شفقنا رسانه- تقویت گفتوگوی اجتماعی میتواند جامعه را از بسیاری از تنشها و بحرانهای فرساینده مصون بدارد. در مقابل، فقدان گفتوگو و بیتوجهی به ضرورت آن، زمینهساز شکلگیری تنشهای فراگیر و انباشت سوءتفاهمها در سطح جامعه میشود. از همین رو، پرداختن به سازوکارهای تقویت گفتوگوی اجتماعی نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتماعی و ارتباطی است؛ ضرورتی که در این میان، نقش رسانهها در تحقق آن اهمیتی دوچندان مییابد. محمد خدادی، مدیرعامل اسبق ایرنا و معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد در دولت دوازدهم می گوید: فقدان اعتراض نه نشانه ثبات، بلکه میتواند نشانه انسداد سیاسی و حرکت بهسوی اقتدارگرایی باشد. بنابراین، مسئله اصلی نه وجود یا عدم وجود اعتراض، بلکه نحوه مدیریت، شنیدهشدن و تبدیل آن به کنش سازنده است. ازاینرو، تبدیل اعتراض به گفتوگوی مسالمتآمیز اجتماعی، نیازمند سازوکارها، روشها و بسترهای ارتباطی مشخص است؛ بسترهایی که در آنها رسانه، با حفظ تنوع، طرح پرسشهای واقعی و پاسخگویی شفاف، نقش کلیدی و میانجیگرانه خود را ایفا میکند.
متن گفتگوی شفقنا رسانه با محمد خدادی، دانش اموخته دکتری مدیریت رسانه دانشگاه تهران، مدیرعامل اسبق ایرنا و معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد در دولت دوازدهم را در ادامه بخوانید…
تریبون یکسویه رسانه نیست؛ رسانه یعنی تضارب آرا
خواست مخاطب امروز بر خواست خبرنگار و کنشگر رسانهای تقدم دارد
اگر بخواهیم یک شاخص حرفهای برای سنجش «کمک رسانه به کاهش تنش و تقویت گفتوگو» تعریف کنیم، آن شاخص باید چه مؤلفههایی داشته باشد و چه چیزهایی را نباید قربانی آن کرد؟
در اساس، رسانه بستری برای تضارب آرا و تبادل دیدگاههاست؛ ازاینرو، تریبون یکسویه را نمیتوان رسانه نامید. بااینحال، در جامعه ما غالباً خواست و اراده متولیان رسانه بر پاسخگویی به نیازهای واقعی جامعه غلبه دارد. هرچه انسانرسانهها در جهان امروز تقویت میشوند، بهتبع آن قدرت، هویت و نقش اجتماعی پررنگتری مییابند و جایگاهشان ارتقا مییابد. در چنین شرایطی، کارکرد رسانه حساستر میشود و سطح دقت و مسئولیتپذیری آن باید افزایش یابد؛ همچنین رویکرد رسانه ناگزیر از تغییر ماهوی است، زیرا دوران انحصار اطلاعات به پایان رسیده است. در این فضای نوین، خواست مخاطب بر خواست خبرنگار و کنشگر رسانهای تقدم دارد و انتخاب افکار عمومی بر انتخاب افراد فعال در حوزه رسانه ارجح است. ازاینرو، فعالان رسانهای باید در خدمت مخاطب و نیازهای او قرار گیرند و روش های سنتی گذشته را کنار بگذارند که اگر این مهم محقق نشود از صحنه تبادل اطلاعات حذف می شوند این یک انتخاب نیست بلکه تحمیل تحول بر رویکرد رسانه است.
حلقه مفقوده رسانه امروز، شناخت مخاطب و پاسخ به مطالبات اوست
صرف انتقال دردهای مردم بدون تحلیل و ریشهیابی، کارکرد رسانهای ندارد
رسانه حرفهای باید از پروپاگاندا فاصله بگیرد و به سوژهیابی مستقل مبتنی برنیاز مخاطب برسد
حلقه مفقوده رسانه امروز، شناخت دقیق مخاطب و پاسخگویی به مطالبات اوست؛ بهویژه توجه به تقاضای اجتماعی، واکاوی نیازهای جامعه و پاسخ به پرسشهای عمومی. رسانه در این میان نقش پل ارتباطی میان ادارهکنندگان جامعه و شهروندان را ایفا میکند. هرچه رسانه حرفهایتر عمل کند، از دام پروپاگاندا و تبلیغات فاصله بگیرد، به سوژهیابی مستقل روی آورد و واقعیتهای پیرامونی جامعه را دقیقتر بازنمایی کند، بهطور طبیعی از نقطه تقابل دور شده و به سوی درک مشترک و گفتوگوی اجتماعی حرکت خواهد کرد.
