شفقنارسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
«تهرانِ زخمی اما ایستاده» تیتر روزنامه شرق است و گزارشی میدانی از ۶ محله پایتخت کار کرد که در اثر موشکباران، آسیب دیده و ساکنانش آواره شدهاند. این روزنامه نوشت: « مادری روی آوار خانهاش به دنبال اسباببازیهای دختر خردسالش میگردد. دختر جوانی اتاقش را نشان میدهد که چیزی جز چند ستون سوخته از آن نمانده، عدهای مشغول جمعکردن آوارها هستند و گروهی ایستادهاند به تماشا. روایت آدمهایی که جنگ همه چیز آنها را گرفته، کم نیست. در هر محله از شهر تهران کوچه و خیابانی پیدا میشود که زخمی جنگ باشد. جنگ نمای شهر تهران را تغییر داده است. از تخریب خانههای قدیمی محله شهر ری تا ساختمانهای مدرن زعفرانیه، هیچکدام در امان نماندهاند. خرابیهای جنگ ۱۲روزه هنوز سر جای خود باقی بود که ویرانی جنگ جدید هم به آن اضافه شد. رئیس مدیریت بحران شهر تهران از ۴۴هزارو ۷۵۰ واحد آسیبدیده پایتخت، تنها در ۴۰ روز جنگ گزارش میدهد. محلاتی که در این گزارش از آنها روایت شده، نمونههای اندکی از خسارتهای بسیاری است که مردم متحمل آن شدهاند، با همه اینها، شهروندان در تلاش برای بازگشت به زندگی هستند. آنطورکه بررسیهای میدانی از تعدادی از محلات جنگزده نشان میدهد، به نظر میرسد از جنوب تا شمال شهر، نوعی «برابری در آسیب» ایجاد شده که پیشتر کمتر تجربه شده بود. این موضوع میتواند در بلندمدت بر الگوی سکونت، قیمت مسکن و حتی مهاجرت درونشهری اثرگذار باشد. وقتی امنیت و ثبات یک محله پیشبینیپذیر نباشد، احتمالا تمایل به ماندگاری کاهش مییابد و الگوهای جابهجایی جمعیت تغییر میکند؛ اتفاقی که در آینده قابل مشاهده است.»
«هر جای شهر نشانهای است» تیتر روزنامه اعتماد است و به بیان روایت زندگی تهرانیهایی پرداخت که خانهشان در جنگ تخریب شده است. این روزنامه نوشت: «برای آنها جنگ فقط هراس و صداهای دور نبود. فقط دست و دلشان و شیشهها نلرزید، بلکه آشیانههایشان فروریخت. آوار برسر برخیشان ریخت و برخی بخت با آنها یار بود و در خانه نبودند. ساکنان بیش از ۳۹هزارو ۵۸۵ واحد مسکونی در تهران، طبق گفته شهرداری، آسیبهایی از جزئی تا بسیار شدید و تخریب کامل خانه دیدند. ساکنانی که مانند بقیه جمعیت تهران از جنگ هراس داشتند، اما حتی فکرش را هم نمیکردند آشیانهای را که با عشق و امید، تکتک آجرهایشان یکی یکی بالا رفته بود را یک شبه، حتی ظرف چند ثانیه، با خاک یکسان شود. تخریب شود و فروریزد و دل و جانشان حالا بیشتر از یک ماه است که میلرزد. برخی که جزئیتر بود، تعمیر را آغاز کردند. اما ساختمانهایی با درصد خرابی بیشتر، یا آنهاکه آسیب به جسم و جانشان هم زده است، مانند آنها که در کما هستند یا فردی که به هوش آمده اما حافظهاش را از دست داده، یا دانیال ۲۸سالهای که بخشی از پای خود را از دست داد، چگونه میشود به قبل از جنگ بازگردند؟ با احترام به خانوادههایی که آسیب جنگ برای خانه و زندگی و جسم و روحشان بیش از دیگران بود، از ذکر برخی جزییات خودداری کردم. این افراد هنوز در شوک هستند و در ذهن خود و روزهایی که میگذرانند، طبق گفته خودشان بارها به روز حادثه برمیگردند و مرورش میکنند. »

