در اتاق گفتگوی شفقنا مطرح شد؛ بهزادی: دادن کارت هدیه به خبرنگاران نوعی سانسور محسوب می شود/ برای تقویت آزادی های رسمی، نهادهای صنفی باید قدرتمند شوند /منتجبی: روایت اول در آزادی بیان و رسانه به وجود می آید/ آزادی رسانه به تقویت مسئولیت پذیری منجر می‌شود

شفقنا رسانه- روز خبرنگار فرصتی است تا به رسالت والای خبرنگاری و چالش‌های آن در دنیای امروز بپردازیم. در شرایط بحرانی، به ویژه در پی جنگ تحمیلی اخیر، خبرنگاران با چالش‌های متعددی در زمینه اطلاع‌رسانی مواجه بودند. تجربه گذشته به ما یادآوری می‌کند که نیاز به توسعه آزادی‌های رسمی رسانه و ایجاد فضایی مناسب و حرفه ای برای فعالیت‌های خبری، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود تا خبرنگاران بتوانند در زمان بحران به اطلاعات دست اول دسترسی پیدا کنند و با شجاعت و صداقت، واقعیت‌ها را به جامعه منتقل کنند. در این میزگرد با اکبر منتجبی؛ سردبیر روزنامه سازندگی و بهروز بهزادی؛ مدیر مسئول روزنامه اعتماد به گفتگو نشستیم تا از تجربیات و دیدگاه‌های آن‌ها بهره‌مند شویم و به درک بهتری از نقش خبرنگاران در شرایط بحرانی دست یابیم.

 

در ایام جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، خبرنگاران برای دسترسی به اطلاعات دست‌اول با چه چالش‌ها و محدودیت‌هایی مواجه بودند؟ چه موانعی در مسیر اطلاع‌رسانی مستقل و حرفه‌ای وجود داشت؟

بهزادی: اخبار جنگ ملاحظات خاص خود را دارد

بهزادی: ماجرای جنگ با خبرهای دیگر فرق می کند. در واقع جنگ به نوعی با امنیت کشور در ارتباط است، مثلا اگر در زمان عادی یک خبری  را می پذیرفتیم از طریق چند منبع آن را بررسی می کردیم، ولی در زمان جنگ باید منابع را متعدد تر کنیم. معمولا در کشورهای مختلف در هنگامه‌ی جنگ نهادی به نام شورای امنیت ملی دارند که خبرها را در آنجا رصد و بررسی می کنند.  شورای امنیت ملی ما در زمان جنگ یک نوع خبر برای  همه مطبوعات می داد و  فرصت اینکه یک مطبوعه یا یک سایت خبری، بتواند خبر اختصاصی خودش را داشته باشد، نداشت. وقتی هم که ما به منابع مختلف مراجعه می کردیم  تا بتوانیم پرس و جو کنیم و صحت و سقم یک خبر را بیابیم، پاسخ ما را اینگونه می دادند که خبر رسمی بوده و هر آنچه به شما داده شده، منتشر کنید. در واقع در انتشار خبرهای جنگ حدودا از نود درصد منابع رسمی استفاده کردیم،  مگر خبری حاشیه ای بود که می شد بر روی آنها به صورت گسترده‌تر کار کنیم. مثلا وقتی ساختمانی را می زدند، همکاران خبرنگار ما در محل حاضر می شدند و در  آنجا فیلم می گرفتند و با اهالی آنجا گفتگو می کردند. البته در اینجا هم برای چاپ مشکل داشتیم که به ما تذکر داده شد این کار را نکنید چرا که دشمن متوجه می شود کجاها را زده  و درست و به‌جا بود. اخبار و وقایع جنگ ملاحظات دارد و این مساله تنها برای ایران هم نیست همه کشورهای دیگر هم این ملاحظه حاکم است و در زمان جنگ همه فضای خبری را کمی محدود می کنند.

منتجبی: اولین اصلی که در اخبار جنگ قربانی شد، سرعت بود/ 
در جنگ ۱۲ روزه هیچ امنیتی برای خبرنگاران در نظر گرفته نشد

منتجبی: بله همان طور که استاد گفتند، جنگ مقتضیات خاص خودش را دارد و بسیار متفاوت از شرایط عادی  است.  اگر بخواهیم بدانیم  رسانه ها در حوزه جنگ چه عملکردی داشتند، ما یک موقعیت پیش از جنگ داشتیم، دیگری در هنگام جنگ و یکی پس از جنگ داشتیم، پیش از جنگ عموم رسانه ها مخصوصا رسانه های اصلاح طلب هشدار می دادند که  تنش ها روز به روز افزایش پیدا می کند، در واقع رسانه ها به عنوان چشم بیدار جامعه واقعا این هشدار را می دادند که تنش ها در حال افزایش است و  وقوع جنگ را پیش بینی می کردند، در هنگام جنگ متاسفانه اولین اصلی که قربانی شد، سرعت بود.

