شفقنارسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
به گزارش شفقنا رسانه، «جراحی ناکام شیر» تیتر روزنامه شرق است که به بازخوانی تأثیر جراحی اقتصادی دولتها بر سفره خانوار را با مطالعه موردی کالای لبنیات پرداخت. این روزنامه نوشت:« کسری بودجه دولتها در سالهای تشدید تنشهای خارجی سبب شده است که این دولتها برای رفع کسری بودجه به سفره غذای خانوار بارها و بارها دست ببرند و نام این اقدام را جراحی اقتصادی بگذارند. ادعای دولتها در تمام این سالها این بوده که این جراحیهای اقتصادی منجر به رفاه عمومی و بهبود وضعیت تولید میشود اما بازخوانی فقط یک قلم کالای مورد جراحی قرارگرفته، یعنی شیر، نشان میدهد که این سیاست موجب شده است سرانه مصرف لبنیات در ایران که در سال ۱۳۸۹ نزدیک به میانگین جهانی بوده، تاکنون ۵۸ درصد سقوط کرده و از هزارو ۳۰۰ کارخانه لبنی فقط ۳۰۰ کارخانه لبنی سر پا ماندهاند.فقط در همین یک قلم شیر قیمت شیر پاکتی که به عنوان کمکیفیتترین و ارزانترین محصول لبنی بازار تلقی میشود، به بیش از ۶۰ هزار تومان رسیده است و کاهش ۵۸درصدی سرانه مصرف لبنیات را به دنبال داشته است. حالا سرانه مصرف لبنیات در حدفاصل سال ۱۳۸۹ تا ۱۴۰۴ از حدود ۱۳۰ کیلوگرم به ۵۵ کیلوگرم رسیده است.»
«ایرانِ پریشان» تیتر روزنامه پیام ماست و به بیان روایتی از آدمهای معمولی پرداخت که این روزها درگیر اضطرابهای مزمن و اندوه جمعیاند. این روزنامه نوشت: «محسن روزنامهنگار است، همواره دنبال این بوده که قدمی به جلو بردارد، اینکه جامعه هزینه ندهد، اینکه فرصت زندگی از کسی گرفته نشود. دراینباره بارها و بارها بحث کرده، حرف زده و نوشته. علاقهمندی محسن خواندن است و خواندن. هیچ هدیهای بهاندازه کتاب خوشحالش نمیکند. قانع است به آنچه دارد و بیدغدغه برای چیزهای که ندارد؛ چیزهایی که میتوانست و به دست نیاورده. چون در جامعه جایی برای او نبوده؛ نه برای خودش نه برای دغدغههایش. دکمه قطع اینترنت را که زدند، موبایل او هم از کار افتاد. بااینحال، ذرهذره خبرها پیش چشمش آمد، گیرم نه از راه شبکههای اجتماعی و سایتها. تصاویر و فیلمها ویرانش کردند. محسن سیگار پشت سیگار میکشید، متوجه شد قلبش گرفته، چیزی در درونش میسوخت. نمیدانست از سیگار است یا حجم تصاویر تلخ. سیگار را کنار گذاشت و سوزش ماند. او این روزها درمانده از آنهمه خیال، میرود، میآید، اما دیگر چیزی نمینویسد. گاهی سوزشی در قلبش حس میکند که تمام سینهاش را میگیرد. به زور چند کلمهای میخواند و رها میشود در دنیای خواب.»

