شفقنا رسانه– شنیدن خاطرات اصحاب رسانه از زمان ورودشان به عرصه خبررسانی علاوه بر بازتابی از چالشها و مسائل آنان در زمان خود، میتواند تجربهای وزین برای نسل جدید خبرنگاران باشد تا از زوایای دیگری به کار رسانهای نگاه کنند و آن را به کار بگیرند. این تجربه علاوه بر بهره گیری خبرنگاران، میتواند برای مدیران رسانهای هم کاربرد داشته باشد تا با نگاهی به نقاط ضعف و قوت رسانه خود، در راستای اصلاح و انتشار مطالب اثرگذار قدم بردارند.
این بار شفقنا میزبان اسماعیل عباسی از پیشکسوتان مطبوعات بود. او در ابتدای صحبت های خود به وضعیت مطبوعات و چالش های پیش روی آن ها اشاره می کند و به شفقنا رسانه می گوید: قانون فعالیت مطبوعات را تعریف کرده است. به عقیده من اگر به موجب قانون اساسی بستر قانونی برای مطبوعات فراهم شود، رسانه ها می توانند به وظایف و رسالتشان عمل کنند. اما به هر دلیلی اگر بر سر کار رسانه ها محدودیت ایجاد شود، زیانش متوجه منافع ملی است.
او می گوید: طبق قانون مطبوعات خبرنگاران و روزنامه نگاران ضمن انعکاس اخبار می توانند در بستر قانونی فعالیتی آزاد داشته باشند و با تبادل اطلاعات به وظایفشان عمل کنند. در چنین فضایی دستگاه های اجرایی بخصوص در بحث توسعه در معرض نقد قرار می گیرند. در نتیجه این نقد پیوسته باعث می شود تا روند فعالیت دستگاه های اجرایی به صورت مداوم پالایش و از فساد جلوگیری شود. به عبارتی یک پروژه سه ساله را ده سال طول نمی دهند. وقتی منِ روزنامه نگار امکان نقد این روند را داشته باشم، مدیران هم متوجه می شوند که باید به تعهداتشان در موعد مقرر عمل کنند.
عباسی تاکید می کند: باید در چنین فضایی به روزنامه نگار اجازه داد تا هم تبادل اطلاعات انجام دهد و افراد جامعه را از اتفاقات مملکت آگاه کند و هم مشکلات و نیازهای جامعه را متقابلاً به اطلاع دستگاه های مسئول برساند. طبیعتاً در چنین فضایی، رسانه یکی از بال های مهم دولت محسوب می شود و به دستگاه های اجرایی جهت پیدا کردن مشکلات و چاره جویی کمک می کنند. اگر به هر دلیلی بر سر راه روزنامه نگاران و خبرنگاران محدودیت ایجاد شود، نه تبادل اطلاعات به درستی انجام می شود و نه می توان فعالیت یک مدیر خوب را در مقایسه با مدیر ناکارآمد سنجید و به اطلاع عموم رساند.
او ادامه می دهد: بنابراین اگر روزنامه نگار بتواند در بستر قانونی به فعالیت خود ادامه دهد، ما با یک جامعه شکوفا روبه رو خواهیم بود. ولی اگر روزنامه نگار محدود بماند، می شود همان ضرب المثل «از آب خُرد ماهی خُرد خیزد». در چنین شرایطی ما نمی توانیم منتقدان را به درستی تربیت کنیم، روزنامه نگاران ما به خوبی پرورش پیدا نمی کنند، شجاعت نقد را از دست می دهند و… . بنابراین یک دولت برای پیشبرد کارش و حفظ منافع ملی و حقوق نسل های آینده، باید امکان فعالیت درست و جامع روزنامه نگاران و رسانه ای ها را براساس آنچه در بستر قانون اجازه داده شده، فراهم کند.
او با بیان اینکه احتمال بروز فساد در عرصه رسانه هم وجود دارد، می گوید: روزنامه نگاران هم همانند پزشک سوگندنامه حرفه ای دارند که نانوشته است. به عبارتی سندیکای خبرنگاران و مطبوعات شعارش این بود که با «سلاح جمعی به شکار خصوصی نروید». یعنی منِ روزنامه نگار برای منافع شخصی خودم وارد این حرفه نشوم. چون این هدف خودبه خود فساد ایجاد می کند. اگر خدایی نکرده منِ خبرنگار از سازمانی رشوه یا حق السکوت گرفتم و واقعیتی را مخفی کردم، فساد ایجاد کرده ام. اگر به این سوگندمان وفادار باشیم، شاهد روزنامه نگاری سالمی هستیم.