در حوزه مسائل اقتصادی نیز پرسشهای بنیادینی وجود دارد که رسانه باید به آنها بپردازد؛ از جمله اینکه فشارهای اقتصادی ریشه در ناکارآمدی دارند، در سوءمدیریت نهفتهاند یا ناشی از عوامل و ملاحظات دیگری هستند؟ بررسی دقیق منشأ فشار اقتصادی ضروری است: چه سهمی از آن به ناکارآمدی، چه میزان به فساد، سوءمدیریت یا سایر عوامل ساختاری یا حتی عوامل بیرونی و سیاست خارجی و … بازمیگردد. در این مسیر، فهم موضع و مسئله اهمیتی اساسی دارد. صرف انتقال آلام و دردهای مردم، بدون تحلیل و ریشهیابی، کارکرد مؤثری نخواهد داشت. پرسش «چرا گران شد؟» اهمیت دارد و حتی مهمتر از آن این است که بررسی شود آیا امکان جلوگیری از این گرانی وجود داشته است یا خیر. ریشه واقعی آن کجاست؟
در این میان، نقش روزنامهنگاری تحقیقی برجسته میشود. رسانه باید بررسی کند که برای مثال، یک محصول کشاورزی از مرحله تولید تا عرضه با چه هزینههایی مواجه است و چرا قیمت آن چند برابر افزایش مییابد. چنین رویکردی میتواند دست سوداگران را رو کند و همزمان آینهای در برابر تصمیمگیران قرار دهد تا روشن شود تصمیمهای آنان تا چه اندازه مبتنی بر شناخت واقعبینانه از شرایط جامعه است. در برابر درد، رنج و سختیهای مردم، صرف سخن گفتن تغییری ایجاد نمیکند؛ بلکه باید ارزیابی کرد که اقدامات مسئولان تا چه حد مبتنی بر نیازهای واقعی مردم و تا چه میزان متأثر از ملاحظات و رفتارهای سیاسی است.
همچنین همسویی یا مخالفت با مسائل اجتماعی و اقتصادی نباید ریشه در گرایشهای جناحی داشته باشد، بلکه باید از نیازها و مطالبات مردم نشئت بگیرد. اگر چنین رویکردی در بطن رسانه نهادینه شود، جامعه نیز بهتر میتواند دشواریها را درک کند؛ چراکه هنگامی که شهروندان بدانند رنجی که متحمل میشوند منطقی، اجتنابناپذیر و مبتنی بر واقعیت و بر بستر عدالت جمعی است و تبعض در آن نیست، تحمل آن برایشان امکانپذیرتر خواهد بود. ما تجربه های زیادی از گذشته داریم بهترین شاهد آن جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بود که هیچگاه با اعتراضات اقتصادی مردم نسبت به معیشت روبرو نشد بلکه کاملاً حمایت و همراهی بود. درعین اینکه مردم در سخت ترین شرایط معیشت بودند.
مسئله اصلی اعتراض، وجود یا عدم وجود آن نیست این یک حق است؛ نحوه شنیدهشدن و مدیریت کاهش آن است
وقتی اقناع شکل بگیرد، تحمل، همراهی و مشارکت اجتماعی هم میآید
آیا تنوع صداها و دیدگاهها در رسانه الزاماً به گفتوگو کمک میکند یا در برخی موارد میتواند به قطبیشدن بیشتر بینجامد؟
اگر عنصر «تنوع» از رسانه حذف شود، دیگر نمیتوان آن را رسانه نامید؛ بلکه به تریبون یا بلندگویی یکسویه تقلیل مییابد. ویژگی ذاتی رسانه، تنوع دیدگاهها، تفاوت صداها و پرداختن به موضوعاتی است که یا دیده نمیشوند یا امکان طرح آنها برای همه فراهم نیست. رسانه اساساً برای بازنمایی تکثر، اختلاف نظر و برجستهسازی مسائل مغفول شکل گرفته است. هنگامی که فردی ناگزیر میشود سخن خود را با فریاد بیان کند، غالباً به این معناست که فرصت یا امکان طرح مؤثر و شنیدهشدن سخنش در چارچوبهای رسمی و رسانهای را نیافته است.
تجربههای تاریخی و اجتماعی نشان میدهد که «اقناع» نقشی تعیینکننده در رفتار جمعی ایفا میکند. برای نمونه، در جریان جنگ دوازدهروزه که کشور درگیر یک منازعه نظامی مستقیم بود و جامعه با ناامنی ناشی ازحمله نظامی و شرایط بحرانی مواجه شد، مردم به جای اعتراض، ایستادگی و دفاع را برگزیدند. دلیل اصلی این رفتار، احساس اقناع و درک مشترک از شرایط و ضرورتها بود. هرجا اقناع شکل بگیرد، بهدنبال آن تحمل، همراهی و مشارکت اجتماعی نیز پدید میآید. در مقابل، هرجا پرسشها بیپاسخ بماند و ابهامها رفع نشود، واکنش و اعتراض امری طبیعی و قابل انتظار است.
اعتراض پدیدهای منحصر به یک جامعه یا کشور خاص نیست. در هیچ نقطهای از جهان نمیتوان جامعهای را یافت که بهطور کامل عاری از اعتراض باشد. فقدان اعتراض نه نشانه ثبات، بلکه میتواند نشانه انسداد سیاسی و حرکت بهسوی اقتدارگرایی باشد. بنابراین، مسئله اصلی نه وجود یا عدم وجود اعتراض، بلکه نحوه مدیریت، شنیدهشدن و تبدیل آن به کنش سازنده است.
