شفقنا-نشست «از مقاومت تا مذاکره» در دفتر توسعه آموزش رسانه با حضور علی ربیعی روزنامهنگار و مدیرمسئول سابق روزنامه کار و کارگر، ماشالله شمسالواعظین روزنامهنگار و عضو شورای اطلاع رسانی دولت و عبدالله گنجی مدیر مسئول سابق روزنامه همشهری و مشاور شهردار تهران برگزار شد.
شمسالواعظین: در روزنامهنگاری بحران نمیتوان بیطرف بود

شمسالواعظین روزنامه نگار و عضو شورای اطلاعرسانی دولت با اشاره به تصویب پروتکل «اخلاق بینالمللی روزنامهنگاری» توسط ۱۶۸ کشور جهان، گفت: در روزنامهنگاری بحرانهای دستساز بشری مانند جنگ، بیطرفی معنا ندارد و روزنامهنگار بر اساس وظیفه و اخلاق حرفهای باید در کنار دولت و ملت خود بایستد.
وی افزود: سوال مرکزی این بوده که آیا روزنامهنگاری، حتی در دوران بحرانها میتواند تداوم پیدا کند؟ و آیا در دوره بحران، تکالیف دیگری بر دوش میگیرد؟ پاسخی که داده شده این است که در روزنامهنگاری بحران که یکی از مشتقات روزنامهنگاری مسئول و متعهد محسوب میشود، نمیتوان بیطرف بود.
وی تصریح کرد: روزنامهنگاری بحران به دو دسته تقسیم میشود: بحرانهای دستساز بشری مانند جنگها، تروریسم و تسلیحات کشتار جمعی، و بحرانهای طبیعی که بدون دخالت بشر به وجود میآیند مانند زمینلرزه و سیل. بحث کنونی ما معطوف به روزنامهنگاری بحرانهای دستساز بشری است.
عضو شورای اطلاعرسانی دولت گفت: در بحران جنگ، پاسخ به این سوال که چه کسی آغازگر جنگ است، مطرح نیست؛ بلکه اتفاقی میان دو کشور رخ میدهد که میتواند تجاوز یک کشور علیه کشور دیگر باشد و کشور مورد حمله باید از خود دفاع کند. کشور متجاوز نیز بهانههایی مانند توسعهطلبی، گسترش مرزهای جغرافیایی یا دفع خطر دارد؛ همان بهانههایی که اسرائیل هماکنون در ارتباط با لبنان مطرح میکند.
وی افزود: خطرات به سه دسته تقسیم میشوند: خطرات فوری و آنی، خطراتی که در حال برنامهریزی برای انجام حمله هستند، و خطراتی که در نیت نیروی متخاصم وجود دارد. بنابراین، طرف مقابل خود را محق میداند که دست به اقدامات پیشدستانه بزند؛ اقداماتی که در جنگهای اخیر خاورمیانه زیاد مشاهده شده است.
سواد روزنامهنگاری بحران در ایران بسیار ضعیف است
وی با اشاره به ضعف سواد روزنامهنگاری بحران در کشور گفت: متأسفانه سواد روزنامهنگاری بحران در ایران بسیار ضعیف است. این ضعف نه به دلیل عدم وقوع جنگ در کشورمان است، چرا که ایران طی ۴۷ سال اخیر، حتی پیش از انقلاب، دستخوش بحرانهای متعددی بوده، بلکه به دلیل عدم توجه به روزنامهنگاری ویژه شرایط فوقالعاده است.
شمسالواعظین تصریح کرد: این ضعف تا بدان حد است که صدا و سیما به عنوان رسانه ملی، در جنگ ۱۲ روزه پس از سه روز به جدی بودن ماجرا پی برد. اینجانب به عنوان یک وظیفه اخلاقی، روز اول جنگ به مسئولان مربوطه اطلاع دادم که اسرائیل بمباران خواهد کرد و باید موضوع را جدی گرفت، اما متأسفانه توجه لازم صورت نگرفت.
وی گفت: در روزنامهنگاری دوران جنگ، ما فاقد آلترناتیوهای تحلیلی، ستادهای تبلیغات جنگ و کنترل اخبار مربوط به تلفات هستیم و گویی بدون برنامهریزی پیش میرویم. این در حالی است که گاهی اظهارنظرهای نادرست خبرنگاران، ناخواسته اطلاعاتی به دشمن میدهد که میتواند برای نیروهای خودی خطرآفرین باشد.