عباسی با اشاره به فعالیت حرفه ای رورنامه نگاران می گوید: روزنامه نگار باید جستجوگر باشد. وقتی خبری را بدست می آورد، تنها به یک منبع اکتفا نکند. من فعالیت میدانی را بخش تفکیک ناپذیر حرفه روزنامه نگاری می دانم. زمانی در مطبوعات ما صفحه «گزارش» بود که کارکرد زیادی داشت. وقتی اتفاقی می افتاد، خبر را منتشر می کردیم ولی گزارشگر در میدان رویداد حاضر می شد و مشاهدات عینی خودش را یادداشت می کرد، با مردم، کارشناسان و مسئولان گفتگو می کرد و روز بعد یافته ها آن به صورت گزارشی جامع منتشر می شد. به عبارتی در صفحه گزارش مخاطب می توانست، ریشه های بروز واقعه را پیدا کند.

او روایت می کند: در اوایل دهه ۷۰ سرویس دانش آموزان در ولنجک نتوانست در سراشیبی خودش را کنترل کند و به دیوار سیمانی سازمان حفظ نباتات برخورد کرد. متاسفانه ۱۶ دانش آموز در این حادثه کشته شدند و این فاجعه بزرگی بود. در آن زمان من دبیر گروه شهری و محیط زیست همشهری بودم و صفحه حوادث را هم زیر نظر داشتم. در خاطرم هست که دو شب در روزنامه ماندیم و شبانه رییس دانشگاه شهید بهشتی، رئیس سازمان حفظ نباتات و معاون وزارت جهاد کشاورزی را بیدار کردیم و اسناد و مدارکشان را ارائه کردند. چون در آن زمان بین دانشگاه شهید بهشتی و سازمان حفظ نباتات اختلافاتی حل نشده وجود داشت. بعد از اینکه علت حادثه را پیدا کردیم، برای جلوگیری از تکرار آن تلاش کردیم. بلوار دانش آموز نتیجه تلاش شبانه روزی همکاران من در همشهری بود.
این پیشکسوت مطبوعات می گوید: اگر فعالیت میدانی انجام نمی دادیم و ریشه ها را نمی کاویدیم، مسئولان تنها به ابراز تاسف بسنده می کردند.
عباسی انتقاد می کند: برخی از رسانه های ما الان بجای گزارش های میدانی خوب، پخته خواری می کنند. یعنی اخبار خبرگزاری ها درباره یک موضوع را با هم تلفیق می کنند و اسم آن را گزارش می گذارند. این درحالی است که گزارشگر باید فعالیت میدانی داشته باشد و تنها به اخبار خبرگزاری ها بسنده نکند و به دنبال خبر و واکاوی ریشه های آن برود. روزنامه نگار وظیفه بسیار حساسی، هم از باب گزارش میدانی و هم از باب تحلیل دارد. چراکه تحلیل وظیفه مطبوعات است. وقتی اتفاقی رخ می دهد مطبوعات به عنوان نمایندگان جامعه وظیفه وجدانی و قانونی دارند تا اتفاقات جامعه را تحلیل کنند، راه حل ارائه دهند و… . من با انتقاد یک سویه موافق نیستم و معتقدم که انتقاد باید همراه با راه حل باشد.
عباسی که در روزنامه همشهری ستون «با مردم» را راه اندازی کرده است، در بیان هدفش از این کار می گوید: هدفمان از راه اندازی ستون «با مردم» این بود تا پیام های تلفنی کوتاه مردم را منعکس کنیم. علاوه بر آن یک صفحه با نام «سخن گاه آزاد» داشتیم که تریبون جامعه بود. به عبارتی مردم بدون واسطه مسائلشان را مطرح می کردند، روزنامه آن را منعکس می کرد و دستگاه ها هم جواب می دادند. به علاوه این روزنامه کارکرد دومی هم داشت و آن میدان کاری برای آزمون و خطای روزنامه نگاران جوان بود. این صفحه متاسفانه الان در همشهری نمانده و در سایر روزنامه ها هم ندیدم. حذف این صفحه یک نارسایی و کمبود مطبوعات محسوب می شود.
او با اشاره به ظهور فناوری های جدید و نقش آن ها در افزایش سرعت خبررسانی می گوید: فناوری خیلی از عرصه ها را تسخیر کرده است. اگر مطبوعات به خبررسانی صرف متکی باشند، هرگز حریف فناوری نمی شوند. به همین دلیل چیزی که برای مطبوعات باقی می ماند، فعالیت میدانی است. چون گزارش ها و تحلیل های مستند هستند که به فضای کار مطبوعات را رونق می دهند.
