شفقنا رسانه – گزینش اخبار و گزارش های رسانه ها اگرچه دشوار و پیچیده است، اما شفقنا رسانه بنا دارد از این پس مطالبی از مطبوعات و خبرگزاری ها را به ارزیابی بگذارد تا به نوعی بهترین گزارش، مصاحبه و متن را در پایان هر هفته معرفی شود. در این ارزیابی مولفه هایی چون انتخاب سوژه، خلاقیت و نوآوری، سرعت، دقت، انصاف و جامعیت اطلاع رسانی، مطالبه گری رسانه و پاسخگو کردن مسئولان و رعایت دیگر معیارهای حرفه ای و اخلاق رسانه ای به همراه روش ارائه از ویراستاری تا گرافیک، در نظر گرفته شده است. البته انتخاب نشدن مطالب دیگر رسانه ها به هیچ عنوان به معنای انکار ارزش کاری و خبری آنان نیست.
بخوانید سوژه های برگزیده این هفته را…
به گزارش شفقنا رسانه، از جمله سوژه های منتخب این هفته گزارش روزنامه شرق با عنوان «انفجار، اضطراب و اختلال؛ روایتی از بیماران «روان» در جنگ» است که از وضعیت بیمارستانهای روانپزشکی و بیماران آنها در ۴۰ روز موشکباران نوشت. این سوژه از آن جهت منتخب شده که در میان اخبار جنگ، زاویهای مغفولمانده را روایت میکند. بیماران روانی که صدای انفجار، درمانشان را مختل کرده و نشانههای بیماری را در آنها تشدید نموده است. خبرنگار با زبانی ساده و بیحاشیه، از میدان حادثه به سراغ بیمارستانهای روزبه، رازی و دلارام رفته و صدای بیماران، خانوادهها و مدیران را در کنار دادههای عینی نشانده است. انصاف حرفهای در بازتاب همزمان آسیب جدی به بیمارستان دلارام و تابآوری بیمارستان رازی رعایت شده و آنچه گزارش را فراتر از یک خبر عادی میبرد هشدار درباره بحران خاموش پساجنگ است. به همین دلایل، این سوژه هم از نظر اهمیت عمومی و هم از نظر پایبندی به اصول روزنامهنگاری شایسته انتخاب بوده است.
«چهار موجشکن تعدیل» تیتر روزنامه دنیای اقتصاد است و در گزارشی به این مسئله پرداخت که سیاستگذاران چگونه میتوانند امنیت شغلی نیروی کار را در شرایط جنگی تامین کنند. این سوژه انتخاب شد چون نشان میدهد چگونه تصمیمات کوتاهمدت در مدیریت منابع انسانی میتواند آسیبهای بلندمدتی برای بنگاه و کارگر وارد کند و راهکارهای کلان برای جلوگیری از فاجعهبار شدن وضعیت را بررسی میکند. روایت ساده و منصفانه این گزارش، با استناد به دادهها و نظرات کارشناسان، اهمیت اصول حرفهای، دقت و درک صحیح از اثرات اقتصادی-اجتماعی را نشان میدهد و توجه عمومی را به استراتژیهای پایدار جلب میکند. این موضوع بهویژه در شرایط بحرانهای اقتصادی، اهمیت زیادی دارد و اثرگذاری آن در نگهداشتن ثبات بازار کار کاملاً مشهود است.
سوژه منتخب بعدی از روزنامه پیام ما با عنوان «کوچ جنگــــــــی مددجویان» است که گزارشی از وضعیت افراد دارای معلولیت، سالمندان و کودکان مقیم مراکز بهزیستی کار کرد. این سوژه از آن جهت منتخب شده که در سیل اخبار جنگ، سراغ قشری رفته که صدایشان کمتر شنیده میشود؛ کودکانی بدون خانواده، معلولان شدید و سالمندانی که در مراکز بهزیستی ماندهاند. زاویه پرداخت، فقط شرح فاجعه نیست، بلکه نشان میدهد که یک نهاد مدنی در دل بحران چه کار عملی انجام داده تا این آسیبپذیرترین افراد را نجات بدهد. خبرنگار با زبانی ساده و بیحاشیه، از جابجایی مراکز پرخطر گرفته تا سپردن کودکان به خانوادهها را روایت کرده، بدون شعار و بدون بزرگنمایی احساسی. آنچه این گزارش را حرفهای میکند، انصاف در بازتاب همزمان خسارتها و تلاشهاست. علاوه بر آن اهمیت عمومی اش از آن جاست که نشان میدهد پشت درهای بسته یک سازمان حمایتی، برای ضعیفترین آدمها چه گذشته است.
«شهریههای بلوکه » تیتر روزنامه شرق است که گزارشی از چالش خانوادهها با ممنوعیت فعالیت مهدکودکها، سردرگمی نگهداری از فرزندان و پولهایی که برگردانده نمیشود، کار کرد. این سوژه از آن جهت انتخاب شد که از دل یک بحران جنگی، به سراغ مسئلهای روزمره و ملموس رفته که کمتر مورد توجه رسانهها قرار میگیرد. زاویه پرداخت روایت داستان خانوادههای دربهدرمانده، مدیرانی که با چکهای برگشتی و حقوق کارکنان دستوپنجه نرم میکنند،و کودکستانهایی که چراغخاموش بازگشودهاند. خبرنگار با زبانی ساده و بدون شعار، از دل مصاحبهها و نه صرفاً آمار، تصویر روشنی از این کلاف سردرگم کشیده است. آنچه این گزارش را حرفهای و اثرگذار میکند، انصاف در بازتاب همزمان نگرانی والدین و درماندگی مدیران و مهمتر از همه، اهمیت عمومی آن است؛ چون نشان میدهد گاهی زخمهای جنگ، نه در خط مقدم، که در تعطیلی یک مهدکودک خود را نشان میدهد.
سوژه منتخب بعدی از روزنامه ایران با عنوان «ساخت ایران از دل جنگ و تحریم» است که در گفتگو با یکی از معماران صنایع راهبردی ایران به روایت تلاش ها برای توسعه وطن اشاره کرد. این سوژه از آن جهت منتخب شده که به جای تکرار روایت رسمی از ملیشدن نفت، روایت تازهای را مطرح میکند؛ ملی شدن واقعی نه در ۱۳۲۹، بلکه در ۱۳۷۱ و با بسته شدن آخرین پرونده حقوقی شرکتهای خارجی اتفاق افتاد. زاویه پرداخت، یک گفتوگوی تاریخی-تحلیلی است با کسی که نه شاهد، که بازیگر اصلی آن پروندهها بوده و از دل تجربه زیسته اش، به سراغ این پرسش می رود که چطور می توان با تکیه بر دیپلماسی نفتی میتوان از فشارهای بینالمللی عبور کرد. خبرنگار با لحنی ساده و بیتکلف، روایت فنی و حقوقی را با خاطرات انسانی گره زده و از کلیشه قهرمانسازی فاصله گرفته است. آنچه این گزارش را حرفهای میکند، انصاف در بازتاب همزمان موفقیتها و نقدِ تصمیم های شتابزده و اهمیت عمومی آن در نسبت دادن تجربههای گذشته به شرایط امروز جنگ و تحریم است.