در اسرائیل انتشار تصاویر محل اصابت موشکها، شش ماه زندان دارد
این روزنامه نگار افزود: مطالعات من در حوزه اسرائیلشناسی نشان میدهد که در آن رژیم، کمیتهای نظارت بر اخبار جنگ وجود دارد که ارتش اسرائیل ضامن آن است و انتشار هیچ خبری بدون عبور از این شورا مجاز نیست. حتی انتشار تصاویر محل اصابت موشکها بدون دادرسی، شش ماه زندان دارد و این جرم در شرایط جنگی، مشهود تلقی شده و نیاز به تشریفات دادرسی ندارد.
وی با بیان اینکه هماکنون ۱۳۰ شهروند یهودی به دلیل انتشار تصاویر موشکها در شبکههای اجتماعی در زندان به سر میبرند، گفت: در ایران نهتنها چنین سازوکاری وجود ندارد، بلکه حتی ستادهایی که در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در اواخر دهه ۵۰ و اوایل دهه ۶۰ شکل گرفت و مقامات بلندپایه کشور مسئولیت آن را بر عهده داشتند، نیز الگوی مناسبی بود.
رئیس انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران یادآور شد: در آن زمان که سردبیر روزنامه کیهان بودم، به محض آغاز موشکباران دزفول، ارزیابی من این بود که حملات فراتر رفته و سراسر ایران را در بر خواهد گرفت؛ بنابراین روزنامهنگاری بحران از همان دوره در رسانهای مانند مؤسسه کیهان شکل گرفت و تحریریه به بخش زیرزمینی منتقل شد.
وی گفت: در آن دوره که رسانهها محدود بودند، آسیبدیدن یک روزنامه میتوانست فاجعهای ملی ایجاد کند؛ از اینرو انتقال به روزنامهنگاری مبتنی بر پروتکلهای جنگ، اهمیت راهبردی داشت. برای درک بهتر این موضوع، کافی است بدانید که فروشگاه فردوسی در نزدیکی مؤسسه کیهان هدف قرار گرفت که هشداری جدی برای ما بود.
وی افزود: روزنامهنگاری بحران در سیل دهه ۷۰ نیز با تمرکز بر بلایای طبیعی احیا شد و مؤسسه کیهان بلافاصله به دستور سردبیر، اقدامات لازم را برای پوشش این رویداد انجام داد.
روزنامه نگار باید «ادبیات جنگ» را رعایت کند
شمسالواعظین در پایان تصریح کرد: در دوره جنگهای میهنی، روزنامهنگار چند وظیفه بسیار مهم بر عهده دارد که یکی از آنها، رعایت «ادبیات جنگ» است. ادبیات جنگ، ادبیاتی جانبدارانه است و روزنامهنگار بر اساس وظیفه و اخلاق حرفهای، مکلف است در جنگهای میهنی در کنار دولت و ملت خود بایستد.
عبدالله گنجی، مدیرمسئول سابق روزنامه همشهری با تأکید بر اینکه در شرایط جنگی نمیتوان به اصل بیطرفی پایبند بود، گفت: هر جامعهای «تعینهای محیطی» دارد که رفتارها باید مبتنی بر آن باشد؛ در فرهنگ تشیع و ادبیات انقلاب، چیزی به نام شکست معنا ندارد و این مؤلفههاست که انسجام رسانهای و اجتماعی را در زمان بحران شکل میدهد.
عبدالله گنجی: تعینهای محیطی بر ساختار اجتماعی حاکمیت دارد

به گزارش خبرنگار شفقنا، عبدالله گنجی در نشست «از مقاومت تا مذاکره» که صبح امروز در دفتر توسعه آموزش رسانه برگزار شد، اظهار داشت: در شرایط جنگی، اصل بیطرفی فاقد معنای واقعی است و فراتر از آن، هنگامی که پیچیدگیهای رسانهای با گفتمان روشنفکری در جامعه درهم میآمیزد، همان گرههای شناختی و اجتماعی پدیدار میشود.