در زمان جنگ سرعت انتقال اخبار و ارتباط مردم با رسانه ها از بین می رود. زیرساخت های ارتباطی تقریبا به کمترین حد خودش می رسد، از طرفی، خبرنگاران کانال های ارتباطی خود را دارند و هر روزنامه ای ارتباطاتی برای خودش دارد که در دوره جنگ همه آنها محدود به یک یا دو نهاد خاص شدند و  بیشتر از آن دیگر امکان پذیر نیست. اتفاقی که در جنگ دوازده روزه افتاد این بود که در وهله اول اینترنت قطع شد، وقتی اینترنت قطع شد، سرعت خبر رسانی تقریبا به نقطه صفر رسید و اتفاق دیگری که افتاد این بود که رسانه ها به معنای عامش و روزنامه ها به معنای خاصش، خبرنگاران‌شان را دور کار کردند. در حالیکه در زمان جنگ  اولین اتفاق در حوزه رسانه این است که  خبرنگار در میدان حضور داشته باشد، اما این اتفاق در جنگ دوازده روزه نیافتاد. علتش هم این بود که هیچ امنیتی برای خبرنگاران و تحریریه از قبل پیش بینی نشده بود.

به هر حال جنگی رخ داده،  ما باید در این وضعیت چه کاری انجام دهیم، آیا تحریریه دومی برای خبرنگاران وجود دارد یا نه؟ متأسفانه الان هم همچنان به این مساله  فکر نمی کنند،  در نتیجه تحریریه بین جان و کار، جان آدم ها برایش در اولویت خواهد بود.  همه تحریریه ها دور کار شدند و تقریبا رسانه ها به حداقل نیروی ممکن رسید. حال در این اوضاع،  اینترنت هم قطع شده بود و از طرفی دیگر، همه رسانه ها برخوردار از اینترنت سفید نبودند،  این مسائل،  مشکلات را خیلی افزون کرد‌. به همین دلیل تعداد خبرها به حداقل ممکن رسید، در مطبوعات تعداد صفحات در روزنامه ها اندک شد، مثلا یک روزنامه‌ی دوازده صفحه ای، روزنامه اش در هشت یا چهار صفحه منتشر شد،  روزنامه بیست و چهار صفحه ای مجبور شد، هشت صفحه منتشر کند. با این حال خبرنگاران و رسانه ها می جنگیدند و روزنامه نگاران حتی از راه دور،  بیشترین تلاش و  تمرکزشان این بود تا بلافاصله اخباری که به دست می آوردند، بر روی آن یک تحلیل بنویسند و  گزارشی منتشر کنند و یا به حواشی بپردازند.

بهزادی: حفظ جان خبرنگاران از مهم ترین ملاحظات ما در ایام جنگ بود

هر دو به مساله ملاحظات حاکم در دوران جنگ اشاره کردید مشخصا دراین باره می گویید که چه ملاحظاتی برقرار بود؟

بهزادی:  اولین ملاحظه ای که به خبرنگارانم گفتم، بحث امنیت جانشان بود  و تاکید کردم که جان یکایک شما برای من عزیز تر از قبل شده است.  محل کار ما چون نزدیک نهادهای رسمی بود، تمام وقایع به کرات در آنجا رخ می داد  و به همین خاطر به خبرنگاران اصرار داشتم که در منزل بمانند،  ولی هوای روزنامه را داشته باشند. واقعا هم در این دوران همکارانم خیلی خوب فعالیت داشتند، هر چند واقعا نگران خبرنگاری بودم که به قلب ساختمانی می رفت  تا گزارش تهیه کند، مهم ترین ملاحظه حفظ جان خبرنگاران بود. به جز امنیت، بر روی ملاحظه‌ی دیگری تاکید نداشتم چرا که به نظرم خبرنگاران بهتر از ما اصول و خطوط قرمز را می دانند. یکی از مسائلی که من بارها به خبرنگارانم تاکید می کنم چه در زمان جنگ چه در زمان های دیگر، گرفتن عکس است و توصیه می کنم با همان عکس گرفتن فضا را برای من توصیف کنید و  ببینید چه اتفاقاتی افتاده است.  تمام این اطلاعات می تواند در قالب یک گزارش منتشر شود. این اطلاعات درست شبیه این است که یک مقام امنیتی به نیروی اش می گوید برو این کارها را انجام بده. در نتیجه بچه های ما مدام زیر ذره بین هستند.  چند باری که با برادران صحبت کرده ام، یادآور شده ام که کار ما هم شبیه کار شماست. اگر آن دوستان آموخته باشند روزنامه نگاری که در حال فعالیت است، چه کمکی به او کمک می کند، هیچ وقت حاضر نیستند تا آن خبرنگار را با اصرار از محل های حادثه دور کنند. بگذارید یک نمونه بیاورم. در زمان آقای خاتمی و زمانی که قتل های زنجیره ای رخ می داد، اولین کسی که می خواست در این باره مطلب بنویسد که این کار می تواند از یک ارگان دولتی باشد -که من جلویش را گرفتم-آقای محمد بلوری بود. در واقعا روزنامه نگار می تواند فضا را باز کند. اما این یک بحث طولانی است که روزنامه نگاری و قدرت در مملکت ما چرا نمی توانند با هم چفت شوند.