عباسی در ادامه صحبت های خود به نظارت جدی رسانه ها بر پروژه های محیط زیستی تاکید می کند و می گوید: ما باید در رسانه ها بر مشاهدات میدانی خبرنگار تاکید داشته باشیم تا بتوانیم درباره نقاط ضعف و قوت محیط زیست کشور بنویسیم که این مهم در گرو این است که قوانین کشور، بستر کار روزنامه نگاری را در همه بخش ها از جمله محیط زیست مشخص کند و این بستر برای خبرنگار فراهم باشد.
او مثال می زند: همین مسأله سد سازی در کشور را خبرنگاران می توانند واکاوی کنند، چرا که بسیاری از سدها مفید نیستند. پس خبرنگار باید با مشاهدات عینی خود، از آسیب های این نوع سد سازی صحبت کند. مثلا قسمت دریاچه سد لتیان از همان سالی که ساخته شد، حفره های ایجاد کرد که آب را می دزدیدند. در نتیجه سد لتیان هیچگاه سد نشد. خبرنگاران علت این مسأله را کشف کردند که مطالعات زمین شناسی برای مکان گزینی سد کافی نبود.
او تاکید می کند: اگر روزنامه نگاری در بستر قانونی خود به صورت جامع جریان داشته باشد، مانع از شکل گیری پروژه های معیوب می شود. چون در تمام مراحل خبرنگار و رسانه ناظر بر روند توسعه است.
این روزنامه نگار پیشکسوت با توضیح درباره عملکرد روزنامه نگاری محیط زیست در کشور می گوید: به نظرم عملکرد این بخش رسانه ای در کشور ما ضعیف است. من دلیل این کار را وجود خبرنگار ضعیف نمی دانم،بلکه معتقدم باید زمینه کارش فراهم شود. با توجه به اینکه حوزه اصلی روزنامه نگاری محیط زیست، میدانی است، پس باید قانونگذار این بستر را برایشان فراهم کند. عرصه محیط زیست دارای حساسیت و خط قرمزهایی در کشور ما است، پس بهتر است مطابق قانون، این عرصه ها مشخص شود. همه این موارد به نظارت رسانه و ارایه گزارش های میدانی خبرنگار کمک می کند.
او ادامه می دهد: اگر همه عرصه های محیط زیست برای مشاهدات عینی و میدانی خبرنگار دارای محدودیت و موانع باشد، مسلما خبرنگار نمی تواند فعالیتی داشته باشد. از طرفی دیگر رکن مهم دیگر محیط زیست، پژوهش است. اگر پژوهشگران و دانشجویان این حوزه، نتوانند پژوهش های دقیقی انجام دهند، نمی توانند کارشناسان خبره ای هم در این عرصه باشند. در اینجا هم مشخص شدن بستر قانونی اهمیت دارد.
عباسی با اشاره به ضرورت نقد مسائل محیط زیستی به وسیله رسانه ها بیان می کند: مسأله خشکسالی امسال از مهم ترین موضوعات کشور است . بخشی از این مشکل به مدیریت منابع آب برمی گردد. خب اگر این مدیریت به موقع در رسانه ها نقد و پالایش می شد، ما الان با این حد از خسارت روبرو نبودیم. محیط زیست باید در راس برنامه های مملکت ما باشد. اگر غیر از این باشد ما خیلی از منابع را از دست خواهیم داد.

عباسی در ادامه صحبت های خود به روایتی از خاطرات و تجربه های شیرین کاری خود می پردازد و می گوید: زمانیکه در روزنامه اطلاعات شروع به کار کردم یک سری موضوعات شیرین از گوشه و کنار ایران را پنجشنبه ها منعکس می کردیم. خاطرم هست فردی از گیر انداختن شغال روایت می کرد که من کاریکاتور این خاطره را کشیدم و آن فرد که این کاریکاتور را دیده بود با اعتراض گفته بود که شما عکس این شغال را از کجا آورده آید…. و خلاصه ما برای او توضیح دادیم که این کاریکاتور است. بعد از مدتی از او دعوت کردیم که به تحریریه بیاد و برایش از چیستی کاریکاتور و کارکردهایش گفتیم.
