شفقنارسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
«اثر خشونت جنگ در خانه» تیتر روزنامه شرق است که در گفتوگو با متخصصان به بررسی تجربههای جهانی از افزایش خشونت خانگی در سایه بحران و جنگ پرداخت و نوشت:«اوایل مهرماه سال گذشته، زهرا بهروزآذر، معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده، اعلام کرد که خشونت مردان علیه زنان ۳۰ برابر بیشتر از خشونت زنان علیه مردان است. این گزاره در چارچوب کلی خشونت خانگی قابل بررسی است و براساس شواهد موجود، در اغلب موارد، سهم زنان از خشونتهای خانگی ثبتشده بیشتر گزارش میشود. درباره وضعیت خشونت خانگی در مقاطع زمانی همزمان با جنگ ۱۲روزه، تداوم درگیریها در جنگ ۴۰روزه و همچنین دوره آتشبس، آمار رسمی و یکپارچهای در دسترس نیست؛ با این حال، براساس شواهد پژوهشی و گزارشهای بینالمللی، در شرایط جنگی و بحرانهای گسترده، بهویژه زمانی که این وضعیت با فشار اقتصادی، ناامنی روانی و اختلال در دسترسی به خدمات حمایتی همراه میشود، ریسک و شدت خشونت خانگی معمولا افزایش پیدا میکند. تجربه جهانی در جریان جنگ فلسطین، اوکراین، افغانستان، بحرین و همچنین دوران پاندمی کرونا بنا بر گزارشهای منتشرشده، مؤید همین موضوع است.»
«دفتر نسیه باز است» تیتر روزنامه اعتماد است که گزارشی از وضعیت کارگران معادن زغال کرمان کار کرد و نوشت: « مهدی، روز دوشنبه مرد. سهشنبه، جنازهاش را در گورستان روستای «کوهبنان» کرمان دفن کردند. مهدی کارگر استخراج معدن زغالسنگ کرمان بود. ۸ ماه قبل بازنشسته شد، دوشنبه سکته کرد و مرد. یک روز قبل از مرگ مهدی، نهمین سالگرد انفجار معدن «زمستان یورت غربی» بود. صبح ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ معدن زمستان یورت غربی منفجر شد و ۴۳ کارگر معدن، زیر آوار و با دود و شعله انفجار، له شدند و خفه شدند و سوختند و مردند. ۵ روز قبل از مرگ مهدی، کارگاه معدن زغال «پروده طبس» ریزش کرد و حسین گیلکی، کارگر استخراج، زیر آوار کارگاه ماند و مرد. زندگی کارگران استخراج زغالسنگ، همین طور است؛ بند به مو. اگر از کارگاه استخراج با جان سالم بیرون بیایند، عوارض گرد زغالی که ۲۰ سال در لایههای تو در توی معدن نفس کشیدهاند، زودتر از موعد، نقطه پایان بر زندگیشان میگذارد. مهدی ۴۰ سالش بود. مرد و رفت و حالا ۴ تا بچه ماندهاند با مستمری پدری که تا یادشان میآید، تاریک روشنای صبح که در را پشت سرش میبست و میرفت، هیچ امیدی به برگشتنش نداشتند. زندگی کارگران استخراج زغالسنگ همین طور است.»

