شفقنا رسانه- نزدیک به سه ماه از اختلال و قطع گسترده اینترنت بینالملل در ایران میگذرد. این وضعیت، بسیاری از کسبوکارها، رسانهها و فعالیتهای آموزشی و ارتباطی را با مشکل مواجه کرده و بحثهای گستردهای را درباره نسبت امنیت، حق دسترسی به اطلاعات و ضرورت حفظ ارتباط ایران با جهان به وجود آورده است. در همین زمینه، مجید رضاییان استاد روزنامه نگاری و پژوهشگر حوزه ژورنالیسم در گفتگو با شفقنا با بیان چهار دلیل۱-. تجربه های مشابه دنیا، ۲.برخورد ایجابی با فضای مجازی، ۳.اهمیت معیشت ۴. حفظ انسجام اجتماعی -، بر ضرورت برقراری اینترنت در شرایط بحرانی تاکید می کند و می گوید: مسئولان ذیربط، بهویژه شورای عالی امنیت ملی و شخص رئیسجمهور، باید این مسئله را بازنگری کنند. درخواست ما، بهعنوان معلم حوزه ارتباطات، این است که در این موضوع تعجیل شود و بیش از این وقت تلف نشود. واقعاً چه توجیهی دارد که این وضعیت سه ماه دیگر هم ادامه پیدا کند؟دلایل ما حداقلهایی است که میتواند ما را به نتیجه برساند. وضعیت کنونی، بیش از آنکه به حل بحران کمک کند،نارضایتی را افزایش میدهد.
«رویکرد سلبی» و برخورد سختگیرانه با فضای مجازی، فقط «صورت مسئله» را پاک میکند
رضاییان در پاسخ به این پرسش که چه راهکارها و دلایلی وجود دارد برای اینکه اینترنت باید برقرار بماند -بهویژه در شرایطی که برخی معتقدند این موضوع با امنیت ملی در تعارض است- به شفقنا رسانه توضیح می دهد: در حال حاضر مناقشه ای وجود دارد که برخی می گویند اینترنت، زمانی باید برقرار شود که شرایط عادی شده باشد و به حالت طبیعی برگردد. برخی هم میگویند که باید مدت زمان مشخص و تعریفشدهای برای این وضعیت وجود داشته باشد.در این مناقشه، بهعنوان معلمهای ارتباطات و روزنامهنگاری، باید موضع خودمان را روشن کنیم. باید در شرایط بحرانی یا در شرایطی که حالت آتشبس وجود دارد، بتوان مدیریتی اعمال کرد که اینترنت قطع نشود. نمیشود صورت مسئله را پاک کرد.
این استاد دانشگاه در بیان دلایل خود برای مدیریت بهتر اینترنت در شرایط بحران می گوید: دلیل اول، در بسیاری از نقاط دنیا هنگام بروز چنین بحرانی هایی و حتی در زمان جنگ نظامی، کسی کل اینترنت را قطع نمیکند. در شرایط آتشبس، در شرایط نظامی، در شرایط جنگ، و حتی در شرایطی که بحرانهای نظامی با بحرانهای دیگر مثل بحران اقتصادی و سیاسی آمیخته شدهاند، طبیعی است که مراجع ذیربط حضور داشته باشند و نظارت کنند؛ اما این نظارت به این معنا نیست که اینترنت قطع شود. تجربههای مشابه در دنیا خلاف این واقعه را نشان می دهد. دلیل دوم این است در بسیاری از موارد، تشخیص و رویکرد ما بر مبنای سلبی بوده؛ در حالیکه «رویکرد سلبی»، فقط «صورت مسئله» را پاک میکند. وقتی اینترنت قطع میشود، در واقع بهجای برخورد مدیریتی، «برخورد سلبی» صورت گرفته است. این مدیریت نیست؛ این حذف مسئله است. بنای کار باید مدیریت هوشمندانه باشد، نه قطع کردن اینترنت.
بزرگترین «مسئله امنیتی» ما همین «مسئله معیشتی و بیکاری» است
او با اشاره بر تبعات قطعی اینترنت بر کسب و کارها تصریح می کند: نکته و دلیل دیگر این است که ما با کسبوکارهایی روبهرو هستیم که این مدت واقعاً برای آنها فاجعهبار بوده است. در شرایط بحران نظامی یا نیمهنظامی یا آتشبس، طبیعتاً فشار معیشتی و اقتصادی افزایش پیدا میکند. اگر به آمارهای رسمی نگاه کنیم، از خرداد به بعد موج بیکاری هم خودش را نشان میدهد. حتی اگر آمارهای رسمی را بپذیریم که مثلاً عددی حدود ۲۴۰۰ یا ۲۸۰۰ اعلام میشود، باز هم فاصله چندانی تا اعداد بالاتر_امار غیررسمی تا پنج میلیون_وجود ندارد. برخی آمار غیر رسمی هم از ۵ میلیون صحبت میکنند؛ در هر صورت، مسئله این است که عملاً بیکاری دو برابر میشود یا دستکم در مسیر افزایش جدی قرار میگیرد. بسیاری از افراد شغل ثابت داشتند، و بعضی هم بدون شغل بودند، اما از طریق فضای مجازی امرارمعاش میکردند. وقتی این همه عامل با هم جمع شود، یک «فاجعه اقتصادی و معیشتی» شکل میگیرد. در واقع، بزرگترین مسئله امنیتی ما همین «مسئله معیشتی» است که آثارش را همین حالا هم میبینیم. این، خودش یک بحران امنیتی جدی است؛ چه اینترنت باشد و چه نباشد، نبود اینترنت این بحران را تشدید میکند.