وی با اشاره به یک نکته زیرساختی افزود: در علوم انسانی، چارچوبی تحت عنوان «جامعهشناسی معرفت» مطرح است که عمدتاً در سطح دوره دکتری آموزش داده میشود. این رویکرد بیان میدارد هر جامعهای از «تعینهای محیطی» ویژهای برخوردار است و چنانچه کنشهای اجتماعی منطبق بر این بسترها نباشد، به ناسازگاری فرهنگی و اجتماعی منجر خواهد شد.
گنجی تصریح کرد: هر جامعهای شاخصهای فرهنگی منحصربهفردی دارد؛ در جامعه ما نیز هرگاه رفتاری مغایر با این شاخصها رخ دهد که از منظر فرهنگی پذیرفتنی نباشد، موجب واکنش منفی و ایجاد تنش خواهد شد. در واقع، این تعینهای محیطی است که بر ساختار اجتماعی حاکمیت مییابد.
وی ادامه داد: به عنوان نمونه، در بافت فرهنگی ایران، مفاهیمی چون عاشورا یا واژه «ناموس» از عناصر گفتمانی قدرتمند به شمار میروند. از این رو، اگر این تعینهای محیطی در ساحتهای مختلف زندگی مورد توجه قرار نگیرد، بسیاری از چالشهای کنونی ریشه در همین بیتوجهی خواهد داشت. در فرهنگ تشیع و در گفتمان امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری، تقابل حسین(ع) و یزید به گونهای تبیین شده است که نشان میدهد در منظومه فکری ما، مفهوم «شکست» به معنای متعارف آن بیمعناست. شکست ویژه جنگهایی است که بر پایه منافع مادی و دنیوی شکل میگیرد؛ از این رو، «پیروزی خون بر شمشیر» به عنوان یکی از مؤلفههای بنیادین فرهنگ و زیستبوم ما تلقی میشود.
مشاور شهردار تهران خاطرنشان کرد: برای نمونه، اگر روزنامهای فردا تیتر بزند «ایران در جنگ ۴۰ روزه شکست خورد»، مردم در واکنشی قاطع، آن رسانه را مورد اعتراض قرار خواهند داد. ریشه این واکنش در آن است که اگرچه امام حسین(ع) به ظاهر شکست خورد، اما عمق فرهنگی این واقعه چنان است که امروز حتی نشانی از قبر یزید باقی نمانده است. تأمل در این نکته نشان میدهد که با لحاظ کردن این مؤلفهها، نهتنها از اصل بیطرفی فاصله میگیریم، بلکه میتوانیم مفاهیم میهن و ملیت را به جهتگیریهای کلان خود پیوند دهیم.
گنجی با اشاره به راهبردهای رسانهای دشمن گفت: همانگونه که در سناریوهای طراحیشده توسط موساد، تلاش میشود تا میان جمهوری اسلامی و ایران شکاف ایجاد شود، ممکن است برخی نیز از تفکیک این دو در بستر جنگ استقبال کنند؛ اما پیامد این روند، ترور رهبری و فرماندهان نظامی خواهد بود. این افراد اگرچه فرماندهان جمهوری اسلامی هستند، اما زیرساختهایی چون مدارس، بیمارستانها و پتروشیمیها متعلق به ملت ایران است و فارغ از نوع حکومت، پابرجا خواهند ماند. از این رو، این تعارض و تناقض به وضوح قابل مشاهده است.
ایران طی ۲۸۸ سال گذشته به هیچ کشوری حمله نکرده است
وی افزود: همسویی بخش عمدهای از اپوزیسیون جمهوری اسلامی با مواضع کشور در این جنگ – به استثنای جریان سلطنتطلب – ریشه در این واقعیت دارد که تاریخنگاری آینده ایران را نه متجاوز، بلکه مورد تهاجم ثبت خواهد کرد. ایران طی ۲۸۸ سال گذشته به هیچ کشوری حمله نکرده است، اما برخی رسانههای داخلی نیز تصویری کاملاً جنگطلبانه و پرتنش از کشور ارائه میدهند. حال آنکه با واکاوی واقعیات تاریخی، از اواخر دوران نادرشاه افشار تاکنون، ایران هیچگاه آغازگر جنگ علیه کشور دیگری نبوده است.
