار و قابل دوام نیست؛ چون ساختار اقتصادی، دانشگاهی، تجاری و حتی بخشی از حکمرانی کشور به اینترنت بین‌الملل وابسته شده است. تجربه ماه‌های اخیر نیز نشان داده که محدودیت‌های شدید اینترنت، علاوه بر هزینه‌های اجتماعی، خسارت‌های اقتصادی گسترده‌ای ایجاد کرده و به شکل‌گیری بازارهای غیررسمی و طبقاتی برای دسترسی به اینترنت منجر شده است.

 

او بیان می کند: محتمل‌ترین سناریو در میان‌مدت، حرکت به سمت یک مدل «دو‌لایه» یا «هیبریدی» است؛ یعنی گسترش شبکه ملی اطلاعات و خدمات بومی در کنار گشایش دسترسی به اینترنت جهانی. نشانه‌های این روند را همین حالا در توسعه اینترنت پرو، اینترنت سفید و دسترسی‌های مبتنی بر سطح‌بندی مشاهده می‌کنیم.

 

او می گوید: اما مسئله اینجاست که این مدل، اگر به سمت اینترنت طبقاتی تثبیت شود، با چالش‌های جدی روبه‌رو خواهد شد؛ چون جامعه ایران، به‌ویژه نسل جوان، بخشی از زیست روزمره، هویت فرهنگی، آموزش، اشتغال و ارتباطات خود را در بستر جهانی تعریف می‌کند. به همین دلیل، احتمال زیادی وجود دارد که هرچه محدودسازی بیشتر شود، فناوری‌های دور زدن محدودیت‌ها، بازارهای خاکستری ارتباطی، استفاده از ابزارهای ماهواره‌ای و اشکال غیررسمی اتصال نیز گسترش پیدا کند. یعنی در عمل، جامعه به سمت «غیرمتمرکز کردن دسترسی» حرکت خواهد کرد، حتی اگر سیاست رسمی به سمت تمرکز بیشتر برود.

 

فرزین توضیح می دهد: باید بپذیریم که هیچ فناوری فراگیری را نمی‌توان صرفاً با ابزار محدودسازی از زندگی اجتماعی حذف کرد، مگر به بهای انزوای گسترده اقتصادی و فرهنگی. اینترنت (و نه اینترانت) امروز دیگر یک فناوری جانبی نیست؛ زیرساخت اصلی یک جامعه پویا و زنده است. به همین دلیل، تصور می‌کنم آینده پایدارتر برای ایران حرکت تدریجی به سمت حکمرانی شفاف، قانون‌مند و مبتنی بر اعتماد عمومی خواهد بود. هرچه سیاست‌گذاری به سمت شفافیت، حقوق شهروندی، تنظیم‌گری هوشمند و پذیرش واقعیت جامعه دیجیتال حرکت کند، احتمال بازگشت اعتماد و ثبات بیشتر خواهد شد. اما اگر اینترنت بیش‌ازپیش امنیتی، طبقاتی و محدود شود، احتمال تشدید مهاجرت نخبگان، فرار سرمایه، کاهش نوآوری و تعمیق شکاف دولت-جامعه نیز افزایش پیدا می‌کند. تجربه جهانی نشان داده که کشورها در عصر اقتصاد دیجیتال، بدون اینترنت آزاد، پایدار و قابل اعتماد، نه می‌توانند قدرت نرم خود را حفظ کنند و نه در رقابت فناوری و توسعه جایگاه مؤثری داشته باشند.

 

او به سیاستگذاران حوزه فضای مجازی توصیه می کند: به آنها می گویم اینترنت را صرفاً از دریچه امنیتی نبینند، بلکه آن را به‌عنوان یک «زیرساخت حیاتی اجتماعی» درک کنند؛ چیزی در حد آب، برق، نظام بانکی یا شبکه حمل‌ونقل. جامعه امروز ایران، چه بخواهیم چه نخواهیم، یک جامعه شبکه‌ای است. اقتصاد، آموزش، رسانه، کسب‌وکار، ارتباطات انسانی، سلامت روان، سرمایه اجتماعی و حتی احساس تعلق نسل جدید به آینده، به اینترنت گره خورده است. هر سیاستی که این واقعیت را نادیده بگیرد، درنهایت با مقاومت اجتماعی، ناکارآمدی اجرایی و هزینه‌های فزاینده مواجه خواهد شد.

 

بسیاری از بحران‌های ارتباطی امروز ناشی از کمبود شفافیت و ضعف اعتماد هستند

 

فرزین با تأکید بر کنترل پایدار در عصر ارتباطات می گوید:تجربه جهانی نیز نشان داده که حکمرانی موفق در فضای مجازی، نه بر پایه انسداد حداکثری، بلکه بر پایه اعتماد عمومی، شفافیت، تنظیم‌گری هوشمند و مشارکت اجتماعی شکل می‌گیرد.نکته مهم دیگر این است که در عصر ارتباطات، کنترل پایدار از مسیر قطع ارتباط به دست نمی‌آید. جامعه‌ای که احساس کند صدایش شنیده نمی‌شود یا دسترسی‌اش به جهان محدود شده، به‌تدریج دچار فرسایش اعتماد می‌شود. در مقابل، هرچه امکان گفت‌وگو، دسترسی آزاد به اطلاعات و حضور طبیعی مردم در فضای جهانی بیشتر باشد، سرمایه اجتماعی و احساس تعلق ملی نیز تقویت می‌شود. بسیاری از بحران‌های ارتباطی امروز ناشی از کمبود شفافیت و ضعف اعتماد هستند و نه برقراری و متصل بودن اینترنت جهانی. امنیت پایدار در دنیای امروز بیش از هر چیز محصول رضایت اجتماعی، اعتماد عمومی و احساس مشارکت مردم در سرنوشت کشور است؛ نه صرفاً محدودسازی زیرساخت‌های ارتباطی.

 

او تاکید می کند: حتی از منظر منافع حاکمیتی و ثبات بلندمدت نیز، جامعه منزوی و قطع‌شده از جهان، جامعه‌ای شکننده‌تر است. کشوری که مردمش بتوانند آزادانه ارتباط برقرار کنند، روایت خود را بیان کنند، کسب‌وکار ایجاد کنند، یاد بگیرند و در اقتصاد و فرهنگ جهانی مشارکت داشته باشند، درنهایت سرمایه اجتماعی و تاب‌آوری بیشتری خواهد داشت. اینترنت آزاد و پایدار، فقط مطالبه فعالان فناوری یا نسل جوان نیست؛ بخشی از الزامات بقا و توسعه در جهان امروز است. هرچه این واقعیت دیرتر پذیرفته شود، هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی آن بیشتر خواهد شد.

 

حکمرانی هوشمند و انسجام اجتماعی

 

او توضیح می دهد: حکمرانی هوشمند، حکمرانی‌ای است که پیش از آنکه جامعه را به نقطه فرسایش برساند، واقعیت‌های عصر دیجیتال را بپذیرد و به‌جای تقابل با جریان ارتباطات جهانی، آن را در خدمت منافع ملی، توسعه و انسجام اجتماعی به کار بگیرد.

آخرین اخبار