او ادامه می دهد: اتفاق جالبی که در مجله کاریکاتور افتاد این بود که این مجله از انتشار حقوق بگیران انگلیسی در ایران خبر داد، چند شماره این خبر را منتشر کرد و در شماره پنجم که خواننده ها عطش دانستن جزییات این خبر را داشتند، مجله با کشیدن کاریکاتوری چون آشپز سفارت، باغبان سفارت، تحصیلدار سفارت و راننده سفارت همه را غافلگیر کرد و این خیلی برای مردم جالب بود چون همه گمان می کردند که حقوق بگیران انگلیسی در ایران راز سر به مهری است و یا جاسوسانی هستند که قرار است معرفی شوند. در واقع مخاطب فکر نمی کرد باغبانی که در سفارت انگلیس حقوق دریافت می کند، شامل این حقوق بگیران بشود.
او با اشاره به خاطره دیگری از کشیدن کاریکاتور یک مقام مسئول در روزنامه اطلاعات می گوید: خاطرم هست در روزنامه اطلاعات کاریکاتوری از وزیر آبادانی و مسکن کشیدم. بعد از انتشار این کاریکاتور، این وزیر به ما معترض شد و با مدیر روزنامه تماس گرفت و گفت که این کاریکاتور توهین به من است. ما برایش توضیح دادیم که این کاریکاتور به معنای اغراق است و یک طنز تصویری اگر حاوی اغراق نباشد، کاریکاتور نیست.
در همین راستا، عباسی به وضعیت کاریکاتور در رسانه های امروزی اشاره می کند و می گوید: تحولی که در وسایل ارتباط جمعی اتفاق افتاده، خود به خود مشکلاتی را هم ایجاد کرده است. عرصه کار مطبوعات محدود شده است. از طرفی دسترسی سریع افراد به اخبار و دیگر منابع باعث شده تا آن انتظاری که در زمان های قدیم برای انتشار یک رسانه متحمل شویم، از بین رفته است. هر چند در حال حاضر و در بسیاری از شبکه های اجتماعی شاهد انتشار و گذاشتن کاریکاتور از افراد برجسته هستیم اما به طور کل وضعیت کاریکاتور در رسانه های ما ضعیف است. چرا که مدیران رسانه ای ما به کاریکاتور بها نمی دهند. از طرفی درآمد قابل توجهی برای کاریکاتوریست در نظر گرفته نمی شود.
این روزنامه نگار پیشکسوت بیان می کند: آستانه تحمل مقامات ما نسبت به کاریکاتور کم است. متاسفانه وقتی یک کاریکاتور در جایی چاپ می شود هزاران تفسیر درباره آن گفته می شود و همین باعث توقیف روزنامه می شود. از طرفی دیگر کاریکاتور برای رسانه های ما دیگر منبع درآمدزایی نیست. ولی الان بخش ورزشی را ببینید، برخی روزنامه ها چندین صفحه را به ورزش اختصاص می دهند. چرا که برایشان درآمد زا است.
عباسی باز هم در میان صحبت های خود به بستر قانونی تاکید می کند و معتقد است، اگر بر اساس قانون اساسی برای روزنامه ها و روزنامه نگاران بستر فعالیت لازم فراهم باشد، حاصل این فعالیت در خدمت منافع ملی خواهد بود. اگر محدودیت فراقانونی ایجاد شود، دود این محدودیت به چشم همه خواهد رفت. او به قانونگذار پیشنهاد می دهد: پس باید بستر قانونی و مناسب برای رسانه ها ایجاد کنیم. به روزنامه نگاران منتقد فرصت دهیم تا نقد سالم خود را داشته باشند. مقامات مسئول نباید این تصور را داشته باشند که فقط آنها می توانند منافع ملی را تشخیص دهند، روزنامه ها هم می توانند با نقد راهگشا به تبادل آزاد اطلاعات و شکل گیری توسعه پایدار در خدمت مملکت کمک کنند. ما باید به مطبوعات و رسانه چنین نگاهی داشته باشیم.
عباس در جمع بندی صحبت های خود با اشاره به بحران موجود برای مطبوعات، توضیح می دهد: بازار نشر کتاب در ایران به خاطر گرانی کاغذ با بحران جدی روبرو شده است. اگر دولت به فریاد ناشران نرسد، نشر در ایران با رکود کامل روبرو خواهد شد. یکی از نگرانی مطبوعات ما، دسترسی به کاغذ است. نشریات کوچک الان به سختی کاغذ تهیه می کنند. پس توجه به این مهم می تواند بر حیات دوباره مطبوعات تاثیر گذار باشد. همچنین مدیران مطبوعات باید برای خبرنگاران، عرصه رقابت سالم را فراهم کنند و تمایز بین خبرنگاران فعال و غیر فعال مشخص شود. مثلا از اهرم های تشویقی استفاده کنند، تا مطبوعات در کشور رشد کنند. از طرفی دیگر استقلال خود رسانه ها می تواند نجات دهنده آنها باشد.