شفقنا رسانه- در دنیای امروز، دیپلماسی عمومی به عنوان یک ابزار کلیدی در روابط بینالمللی شناخته میشود. نوروز، به عنوان یک جشن باستانی و نماد صلح و دوستی، میتواند به عنوان یک عامل مؤثر در تقویت این روابط عمل کند. شفقنا رسانه در مصاحبه ای به بررسی چگونگی استفاده از نوروز در دیپلماسی عمومی و تأثیر آن بر ایجاد همبستگی فرهنگی می پردازد. فاطمه بنیادی، دکتری علوم ارتباطات و معاون فرهنگی مرکز روابط عمومی وزارت میراث فرهنگی می گوید: اگر رسانهها نوروز را به درستی روایت کنند، این جشن میتواند به چهره فرهنگی یک منطقه یا کشور تبدیل شود. همانگونه که ژاپن با شکوفههای گیلاس، اسپانیا با فلامنکو و برزیل با کارناوالهای خود شناخته میشوند، کشورهای حوزه نوروز میتوانند این آیین را به بخشی از هویت جهانیشان در عرصه دیپلماسی عمومی تبدیل کنند.
متن گفتگوی شفقنا رسانه با فاطمه بنیادی، دکتری علوم ارتباطات و معاون فرهنگی مرکز روابط عمومی وزارت میراث فرهنگی را در ادامه بخوانید…
چگونه نوروز میتواند به عنوان یک نماد برای تقویت روابط فرهنگی میان کشورهای مختلف مورد استفاده قرار گیرد؟
نوروز نهتنها یک جشن باستانی، بلکه یک میراث مشترک جهانی است که به عنوان نماد تداوم فرهنگی، پیوند میان ملتها و تجدید حیات طبیعت شناخته میشود. این آیین در سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹ میلادی) بهعنوان میراث فرهنگی ناملموس بشری در یونسکو ثبت شد و در سال ۱۳۸۹ (۲۰۱۰ میلادی) مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز ۲۱ مارس را به عنوان «روز جهانی نوروز» به رسمیت شناخت. پرونده اولیه ثبت نوروز در یونسکو با مشارکت ایران، افغانستان، آذربایجان، ازبکستان، ترکمنستان، تاجیکستان، قزاقستان و قرقیزستان ارائه شد و در سال ۲۰۱۶ هند، پاکستان و ترکیه نیز به آن پیوستند، که نشاندهنده گستره فرهنگی نوروز فراتر از آسیای مرکزی و غربی است.
این ثبت جهانی، نوروز را از یک آیین ملی و منطقهای به سطح یک برند فرهنگی بینالمللی ارتقا داده است. از منظر دیپلماسی فرهنگی، نوروز میتواند بهعنوان بستری برای گفتوگوی تمدنی و همگرایی فرهنگی میان ملتها عمل کند. کشورهای حوزه نوروز با استفاده از این جشن، فرصتهای گستردهای برای تعاملات فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به دست میآورند. جشنهای مشترک نوروزی، نمایشگاههای فرهنگی، همکاریهای علمی و هنری و حتی گردشگری نوروزی، همگی میتوانند به تحکیم روابط میان ملتها کمک کنند.
ویژگی مهم نوروز این است که برخلاف بسیاری از آیینهای ملی که فقط مختص یک کشور هستند، یک هویت فراملی دارد و مرزهای جغرافیایی را درهم میشکند. از سوی دیگر، مفهوم نوروز با نو شدن، همزیستی مسالمتآمیز و پیوند میان انسان و طبیعت گره خورده است. این ارزشهای مشترک باعث میشوند که نوروز به ابزاری برای دیپلماسی عمومی تبدیل شود و کشورهای مختلف را از طریق میراث فرهنگی ناملموس به یکدیگر نزدیکتر کند.
