شفقنارسانه- در چند روز اخیر بحث پایان شرایط درآمدزایی یوتیوب برای تولیدکنندگان محتوای فارسی در رسانههای مختلف بازنشر شد و برخی از رسانهها از قطع کامل شرایط درآمدزایی این پلتفرم در ایران خبر دادند. محمد رهبری مدرس دانشگاه درباره تبعات این اتفاق و تاثیر آن بر استقلال رسانه ای می گوید: این شرایط و الگوریتم جدید، اتفاق مثبتی نیست. دلیلش این است که درآمد یوتیوبی برای بسیاری از رسانهها و تولیدکنندگان محتوا نوعی استقلال رسانهای ایجاد میکرد. شخص یا رسانهای که از طریق بازدید ویدئوهایش در یوتیوب درآمد کسب میکرد، آزادی عمل بیشتری داشت و میتوانست واقعیتها را بدون وابستگی به اسپانسرهای دولتی یا خصوصی بازتاب دهد. حال اگر این منبع درآمد کاهش پیدا کند، این استقلال نیز آسیب میبیند و در نهایت بر کیفیت و صداقت رسانهای تأثیر منفی خواهد داشت.
رهبری، مدرس دانشگاه و جامعهشناس حوزه فناوری با اشاره به چالش های اقتصاد دیجیتال در کشور به شفقنارسانه توضیح می دهد: در کشور ما، حوزه اقتصاد دیجیتال با چالشهای متعددی روبهروست که شاید بتوان مهمترین آن را «مقاومت در برابر تغییر و تحول» دانست. بسیاری از سازوکارهای سنتی که در بخشهای مختلف اقتصادی وجود داشتهاند، تحت تأثیر تحولات فناورانه در دهههای اخیر و روند دیجیتالی شدن اقتصاد، نیازمند تغییر هستند
او ادامه می دهد: اما این ساختارهای سنتی بهصورت طبیعی در برابر این تغییر مقاومت میکنند، و همین مقاومت را میتوان یکی از اصلیترین چالشهای این حوزه دانست.
این دکتری جامعهشناسی سیاسی با اشاره به موانع توسعه اقتصاد دیجیتال در کشور بیان می کند: در همین راستا، گاهی دیده میشود تنظیمگران بخشی با استفاده از روابط یا نفوذی که در نهادهای مختلف دارند، موانعی برای رشد و توسعه اقتصاد دیجیتال ایجاد میکنند. این موانع میتواند به شکل دخالتها، ایجاد محدودیت برای پلتفرمهای دیجیتال، یا تصویب قوانین بازدارنده بروز یابد و در نتیجه، کار فعالان این حوزه را دشوارتر کند.
رهبری می گوید: البته دولت، بهویژه وزارت ارتباطات، همواره تلاش کرده است تا در جهت حمایت از بخش خصوصی و رفع موانع موجود گام بردارد. اگرچه اقتصاد سنتی همچنان بخش مهمی از ساختار اقتصادی کشور محسوب میشود و باید مورد توجه باشد، اما این توجه نباید مانع از رشد و پویایی اقتصاد دیجیتال شود. میتوان با رویکردی هوشمندانه، شرایطی فراهم کرد تا هر دو بخش در کنار یکدیگر رشد کنند.
او در ادامه به دیگر چالش های این حوزه می پردازد و می گوید: یکی دیگر از چالشهای مهم این عرصه، مسئله اینترنت و همچنین حفظ نیروی انسانی متخصص و با کیفیت است. بهدلیل برخی شرایط اقتصادی و اجتماعی، بخشی از نیروهای توانمند ممکن است مهاجرت کنند، در حالی که این افراد نقش کلیدی در توسعه پلتفرمهای فناورانه دارند. بنابراین حفظ و حمایت از این نیروهای متخصص اهمیت بالایی دارد و یکی از دغدغههای اصلی در این حوزه محسوب میشود
این پژوهشگر شبکههای اجتماعی در ارزیابی الگوریتم جدید یوتیوب توضیح می دهد: برخی اخبار از کاهش ۸۰ درصدی درآمد یوتیوبرها در ایران حکایت می کند، البته درباره صحت و میزان این کاهش تردیدهایی ابراز کردهاند، اما اگر این خبر درست باشد، بهنظر من اتفاق مثبتی نیست. دلیلش این است که درآمد یوتیوبی برای بسیاری از رسانهها و تولیدکنندگان محتوا نوعی استقلال رسانهای ایجاد میکرد.