محدودیت اینترنت خلاف «انسجام اجتماعی» است
این پژوهشگر حوزه ژورنالیسم با اشاره به تبعات قطعی اینترنت بر همبستگی ملی می گوید: محدودیت و قطعی اینترنت، یک «مسئله امنیتی»، «امنیت ملی» و «امنیت اجتماعی» بسیار بزرگ ایجاد کرده است. وقتی صحبت از «همبستگی ملی و انسجام اجتماعی» میکنیم، باید دقت کنیم که با این کار، چند میلیون نفر را ناراضی کردهایم؟اکنون چند میلیون نفر نسبت به این وضعیت ناراضی هستند و این دقیقاً خلاف «همبستگی ملی»، «خلاف انسجام اجتماعی و خلاف وحدت» است.در چنین شرایطی، باید در کنار مردم و پشت مردم بود. در کنار مردم بودن فقط به معنای حضور فیزیکی یا حضور در عرصه دفاع از کشور نیست؛ یک بخش از این همراهی، همین حمایت اجتماعی و ارتباطی است. اینکه مردم را در چنین وضعی معطل نگه داریم، بهجای اینکه شرایط را برایشان قابلتحمل کنیم، خودش به نارضایتی و شکاف اجتماعی دامن میزند.
ادامه این وضعیت، نیازمند بازنگری فوری است
این نویسنده کتاب«شیوه نامه روزنامه نگاری»می گوید: بادلایلی که ذکر کردم مسئولان ذیربط، بهویژه شورای عالی امنیت ملی و شخص رئیسجمهور، باید این مسئله را بازنگری کنند. درخواست ما، بهعنوان معلم، این است که در این موضوع تعجیل شود و بیش از این وقت تلف نشود. واقعاً چه توجیهی دارد که این وضعیت سه ماه دیگر هم ادامه پیدا کند؟دلایل ما حداقلهایی است که میتواند ما را به نتیجه برساند. وضعیت کنونی، بیش از آنکه به حل بحران کمک کند،نارضایتی را افزایش میدهد. این نارضایتی خودش یک بحران است. همچنین به «همبستگی اجتماعی» لطمه میزند که آن هم یک بحران دیگر است. در کنار آن، به معیشت مردم نیز آسیب سنگین وارد میکند. ادامه این وضعیت نیازمند بازنگری فوری است.
در شرایط اختلال ارتباطی، «خلأ اطلاعاتی» ایجاد میشود
این استاد دانشگاه درباره چالش های ایجاد شده برای رسانه های داخلی بر اثر قطع و محدودیت اینترنت در کشور می گوید: در هر کشوری که وضعیت آتشبس یا شرایط ناپایدار برقرار است، نقش رسانه داخلی اهمیت دوچندان پیدا میکند. رسانه باید در خط مقدم اطلاعرسانی باشد. در چنین وضعیتی، خبرنگاران، روزنامهنگاران و فعالان رسانهای نیازمند دسترسی پایدار به ابزارهای ارتباطی هستند. این افراد نه برای پوشش خبری لحظهای، بلکه برای پیگیری خبری و ارائه اطلاعات دقیق و قابلاعتماد به جامعه فعالیت میکنند.در شرایطی که ارتباطات مختل میشود، خلأ اطلاعاتی ایجاد میشود و رسانههای غیرایرانی یا خارج از کشور بهصورت طبیعی فضای خالی را پر میکنند. این مسئله میتواند بر موقعیت و مرجعیت رسانه داخلی تأثیر بگذارد، زیرا در نبود جریان ارتباطی پایدار، رسانه داخلی امکان ایفای نقش اصلی خود در اطلاعرسانی، پیگیری و تحلیل را از دست میدهد.
او تاکید می کند: به همین دلیل، هر تصمیمی که به ایجاد فاصله میان رسانه و مخاطب منجر شود، فشار زیادی بر رسانه داخلی وارد میکند و ممکن است توان و جایگاه حرفهای آن را تضعیف کند. این نکات از جمله مواردی است که لازم است در بحث مدیریت اطلاعرسانی و نقش رسانه در شرایط حساس به آن توجه شود.