شفقنا رسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
به گزارش شفقنا رسانه، «سرعتگیر سیاسی تورم» تیتر روزنامه دنیای اقتصاد است که در گزارشی به بررسی تغییر روند «بهای سبد مصرف خانوار» در اردیبهشت ماه پرداخت و توضیح داد: « در اردیبهشت ۱۴۰۴، تورم نقطهبهنقطه خانوارهای ایرانی به ۳۸.۷ درصد رسید. این در حالی است که هدف بانک مرکزی برای سال ۱۴۰۴، رساندن تورم به زیر ۳۰درصد است. محاسبات «دنیایاقتصاد» نشان میدهد برای تحقق این هدف، میانگین رشد ماهانه شاخص قیمت مصرفکننده باید ۲.۲درصد باشد. در اردیبهشت، تورم ماهانه ۲.۷درصد ثبت شد که نسبت به فروردین (۳.۹درصد) کاهش داشته است و امیدها برای تحقق هدف بانک مرکزی را به صورت محدود افزایش داد. در فروردین، نرخ دلار بهدلیل نگرانیهای سیاسی و احتمال تشدید تحریمها تا ۱۰۵هزار تومان بالا رفت؛ اما با آغاز مذاکرات ایران و آمریکا، روند کاهشی پیدا کرد و در اردیبهشت بین ۸۱ تا ۸۳هزار تومان نوسان داشت. کارشناسان کاهش تورم را ناشی از ثبات نسبی بازار ارز و تعدیل «انتظارات تورمی» میدانند. پایداری این روند مثبت وابسته به تداوم مذاکرات در مسیر توافق و ثبات در سیاستهای داخلی است؛ در غیر این صورت، خطر تغییر مسیر تورم وجود دارد.»
«استرس در حد مرگ با نظام آموزشی نمره محور» تیتر روزنامه قدس است که در گزارش به کابوسهای تکراری شبهای امتحان دانش آموزان اشاره کرد و نوشت: «میگفتند مهنا بلوچزاده، دانشآموز شانزدهساله پایه دهم رشته علوم انسانی مدرسه شهید اخلاقی نیکشهر بهدلیل ایست قلبی در روز امتحان جان خود را از دست داده است. اتفاقی شبیه آنچه چند سال پیش برای بهنام علوینژاد، دانشآموز پایه هشتم دبیرستان تیزهوشان علامه طباطبایی تبریز سر جلسه امتحان میانترم افتاده بود؛ ایست قلبی به دلیل استرس شدید. این مرگها تصادفی نیستند، زنگ خطری هستند که از مدتها پیش به صدا درآمده، اما شنیده نشدهاند. سالهاست مدارس به جای آنکه محلی برای رشد و بالندگی ذهنی و روانی باشند، به میدان رقابت و استرس و ترس تبدیل شدهاند.
در چنین محیطی، امتحان نه ابزاری برای سنجش که به تهدیدی برای بقا تبدیل میشود؛ دانشآموزی که با اضطراب شب امتحان به خواب میرود، تغذیهاش مختل میشود و روز آزمون، گویی به میدان نبرد میرود، نه کلاس درس.
این تراژدیها تنها مختص دانشآموزان مدارس سمپاد یا نقاط خاص کشور نیستند. اینها نمونهای از یک زخم عمیقاند: فشار تحصیلی مفرط، تأکید افراطی بر رتبه و نمره، سیستم کنکورمحور و خانوادههایی که ناخواسته اضطراب خود را به فرزندانشان تزریق میکنند. نوجوان امروز باید هم نمره بیاورد، هم در المپیاد بدرخشد، هم در جشنواره پژوهشی رتبه بگیرد و هم در کنکور پزشکی قبول شود؛ در غیر این صورت گویی هیچ نیست! اما کدام عقل سلیم میپذیرد آینده یک نوجوان با چند برگه سفید و سیاه تعیین شود؟ کدام فلسفه تربیتی مجاز میداند سلامت روانی قربانی عملکرد در امتحان شود؟»

