زمان انتشار : ۱۹ شهریور ,۱۳۹۹ | ساعت : ۱۴:۲۶ | کد خبر : 504926 |

روایت اهل قلم/ مهاجری در گفتگو با شفقنا از دلایل گرایش خود به رسانه ه‍ای آنلاین می گوید

محمد مهاجری؛ فعال رسانه ای/ عکس از حسین شهلایی

شفقنا رسانه شنیدن خاطرات اصحاب رسانه از زمان ورودشان به عرصه خبررسانی علاوه بر بازتابی از چالش‌ها و مسائل آنان در زمان خود، می‌تواند تجربه‌ای وزین برای نسل جدید خبرنگاران باشد تا از زوایای دیگری به کار رسانه‌ای نگاه کنند و آن را به کار بگیرند. این تجربه علاوه بر بهره‌گیری خبرنگاران، می‌تواند برای مدیران رسانه‌ای هم کاربرد داشته باشد تا با نگاهی به نقاط ضعف و قوت رسانه خود، در راستای اصلاح و  انتشار مطالب اثرگذار قدم بردارند.

 

این بار شفقنا میزبان محمد مهاجری از فعالان رسانه‌ای بود. مهاجری که در حال حاضر عضو شورای سردبیری خبرآنلاین است، در ابتدای صحبت های خود به بیان دلایل حمایتش از رسانه های آنلاین و برتری هایشان نسبت به رسانه های چاپی می پردازد و به شفقنا رسانه می گوید: اگر چه به لحاظ سن باید طرفدار روزنامه های چاپی باشم ولی این گونه نیست. من جزو اولین افرادی بودم که از روزنامه های آنلاین حمایت کردم و در حال حاضر هم نسخه آنلاین را بهتر از چاپ روزنامه می‌دانم. در کل فلسفه انتشار روزنامه چاپی، در عصر دیجیتال را نمی دانم. افرادی که به روزنامه‌های چاپی علاقه‌مندند، یک حس نوستالژیک نسبت به آن دارند ولی من سعی کردم با این حس خداحافظی کنم. از طرفی روزنامه آنلاین را می توان از طریق لپ تاپ، تبلت و گوشی در حال حرکت، مهمانی، سفر و… خواند. ولی برای روزنامه های کاغذی این امکان همیشه فراهم نیست.

او ادامه می دهد: مورد بعدی اینکه در فضای مجازی حجم برای خبرنگار یا مصاحبه شونده موضوعیت ندارد. در حالی که در روزنامه محدودیت کاراکتر وجود دارد و گاهی خبرنگار مجبور می شود به متن اضافه و یا کم کند. نکته بعدی اینکه در فضای مجازی با پدیده‌ سرعت مواجه هستیم ولی در روزنامه سرعت معنایی ندارد. علاوه بر آن در فضای مجازی زمان و هزینه بسیار کمتری برای خواندن مطالب بیشتر استفاده می کنید و حق انتخاب دارید. یعنی از میان روزنامه ها هر کدام را که بخواهید انتخاب می کنید و در اسرع وقت با هزینه کمتری می خوانید. در مجموع احساس می کنم که امروزه می توان نیاز خبری بشر را در رسانه‌های آنلاین برطرف کرد. اگرچه من فردی سنتی هستم و بر روی مسائل سنتی تعصب خاصی دارم ولی فکر می کنم تعصب داشتن برای روزنامه های کاغذی، بی مورد است.