او توضیح می دهد: شخص یا رسانهای که از طریق بازدید ویدئوهایش در یوتیوب درآمد کسب میکرد، آزادی عمل بیشتری داشت و میتوانست واقعیتها را بدون وابستگی به اسپانسرهای دولتی یا خصوصی بازتاب دهد. حال اگر این منبع درآمد کاهش پیدا کند، این استقلال نیز آسیب میبیند و در نهایت بر کیفیت و صداقت رسانهای تأثیر منفی خواهد داشت.
رهبری در پاسخ به این سوال که چه پلتفرم هایی برای جایگزین شدن یوتیوب را مناسب می داند، می گوید: نمی توان برای همه تولیدکنندگان نسخه واحدی پیچید. برخی از این تولید کنندگان میتوانند در همان یوتیوب محتوایشان را با نیازها و علایق مخاطبان غیرایرانی یا فارسیزبانان خارج از کشور هماهنگ کنند. برخی دیگر میتوانند با جذب اسپانسر یا همکاریهای تجاری، همچنان برای مخاطب داخلی محتوا تولید کنند اما از نظر مالی وابستگی خود را کمتر کنند. در هر حال، بازبینی و تطبیق با شرایط جدید برای حفظ جایگاه و تداوم فعالیت در پلتفرمهایی مثل یوتیوب کاملاً ضروری است
او توضیح می دهد: به نظر میرسد که سه مسیر اصلی پیش روی تولیدکنندگان محتوای فارسیزبان وجود دارد و نمیتوان یک نسخه واحد برای همه آنها تجویز کرد. هر گروه بسته به مخاطب، منابع درآمدی و اهداف خود ممکن است یکی از این مدلها را دنبال کند. یکی از این مسیرها میتواند رفتن به سمت تولید محتوای کاملاً انگلیسی باشد؛ یعنی تولیدکننده با هدف جذب مخاطب غیرایرانی فعالیت کند. این رویکرد میتواند درهای جدیدی به روی بازارهای بینالمللی و درآمد دلاری باز کند، هرچند نیازمند تسلط زبانی و شناخت دقیق از ذائقه جهانی است.
او تاکید می کند: در اینجا چون درآمد تولید کننده آن پلتفرم مطرح است، پلتفرمهای دیگر چنین امکاناتی ندارند، البته تلگرام و توییتر آپشنهایی دارند که برای تولید کننده امکان پرداخت داشته اند، اما شاید هیچکدام مانند یوتیوب راحت و مطلوب تولید کننده نباشد. به هر حال، ارزیابی نهایی بستگی به میزان هزینه تولیدکنندگان و سطح بازپرداخت این پلتفرمها دارد.
او در پاسخ به این پرسش که آیا این موضوع (کاهش درآمد یوتیوبرها) بیشتر به ضرر تولیدکنندگان بزرگ است یا کوچک، می گوید: باید گفت قطعاً تولیدکنندگان کوچک و مستقل آسیبپذیرترند. آن دسته از تولیدکنندگان که اسپانسرهای قوی یا پشتوانه مالی دارند، طبیعتاً راحتتر میتوانند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند. در مقابل، آنهایی که بهصورت مستقل و آزادانه فعالیت میکردند و بخش عمده درآمدشان از بازدیدهای یوتیوب تأمین میشد، بیشترین خسارت را خواهند دید.
