شفقنارسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
به گزارش شفقنارسانه، «بیبرقی با نقاب گرما» تیتر روزنامه دنیای اقتصاد است و در گزارشی به این سوال پاسخ داد که چرا روزهای کاری و تعطیل در ایران بههم خورده است؟ این روزنامه توضیح داد: «گنبد آتشین هوا بر آسمان ایران خیمه زده است و دستبردار نیست. دردسرهای ایرانیها اما به گرما و آلایندگیهای لایه ازن ختم نمیشود، نحوه مدیریت انرژی و تعطیلیها زندگی مردم را فلج و آنها را بلاتکلیف کرده است. گرمای بیسابقه تابستان امسال، با شکستن رکورد مصرف برق، خاموشیهای بیسابقه را رقم زده است. صنایع طبق معمول در خط مقدم این قطعی های مکرر برق بوده اند و این باعث صدمات گستردهای به عملکرد تولید و بهرهوری بنگاههای تولیدی شده است. کارشناسان خروج دولت از قیمتگذاری و فراهم کردن زمینه حضور و سرمایهگذاری بخش خصوصی را راهکار حل مشکل ناترازی برق عنوان میکنند. گرمایش جهانی بدون شک تداوم خواهد یافت و این به معنی تعداد روزهای بیشتر گرم در سالهای آتی است. در چنین شرایطی فقدان برنامه ای برای حل مشکل کمبود برق در شرایطی که این کمبود یک ضعف زیرساختی جدی در مسیر توسعه صنعتی است، میتواند چالش های روزافزونی ایجاد کند.»
«بلبشوی مسکن» تیتر روزنامه شرق است که در گزارشی به راه ناهموار دولت چهاردهم برای ساماندهی رؤیای خانهدار شدن پرداخت. این روزنامه توضیح داد: «آمارهای حوزه مسکن نشان از یک بحران دارد؛ بحرانی که از چند دهه گذشته خیلی خزنده آغاز شده، ادامه پیدا کرده و در طول چند دهه به دلایل زیاد (که بارها و بارها اقتصاددانان درباره آن صحبت کردهاند)، بخش بزرگی از معضلات زندگی شهروندان ایرانی را رقم زده است، به طوری که حالا محمد چکشیان، معاون وزیر کار دولت سیزدهم، همین چندی پیش تأکید کرده بود که ۷۰ درصد حقوق و دستمزد کارگران و کارمندان در چاه ویل هزینه مسکن، فروبلعیده میشود. چاه ویلی که در یک نمونه در همین پایتخت که گرداگرد ما را احاطه کرده است، به قول نایبرئیس اتحادیه املاک آن، ۵۱ درصد از جمعیتش، خانهبهدوش هستند و در قامت اجارهنشین مجبورند هر سال از این محله به آن محله و از این خانه به آن خانه کوچ کنند. داستان مسکن حالا قصهای پرغصه شده که هر طرفش را روایت کنی تا دلی آرام بگیرد، آه و فغان از طرف دیگرش بلند میشود و آب دیده از چشمهای راویانش فرومیغلتد… .»
در ادامه صفحه یک سایر روزنامه ها را ببینید….

