شفقنارسانه- ۲۷ اردیبهشت، روز جهانی ارتباطات و جامعه اطلاعاتی، امسال در شرایطی فرا رسیده است که نزدیک به سه ماه از اختلال و قطع گسترده اینترنت بینالملل در ایران میگذرد. این وضعیت، بسیاری از کسبوکارها، رسانهها و فعالیتهای آموزشی و ارتباطی را با مشکل مواجه کرده و بحثهای گستردهای را درباره نسبت امنیت، حق دسترسی به اطلاعات و ضرورت حفظ ارتباط ایران با جهان به وجود آورده است. در همین زمینه، قادر باستانی تبریزی، پژوهشگر ارتباطات و رسانه و عضو هیأت مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران، در گفتوگو با شفقنا تاکید میکند که در عصر ارتباطات، قطع ارتباط راهحل پایداری برای بحرانها نیست، حتی ممکن است، خود به بخشی از بحران تبدیل شود.
حکمرانی رسانهای در عصر دیجیتال، با رویکرد صرفاً سلبی و امنیتی جواب نمیدهد
باستانی تبریزی در پاسخ به پرسشی درباره اینکه آیا در شرایط جنگی و تهدیدهای امنیتی، راه مقابله با سوءاستفاده دشمن از فضای مجازی، قطع کامل اینترنت بود، به شفقنا رسانه توضیح می دهد: اصل نگرانیهای امنیتی را هیچ آدم عاقلی انکار نمیکند. طبیعی است که در شرایط بحرانی، دولتها نسبت به عملیات روانی، جنگ شناختی و سوءاستفاده دشمن از بسترهای ارتباطی حساس باشند، اما مسئله این است که آیا پاسخ به این تهدید، خاموش کردن اینترنت بینالملل برای میلیونها شهروند است؟ به نظر من پاسخ روشن است؛ خیر.
او ادامه می دهد: تجربه جهانی نشان داده که مدیریت هوشمند، هدفمند و موقت تهدیدها بسیار موثرتر از انسداد کامل است. وقتی اینترنت بینالملل قطع میشود، در واقع همه مردم به خاطر احتمال خطای تعداد محدودی، مجازات میشوند. این وضعیت بیش از آنکه به تقویت امنیت عمومی کشور کمک کند، موجب استیصال، خشم و سرخوردگی مردم به ویژه نسل جوان شده است. اینترنت امروز فقط ابزار سرگرمی نیست. بستر آموزش، اقتصاد، درمان، فعالیت رسانهای، پژوهش علمی و حتی آرامش روانی مردم است. جوانی که کار، تحصیل، ارتباطات و آیندهاش به اینترنت وابسته است، با قطع ارتباط احساس میکند از جهان حذف شده است. حکمرانی رسانهای در عصر دیجیتال، با رویکرد صرفاً سلبی و امنیتی جواب نمیدهد. اتفاقاً در شرایط بحران، مردم بیشتر از همیشه نیازمند اطلاعات معتبر هستند. وقتی مسیر رسمی ارتباط بسته میشود، شایعه و بیاعتمادی تقویت میشود.
او درباره تاثیر این محدودیتها بر رسانههای داخلی بیان می کند: رسانه بدون ارتباط آزاد، عملاً ناقص میشود. خبرنگار و تحلیلگر باید بتواند در لحظه به منابع جهانی، خبرگزاریها، بانکهای اطلاعاتی و روایتهای مختلف دسترسی داشته باشد. وقتی اینترنت بینالملل مختل میشود، رسانه داخلی از جریان جهانی اطلاعات عقب میافتد و این اتفاق، هم کیفیت تحلیل را پایین میآورد و هم اعتبار رسانه را نزد مخاطب کاهش میدهد.
