شفقنا رسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
به گزارش شفقنارسانه، «سیاهبازی با بلکفرایدی» تیتر روزنامه دنیای اقتصاد است و به این سوال پاسخ داد که خریداران آنلاین در روز جمعه با چه خطاهایی روبهرو شدند؟ این روزنامه نوشت: « در ایران نیز فروشگاههای اینترنتی چنین رویهای در پیش گرفتند اما بار اصلی تخفیفات اساسی خود را به روز جمعه یعنی دیروز منتقل کردند. نکته اصلی آنها نیز این بود که تخفیفات روز جمعه تا ۹۰ درصد خواهد بود. مثلا کنسول PS۵ به قیمت ۵۱میلیون، به ۵میلیون و ۱۰۰ هزار تومان تنزل کرده بود. این قیمت رویایی خیلیها را بیدار نگه میداشت تا بتوانند راس ساعت ۱۲ شب با سرعت عمل بیشتر این محصول را خریداری کنند اما وقتی ساعت صفر شد، قاعدتا باید تمام لینکها فعال میشدند اما کاربران و خریداران وارد یک بازی جدید شدند. لینکها نه تنها فعال نشدند، بلکه ساعت خرید اجناس در طول نیمهشب تقسیم شد. مثلا تخفیف ساعتی از ساعت یک بامداد تا ۲. بعد تخفیف یک سری محصولات دیگر از ساعت ۲ تا ۳ بامداد. این تخفیفات در طول روز جمعه هم به همین گونه ادامه پیدا کرد. اما نکته اصلی خرید محصولات تخفیفدار زمانی پدیدار شد که وقتی روی لینک خرید کالا میزدی یا اینکه وارد سایت اصلی ارائهدهنده کالا میشدی و باید به جستوجوی کالای مورد نظر در همان سایت میپرداختی و وقتی آن محصول را پیدا میکردی، دیگر اثری از آن تخفیف رویایی نبود. مثلا تصفیهکن گرین که در کانال ۵میلیون تومان قیمت خورده بود، وقتی به سایت سر میزدی، دیگر آن قیمت نبود و قیمت آن در کانال ۸میلیون تومان بود. اگر در ترب به قیمت مغازهدارها سر میزدی، قیمت اصلی این مدل در همین محدوده بود و عملا تخفیفی نخورده بود. اما در سایتی که مدعی تخفیف بود، قیمت اصلی را ۹میلیون و ۴۹۰ هزار تومان زده بود و با تخفیف آن را ۸میلیون و ۶۰۰ هزار تومان گذاشته بود.»
«مواجهه درست با آلزایمر» تیتر روزنامه رسالت است و به این سوال پرداخت که چگونه از بیماران مبتلا به زوال عقل مراقبت کنیم ؟ این روزنامه توضیح داد: «چون شاهد نشر مطالب فراوانی درباره شیوع زوال حافظه هستیم، باید در نحوه نگرش خود به این افراد و چگونگی نگهداری از آن ها تجدید نظر کنیم. زمانی که شوک ناشی از تشخیص اولیه فروکش کند و اعضای خانواده به تدریج با آن چه در شرف وقوع است سازگاری یابند، می توانند رویکردی مثبت اتخاذ کنند و پیش از فرارسیدن روزهای سخت آینده، چیزی مثل یک «گنجینه حافظه» فراهم آورند. این گنجینه می تواند شامل عکس ها، یادگاری ها، بریده های روزنامه، اشیاء با معنای ویژه، و حتی ترکیبات و عطرهایی باشد که با احوال بیمار سازگاری دارند و برای او مثل نوعی حافظه بیرونی عمل می کنند. گفت وگو درباره موسیقی ها و ترانه های محبوب بیمار در دوران گذشته و خاطرات ناشی از این نغمات می تواند سوابق شخصی اش را به او بازگرداند و بستر لازم را برای تعامل اجتماعی و فراخوانی ذهنی فراهم کند. برای گروه مراقبت، اهمیت چنین گنجینه ای کم تر از سابقه دقیق معالجه بیمار نیست؛ مشروط به این که با علایق اساسی ناشی از هویت او و رفاه و نگرش اش در طول زندگی سازگار باشد. در بسیاری از مواقع، سابقه معالجه به اظهارات شخصی کمک می کند.»