مدیرمسئول سابق روزنامه همشهری با طرح پرسشی تأکید کرد: اگر نام سه کشور اروپایی مانند آلمان، فرانسه و بریتانیا را ذکر کنیم، آیا میتوان مصداقی از ظلم ایران به این کشورها در ۴۷ سال گذشته یافت که واکنشی نشان نداده باشند؟ از این رو، نباید صرفاً به دلیل اختلافنظر سیاسی، در شرایط حساس ملی دچار مواضع لجبازانه شد. پیوند ناگسستنی میهن با حاکمیت در دوران کنونی ایجاب میکند که بپذیریم جمهوری اسلامی اکنون در حال دفاع از تمامیت ارضی ایران است. این موضوع اگرچه گاه برای برخی در عرصه رسانه چالشی دشوار مینماید، اما باید تعین محیطی ویژهای را که در فرهنگ ایرانی ریشه دارد، به رسمیت شناخت؛ مؤلفهای که در فرهنگ غربی و به ویژه آمریکایی به دلیل فقدان آن پشتوانه تاریخی و تمدنی، وجود ندارد و تنها با معیارهای مادی سنجیده میشود.
گنجی ادامه داد: بنابراین، هنگامی که رسانههای داخلی از شکست ترامپ سخن میگویند، افکار عمومی آمریکا چنین برداشتی ندارد که کشورشان بیدلیل به چالش کشیده شده است؛ اما در سوی دیگر، کمتر کسی میپرسد اگر دفاع صورت نگیرد، چه جایگزینی وجود دارد؟ گاه نیز اقداماتی که از سوی طرفداران گفتوگو پیشنهاد میشود، حتی اگر در نگاه اول بیحاصل به نظر رسد، دارای حکمتی راهبردی است. من کاملاً به فرمایش مقام معظم رهبری پیش از جنگ ۱۲ روزه معتقدم که مذاکره با آمریکا نه شرافتمندانه است، نه عاقلانه و تنها بر پیچیدگیها میافزاید.
انسجام ملی در جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، ریشه در منطق حاکم بر جمهوری اسلامی داشت
وی خاطرنشان کرد: انسجام ملی در جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، ریشه در منطق حاکم بر جمهوری اسلامی داشت؛ ما به پای میز مذاکره رفتیم تا از وقوع جنگ جلوگیری کنیم. همسویی رسانههای داخلی نیز از همین منطق نشأت میگرفت. با وجود پایبندی به حقوق بینالملل و پیشبرد مسیر دیپلماتیک، به دلیل برخورداری طرف مقابل از سلاح هستهای و تمایل ما به استفاده صلحآمیز از انرژی اتمی، مورد تهاجم قرار گرفتیم. بخش مهمی از انسجام جامعه مدیون همین منطق حکومتی بود که در فضای رسانه نیز به وضوح بازتاب یافت؛ از این رو، رسانهها نمیتوانستند با رویکردی صرفاً نقادانه مدعی شوند که با اتخاذ مسیرهای دیگر، جنگی رخ نمیداد.
گنجی افزود: گاه ورود به فرآیندهای مذاکرهای که در ظاهر بیحاصل مینمایند، ضرورتی راهبردی است. در دوگانه کنونی «مذاکره یا عدم مذاکره» که به باور من در نهایت به نتیجه واحدی ختم میشود، زیرا شکافهای طرفین بسیار عمیق است، ممکن است بخشی از افکار عمومی داخلی، گفتوگو را گشایشی مثبت تلقی کند. از این رو، حضور در میز مذاکره برای اقناع این قشر، نه تنها بیفایده نیست، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است؛ نه با این امید که توافقی حاصل شود، بلکه برای آنکه مردم صحنه را عینیتر ببینند و ماهیت طرف مقابل را به درستی بشناسند.
وی با اشاره به تجربه خود در دوران مدیریت روزنامه «جوان» افزود: پس از خروج آمریکا از برجام، سرمقالهای با مضمون تشکر از دولت آقای روحانی منتشر کردیم و به ایشان انتقال دادیم که هر نیتی در پی داشتهاند، قطعاً خیرخواهانه بوده است. پیامد آن تلاش دیپلماتیک این شد که بیآنکه قصد اولیه باشد، کارگاهی عملی برای آمریکاشناسی نسلهای پس از انقلاب فراهم گردید. جوانانی که جنگ، دوران امام و انقلاب را تجربه نکرده و تنها با کلیدواژه «دشمن» آشنا بودند، مشاهده کردند که پس از مذاکره و توافق، طرف مقابل خود پیمانهای امضاشده را نقض کرد. این تجربه، بسیاری از کسانی را که پیشتر دیدگاههای متفاوتی داشتند، به بازنگری در ذهنیت خود واداشت.
