شفقنارسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
«جوانگریزی در بازار کار»تیتر روزنامه دنیای اقتصاد است و به این سوال پاسخ داد که چرا درهای اشتغال به روی جوانان بسته است؟ این روزنامه نوشت: « بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، در سال گذشته جمعیت در سن کار حدود ۸۲۵هزار نفر افزایش یافت؛ اما تنها ۵۷هزار شغل جدید به بازار کار اضافه شد. این مساله نشاندهنده مشکلات جوانان در ورود به بازار کار اقتصاد ایران است. رکود اقتصادی، قطعی مکرر اینترنت و شرایط ناشی از جنگ، مانع ایجاد تحرک لازم برای اشتغالزایی شدهاند. از سوی دیگر، کسبوکارها که با چالشهای درآمدی مواجهند، به سمت تعدیل نیروی کار، بهویژه در میان زنان جوان میروند. درحالیکه نرخ بیکاری در زمستان سال گذشته ۷.۶ درصد گزارش شد، نرخ بیکاری برای زنان جوان به حدود ۳۵درصد رسید. کارشناسان بر این باورند که برای افزایش ظرفیت اشتغال، مهمترین عامل، رشد اقتصادی بالا و فراگیر است؛ رشدی که همه اقشار جامعه در آن نقش ایفا کنند؛ در غیر این صورت، روند پیری جامعه شاغل کشور ادامه خواهد یافت و فرصتهای جدید برای اشتغالزایی جوانان از بین میرود.»
« بلاتکلیفی روزها» تیتر روزنامه شرق است که به بیان روایتی از تجربه آتش بس و تداوم تعلیق پرداخت و نوشت: « از شروع آتشبس هفتهها میگذرد و هنوز هم خبری از زندگی پیش از جنگ نیست. آتشبس این روزها بیش از آنکه یک تصمیم سیاسی باشد، بخشی از تجربه زیسته ما آدمهای معمولی است. «فعلا» کلمه پرتکراری است که خلاصهای دقیق از این روزها به دست میدهد. تصمیمهایمان جایی روی ماسه و حوالی دریا ساخته میشود و زمانِ موقت، پایه نیمبند و سست زندگی است. درست در لحظهای که مرز میان دو نظم برداشته میشود، وضعیتی میانهای، نامطمئن و بیشکل ایجاد میشود که «ونگنپ» به آن «لیمینالیتی» میگوید. نظم جنگ هنوز فرونریخته است و نظم صلح، تا تولد فاصله دارد. ما در این برزخ اجتماعی پیش میرویم؛ جایی که اولویتها، ترسها و امیدها دائما با هم چانه میزنند. در این برزخ همه در تلاشاند دانستهها و ندانستههایشان را سروشکل دهند. شایعات ریز و درشت، نظم تازه را آزمایش میکنند و با این مکانیسم اجتماعی، مردم به دنبال راهی برای فهمیدن حدود امنیتشان هستند. زمان در آتشبس نهتنها منجمد، بلکه چندلایه است. از لایه مربوط به زندگی روزمره مانند خرید و کار گرفته تا لایه مربوط به ترسهای تهنشینشده و امیدهایی که با احتیاط سر پا نگه داشته شدهاند، همه و همه در رفتارهای عادی مردم با هم تلاقی پیدا میکنند.»