ازاینرو، تبدیل اعتراض به گفتوگوی مسالمتآمیز اجتماعی، نیازمند سازوکارها، روشها و بسترهای ارتباطی مشخص است؛ بسترهایی که در آنها رسانه، با حفظ تنوع، طرح پرسشهای واقعی و پاسخگویی شفاف، نقش کلیدی و میانجیگرانه خود را ایفا میکند.
اثرگذاری رسانههای مستقل بهطور طبیعی از رسانههای دولتی بیشتر است
رسانه تبلیغی به گفتوگوی اجتماعی کمک نمیکند؛ باید تبیینی باشد
کمیتگرایی آفت رسانه است؛ چند خبر عمیق بهتر از صد خبر سطحی است
قطع ارتباط مستقیم مردم با رسانهها، به تضعیف اعتماد عمومی منجر شده است
به نظر شما چه قالبها یا شیوههای روایت رسانهای بیشترین نقش را در تقویت گفتوگوی اجتماعی دارند؟
بخش قابل توجهی از رسانههای کشور ماهیتی دولتی دارند و بهطور طبیعی، میزان اثرگذاری رسانههای دولتی در مقایسه با رسانههای مستقل و خصوصی بسیار محدودتر است. زیرا قبل از دریافت یک اطلاعات در ذهن دریافت کننده این احساس ایجاد می شود که این نظر و سیاست بخشی از حاکمیت است ازاینرو، در ضمیر ناخوادگاه فرد تشکیک اولیه ایجاد می شود. تقویت رسانههای خصوصی که فاقد وابستگی سازمانی و دستگاهی هستند، ضرورتی اساسی برای ارتقای فضای رسانهای محسوب میشود. چنین رسانههایی به دلیل استقلال نسبی، امکان بیشتری برای طرح مسائل واقعی جامعه و جلب اعتماد مخاطبان دارند.
نکته مهم دیگر، غلبه کارکرد تبلیغی و پوششی بر فعالیت بسیاری از رسانههاست؛ درحالیکه این کارکرد باید به رویکردی تبیینی و تحلیلی در بستر تضارب ارا و نظرات تغییر یابد. رسانه صرفاً نباید بازتابدهنده رویدادها باشد، بلکه لازم است به چرایی، زمینهها و پیامدهای آنها بپردازد. در کنار این مسئله، تضعیف مهارتهای حرفهای در رسانهها بهطور کلی به چشم میخورد؛ امری که خود یکی از آسیبهای جدی حوزه رسانه به شمار میآید. افول مهارتهایی چون گزارشنویسی تحلیلی، مصاحبه حرفهای و روزنامهنگاری تحقیقی، کیفیت تولیدات رسانهای را بهشدت کاهش داده است.
دوری از کمیتگرایی نیز از دیگر ضرورتهاست. بهجای انتشار انبوهی از اخبار مشابه درباره یک موضوع، بهتر است تعداد محدودی خبر با زاویهدیدهای متنوع و مبتنی بر تحلیل و عمق ارائه شود. در این چارچوب، کیفیت مصاحبهها و میزگردها نیز اهمیت ویژهای دارد. این پرسش جدی مطرح است که چه میزان از مصاحبهها با مطالعه قبلی و آمادگی حرفهای انجام میشود؟ در بسیاری از موارد، مصاحبهها بدون پژوهش مقدماتی صورت میگیرد و خبرنگار از دانش کافی درباره موضوع برخوردار نیست؛ مسئلهای که به کاهش اعتبار و کارآمدی محتوا میانجامد.
بر این اساس، صرف شاغل بودن در رسانه کافی نیست؛ بلکه کنشگر رسانهای باید از مهارت، دانش و توانمندی حرفهای برخوردار باشد. رسانه حرفهای مستلزم خبرنگاران و سردبیرانی است که دانش آنها (تحصیلات دانشگاهی) با تجربه در میدان رسانه تبدیل به مهارت شده، آگاه و مسئولیتپذیر باشند.
در نهایت، رسانه باید نقش فعالی در بازنمایی صدای مردم ایفا کند؛ به این معنا که پرسشها، دغدغهها و مطالبات شهروندان را گردآوری کرده و به آنها بپردازد. در گذشته، سازوکارهایی مشخص برای ارتباط مستقیم مردم با رسانهها، از جمله خطوط ارتباطی ویژه، مانند ستون تماس تلفنی خوانندگان در روزنامه ها وجود داشت؛ اما امروزه این کانالهای مؤثر حذف شدهاند و عملاً رسانه ها تبدیل به یک جریان یک سویه شده اند که نظرات مسئولان و کارشناسان و … را فقط نشر می دهند. احیای چنین سازوکارهایی میتواند به تقویت پیوند میان رسانه و جامعه و افزایش اعتماد عمومی بینجامد.