این فعال رسانهای تصریح کرد: اگرچه توافق برجام دستاورد اقتصادی ملموسی برای کشور به همراه نداشت و شرایط اقتصادی نیز پیچیدهتر شد، اما این نکته را در گفتمان رسانهای کشور تثبیت کرد که مسئله طرف مقابل، ماهیتاً هستهای نیست.
با بحران معنا در عرصه رسانهای مواجه هستیم
گنجی با اشاره به چالشهای ساختاری رسانه در ایران گفت: یکی از آسیبهای رسانهای کشور این است که هنگام ارائه پیشنهاد یا نقد، مخاطب و بستر اجتماعی خود را مورد خطاب قرار میدهد و به زبان فارسی مینگارد. گره اصلی اینجاست که ما با بازیگرانی مواجهیم که کوچکترین پایبندی به حقوق بینالملل و اخلاق حرفهای ندارند. در چنین شرایطی، ارائه توصیههای کارشناسانه در رسانه فاقد کارکرد عملی است و عملاً با بحران معنا در عرصه رسانهای مواجه هستیم.
هیچ بستر گفتوگویی برای توصیهپذیری وجود ندارد
وی تأکید کرد: هیچ بستر گفتوگویی برای توصیهپذیری وجود ندارد تا رسانه بتواند راهکارهای حقوقی یا ارجاع به کنوانسیونها و سازمانهای بینالمللی را ترویج کند. چنین سازوکارهایی در شرایط کنونی مصداق خارجی ندارد. حاکمیت قانون جنگل بر روابط بینالملل، ایجاب میکند که رسانه نیز بپذیرد جز «قدرت» و پرهیز از کوتاهآمدنهای بیمورد، هیچ عامل دیگری نمیتواند سرنوشتساز باشد.
گنجی ادامه داد: یکی دیگر از چالشهای ما در مدیریت بحران، تأخیر فاحش در تولید روایت اولیه است. اگرچه در شرایط عادی نیز با ضعف روایتسازی مواجهیم، اما در مقاطع بحرانی، این فاصله و عقبماندگی به شدت تشدید میشود.
وی افزود: اگرچه رسانه موظف است به محض دسترسی به اطلاعات وارد عمل شود، اما در بسیاری از کشورها انتشار تصاویر و اطلاعات حساس جرمانگاری شده است. رژیم صهیونیستی، امارات و بحرین با برخورد قهری، بسیاری از افرادی را که از مناطق هدف عکسبرداری کرده بودند، زندانی یا سلب تابعیت نمودند. عربستان نیز رویکردی مشابه اتخاذ کرد. طبیعی است که جمهوری اسلامی نیز برای صیانت از مراکز حساس، تدابیر مشابهی اتخاذ کند. انتشار تصاویر از اماکن امنیتی و نظامی، تحت عنوان آزادی رسانه قابل توجیه نیست و در این عرصه باید از برخی برداشتهای روشنفکرانه فاصله گرفت.
فاصله زمانی میان وقوع رویداد تا انتشار روایت رسمی، از آسیبهای جدی رسانهای کشور است
مشاور شهردار تهران تأکید کرد: فاصله زمانی میان وقوع رویداد تا انتشار روایت رسمی، از آسیبهای جدی رسانهای کشور است که ریشه در ملاحظات متعدد و فرآیندهای طولانی تأیید دارد. برای نمونه، در ماجرای سقوط هواپیمای اوکراینی، این شائبه ایجاد شد که نظام جمهوری اسلامی ۴۸ ساعت سکوت یا انکار کرده است. من با قاطعیت بیان میکنم که این تأخیر ناشی از طراحی برای کتمان حقیقت نبود، بلکه فاصله ساختاری میان نهادهای اجرایی و نیروهای مسلح در آن مقطع، موجب این تأخیر شد. در حالی که سازمان هواپیمایی کشوری روایتی را منتشر میکرد، ستادکل نیروهای مسلح گزارشها را به سرلشکر باقری ارجاع داد و تیمهای بازرسی برای جمعبندی نهایی به حدود ۲۴ ساعت زمان نیاز داشتند. متأسفانه این تأخیر، تصویر نادرستی از قصد کتمان حقیقت در ذهن افکار عمومی شکل داد. از این رو، سرعت در روایتسازی، نقشی تعیینکننده ایفا میکند.