منتجبی: در ایام جنگ رسانه های مستقل تلاش بیشتری کردند که تصویر متفاوتی ارائه دهند

 

منتجبی:  در زمان جنگ طبیعتا وجه انتقادی هر رسانه ای به حداقل ممکن می رسد، در واقع تلاش می شود تا یک صدای واحدی از کشور خارج شود، مخصوصا در دوره ای که در حوزه رسانه، مرجعیت‌اش از دست رفته باشد و آن طرف رسانه های مختلفی چون اینترنشنال و بی بی سی وجود دارد که  هر کدام به مثابه اتاق جنگ اسرائیل هستند و انجام وظیفه می کنند‌. آنها با بیشترین توان و ما با کمترین توان.  رسانه رسمی هم مثل صدا و سیما که کار خودش را انجام می دهد، چه قبل از جنگ چه  در حین جنگ و چه بعد از جنگ کار خودش را انجام می دهد.  یعنی اصلا انگار نه انگار که واقعا اتفاقی رخ داده است. به نظرم می رسد که در دوره جنگ، رسانه های مستقل تلاش بیشتری کردند که تصویر متفاوتی ارائه دهند. خودم در آن  دوران به خبرنگاران تاکید داشتم که  بر وجه وطن پرستی تمرکز داشته باشند. ما با هر اعتقاداتی که داشته باشیم، در دوره جنگ مشکلات چندین برابر می شود ولی فراموش نباید بکنیم که جنگ است، و فراموش نباید بکنیم وجه وطن پرستی مان نباید تضعیف نشود. همانطور که  استاد بهزادی گفتند خبرنگاران ما می دانستند باید چطور بنویسند و عمل کنند. اخبار هم تقریبا کانالیزه به دست ما می رسید. کاری که شخصا در روزنامه سازندگی انجام دادم این بود که تمام صفحات را با جنگ تعریف کردم، مثلا در صفحات سینمایی به خبرنگاران ماموریت دادم تا در مورد فیلم های جنگی و وطن پرستی بنویسند. در  حوزه اقتصادی هم تاکید داشتم که در مورد تاثیرات حملات جنگ بر اقتصاد بنویسند و در صفحه  اجتماعی حواشی جنگ و در صفحه  سیاسی درباره بطن جنگ بنویسند، حتی در حوزه اندیشه و حوزه ادبیات به معرفی رمان های جنگی پرداختیم.

بهزادی: ما نتوانستیم مرجعیت خبری در منطقه و در سطح بین المللی داشته باشیم

در جنگ اخیر، از نگاه شما تا چه اندازه ایران توانست روایت اول و مرجعیت خبری را در سطح منطقه‌ای یا بین‌المللی به دست بگیرد؟ چه عواملی در این موفقیت یا کاستی نقش داشتند؟

بهزادی:  ما نتوانستیم مرجعیت خبری در منطقه و در سطح بین المللی داشته باشیم. این یک بحث کلی است که به نظرم  ریشه دار هم هست.  ما در ایران اصلا به تخصص ارزش نمی دهیم، شما اگر بگویید روزنامه نگاری تخصص است همه با تعجب می گویند مگر نوشتن هم تخصص می خواهد؟ ولی در  دنیا یک تخصص است و به حدی تخصص است که عده ای از آن  سواستفاده هم می کنند، در دنیا با  رسانه به جنگ هم می روند و  یک ابزار جنگی هم محسوب می شود.  کما اینکه دیدیم تلویزیون های آمریکایی و اسراییل  به عنوان یک ابزار جنگی وارد صحنه می شدند، چون جنگ شوخی نیست. اما کشورهای دیگر این تخصص را به درستی درک کرده اند. ولی ما در ایران چون این تخصص را نفهمیدیم و برایش ارزش قائل نمی شویم،  پس اگر بهزادی نامی یا  خبرنگاری مطلبی بنویسند، ممکن است تصور کنند که فضای اجتماعی ملتهب شده، پس واکنش نشان می دهند. برخی اوقات خبرنگار و اهالی رسانه این واکنش را  در دادگاه پاسخ می دهد،  البته اینجا این نکته رو اضافه کنم،  خوشبختانه کسانیکه در دادگاه هستند یک مقدار کار ما را از نظر تخصصی فهمیدند،  یعنی طی  صحبتی که با بازپرس ها داشتم، متوجه این مساله شدم که این بازپرس دیگر شبیه برخی بازپرس‌های سابق چون قاضی مرتضوی نیست که فقط می گفت که این خط را بروید، حتی بازپرس‌های امروزی به مشکلات رسانه ها اذعان می کنند و می گویند پیگیر مسائل تان باشید مثلا همین قانون مطبوعات.

