شفقنارسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
«هزینه جهانی محاصره دریایی ایران» تیتر روزنامه دنیای اقتصاد است و در گزارشی به این سوال پاسخ داد که آیا تهدید تازه ترامپ عملی است؟ این روزنامه نوشت:«سناریوی محاصره دریایی ونزوئلا، بار دیگر دونالد ترامپ را به اجرای این ایده در ایران ترغیب کرده است. اگرچه محاصره مسیرهای آبی ونزوئلا اثر محسوسی بر بازارهای بینالمللی برجای نگذاشت، اما اجرای چنین سیاستی در قبال ایران میتواند به اختلالی گسترده در اقتصاد جهانی منجر و به چالشی پرهزینه برای ایالات متحده و شرکایش تبدیل شود. چنین اقدامی بهسرعت سطح تنشهای ژئوپلیتیک را افزایش و منطقه را در مسیر یک بحران گستردهتر قرار میدهد. ایران با در اختیار داشتن ابزارهای متنوع دریایی، قادر است پیامدهای این تنش را به فراتر از مرزهای خود بکشاند. افزایش ریسک در مسیرهای کشتیرانی، جهش نرخ بیمه نفتکشها و تزریق نااطمینانی به زنجیرههای تامین جهانی، تنها بخشی از هزینههایی است که به اقتصاد جهانی تحمیل خواهد شد. نخستین پیامد این اقدام در قیمت جهانی نفت نمایان شده است و حتی فعالسازی مسیرهای جایگزین یا استفاده از ذخایر استراتژیک نیز قادر به جبران کامل اختلال در عرضه نخواهد بود. در این میان چین بیشترین آسیب را متحمل شده و ممکن است دسترسی خود را به حدود ۲۰درصد از واردات نفت خام از دست بدهد. این وضعیت نهتنها تجارت چین با ایران، بلکه تعاملات آن با کشورهای شورای همکاری خلیجفارس و عراق را نیز تحت فشار قرار میدهد. از سوی دیگر مسیرهای عبوری از ایران، یکی از مقرونبهصرفهترین گزینهها برای ازبکستان و قزاقستان بهعنوان دو اقتصاد اصلی آسیای مرکزی شناخته میشوند. در مقابل، وابستگی مستقیم ایالات متحده به اقتصادهای پیرامون خلیجفارس محدود بوده و سهم تجارت غیرنفتی این منطقه در مبادلات آمریکا تنها ۱.۵درصد است. همچنین برخلاف بحران دریای سرخ که با تغییر مسیر تجارت تا حدی مهار شد، هرگونه اختلال در خلیجفارس ماهیتی بنیادینتر داشته و میتواند همزمان عرضه انرژی و دسترسی به کالاهای حیاتی را در مقیاس جهانی مختل کند.»
«پیامدهای شوک نسلی» تیتر روزنامه پیام ماست که در گزارشی به بیان روایت از جنگی پرداخت که دنیای کودکی را در ایران تغییر داد. این روزنامه نوشت:« پس از گذشت ۴۰ روز از آغاز درگیریها، توافقی برای آتشبس دوهفتهای حاصل شد و این فرصت، حداقل برای مدتی، آرامش را به زندگی کودکان و نوجوانان بازگرداند. در این مدت، متأسفانه آمار قربانیان کودکان از ۲۳۷ نفر فراتر رفته بود. دانشآموزان ایرانی، دور از فضاهای آشنای مدرسه، به پلتفرم «شاد» منتقل شدند و حیاط پرجنبوجوش مدارس، جای خود را به این فضای مجازی داد. گزارش پیشرو، نگاهی دارد به وضعیت کودکان و نوجوانان در شهرهای درگیر، با تمرکز بر تعطیلی مدارس و چالشهای پیش روی خانوادهها در مواجهه با حجم گسترده اخبار نادرست و تصاویر دلخراش. بامداد ۹ اسفند ۱۴۰۴ بود که آسمان ایران ناگهان با نور بمبها روشن شد. موج اول حملات گسترده هوایی آمریکا و اسرائیل که در روزهای بعد به شهرهای مختلف کشور سرایت کرد. درست در همان روز اول، موشکی مدرسه دخترانه«شجره طیبه» در شهرستان میناب در هرمزگان را هدف قرار داد. ۱۶۸ دختر ۷ تا ۱۲ ساله در کلاس درس به خاک و خون کشیده شدند. فجیعترین رویداد تلفات کودک در کل این جنگ. اما آسیب فقط به کشتهها و زخمیها محدود نمیشود. بر اساس اطلاعیه وزارت آموزشوپرورش در ۱۲ فروردین ۷۶۲ فضای آموزشی، ۵۱ فضای اداری، ۳۲ سالن ورزشی و ۱۵ کانون فرهنگی در حملات دشمن دچار آسیب شدهاند و ۷ اردوگاه دانشآموزی نیز مورد حمله قرار گرفته است. «محمدرضا لشکری»، جامعهشناس، در گفتوگو با «پیام ما» با اشاره به ابعاد مغفول این بحران میگوید: «بحران برای کودکان فقط به معنای ازدستدادن خانه نیست. ازدستدادن مدرسه، دوستان، اسباببازیها و حتی حیوان خانگی، همه بخشی از یک شوک هویتی عظیم است. جامعهشناسان به این پدیده «شوک نسلی» میگویند. نسلی که در بحران بزرگ میشود، الگوهای ذهنیاش برای همیشه با بحران گره میخورد. متأسفانه ابعاد این فاجعه اجتماعی در ایران هنوز بهدرستی شناخته نشده است.»»