گنجی ادامه داد: این الگو همچنان در رویدادهای جاری تکرار میشود. برای مثال، انتشار گزارشهایی توسط شبکههایی چون الجزیره درباره پیشنویس توافقات یا مفاد مذاکرات، موجب ایجاد سوءظن نسبت به تیم دیپلماتیک یا دولت میشود. این آسیب را هم در فضای رسانه و هم در کف خیابان مشاهده میکنیم. من اخیراً در یادداشتی با عنوان «روایت خبری جنگ و چالش» به این نکته اشاره کردم که مشکل از آنجا آغاز میشود که انتظاراتی فراتر از ظرفیتهای واقعی در جامعه تزریق میشود؛ همانند مفاد ۱۰ بندی شورای عالی امنیت ملی. هنگامی که این انتظارات در افکار عمومی نهادینه میشود، مردم میپرسند حکومت چه وعدهای داده است؟ در نتیجه، گاه مرز میان «خواستههای مشروع» و «امکانهای واقعی تحقق» در ذهن جامعه مخدوش میشود. یکی از چالشهای اساسی رسانه ما، طرح قطعیِ مسائلی است که تحقق آنها در هالهای از ابهام قرار دارد.
وی بیان کرد: هنگامی که شبکههای معاند مطلبی منتشر میکنند، بلافاصله کارشناسان را به صداوسیما دعوت میکنند تا به اصلاح و تکذیب آن بپردازند. پرسش این است که چرا ما خودمان پیشدستی نمیکنیم و همواره در موضع پاسخگویی و اصلاح روایت دیگران قرار میگیریم؟ ما باید در تولید و مدیریت روایت، پیشگام عمل کنیم و از تشدید تنشها بپرهیزیم.
گنجی گفت: در کشور ما نگرشی خاص رواج یافته که من آن را در میان برخی جریانهای مطالبهگر مشاهده کردهام. حتی در اسناد برخی احزاب سیاسی نیز ذکر شده که بحرانها بهترین فرصت برای طرح مطالبات صنفی و سیاسی هستند. در حالی که در تمامی کشورهای جهان، هنگام بروز بحرانهای ملی، همه اقشار برای رفع آن همبستگی میکنند، در ایران گاه این باور وجود دارد که بحرانهای ملی، از جمله جنگ، لحظهای برای فشار بر حاکمیت و طرح مطالبات است؛ نگرشی که طبیعتاً به تضعیف وحدت ملی و آسیبپذیری کشور در برابر تهدیدات خارجی منجر خواهد شد.
رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات معتقد است: هیچ جنگی بدون توافق پایان نمییابد و هنر جنگ، مذاکره است. نباید با جامعه چنان سخن گفت که هر پیروزی را به شکست تعبیر کند. دو روایت مضر در جنگ وجود دارد: روایت ملامتگرانه که میپرسد چرا اجازه دادید کار به اینجا برسد، و روایت یأسآور که میگوید هر کاری بکنید، باز شکست میخورید. روزنامهنگاری باید در میانه این دو جریان، مسیر خود را به پیش ببرد.
علی ربیعی: باید سازگاری رسانه با شرایط بحرانی را تمرین کنیم

به گزارش خبرنگار شفقنا، دکتر علی ربیعی در نشست «از مقاومت تا مذاکره» که صبح امروز در دفتر توسعه آموزش رسانه برگزار شد، درباره بحرانها نباید پنداشت که مفاهیم آنها چندان پیچیده یا نامفهوم است. معمولاً برای بحرانها دستهبندیهایی تعریف شده و نقش رسانه در هر یک مشخص است. ضرورت دارد به زیستی همراه با گونههای مختلف بحران عادت کنیم و سازگاری رسانه با شرایط بحرانی را تمرین نماییم. حتی در دوران پساجنگ نیز باید تداوم ژورنالیسم بحران را دنبال کنیم، دانش خویش را تعمیق بخشیم، ادبیات بیشتری تولید کنیم و سیاستگذاریهای مربوط به مواجهه رسانهای را تقویت نماییم.