در نتیجه اگر  وارد حیطه تخصص بشویم این مشکلات کلا حل می شود. من جزو کسایی هستم که معتقدم سانسور در مملکت ما زیاد است، این سانسور به حدی زیاد است  که به اتاق سانسور هم رسیده. یعنی عادت ثانویه خیلی ها شده است ولی این سانسور را مقامات بالا انجام نمی دهند، بلکه مقامات میانی  این سانسور را اعمال می کنند.   برای مثال از برخی واژه های ما ایراد می گیرند که من اصلا متوجه علت آن نمی شوم. مثلا در بحث زن کشی ما ناچاریم، زن کشی را همسرکشی بنویسیم.  حالا فارغ از اینکه همسر به هر دو تا اطلاق می شود،  مثلا تا زن کشی می نویسیم، با ما تماس گرفته می شود، باز نوشتید زن کشی.  خب این مساله یک بحث اجتماعی است و اصلا بحث نه سیاسی و  نه دولتی است بلکه یک عادت اجتماعی است  که از سال ها پیش وجود داشته حال به خاطر مسائل زن و شوهر و تسلطی که مردان داشته اند که در برخی استان ها قوی تر است و در برخی جاها کمرنگ است، واقعا چرا نباید به  این بحث بپردازیم؟ مدیران میانی می خواهند تصوری ایجاد کنند که حوزه کاری ما امن و امان است و  چون می خواهند این تصور را ایجاد کنند، در نتیجه کی خطا کرده است؟ آقای منتجبی، آقای بهزادی و ….  . البته مقداری از  آموزش این فهم و انتقال تخصص مفهوم و کار روزنامه نگاری به مسئولان، بر عهده ماست  که وظیفه و  نقش خود را تعریف کنیم و ارزش و تخصص کار خود را به آنها بشناسانیم. در اینجا آقای منتجبی که رئیس انجمن صنفی هستند می توانند کلاس هایی را در این باره برگزار کنند و یا محترمانه از آنها دعوت شود تا درباره مسائل مختلف بحث کنیم. باید بارها و بارها در رسانه هایمان بنویسیم روزنامه نگاری یک تخصص است مانند همان خلبانی که هواپیما را بالا می برد، تخصص روزنامه نگار بیشتر از آن خلبان به جامعه کمک می کند یا زیان می زند.

منتجبی: ۴۵ سال از عمر انقلاب اسلامی می گذرد، یک رسانه منطقه‌ای در سطح بین المللی نداریم

منتجبی: روایت اول در آزادی بیان و رسانه به وجود می آید، وقتی آزادی به مفهوم آزادی رسمی وجود ندارد به ویژه در زمان جنگ که همه چیز کانالیزه می شود، پس شما روایت اول را از دست می دهید،  چون روایت اگر در دست اندازی بیفتد که آیا خبر را منتشر کنیم یا نکنیم و چطور منتشر کنیم؟ روایت  تمام می شود. دقت،  صحت و سرعت در واقع سه عنصر اصلی  هر خبری است. پس در شرایط ما روایت اول به دست نمی آید، محدودیت ها زیاد است. ما اصلا رسانه اول نداریم. صدا و سیما که تعطیل است. نظرسنجی هایی که درباره بیننده سریال ها هست، به معنای مرجعیت آن رسانه نیست، این خبر است که مرجعیت می آورد. الان که ۴۵ سال از عمر انقلاب اسلامی می گذرد یک رسانه منطقه‌ای در سطح بین المللی نداریم، بعد دنبال روایت اول هستیم با چه رسانه ای؟

مشکلی که رسانه در سطح عموم دارند این است که صدای مردم در آنها شنیده نمی شود و به ندرت در آنها منعکس می شود. رسانه های ما تعاملی نیستند. مردم پایگاهی در رسانه ندارند. قبلا روزنامه ها به این شکل بود که از یک ستون تا یک صفحه به صدای مردم اختصاص می یافت. الان اصلا این وضعیت حاکم نیست به خاطر محدودیت مالی، کمبود کاغذ و …در حال حاضر قیمت کاغذ وحشتناک گران شده است و روزنامه ها در آستانه تعطیلی اند. وقتی رسانه های ما در بدیهیات هنوز مانده اند چرا باید دنبال روایت دست اول باشیم؟ وقتی مرجعیت نداریم روایت اول هم نداریم.