نوروز همچنین دارای یک کارکرد ویژه در حوزه قدرت نرم است. کشورهایی که این جشن را برگزار میکنند، میتوانند از آن به عنوان یک عامل هویتساز و ابزار فرهنگی برای معرفی خود در سطح بینالمللی بهره ببرند. در این میان، نقش بازیگران مختلف در دیپلماسی نوروز اهمیت دارد. دولتها، نهادهای فرهنگی و سازمانهای بینالمللی مانند یونسکو و سازمان همکاریهای اقتصادی (اکو) در زمره بازیگران صریح این دیپلماسی قرار میگیرند که با سیاستگذاری و برگزاری رویدادهای مشترک، بر تثبیت جایگاه نوروز در سطح جهانی تأثیر میگذارند. در مقابل، بازیگران ضمنی مانند مردم، هنرمندان، انجمنهای فرهنگی، رسانهها و مهاجران، با گسترش آیینهای نوروزی در کشورهای مختلف، دیپلماسی فرهنگی را در سطح غیررسمی تقویت میکنند. به همین دلیل، نوروز نهتنها دولتها، بلکه جوامع مدنی را نیز به یکدیگر پیوند میدهد و به قدرت فرهنگی بیرقیبی در عرصه بینالمللی تبدیل میشود.
علاوه بر آن نوروز را باید یک ابرپدیده فرهنگی دانست که فراتر از یک جشن ملی یا منطقهای، به یک پلتفرم تعامل تمدنی تبدیل شده است. این آیین که در فهرست میراث ناملموس جهانی یونسکو ثبت شده، دارای ویژگیهای منحصربهفردی همچون؛ پیوستگی جغرافیایی، ریشههای کهن و انعطافپذیری در تطبیق با فرهنگهای گوناگون است که آن را از دیگر جشنها متمایز میکند.
آنچه نوروز را در روابط فرهنگی میان کشورها قدرتمند میکند، کارکرد دوگانه آن در دیپلماسی عمومی است.به عبارتی از یک سو، کشورهای حوزه نوروز میتوانند با استفاده از این میراث مشترک، همکاریهای فرهنگی، نمایشگاهها و رویدادهای مشترک برگزار کنند و هویت فرهنگی خود را تقویت نمایند. از سوی دیگر، نوروز به عنوان یک نماد جهانی، بستری برای تعامل بینتمدنی و گفتوگوی فرهنگی میان کشورهای خارج از این حوزه، مانند کشورهای اروپایی، آمریکا و حتی شرق آسیا میشود.
نوروز، برخلاف برخی آیینهای ملیگرایانه، مرزها را درهم میشکند و هویتی فراملی و پیونددهنده ایجاد میکند که امکان مشارکت مردمی، سازمانهای غیردولتی، هنرمندان و دانشگاهیان را در فرآیند تبادل فرهنگی افزایش میدهد. این ویژگی، آن را به یک ابزار قدرت نرم تبدیل کرده که میتواند روابط کشورها را در سطحی عمیقتر از دیپلماسی رسمی، یعنی در سطح افکار عمومی و نهادهای مدنی، مستحکم کند.
با این اوصاف نوروز چه نقشهایی میتواند در دیپلماسی فرهنگی ایفا کند و چگونه میتواند به تقویت روابط بینالمللی کمک کند؟
دیپلماسی فرهنگی تنها در اختیار دولتها نیست؛ این حوزه دارای بازیگران متعددی است که به دو دسته بازیگران صریح و بازیگران ضمنی تقسیم میشوند. بازیگران صریح شامل؛ دولتها، سازمانهای بینالمللی همچون یونسکو، و نهادهای فرهنگی رسمی هستند که با استفاده از نوروز به دنبال ایجاد چارچوبهای همکاری مشترک و تقویت روابط دیپلماتیکاند. به عنوان مثال، اجلاسهای نوروزی که در سالهای گذشته میان سران کشورهای حوزه تمدنی نوروز برگزار شده، نشاندهنده نقش این جشن در همگرایی منطقهای و ایجاد سیاستهای فرهنگی مشترکاست.
بازیگران ضمنی شامل مردم، انجمنهای فرهنگی، هنرمندان، رسانهها و مهاجران هستند که نوروز را به عنوان یک عامل هویتبخش و پیونددهنده تجربه میکنند. مهاجران ایرانی، افغان، تاجیک و کُرد در سراسر جهان، با برگزاری آیینهای نوروزی در شهرهای مختلف اروپا، آمریکا و استرالیا، دیپلماسی عمومی را به سطحی مردمی و غیررسمی میبرند. این فرایند، در کنار جذب علاقه جهانیان به نوروز، باعث تقویت دیپلماسی شهروندی و تعاملات فرهنگی فراملی میشود. در نتیجه، نوروز به یک قدرت فرهنگی غیررسمی اما بسیار تأثیرگذار تبدیل شده که میتواند روابط کشورها را از طریق مناسبات مردمی و فرهنگی تقویت کند.