با این حال عده ای معتقدند که رسانه های آنلاین به دلیل سرعت، مناسب ترین رسانه برای خبر هستند و روزنامه ها با توجه به بازه زمانی انتشار، بهتر است به جای روی آوردن به انتشار اخبار صرف، به سمت تحلیل بروند. مهاجری در این باره می گوید: من معتقدم که نباید خودمان را گول بزنیم. رسانه های آنلاین با توجه به عدم محدودیت در کاراکتر، خیلی بهتر می‌توانند به سمت گزارش های تحلیلی و تفصیلی بروند. به عبارتی محدودیت های رسانه های چاپی را ندارند. همه ما می‌دانیم که  رسانه های چاپی به دلیل محدودیت فضا مجبورند مطلبی را کوتاه کنند و یا برعکس. در حالی که این محدودیت ها در رسانه های آنلاین نیست. علاوه بر آن اگر دقت کرده باشید بهترین روزنامه های ما از همان اول بامداد در فضای مجازی و محیط وب منتشرمی‌شوند، چون آنها هم دنبال مخاطب هستند. بنابراین هر ویژگی ای که به لحاظ حرفه ای بودن برای رسانه‌های مکتوب گفته می شود، برای رسانه های آنلاین هم صدق می کند.

برخی از کارشناسان ارتباطات این انتقاد را مطرح می کنند که رسانه های ما بیشتر مسئول محور هستند و به مسائل و مشکلات مردم کمتر توجه می کنند. مهاجری در این باره می گوید: معمولاً برای این که بخواهیم در موضوعی ورود کنیم خبرنگار باید به حوزه های خبری مرتبط با آن سوژه سر بزند. یعنی علاوه بر شنیدن صحبت مردم باید از طریق گفتگو با مسئولان مربوطه هم پیگیر مسئله باشد. به همین دلیل من معتقدم که این انتقاد به قالب مربوط نمی شود بلکه محتوایی است. به عبارتی ممکن است منظور کارشناسان این باشد که چرا برخی از رسانه ها مشکلات مردم را کمتر می بینند و بیشتر بر روی صحبت های مسئولین تمرکز می کنند. اگر منظورشان این باشد موافقم. در برخی موارد این انتقادات وارد است ولی چون در رسانه عرضه کننده و فروشنده زیاد است. مردم به دلخواه خود و براساس ذوق و سلیقه، رسانه مورد پسند شان را انتخاب می کنند.

او ادامه می دهد: من فکر می کنم به اندازه کافی رسانه وجود دارد که مخاطب بتواند براساس سلیقه خود دست به انتخاب بزند. از طرفی با توجه به اینکه سرعت عوض کردن یک رسانه توسط مخاطب با یک کلیک صورت می گیرد، در نتیجه مخاطب به راحتی رسانه ای را که حرف مردم در آن نیست، تشخیص می دهد. البته ممکن است  گاهی انتقاد به برخی رسانه‌ ها وارد باشد که به جای رسانه مردم، رسانه فلان جناح سیاسی هستند و این انتقاد درستی است. به عبارتی برخی از رسانه ها که از بیت المال استفاده می کنند، تمام زحمت هایشان را در کاسه جناح خاصی می ریزند. به همین دلیل معتقدم در مورد رسانه هایی که از پول بیت المال استفاده می کنند باید حتی المقدور فراگیری بیشتری جهت پرداختن به نیازها و خواسته های مردم داشته باشند.

علاوه بر موارد ذکر شده، رسانه ها برای جذب مخاطب باید به چه مولفه هایی توجه داشته باشند؟ مهاجری پاسخ می دهد: رسانه، رسانه است و خیلی غلط نیست اگر من یک رسانه را با بوتیک و یا سینما مقایسه کنم. همانطور که در سینما فیلمی عرضه می شود و ممکن است که تنها عده ای آن را بپسندند. یا در بوتیک لباسی عرضه شود که برخی از مشتری ها خوششان نیاید، رسانه ها هم این گونه هستند. فقط اشکالی به رسانه وارد است که آن را از بوتیک و … متفاوت می کند. در بوتیک و مغازه فقط سلیقه مشتری در نظر گرفته می شود ولی رسانه های ما در مواجهه با چنین مواردی با یک پارادوکس همراه هستند. به عبارتی آیا باید با همه مردم در همه سلایقشان همراهی کنند و هرچه مردم می خواهند بنویسند؟ خب طبیعتاً اگر این کار را بکنند در ورطه عوام گرایی می افتند.