بهزادی: سانسور را در حد یک گناه می بینم

اخیرا در یادداشتی مطرح شد که پیشرفت پایدار کشور در حوزه‌های مختلف، نیازمند توسعه آزادی‌های رسمی است؛ به‌ویژه در حوزه رسانه. منظور از «تولید آزادی رسمی» سازوکارهایی برای تضمین و تقویت مشارکت عمومی، شفافیت و بیان آزاد است. ارزیابی شما از این نگاه چیست؟ رسانه تا چه اندازه به توسعه آزادی‌های رسمی نیاز دارد؟

بهزادی: این آزادی است که یک رسانه را می سازد، ولی متأسفانه بحث آزادی رسمی را در ایران اصلا به رسمیت نمی شناسیم. یکی از مشکلات اصلی ما خودسانسوری در رسانه های ماست. یارانه مطبوعات از دیگر مسائل روزنامه هاست که واقعا آنها را به ورطه نابودی کشانده است. عکاسی را که نابود کردند، سانسور را در مطبوعات شایع و نوشتن را نابود کردند. من سال هاست در تحریریه ام اصرار می کنم که همه چیز را بنویسند و هیچ چیز را کتمان و سانسور نکنند و اگر قرار است یقه کسی گرفته شود، بگذارید آن نفر من باشم تا بچه ها عادت به خودسانسوری نکنند. وقتی سانسور عادت ثانویه شود، تبدیل به فرهنگ پنهان کاری می شود. اتفاق بد دیگر این است که طرف یاد می گیرد از اصول حرفه ای خود تخطی کند و وقتی این اتفاق رخ دهد، فساد رخ می دهد. از دیگر بلاهای این روزهای خبرنگاران دادن کارت هدیه به خبرنگاران است که خودش نوعی سانسور است. بارها به مسئولان هشدار داده ام که این کار را نکنید اگر هم‌ می خواهید به خبرنگار کمک کنید یک صندوق درست کنید و مبلغ این هدیه را در یک کار عام المنفعه تر که ارتباطی با سانسور نداشته باشد، هزینه کنید. خب در این شرایط چه انتظاری داریم که سانسور نشود؟ اما راه دارد باید این مساله را عریان تر بگوییم و حرف ها را شفاف و واقعی بگوییم. سانسور را در حد یک گناه می بینم. ممکن است من واقعه ای را ببینم و آن را سانسور و کتمان کنم و بعدا به یک فاجعه تبدیل شود. پس گناهکار منم. روزنامه نگار کسی است که دلش به حال مردم می سوزد و از همین مملکت است و دشمن مملکت نیست. ولی من به آینده بسیار امیدوارم.

 

منتجبی: آزادی رسانه به تقویت مسئولیت پذیری منجر می‌شود/

روی دیگر سکه رسانه، آزادی است

منتجبی: در حقیقت آزادی سیاسی رسمی برای ما شفافیت می آورد و این شفافیت به تقویت نظام حکمرانی تبدیل می شود. وقتی رسانه بتواند انتقاد کند و قدرت اطلاع رسانی افزایش یابد، پایه های اطلاع رسانی در ایران تقویت می شود. روی دیگر سکه رسانه، آزادی است. به عبارتی تا زمانی که وارد حریم خصوصی افراد نشده ایم، باید آزاد باشیم. حتی در جایی که شمای رسانه وقتی وارد حوزه خصوصی من می شوید اگر از من اجازه بگیرید، موردی ندارد. این درحالیست که در کشور ما برعکس این مسئله رخ می دهد. به بیان دیگر وارد حریم خصوصی همه افراد می شویم ولی در مورد آزادی سیاسی نمی توانیم صحبت کنیم. من معتقدم آزادی رسانه به تقویت مسئولیت پذیری منجر می شود.

به عقیده من اگر بتوان این مسئله را جا انداخت که آزادی روی دیگر سکه رسانه است، هم مسئولیت پذیری دولت و حکومت افزایش پیدا می کند، هم بر تقویت حکمرانی تاثیر می گذارد و پاسخگویی شفاف می شود. به عبارتی هر کسی در قبال کاری که می کند باید پاسخگو باشد. وقتی شفافیت و آزادی وجود ندارد، پاسخگویی هم وجود نخواهد داشت. در ایام جنگ ۱۲ روزه هم ممکن است همین اتفاق افتاده باشد. به عنوان نمونه پاسخگویی  پدافند غیر عامل. خیلی از مشکلاتمان در ایام جنگ ۱۲ روزه از این زاویه بود. تهران پناهگاه نداشت، تحریریه ها یک تحریریه دوم نداشتند و… . این ها مسئولیت پدافند غیر عامل هستند.