وی گفت: به گمان من هنوز اهمیت رسانه، حتی در میان دستاندرکاران این حوزه، بهدرستی درک نشده است. رسانه در تمامی جوامع، بسته به نوع حاکمیت و نسبت آن با مردم، جایگاهی عظیم یافته و از یک سده پیش تاکنون روزبهروز نقش آن جدیتر شده است. کارکردهای داخلی و خارجی رسانه نیز بسته به ساختار حکومتها کم یا زیاد است؛ در کشورهایی با رویکرد تهاجمی، کارکرد خارجی رسانهها بسیار پررنگ است.
وی افزود: به نظر میرسد ایران در این عرصه با کاستیهایی روبهرو بوده و این نقصان طی سالهای اخیر به دلایل گوناگون تشدید شده است. افکار عمومی در همه نظامهای سیاسی، از طریق رسانهها و نظام ارتباطات اجتماعی شکل میگیرد که بخش عمدهای از آن بر شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال استوار است.
وی گفت: درباره جنگ باید تأکید کرد که بهکارگیری عباراتی نظیر «جنگ دوازدهروزه» نادرست است؛ این نبرد، دفاعی مقدس بود. امروزه با چه الگویی از جنگ روبهرو هستیم؟ جنگهای کلاسیک بر نیروی زمینی استوار بودند و سپس نیروی هوایی، دریایی و تسلیحات پیشرفته به آن افزوده شد. اما ما در نبرد اخیر با تغییر پارادایم مواجه بودیم؛ جنگی که بر اطلاعات و عملیات روانی متکی است. در جنگهای نوین، الگوهای پیشین حذف نشدهاند، اما کانون توجه به اطلاعات و جنگ روانی علیه جامعه منتقل شده است.
وی افزود: مسئله رسانه در ایران، پیوندی ناگسستنی با بحث وجودی کشور یافته است. این گزارهای مهم است که اهمیت آن تاکنون ناشناخته مانده است. هنگامی که روح و روان جامعه ایرانی هدف اصلی دشمنان قرار میگیرد، و ما در داخل با بیتوجهی، زمینهسازی برای بهانهجویی و عدم درک نقشه رسانه مواجهیم، در حالی که خارج از مرزها برنامهریزی و تولید محتوای بسیار قدرتمندی صورت میگیرد، آنگاه بحث وجودی ایرانیان با مسائل روانی و رسانههای نوین گره میخورد.
وی گفت: نظام سیاسی با اقتدار در برابر تجاوز به تمامیت ارضی ایستادگی کرد و مایه شگفتی شد. کمتر کسی باور میکرد که بتوان در برابر بزرگترین ارتش جهان با بودجههای کلان نظامی، و در برابر رژیمی که کوچکترین پایبندی به اخلاق در تهاجم ندارد، با این توانمندی مقاومت کرد و پیروز شد. اما متأسفانه اهمیت این موفقیت را بیشتر در خارج از کشور درک کردهاند تا در داخل.
فاقد سیاست رسانهای منسجم هستیم
وی افزود: ما در دفاع از تمامیت ذهنی ایرانیان توفیق کافی نیافتیم و این موضوع ریشه در چند عامل دارد: آشفتگی یا حتی فقدان سیاست رسانهای. گاه آنچه در لوایح و قوانین بهعنوان سیاست رسانهای نوشته میشود، در واقع راهبردی نیست، بلکه مجموعهای از دستورات است. ما فاقد سیاست رسانهای منسجم هستیم و بهجای آن با آییننامهها، بخشنامهها و محدودیتها روبهروایم؛ اینها سیاست نیستند.
وی گفت: ضرورت دارد دفتر توسعه آموزش رسانه به ادبیاتسازی و نظریهپردازی برای روزنامهنگاری در جنگ و بحران بپردازد. مصرف رسانه در ایران عمدتاً تحکیمی بوده است. جریان اصلی رسانهای کشور میکوشد هماندیشان خود را مستحکم نگه دارد؛ کاری درست که در همه جای دنیا نیز انجام میشود، اما نباید در همین حد متوقف ماند. جریان اصلی رسانه در کار تکمیلی درجا میزند، در حالی که وظیفه مهمتر، کار توجیهی و اقناعی نسبت به جریان خاکستری جامعه است.