این مدرس دانشگاه با تاکید بر دسترسی برابر به ابزارهای ارتباطی تصریح می کند: اینکه دسترسی بخشی از روزنامهنگاران به اینترنت آزاد برقرار باشد اما دیگر خبرنگاران و فعالان رسانهای از چنین امکانی محروم بمانند، نوعی تبعیض آزاردهنده و غیرحرفهای ایجاد میکند. رسانه زمانی میتواند مسئولانه و موثر عمل کند که امکان دسترسی برابر، شفاف و عادلانه به ابزارهای ارتباطی برای همه فعالان این حوزه فراهم باشد.
رسانه داخلی در زمان تجاوز نظامی دشمن، اتفاقاً باید فعالتر و حرفهایتر عمل کند
باستانی تبریزی می گوید: امروز مخاطب ایرانی میخواهد بداند جهان درباره ایران چه میگوید و جهان هم میخواهد روایت ایرانی را بشنود. اگر این ارتباط قطع شود، عملاً میدان روایتسازی را به رسانههای خارجی واگذار کردهایم. حتی ارتباط حرفهای خبرنگاران با رسانههای خارجی، ارسال فایل، انجام مصاحبه آنلاین و تبادل اطلاعات تخصصی دچار اختلال میشود. این یعنی تضعیف ظرفیت رسانه داخلی در زمانی که به خاطر تجاوز نظامی دشمن، اتفاقاً باید فعالتر و حرفهایتر عمل کند.
عضو هیأت مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران در پاسخ به این دیدگاه که اگر منطق امنیتی پشت بستن اینترنت جهانی وجود دارد، دیگر دلیلی برای فروش اینترنت با قیمت بالا وجود ندارد، توضیح می دهد: این انتقاد، وارد است. وقتی دسترسی اینترنت بینالملل برای عموم مردم محدود یا قطع میشود اما همزمان برخی افراد یا گروهها امکان استفاده از اینترنت آزادتر یا اصطلاحاً اینترنت پرو را ـ آن هم با پرداخت هزینههای بیشتر ـ پیدا میکنند، طبیعی است که احساس نارضایتی، تبعیض و بیعدالتی در جامعه شکل بگیرد. دسترسی به ارتباطات نباید به یک امتیاز طبقاتی تبدیل شود.
اگر دسترسی واقعی وجود نداشته باشد، اعتماد عمومی آسیب میبیند
او ادامه می دهد: مردم امروز فقط پول حجم اینترنت نمیدهند، بلکه پول دسترسی واقعی میدهند. اگر دسترسی واقعی وجود نداشته باشد، اعتماد عمومی آسیب میبیند. این مسئله فقط اقتصادی نیست، بلکه به
رابطه دولت و شهروند هم مربوط میشود. اقتصاد دیجیتال ایران در سالهای اخیر به سختی شکل گرفته و هزاران کسبوکار، برنامهنویس، مترجم، دانشجو و فعال رسانهای به اینترنت بینالملل وابستهاند. وقتی اینترنت محدود میشود اما هزینهها کاهش پیدا نمیکند، فشار مضاعفی به معیشت مردم وارد میشود.
باستانی تبریزی با اشاره به تبعات قطع اینترنت بر تصویر بینالمللی ایران می گوید: امروز مهمترین میدان تقابل کشورها، میدان روایتها و افکار عمومی است. در جهان شبکهای و رسانهمحور کنونی، هر کشوری که نتواند روایت خود را سریع، حرفهای و قابل اعتماد به افکار عمومی جهان منتقل کند، عملاً میدان را به رقبای رسانهای واگذار کرده و در جنگ روایتها بازنده خواهد بود. وقتی اینترنت محدود میشود، صدای روزنامهنگار ایرانی، استاد دانشگاه ایرانی و حتی شهروند عادی ایرانی کمتر شنیده میشود و در مقابل، روایتهای بیرونی بدون رقیب منتشر میشوند. این مسئله برای تصویر بینالمللی ایران خطرناک است. اگر ما به توان رسانهای خودمان اعتماد داریم، باید امکان حضور فعال در فضای جهانی را فراهم کنیم. نمیشود از ضرورت جهاد تبیین سخن گفت اما همزمان مسیرهای ارتباطی را بست.