کشوری که ۴۰ سال است به تعریف رسمی دولت متخاصم دارد و دشمنان تا بُنِ دندان مسلح دارد چرا نباید پایتختش پناهگاه داشته باشد؟ اینجا چه کسی مسئول است و باید پاسخگو باشد؟

بهزادی: برای توسعه آزادی های رسمی باید بخواهیم، گفتگو کنیم و مسائل را باز کنیم

حق ما رسانه ها آزادی در نوشتن است

فکر می کنید چه گام‌های عملی، حقوقی یا نهادی می‌توان برای حرکت به‌سوی تولید و توسعه آزادی‌های رسمی در حوزه رسانه برداشت؟

بهزادی: من بیشتر به گفتگو اعتقاد دارم به عبارتی باید بخواهیم، گفتگو کنیم و مسائل را باز کنیم تا بتوانیم به این آزادی برسیم. چاره دیگری نداریم. حرف ما حق است و آقای منتجبی به همه مسائل آزادی به خوبی اشاره کردند. یکی از مهمترین های آن هم، جلوگیری از کجروی است. اگر ما امروز می بینیم که در مملکت فساد وجود دارد به این برمی گردد که نگفتیم، جلوی کجروی را نگرفتیم. اگر روزنامه ها آزادانه می نوشتند این کجروی ها اتفاق نمی افتاد.

یکی از مسائل وارونه کار که آزادی را محدود می کند، این است که مسئولان خود را با مفهوم ایران و نظام یکی می دانند. در صورتی که در هیچ جای دنیا اینگونه نیست. اگر مسئولی خطا کرد نشانه این نیست که نظام خطا کرده است. این چنین نگاهی دست و بال رسانه را برای افشای فساد و کجروی می بندد. باید این مفاهیم را جدا کنیم.

خوشبختانه صحبت های آقای پزشکیان مقداری این نوید را می دهد که بتوان به سمت آزادی حرکت کرد. مای رسانه باید از این سخنان دفاع کنیم، درباره آن ها گزارش تهیه کنیم و به نظرخواهی افراد مختلف بگذاریم تا حق خود را بگیریم. حقمان آزادی در نوشتن است.

 

منتجبی: برای تقویت آزادی های رسمی، نهادهای صنفی باید قدرتمند شوند/

تنها اهالی رسانه می دانند که مشکلات صنفشان چیست

منتجبی: به عقیده من دو کار خیلی مهم باید انجام شود. اول؛ انجمن صنفی روزنامه نگاران قدرت بگیرد. به نظر می رسد که حاکمیت از هر نظر دخالت می کند و قدرت را از نهادهای صنفی می گیرد. شما الان انجمن صنفی روزنامه نگاران دارید ولی هیچ قدرتی ندارد و همه درباره آن مطالبه گر هستند. به عبارتی حاکمیت هیچ قدرتی به این انجمن نمی دهد. در واقع کاغذ، یارانه، مشوق ها، امتیاز و… در دست حاکمیت یا دولت است و حاکمیت هم قدرت خود را واگذار نمی کند. وقتی واگذار نمی کند اشکال به وجود می آید چون بدنه مطالباتی دارد که برآورده نمی شود.

دوم؛ من معتقدم درباره آزادی های سیاسی باید قانون داشته باشیم. به عبارتی نباید حاکمیت هرکجا که بخواهد، رسانه ای را با بهانه های مختلف توقیف کند. لذا باید برای تقویت این آزادی ها، نهادهای صنفی باید قدرتمند شوند و اختیارات حکومت به نهادهای صنفی واگذار شود و قانون گذاری از طریق نهادهای صنفی باشد. تنها اهالی رسانه می دانند که مشکلات صنفشان چیست.

بهزادی: نفوذ به دلیل عدم انجام وظایف قانونی توسط یک عده بود
منتجبی: کار نفوذی تغییر اولویت است/ اگر حاکمیت بر روی مسائل اصلی تمرکز کند، راه نفوذ را می بندد

با توجه به اینکه محدودیت های زیادی وجود دارد و بر روی سانسور خیلی پافشاری می شود، ولی ما شاهد بودیم که در ایام جنگ برخی از مسئولان نسبت به مسئله خطر نفوذ هشدار دادند. به عقیده شما چگونه مسئله نفوذ در کشور اتفاق می افتد؟

بهزادی: نفوذ در کشور به خاطر سانسور اتفاق می افتد. اگر من از حق و تخصصم در زمینه مشخص استفاده کنم، مسائل را برای جامعه باز و به مشکلات اشاره کنم، قطعاً شاهد نفوذ نخواهیم بود. ما در ایران ضرب المثل مهمی داریم؛ «در خانه را محکم ببند و همسایه ات را دزد نکن.» الان طرفی که آمد داخل دزد است ولی مسئله مهم این است که نباید او را به داخل خانه راه می دادیم. این درحالی بود که تنها اقدامشان برای جلوگیری و راه ندادن، قطع اینترنت بود.

