شفقنارسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
«چهار سناریوی بازگشایی بورس» تیتر روزنامه دنیای اقتصاد است که در گفتگو با کارشناسان به بررسی وضعیت بورس در شرایط جنگ پرداخت و نوشت:«بازار سرمایه در شرایط جنگی با وضعیتی چندلایه مواجه است؛ جایی که همزمان اختلال در کشف قیمت، تضعیف نقدشوندگی و ابهام در تداوم فعالیت شرکتها، تصمیمگیری درباره بازگشایی را پیچیده کرده است. در چنین فضایی، چهار سناریوی پیشروی بازار از تداوم تنش تا تشدید درگیری، آتشبس همراه با توافق و آتشبس بدون توافق، هرکدام مسیر متفاوتی برای بازگشایی ترسیم میکنند. برآیند دیدگاههای کارشناسی در کنار اظهارات اخیر رئیس سازمان بورس نشان میدهد، مساله اصلی، «چگونگی بازگشایی» است نه « بازگشایی». از یکسو، فقدان دادههای قابل اتکا و آسیبپذیری صنایع بزرگ، استدلال تعویق یا بازگشایی محدود را تقویت میکند و از سوی دیگر، فشار نیاز نقدینگی، طراحی مسیرهای دسترسی به منابع را ضروری ساخته است. در این میان، پیشنهادهایی مانند بازگشایی مرحلهای، تفکیک صنایع تابآور، سهمیهبندی فروش، ایجاد پنجرههای نقدشوندگی و حتی تامین نقدینگی غیرمستقیم از طریق وثیقهگذاری سهام، بهعنوان راهکارهای میانی مطرح شدهاند. در چنین چارچوبی، بازگشایی بدون تجهیز منابع و طراحی سازوکارهای کنترلی، میتواند پرهزینهتر از تداوم توقف باشد و بیش از هر چیز، اعتماد بازار را هدف قرار دهد.»
«جریان زندگی در رگهای تهران» تیتر روزنامه اعتماد است که گزارشی از وضعیت پایتخت، سی و هشت روز بعد از آغاز جنگ کار کرد و نوشت: «تعطیلات نوروز به پایان نرسیده بود که به تهران بازگشتیم. از ایست بازرسی بابایی که میگذشتیم، مردی جوان با ریشهای قهوهای روشن، طوری وسط خیابان زل زده بود به افق که انگار گم شده بود. مردان جوانی که اغلب ماسک به چهره داشتند، نگاهی به خودروها و داخلشان میانداختند و اجازه عبور میدادند. منظره کوهستانی تهران از دور میدرخشید و این همان شهری نبود که چند وقت قبل ترکش کرده بودیم. این را از اتوبان بابایی و بقایای انفجارهای اطرافش، از ساختمانی در گوشه اتوبان صیادشیرازی و حتی ساختمانی بالای میدان هروی که همه این سالها حتما صدها بار از کنارش عبور کرده بودم، میشد فهمید. از خیابان مژده و ساختمانهایی که همه مچاله شده بودند، چون اعصاب و روان ساکنانش. این حجم از خرابی قابل باور و هضم نبود. شاید آنها که در شهر وول نمیخوردند و نمیدیدند، راحتتر بودند. آنها که مینشستند پای تلویزیون و اخبار را باور میکردند و حتی از ایستهای بازرسی هم میترسیدند، اما ترجیح داده بودند تهران بمانند. تهران شبیه چند روز قبلش هم نبود حتی. همان روزهایی که خانه یکی از اقوام نزدیکم در غرب تهران سرپا بود و هنوز دیوارهایش و همه سازهاش و کل لوازمش مچاله نشده بود. همان روزی که اهالی این خانه شبها لااقل میتوانستند چند ساعتی بخوابند نه مثل حالا که همه تختها و وسایل خانهشان تکهتکه و ریزریز شده است. حتی دلم نیامد برای دیدن خانه بروم. خانهای که پر شده بود از تکه سنگهای بزرگ و دود و دیوارهای فرو ریخته و سیاهی.»
«موج گسترده بیکاری» تیتر روزنامه شرق است که از تعدیلهای گسترده، اخراج کارگران و کارمندان بخشهای مختلف در ایام جنگ خبر داد و نوشت: «موج تعدیل نیرو در مشاغل مختلف، این روزها به بیشترین میزان خود رسیده است؛ موضوعی که به نظر حتی در سال جدید همچنان ادامه خواهد داشت و در ماههای آینده با افراد بیشتری مواجه خواهیم شد که شغل خود را از دست خواهند داد. با این حال هنوز آمار مشخصی از این تعداد تعدیل و اخراج در اوج روزهای جنگ و قطعی اینترنت وجود ندارد. از مهماندار هواپیما و خبرنگار تا کتابفروش و مهندسی که در شرکتهای فناوری مشغول بوده و حالا همه خانهنشین شدهاند. مدیران منابع انسانی مجموعه و شرکتهای مختلف هم در گفتوگو با «شرق»، به ضررهای مالی خود اشاره میکنند که برای سرپاماندن، چارهای جز کاهش نیروی انسانی خود ندارند. بین این نیروهای تخصصی، بسیاری برای «شرق» توضیح میدهند که با وجود اخراج از کار، عیدی یا حقوق آنها به صورت کامل پرداخت نشده است، درحالیکه کارشناسان حوزه کار نگرانند سازمان تأمین اجتماعی برای پرداخت بیمه بیکاری و سامانه حوزه کار برای پیگیری پروندههای شکایت، به دلیل تعداد بالای متقاضی توان پیگیری همه درخواستها را نداشته باشد.»

