شفقنا رسانه_کلید واژه«کرونا» و «کووید ۱۹» ماه هاست بر تمام بخش های زندگی بشری سایه انداخته و با توجه به پیش بینی سازمان بهداشت جهانی گویا این ویروس هنوز ماندنی است. در این مدت رسانه ها مدام مشغول اطلاع رسانی درباره این ویروس و وضعیت مبتلایان و چگونگی رعایت پروتکل ها بوده اند و این مباحث تقریبا در رسانه ها سیر یکنواختی را تا به امروز سپری کرده است. به همین خاطر برخی از اساتید ارتباطات و رسانه معتقدند نیازمند بازنگری و تغییرات جدی در نحوه اطلاع رسانی کرونا هستیم.مهرداد خدیر عضو شورای سردبیری «عصر ایران»ضمن کم اثر دانستن اعلام کلی آمار روزانه مبتلایان و فوتی های کرونا، می گوید: اعلام گزارش های کلی سخنگوی وزارت بهداشت برای مردم به مسئلهای تکراری و کم اثر تبدیلشده و لازم است تا رسانه ها آمار دقیق را مطالبه کنند و برای خروج از این وضعیت تکراری، به تجزیه و تحلیل اعداد روی بیاورند. به عبارتی مشخص کنند که روند ابتلا و مرگ این بیماری به لحاظ گروههای مختلف سنی، بیماری زمینهای، جنسیت و… در چه وضعیتی است.
خدیر با اشاره به چگونگی اطلاع رسانی درباره کرونا به شفقنا رسانه میگوید: شاهدیم روزانه مردم از طریق اخبار ساعت ۱۴ آمار کلی مبتلایان و جان باختگان بر اثر کرونا را دریافت می کنند. همین ارائه گزارش ها، خود به مسئلهای تکراری و کم اثر برای مردم تبدیلشده و لازم است تا برای خروج از این وضعیت، این اعداد تجزیه و تحلیل شوند. به این معنا که ملاحظات قبلی کنار گذاشته شود و دقیقاً بدانیم از تعداد فوتی های امروز سهم هر استان چقدر بوده است. به عبارتی اگر بدانیم که فلان شهر تعداد بیشتری فوتی داشته، رسانه ها در شیوه پرداختن به سوژه هایشان تصمیم بهتری می گیرند و مردم هم قطعاً واکنش و حساسیت بیشتری در اجرای پروتکل ها نشان می دهند. اما ملاحظات وزارت بهداشت و توجیه سخنگوی قبلی وزارت بهداشت این بود که اعلام آمار تفکیک شده استان ها و شهرها سبب می شود تا مقامات استان های باتعداد بالای ابتلا و فوتی، تحت فشار بیشتری قرار گیرند و یا انگیزه سفر به استانهایی با تعداد پایین فوتی، ایجاد خواهد شد.
او تأکید میکند: وقتی ما بهصورت کلی اعلام میکنیم که ۲۷۲ نفر در کشور وسیعی مثل ایران با یکمیلیون و ششصد و 48هزار کیلومترمربع مساحت و ۳۱ استان، بر اثر کرونا جان خود را از دست داده اند، مخاطب نمیتواند تصویر شفاف و جداگانهای از حاد بودن وضعیت داشته باشد. اگر اعلام آمار به روش تفکیک استان ها و شهرها مقدور نیست، میتوانند مشخص کنند که روند ابتلا و مرگ این بیماری به لحاظ گروههای مختلف سنی، بیماری زمینهای، جنسیت و… در چه وضعیتی است. متأسفانه با اعلام کلی تعداد فوتیها، تنها میتوانیم به مقایسه روند ابتلا و کشندگیاش نسبت به ماههای قبل و کشورهای دیگر بپردازیم. این در حالی است که تبدیل فوتیها به یک عدد کلی بههیچعنوان نمیتواند توجه جامعه را جلب کند و ادامه این وضعیت، حساسیت مردم را کم میکند و به مرور آنقدر عادی می شود که چهبسا فقط از آن همه حساسیت و هشدار، همین ماسکها بهعنوان نشانه باقی میماند.