برخی رسانه را عامل تزاحم میدانند، نه عنصر قدرت
وی افزود: تعریف امنیت و گستره آن همچنان مبهم است. امنیت برای چه کسی؟ من به امنیت ملی باور دارم و بُعد نظامی و سیاسی آن قطعی است، اما آیا این امنیت با لایههای اجتماعی درآمیخته است؟ به گمان من در این زمینه نیاز به پژوهش و کار بیشتری داریم. برخی رسانه را عامل تزاحم میدانند، نه عنصر قدرت. ما تاکنون نتوانستهایم به سیاستگذاری جامع برای ارتقای نقش رسانه در قدرت ملی دست یابیم.
وی گفت: هنر روزنامهنگاری امروز آن است که در میانه دیدگاهها و سیاستهای حاکمیت، درک روشنی پیدا کند و انتظارات آن را بشناسد. روزنامهنگار نباید تکبعدی بنگرد؛ باید همزمان جامعه، تلاطمهای درون آن، الزامات جنگ، خطر وجودی ایران و تجاوز بیگانه را رصد کند. این جنگ، تنها نبردی بود که گسست و پیوند مجدد آن بر عملیات روانی و ایجاد شورش ذهنی در جامعه ایران استوار بود.
رسانهای که باید امنیتساز باشد، نباید به سوژه امنیتی تبدیل شود
وی افزود: اصطلاح «از جا کندگی» ایران از متن جامعه و نهادها را میپذیرم. این پدیده به معنای آن است که گویی ایرانیای وجود دارد که هویتش با تاریخ، فرهنگ، صنعت و قدرت ملی گره خورده است، و دشمن کوشیده این پیوند را سست کند. روزنامهنگاری باید بتواند این گسست ذهنی را جبران نماید. حقیقت تولیدشده در شرایط کنونی را در تاریخ ایران بینظیر میدانم. ما به تولید پساسختی کمک کردیم، زیرا سیاست رسانهای نداشتیم. رسانهای که باید امنیتساز باشد، نباید به سوژه امنیتی تبدیل شود؛ رسانه باید امنیتبخش باشد. این شرایط موجب شد مرجعیت خبر، تصویر و حتی سرگرمی از دست برود.
امروز نظام رسانهای باید پدافند ذهنیت ملی باشد
وی گفت: چگونه باید با پساسختی تولیدشده از سوی دشمنان، یکپارچگی و آینده ایران را حفظ کرد؟ چگونه باید از ذهنیت ایرانیان دفاع نمود؟ امروز نظام رسانهای باید پدافند ذهنیت ملی باشد.
وی با تأکید بر اینکه مقابله با قطبیسازیها از ضروریترین اقدامات است، گفت: هر دو قطبیسازی که قدرت ملی و نظامی را تضعیف کند یا بهانهای برای دشمن فراهم آورد، خطرناک است. دوم، تقویت فعالیت برونمرزی است. ما در روزنامهنگاری، نفوذ و تأثیرگذاری خارجی را از دست دادهایم و باید برای بازیابی آن تمهیداتی بیندیشیم. سوم، ایجاد اعتماد از طریق اطلاعرسانی دقیق و واقعیتگویی است. چهارم، آگاهیبخشی به مردم درباره واقعیتهای جنگ است.
روزنامهنگاری باید نقد کند؛ نقدی که مانع تصمیمات نامناسب شود
وی اضافه کرد: روزنامهنگاری باید نقد کند؛ نقدی که مانع تصمیمات نامناسب شود، مانند محدودیتهای اینترنت که پیامدهای ضدامنیتی آن بیش از دستاوردهای امنیتیاش است. باید عقلانیت را در مواجهه با بحرانها ترویج داد. همچنین پوشش اجتماعی و انسانی جنگ و تجاوز، و نمایش وجه انسانی و مظلومیت کشور کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
هنر جنگ، مذاکره است
ربیعی گفت: هیچ جنگی بدون توافق پایان نمییابد و هنر جنگ، مذاکره است. نباید با جامعه چنان سخن گفت که هر پیروزی را به شکست تعبیر کند. دو روایت مضر در جنگ وجود دارد: روایت ملامتگرانه که میپرسد چرا اجازه دادید کار به اینجا برسد، و روایت یأسآور که میگوید هر کاری بکنید، باز شکست میخورید. روزنامهنگاری باید در میانه این دو جریان، مسیر خود را به پیش ببرد.
