شفقنارسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
«۴۰ روز جنگ، ۲۶ سال تحریم» تیتر روزنامه شرق است که گزارشی از اثر ویرانگر جنگها بر زندگی مردمان عادی کار کرد و نوشت: « تحریم و جنگهای جهان چیزی جز ویرانی و فقر گسترده برای مردمان کشورها به دنبال نداشتهاند؛ در عراق جنگزده، قطع شریان واردات و صادرات، کمبود شدید مواد غذایی و دارو را در پی داشت و سوءتغذیه و افزایش مرگومیر کودکان را رقم زد. موج بیکاری و کاهش قابل توجه درآمد، شمار زیادی از مردم عراق را مجبور به فروش وسایل خانه و قطع برق و کاهش دسترسی به آب آشامیدنی بهداشتی زندگی روزمره را مختل کرد. از آن سو منابع اندک کشور صرف پرداخت سوبسیدهای رانتآمیز شده و غالب کمکهای بینالمللی و بشردوستانه به دست شبکههای فساد رسید. حالا ایران همچون همسایه خود عراق بعد از سالها تحریم، گرفتار جنگ شده است؛ جنگی ویرانگر که گرچه فقط ۴۰ روز از شروع آن گذشته، اما خسارت سنگینی به اقتصاد کشور وارد کرده است. بر اساس اعلام دولت، جنگ رمضان ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت به بار آورده و فقط در ۴۰ روز، خسارت مالی آن معادل ۲۶ سال تحریم نفت ایران است.»
«ترمیم زخم جنگ» تیتر روزنامه اعتماد است که در گفتگو با یک جامعه شناس به بررسی آثار اجتماعی حمله به کشور پرداخت و نوشت: « جنگ، چهره جامعه را تغییر میدهد. در تمام جنگهای قبیلهای، داخلی، فرامرزی، هیچ جامعه و قوم و ملتی از تغییرات جنگ در امان نبوده و بعد از جنگ، چهره هیچ جامعه و قوم و ملتی، همانی نیست که قبل از جنگ بود. ویرانیها، فقر، آسیبهای اجتماعی، فروپاشی روانی، رکود و تورم، مهاجرت، عقبافتادگی اجتماعی و اقتصادی، آغاز قدرتطلبیها ازسوی گروههای کوچکی که در طول جنگ، نقش پرچمدار میدان پیروزی را ایفا میکردند و حالا پاداش حماسهسازی خود را میخواهند، اینها، آثار ملموس جنگ در قالب کلمات است اما پشت پرده این واژهها و آنچه جامعه با پوست و گوشت خود لمس میکند، اتفاقی است که تاثیراتش تا دههها بعد از پایان جنگها باقی میماند. به دلیل همین تاثیرات که خساراتی جبرانناپذیر و خردکننده بهجا میگذارد، تمام دولتها و کشورها در این سدهها در تلاش بودهاند که از آتش جنگ دور بمانند چون بهایی که دولتها برای جنگ میپردازند، بدون تردید تا چند نسل بعد گریبانگیر است. زخم جنگ ۸ ساله ایران و عراق، برای بسیاری از هموطنانمان و به خصوص، آنها که تا پیش از ظهر ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، ساکن در شهرهای نوار مرز جنوب غرب و غرب و شمال غرب بودند، یک زخم باز و دردناک است که هیچ مرهمی در این همه سال، چاره مداوای این زخم نشد. خاطرات این مردم، هنوز بوی سوگ و نیستی دارد. سعید صادقی؛ یکی از معروفترین عکاسان جنگ که به مدت ۸ سال در جبههها زندگی کرد و مجموعهای کمنظیر از ثبت لحظههای جنگ در نوار مرزی ایران و عراق دارد، از اوایل دهه ۱۳۹۰، رفت به سراغ چهرههای عکسهایش؛ رزمندههایی که در آن سالهای جنگ جوان یا نوجوان بودند. سعید رفت و آنهایی که زنده مانده بودند را در خرمشهر و آبادان و تهران و دهها شهر ایران پیدا کرد و یک عکس از نوجوانی یا جوانیهایشان وقتی در خط مقدم اسلحه به دست یا در سنگر بودند به دستشان داد و ازشان خواست یک بار دیگر به لنز دوربین نگاه کنند. مردان میانسال؛ این کهنه سربازانی که خیلیهایشان برای همسایههایشان هم غریبه شده بودند، به دوربین نگاه کردند و این نگاه، دیگر خالی شده بود از شوق زندگی و این همان بلایی بود که جنگ به سر آدمها میآورد. »