این روزنامهنگار با اشاره به اینکه رسانه ها برای پرداختن به مسئله کرونا ملاحظات و معذوراتی دارند، میگوید: اساساً برای رسانه ها راهبرد ثابتی تعریفنشده است. اوایل، راهبرد صرفاً آگاهسازی و پرهیز از ترساندن مردم بود و بعداً تغییر کرد. نمود این سردرگمی در عملکرد هفتماهه صداوسیما هم دیده می شود که گاه کرونا را در حد آنفولانزا تخفیف میداد و گاه با ترساندن مردم آنها را به خانهنشینی دعوت میکرد. این تعارض در نقلقول چندماهه مسئولان و رسانههای دیگر هم وجود دارد که به ناشناخته بودن ویروس برمیگردد. در چنین وضعیتی ما روزنامهنگاران هم نمیدانیم که باید چکار کنیم. آیا باید مردم را بترسانیم یا نترسانیم؟ آیا مردم را با محدودیتها مواجه کنیم یا خیر؟ در موج سوم به نظر میرسد این سیاست غلبه پیداکرده که باید به مردم بیشتر هشدار داده شود، ولی تا قبل از این، از ترساندن مردم پرهیز میشد.
او ادامه میدهد: دولت هم در دوگانه «جان و نان» و «آموزش و سلامت» افتاده است. بهعنوانمثال اگر میان تعطیلی پیش رو، را تعطیل اعلام کند، مردم تشویق به سفر میشوند و اگر تعطیل نکند، ادامه رفتوآمد، شهری است. هرچند که این مشکل تا حدودی به فرهنگ مردم هم برمیگردد. بااینحال بهطورکلی چون به لحاظ امکانات اقتصادی و پیشبینی آینده، امکان انتخاب نداریم و نمیتوانیم یکی را فدای دیگری کنیم، انتخاب رویکرد مشکل شده است. یعنی چون برای دولت و حاکمیت انتخاب معیشت و گذران مردم مهم است، امکان یک تصمیم بزرگ وجود ندارد. اما به عقیده من اگر کرونا به شرایط حادتری برسد روز تصمیم بزرگ فرامیرسد و می شود از مردم به طرق مختلف پرسید که باید چکار کرد؟ آیا کشور را تعطیل کنیم و به تبعات آن تن دهیم یا همین را ادامه دهیم و فقط آمار بالای فوتیها را بشماریم.
خدیر انتقاد میکند: متاسفانه وضعیت را آنقدر جدی نگرفتیم که کارکنان دستگاههای دیگر، حقوق یا بودجه خودشان را به بیمارستانها اختصاص دهند. سیاست دولت و بخشهایی از حاکمیت دچار این تعارض است که آیا باید با کرونا بهصورت عادی برخورد شود یا فوقالعاده؟ چون برخورد فوقالعاده الزامات خودش را دارد و رسانه بهویژه رسانه ملی باید از عملکردهای متناقض دوری کند. بهعنوانمثال صداوسیما در روزهای اخیر به دلیل تعطیلات پیش رو بر خانهنشینی مردم و قطع سفرها تأکید میکند ولی بلافاصله سفرهای استانی برخی مسئولان را تحسین میکند. مردم این تعارض و تناقض را میبینند و نمیتوانند بهدرستی نتیجه بگیرند.
این روزنامهنگار پیشنهاد میکند: رسانه ها بهتر است از پزشکان مطرح و مورد قبول جامعه برای قانع کردن مردم به رعایت پروتکلهای بهداشتی استفاده و از برخوردهای متناقض دوری کنند. از طرفی باید آمار دقیق را از وزارت بهداشت مطالبه کنند و این آمار را از حالت اعلام خشک، کلی و بیاثر خارج کنند. در غیر این صورت رسانه ها کارکردی غیر از توصیه به ماسک زدن ندارند و این توصیه بهتنهایی اثرگذار نیست. از طرفی رسانه ها باید جامعه را برای یک تصمیم بزرگ آماده کنند و به این باور برسانند که باید بین افزایش روزافزون فوتیها و تبعات اقتصادی ناشی از تصمیم به تعطیلیِ یکماهه کشور انتخاب کنند.