شفقنا رسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
به گزارش شفقنا رسانه، «پناهی برای جنگ زدگان شهر» تیتر روزنامه ایران است که به بیان روایتی از زندگی هایی پرداخت که زیر آوار تجاوز دشمن صهیونیستی دفن شد. این روزنامه نوشت: «اینجا تا ۱۶ روز پیش «بهشت آندیا» بود؛ اتاقی پر از اسباب بازی و تصاویر کودکانه که دخترک شیرین زبان نام خودش را روی آن گذاشته بود. آنچه جنگ به روز این دختر کوچولوی ۵ساله آورده که حالا عکس اتاقش را نشان می دهد و با گریه می گوید«بهشت آندیا زود تموم شد»، ادامه حکایت صدها کودک، زن و مردی است که خانه و زندگی شان ناغافل هدف تجاوز دشمن حریص قرار گرفت و در چشم به هم زدنی هرچه رشته بودند، پنبه شد. روایت های پیش رو، روی دیگر جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم اسرائیل را نشان می دهد؛ تجربه کسانی است که در این ایام نه تنها ملغمه ای از احساس ترس، اضطراب، تشویش، افتخار و میهن دوستی را تجربه کردند که درست در اولین و آخرین روز این جنگ تحمیلی و البته در کمال غافلگیری، مجبور به کوچ اجباری از خانه و کاشانه شان که آسیب دیده بود، شدند.رژیم اسرائیل یکبار در روز اول جنگ و بار دیگر چند ساعت پیش از آتش بس، لحظه هایی بسیار سخت و غیرقابل باور را بر تعدادی از ساکنان پایتخت تحمیل کرد؛ لحظاتی که به گواه تک تک راویان آن، یا انتظارش را نداشتند یا به قدری ضرب الاجل پیام هشدارش را دریافت کردند که بیشتر از هر احساسی، حس استیصال بر آنها چیره شد.»
«۸۰هزار تماس با سامانههای مشاوره» تیتر روزنامه شرق است که در گزارشی به بیان جزئیاتی از آمار ۳ سامانه مشاوره روان جنگزدهها پرداخت و نوشت: «در ۱۲ روز جنگ، ۶۹هزارو ۵۰۳ تماس با سامانه ۱۴۸۰ (خط مشاوره تلفنی سازمان بهزیستی) و ۱۱ هزار تماس با سامانه ۱۵۷۰ (مرکز مشاوره آموزش و پرورش) برقرار شد. اغلب تماسگیرندگان زنان بودند و دلیل تماس بیشترشان «اضطراب ناشی از جنگ» و «ترس از جنگ» بود. رواندرمانگران فعال در این حوزه به «شرق» میگویند که همچنان تروماهای روانی در میان افراد دیده میشود؛ آنها ترس از شروع دوباره جنگ دارند. برخی با شنیدن صدای آژیر آتشنشانی دچار اضطراب میشوند، اختلال خواب پیدا کردهاند و پریشان شدهاند. رواندرمانگران اما تنها پاسخگوی تماسها نبودند؛ آنها به میدان هم رفتند. یکی از مکانها شهرک شهید چمران بود: «کودکان معمولا بیقراری و گریه میکردند. ما باید کمک میکردیم تا آنها به مرحله پذیرش برسند». آنها کودکان را سرگرم میکردند تا رنج والدینشان را نبینند. امدادگران هم گرفتار شرایط بودند، مخصوصا امدادگری که سگ زندهیابش را در پی بمبارانهای پیدرپی از دست داد. سگ سکته کرد و جان داد: «این حادثه برای مربی سگ، بسیار دشوار بود».»

