شفقنا رسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
به گزارش شفقنا رسانه، «رنج مرگ و معاش در معدن زغالسنگ» تیتر روزنامه اعتماد است که در گفتگو با مدیر ایمنی معادن زغال سنگ به اندوه حضور در کارگاه های استخراج پرداخت. این روزنامه نوشت: «زمان انفجار معدن زمستان یورت، مدیر ایمنی معدن طبس بودم .۲ ساعت بعد از انفجار، از طبس به سمت زمستان یورت رفتیم. نزدیک صبح به معدن رسیدیم؛ زمانی که اولین جنازهها رو بیرون آورده بودن. اولین جنازهها، کارگرای جلوی دهانه تونل و کارگرای بیرون معدن بودن که برای نجات دوستاشون، به دل آوار زده بودن. من میدونستم که کسی از انفجار زنده بیرون نمیاد و موج انفجار، آوار انفجار و گاز انفجار، کشتار داره. کارگری که در انفجار زنده بمونه، زنده بودنش از مرگ بدتره. اونی که زیر آوار معدن میمیره، یکبار میمیره ولی اونی که با گاز معدن مسموم میشه و زنده میمونه، تا آخر عمرش، روزی یکبار میمیره …. زمستان یورت، نقشه درستی نداشت و تا ساعتها بعد از انفجار، منتظر نقشههای معدن بودیم که بفهمیم کجا تخریب شده و از کدوم مسیر به کدوم تونل وارد بشیم. یکی از کارگرای معدن، داوطلب شد که به دل آوار بزنه و وقتی برگشت، گفت که شدت تخریب، خیلی سنگینه و بعد از اولین آوار، یک فضای بازه و کمی جلوتر هم، با آوار مسدود شده. تیم فنی تصمیم گرفت از آوار رد بشه. از آوار که رد شدیم، بقیه جنازهها رو دیدیم. یک جنازه زیر آوار، یک جنازه، دو متر دورتر از آوار و ….. وقتی نقشههای معدن رو آوردن، متوجه شدیم که معدن زمستان یورت، سه تا تونله که در ارتفاع کوه و روی هم حفر شده و میتونیم از تونل پایین، به تونل بالا و محل انفجار برسیم. از همین تونل بالا رفتیم و بقیه جنازهها رو از انتهای تونل بیرون آوردیم. یک هفته کنار معدن موندیم. در همین یک هفته خیلی چیزها فهمیدیم؛ بیمه خیلی از کارگرا، با عنوان کتابدار و کارگر رستوران رد میشد که چنین بیمهای، خیلی ارزونتر از بیمه مشاغل سخت و زیانآور بود. معدن، سرویس بهداشتی نداشت. چراغخونه برای نگهداری چراغ نداشت. فقط یک کارگاه نجاری برای برش چوب زیرسازی داشت. معدن، حتی تجهیزات امداد و نجات نداشت. »
«اعتراض کردیم، اخراج شدیم» تیتر روزنامه شرق است که گزارشی از آزارهایی کار کرد که زنان به عنوان کارمند از سوی کارفرماهایشان با آن مواجه میشوند. این روزنامه نوشت: «آنها عمدتا توسط مدیر یا کارفرمای خود مورد آزار قرار گرفتهاند که همین موضوع شرایط واکنش و اعتراض را در محیط کار برایشان دشوارتر کرده است. از قضاوت همکاران و قربانینکوهی تا خطر از دست دادن شغلی که برای رسیدن به آن تلاش کردهاند؛ همه این موارد معمولا فرد را به سمت سکوت سوق میدهد. طبق گفته روانشناسانی مانند الهه خوشنویس به «شرق»، واکنش قربانیان آزار، نه از ضعف یا تسلیم، بلکه از سازوکاری برای بقا ناشی میشود؛ همانجایی که مغز بهجای تصمیم عقلانی، فقط برای زندهماندن واکنش نشان میدهد. اما جامعه هنوز نمیپذیرد که ترس، انجماد یا حتی همراهی موقت قربانی، بخشی از همین واکنش طبیعی است. نتیجه آنکه این قربانیها در میان ترس از قضاوت و نیاز به ادامه کار، سکوت را انتخاب میکنند؛ سکوتی که نه از رضایت، بلکه از بیپناهی برمیخیزد و همین سکوت، به چرخه آزار تداوم میبخشد. از طرفی نبود سازوکار حمایتی در قوانین هم بیپناهی این افراد را بیشتر میکند. طبق گفتههای فرشاد اسماعیلی، پژوهشگر حقوق کار به «شرق»، در قوانین کار کشور نه تعریفی از آزار جنسی وجود دارد و نه سازوکاری برای ثبت و پیگیری آن. در نتیجه، رابطه کارگر و کارفرما به میدانی از قدرت یکسویه تبدیل شده است؛ جایی که ترس از بیکاری و نبود حمایت تشکیلاتی، سکوت قربانی را به تنها گزینه ممکن بدل میکند. قانون از کرامت انسانی کارگر سخن میگوید، اما در عمل، فقط ایمنی فیزیکی او را به رسمیت میشناسد و نه امنیت روانی و جنسیتیاش را. در چنین شرایطی، آزارگر مصون میماند و قربانی، نه از محیط کار، بلکه از چرخه عدالت حذف میشود.»