به عقیده من این نفوذ ناشی از این بود که یک عده وظایف قانونی شان را در این مملکت انجام نداده بودند و تا الان هم ندیدیم این عده را بازجویی کنند که چرا وظایف خود را انجام ندادید.

منتجبی: مادرم همیشه می گفت: «اگر دیدید که در این طرف خیابان دعوایی صورت گرفت، دقت کنید ببینید که آن طرف دیگر خیابان چه چیزی می دزدند؟». می خواهم از این گفته وام بگیریم و به این بپردازم و بگویم کار نفوذی تغییر اولویت است. به عنوان مثال اولویت الان ما این است که هرچه زودتر به سمت یک صلح پایدار برویم چون ایرانی ها از اساس جنگ طلب نبودند. ولی به یکباره لایحه ای می آید و تمام کشور درباره آن صحبت می کنند و اولویت ها تغییر می کند. طبعتاً در این اتفاقات نفوذی ها کار خودشان را می کنند، به رسانه ها و اطلاعات دسترسی دارند و به اخبار دامن می زنند. لذا می بینیم یک جرقه کوچک به بحرانی بزرگ تبدیل می شود و حوادث وحشتناکی اتفاق می افتد. البته به درستی جلوی این کار گرفته شد.

مهمترین اتفاقات ما بعد از انقلاب تقریباً ۱۰ سال به ۱۰ سال رخ می داد. مثلا اگر در سال ۱۳۵۸ گروه های تروریستی و ترورهای خیابانی را داشتیم، دیگر بحران شدیدی مثل آن تا ۱۳۶۸ نداشتیم و… . اگرچه در بینشان اعتراضات کوچکی وجود داشت ولی شدت بالایی نداشت. ولی در سال های اخیر زمان بحران ها نزدیک به هم شد و هرکدام جراحت های بسیار زیادی را بر روح و روان مردم و تن حاکمیت وارد کرد. چنین شرایطی زمینه برای نفوذ فراهم می شود. چگونه؟ با تغییر موضوع و اولویت ها.

به عقیده من اگر دولت و حاکمیت بر روی مسائل اصلی تمرکز کند و از مسئله اصلی عدول نکند، حداقل در بحث های عمومی راه نفوذ را می بندد.

بهزادی: اگر بر روی هر مسئله‌ای سرپوش بگذارید، در زیر آن فساد اتفاق می افتد

با توجه به موضوعاتی که مطرح کردید فکر می کنید چگونه می‌توان جایگاه رسانه‌ای ایران را در تحولات آینده تثبیت و تقویت کرد؟

بهزادی: ضرب المثلی وجود دارد. یک نفر مریض بود و نزد دکتر رفت و گفت که فلان قسمت های بدنم درد می کند. دکتر گفت دلیل اصلی دردهای تو پیری ات است. مشکل به بحثی که مطرح کردیم دوباره برمی گردد. فاضلاب چرا بو می کند؟ چون درِ آن را می بندند. می خواهم بگویم اگر بر روی هر مسئله ای سرپوش بگذارید در زیر آن فساد اتفاق می افتد. این سرپوش را چه کسی باید بردارد؟ منِ روزنامه نگار؟

بخش بیشتر مشکلات جامعه ناشی از این است که ما سعی می کنیم کاستی ها و فسادها را سرپوش بگذاریم. وقتی روزنامه نگاران به راحتی بتوانند نقد کنند و بنویسند، چه اتفاقی می افتد؟ از نظر سانسور رسمی، تنها باید به حرف شورای امنیت ملی گوش کرد چرا که در قانون هم ذکر شده است. در غیر این صورت هیچ کس حق ندارد چیزی را سانسور کند. در قانون مطبوعات آمده که اگر کسی فشار آورد تا مطلبی را بگذارید یا بردارید، باید محاکمه شود. این درحالیست که در این ۳۰ سال فعالیتم یک مورد این چنینی ندیدم ولی بارها دیدم که همکاران ما از زندان گرفته تا جریمه شدن، ممنوع الکار شدن و ممنوع القلم شدن برایشان اتفاق افتاده است. این نکته اینجا روشن است، آن که زورش کمتر است محکوم می شود و آنکه زورش بیشتر، محکوم می کند. لذا باید این مسئله حل شود. خوشبختانه بعد از جنگ ۱۲ روزه همه متوجه شدند، نقش مردم و جامعه در پیشرفت و نگهداری مملکت بسیار مهم است. ای کاش در قوانینی که انشاء می کنند همین اصل ادامه پیدا کند.

رسانه ها باید حرف هایشان را بزنند و بگویند. آن ها حق دارند همه چیز را بنویسند. ما رسانه ای ها می دانیم چه چیزی به زیان و چه چیزی به نفع مملکت است.