این فعال رسانه ای تاکید می کند: نسل جوان امروز به شدت جهانی فکر میکند. اگر نتوانیم صدای منطقی و علمی ایران را در بسترهای جهانی عرضه کنیم، دیگران این کار را به جای ما انجام خواهند داد و طبیعی است که منافع خودشان را هم وارد روایت میکنند.
شبکه ملی نباید جایگزین اینترنت جهانی شود بلکه باید مکمل آن باشد
او در پاسخ به این سوال که چه سناریوهایی را برای آینده اینترنت در ایران پیشبینی میکند، می گوید: به نظر من چند سناریو قابل تصور است. سناریوی اول، بازگشت تدریجی و کامل اینترنت بینالملل است که هم از نظر اقتصادی و هم اجتماعی ضروری به نظر میرسد، چون ادامه وضعیت فعلی هزینههای سنگینی به کشور تحمیل میکند. سناریوی دوم، حرکت به سمت اینترنت محدود و طبقاتی است؛ یعنی دسترسی متفاوت برای گروههای مختلف. این مدل بسیار خطرناک است چون هم شکاف اجتماعی ایجاد میکند و هم احساس تبعیض را افزایش میدهد. سناریوی سوم هم تقویت شبکه ملی اطلاعات در کنار حفظ دسترسی جهانی است که اگر متوازن اجرا شود، میتواند منطقی باشد. هیچ کشوری مخالف تقویت زیرساخت داخلی نیست اما مسئله این است که شبکه ملی نباید جایگزین اینترنت جهانی شود بلکه باید مکمل آن باشد. توسعه، امنیت، رسانه و رضایت عمومی در دنیای امروز از مسیر ارتباط میگذرد، نه از مسیر قطع ارتباط.
نمیتوان با ابزارهای دهههای گذشته، جامعه شبکهای امروز را مدیریت کرد
باستانی تبریزی در پاسخ به این سوال که «اگر بخواهید یک توصیه کلیدی به سیاستگذاران و تصمیمگیران در این حوزه داشته باشید، آن توصیه چیست؟» پیشنهاد می کند: توصیه من به سیاستگذاران حوزه فضای مجازی این است که به مردم اعتماد کنند. جامعه ایران، جامعهای بالغ، آگاه و برخوردار از قدرت تحلیل است و هر میزان که شفافیت، گفتوگو و اطلاعرسانی صادقانه بیشتر شود، امنیت اجتماعی و آرامش عمومی نیز پایدارتر و عمیقتر خواهد شد. سیاست ارتباطی موفق در عصر جدید، مبتنی بر اقناع، گفتوگو و اعتمادسازی است، نه انسداد گسترده. اینترنت فقط یک فناوری نیست، بخشی از زیست روزمره مردم و ستون اقتصاد و فرهنگ معاصر است و نمیتوان با ابزارهای دهههای گذشته، جامعه شبکهای امروز را مدیریت کرد.
این مدرس دانشگاه می گوید: امیدوارم روز جهانی ارتباطات، فرصتی برای بازنگری جدی و واقعبینانه در سیاستهای ارتباطی کشور باشد. امروز ارتباطات، یک ابزار فناورانه و البته بخشی از امنیت ملی، سرمایه اجتماعی، اقتصاد، فرهنگ و حتی امید عمومی جامعه است. کشوری که ارتباطش با جهان محدود شود، از جریان دانش، اقتصاد و رسانه عقب میماند و لابد در عرصه افکار عمومی نیز به تدریج منزوی میشود. من فکر میکنم، آینده ایران در گرو گفتوگو، اعتمادسازی و حضور فعال و هوشمندانه در جهان شبکهای است و بدون ارتباط سازنده با دنیا، مسیر توسعه و آرامش اجتماعی دشوارتر خواهد شد.