آیا جشن نوروز میتواند به عنوان یک ابزار برای ترویج صلح و همزیستی مسالمتآمیز در مناطق درگیر در منازعات مورد استفاده قرار گیرد؟
نوروز از لحاظ مفهومی با آغاز، صلح، تطهیر و تجدید حیات گره خورده است. در بسیاری از کشورها، نوروز فراتر از یک جشن، یک یادآوری هویت مشترک و پیوند تاریخی است که میتواند در فرآیندهای صلح و کاهش تنشها ایفای نقش کند.
در مناطقی که دچار بحرانهای قومی و سیاسی هستند، نوروز میتواند فرصتی برای گفتوگو میان گروههای مختلف باشد. برای مثال؛ در افغانستان، نوروز هم میان فارسیزبانها و هم در میان برخی گروههای پشتون، هزاره و ازبک گرامی داشته میشود. برگزاری جشنهای نوروزی، فضایی برای کاهش تنشهای قومی و ایجاد حس اشتراک فرهنگی میان اقوام مختلف فراهم میآورد.
در عراق و سوریه، نوروز هم نزد کُردها و هم نزد برخی از دیگر گروههای قومی و مذهبی گرامی داشته میشود. این اشتراک میتواند عاملی برای تقویت تعاملات فرهنگی و مدنی باشد. در قفقاز، نوروز یکی از نقاط همگرایی میان آذربایجانیها، ایرانیان و برخی گروههای قفقازی است که میتواند در مسیر کاهش اختلافات فرهنگی و افزایش تعاملات میان ملتها نقش داشته باشد.
نوروز در ذات خود حامل پیام آشتی و همزیستی است و اگر سازمانهای بینالمللی، نهادهای فرهنگی و رسانهها بر ابعاد صلحجویانه آن تمرکز کنند، میتوان از آن به عنوان یک ابزار دیپلماسی فرهنگی برای کاهش تنشها و ایجاد فضاهای گفتوگو میان جوامع متخاصم بهره برد.
چگونه رسانهها میتوانند جشن نوروز را به عنوان یک رویداد فرهنگی مهم در سطح جهانی معرفی کنند و تأثیر آن بر دیپلماسی عمومی چیست؟
رسانهها در معرفی نوروز به عنوان یک ابررویداد فرهنگی جهانی نقش اساسی دارند. برای بهرهگیری مؤثر از این ظرفیت، باید از سه رویکرد مکمل استفاده شود؛ رویکرد اول روایتسازی جهانی است. رسانهها باید نوروز را نه صرفاً به عنوان یک جشن منطقهای، بلکه به عنوان نمادی از صلح، همبستگی و میراث مشترک بشری معرفی کنند. روایتسازیهایی که نوروز را در کنار جشنهای مشابه جهانی مانند سال نو چینی یا کریسمس قرار دهند، میتوانند مقبولیت بینالمللی آن را افزایش دهند.
رویکرد دوم استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی است. پلتفرمهای دیجیتال مانند یوتیوب، اینستاگرام و تیکتاک، امکان تولید محتوای خلاقانه در مورد نوروز را فراهم کردهاند. ایجاد مستندهای کوتاه، ویدئوهای جذاب از آیینهای نوروزی در مناطق مختلف و پوشش زنده جشنهای نوروزی از شهرهای گوناگون جهان میتواند به افزایش آگاهی عمومی و جذب مخاطبان جهانی کمک کند.
رویکرد سوم مشارکت رسانههای بینالمللی است. چراکه همکاری با رسانههای معتبر برای تولید برنامههای ویژه نوروزی، میتواند باعث افزایش شناخت جهانیان نسبت به این جشن و جایگاه آن در فرهنگهای مختلف شود. رویکرد آخر تأثیر دیپلماسی عمومی است. به عبارتی اگر رسانهها نوروز را به درستی روایت کنند، این جشن میتواند به چهره فرهنگی یک منطقه یا کشور تبدیل شود. همانگونه که ژاپن با شکوفههای گیلاس، اسپانیا با فلامنکو و برزیل با کارناوالهای خود شناخته میشوند، کشورهای حوزه نوروز میتوانند این آیین را به بخشی از هویت جهانیشان در عرصه دیپلماسی عمومی تبدیل کنند.