منتجبی: باید به انحصار پایان داد و اجازه فعالیت به تلویزیون های خصوصی داده شود

منتجبی: به عقیده من ضروری ترین کار، پایان دادن به انحصار است. وقتی انحصار وجود داشته باشد، صداوسیما تنها رسانه ملی ایران می شود، امتیازات رسانه در دست ارشاد اسلامی است، کمک های مالی در دست دولت است. لذا معتقدم حاکمیت باید به انحصار پایان دهد، کمک های مالی در دست دولت نباشد، اجازه فعالیت به تلویزیون های خصوصی دهد. وقتی رسانه نیاز به اخذ مجوز و عبور از دالان های متنوع نداشته باشد، خود به خود سبب آمدن صداهای جدید می شود. صداهای جدید است هم در داخل و هم در خارج، مخاطب پیدا می کند.

همانطور که گفتم آزادی روی دیگر رسانه است. نمی توان درباره رسانه حرف بزنیم ولی بگوییم آزاد نیستید تا درباره این حوزه ها صحبت کنید. چرا که آزادی جزو لاینفک رسانه است. اکثر کشورهای اطراف ما تلویزیون خصوص دارند. افغانستان، پاکستان، ترکیه و…  تلویزیون خصوص دارند در حالی که ما یک تلویزیون خصوص نداریم. طبیعتاً در این جنگ نابرابر از همان ابتدا ما می بازیم.

بهزادی: وجود یک سندیکا می تواند برای امنیت شغلی خبرنگاران کمک کننده باشد
منتجبی: مدیران رسانه ها و دولت در ماجرای بیکاری های اخیر، اجحاف زیادی در حق خبرنگاران کردند

در جریان جنگ، برخی خبرنگاران به دلایل مختلف از فعالیت بازماندند یا بیکار شدند؛ این موضوع نگرانی‌هایی در مورد امنیت شغلی اهالی رسانه ایجاد کرد. به نظر شما چگونه می‌توان از تکرار چنین وضعیت‌هایی در بحران‌های آینده پیشگیری کرد؟

بهزادی: وجود یک سندیکا برای امنیت شغلی خبرنگاران می تواند کمک کننده باشد. در همه جای دنیا انجمن صنفی داریم. ما خودمان باید از خودمان دفاع کنیم و چاره ای هم نداریم. اگر تا الان نگذاشته اند که سندیکا داشته باشیم چون نگران هستند و باید این نگرانی را رفع کرد. باید در سندیکا به گونه ای رفتار کنیم که طرف متوجه شود تنها برای فرهمندی این شغل، کار می کنیم.

در سیستم شاهنشاهی که آزادی های سیاسی را سرکوب می کرد، سندیکای رسانه را راه انداختیم که اقدامات جالبی می کرد. از کمک های مالی به خبرنگاران گرفته تا حمایت های دیگر. به عبارتی سندیکا به گونه ای فشار می آورد که بعضا مسئولان دولتیِ آن دوران تا سطح نخست وزیر هم ناچار به تسلیم بودند. لذا من این جنگ اخیر را یک مقطع تاریخی می دانم و اگر حاکمیت به توصیه کارشناسان عمل کند خیلی از مشکلات حل می شود.

منتجبی: مقداری از این مسئله به دولت برمی گردد و مقداری هم به مدیران رسانه ها. به هرحال رسانه ای که سال ها از قِبَل خبرنگاران به یک نفع سیاسی یا مالی رسیده است، نباید در روز تنگنا بخاطر حفظ سودش، نیرو خود را اخراج کند. اگرچه در حوزه روزنامه سودی وجود ندارد ولی ما خبرگزاری ها و سایت هایی داریم که درآمدهای خیلی خوبی دارند.

در رابطه با بیکار شدن خبرنگاران در روزهای اخیر، مقدار زیادی مدیران مطبوعاتی و بخشی هم دولت بد کرد. علاوه بر بیکار شدن خبرنگاران در رسانه های خصوصی، ما در وسط جنگ شاهد تعطیل شدن روزنامه شهروند و بیکار شدن نیروهایش هم بودیم این درحالیست که  شهروند روزنامه ای دولتی است. می خواهم بگویم قبل از اینکه وارد بحث ضرورت صنف و سندیکا شویم، مدیران رسانه ها و دولت اجحاف زیادی در حق خبرنگاران کردند. این نگرش منفعت طلبانه با پول هم حل نمی شود. رسانه می توانست یک یا دو ماه از سودش بگذرد و معیشت خبرنگارانش را در اولویت قرار می داد.

بهزادی: ما در کشور حدود ۹۷ درصد رسانه دولتی و ۳ درصد هم خصوصی داریم. دولت وقتی تا این حد در رسانه ورود می کند، نتیجه این می شود.

آخرین اخبار