او ادامه می دهد: رسانه وظیفه دیگری دارد و آن جهت دهی به افکار عمومی و ارتقاء سطح فرهنگ است. اگر این وظیفه کاملاً با حرف های مردم بیگانه باشد، رسانه هیچ راهی برای نفوذ به افراد پیدا نمی کند. در اینجاست که پارادوکس به وجود می آید و رسانه باید به نحوی خود را نجات دهد. رسانه ای موفق تر است که بتواند هدف و رسالتی را که برای خود تعریف کرده با استفاده از ابزاری به نام سلیقه، احساس و نیاز مردم به عرصه ظهور برساند. انتظار اینکه تمام مردم از یک رسانه خوششان بیاید بی ربط است.

این فعال رسانه ای مثال می آورد: صداوسیما زمانی دو شبکه داشت و چون سلایق مردم ساده و بسیط بود بعداً به این نتیجه رسید که بهتر است شبکه ای در حوزه ورزش برای علاقمندان ایجاد کند. کم کم به این نتیجه رسید که برخی از مردم دوست دارند فیلم خارجی ببینند، یا شبکه کودک برای پر کردن اوقات فراغت کودکان بسازد. اگر توجه کرده باشید، شبکه های ماهواره ای کانال های متعددی را برای پوشش دادن سلیقه های متفاوت مردم تشکیل داده اند و کمتر کسی پیدا می شود که نتواند سلیقه خود را از میان آن ها پیدا کند. وقتی تلویزیون با یک توانمندی بالا بتواند این کار را انجام دهد طبیعتاً سایر رسانه ها هم باید بتوانند. ولی ما روزنامه شرق، کیهان، رسالت، اعتماد، ایران و… داریم که قطعاً هرکدام از آن ها نمی توانند سلایق زیادی را پوشش دهند. بنابراین سعی می کنند سلیقه مخاطب خودشان را پیگیری کنند. برای همین است که وقتی می خواهید رسانه ای راه اندازی کنید اولین سوالتان این است که جامعه هدفتان کجاست.

مهاجری ضمن تاکید بر اهمیت تمرکز رسانه بر روی جامعه هدف، مثال می آورد: قبلاً یک مجله مد با تیراژ حدود ۲۰ هزار نسخه چاپ می شد که از ولیعصر به پایین توزیع نداشت. این مجله جامعه هدف خود را افراد با زندگی متوسط به بالای شهری انتخاب کرده بود و در بین جامعه هدفش توزیع می شد. به همین دلیل وقتی از یک مزون، آگهی می گرفت برای جامعه هدفش معنی داشت و اگر در مناطق پایین توزیع می شد، مردم با آن ارتباط برقرار نمی کردند. برای همین رسانه ها جامعه هدف خود را محدود می گیرند تا بتوانند خوراک کافی برای آن تهیه کنند.

با این اوصاف رسانه های آنلاین برای ماندگاری در آینده باید به لحاظ فنی، زیر ساختی و محتوایی چه مسائلی را در نظر بگیرند؟ این فعال رسانه ای پاسخ می دهد: به لحاظ تکنولوژیکی و فنی قطعاً باید تا حد امکان مردم را به سمتی ببریم که سرعت دسترسی شان بیشتر شود. مسئله مهم بعدی ظاهر و چهره رسانه است. چه در نسخه وب، چه کانال تلگرامی و… چشم نواز بودن، اذیت نکردن چشم و رعایت نکات زیبا شناختی مهم و اثرگذار است. به لحاظ محتوا هم فکر می کنم هر رسانه ای که بتواند مطلب کوتاه تر به مردم برساند، قطعاً موفق تر است. نمی دانم هدف مخترع توییتر چه بود ولی توانست ادبیات و فرهنگی را در فضای رسانه ای ایجاد کند که افراد مجبور شوند تا در کمترین کلمات، بیشترین حرف ها را منتقل کنند. از طرفی نباید مخاطب را گول زد و یا وابستگی جناحیمان که در مطالب مشهود است، انکار و ادعای استقلال کنیم. چیزی به نام رسانه مستقل لطیفه و دروغی بزرگ است. وقتی محتوایی متناسب با نیاز مخاطب ارائه ندهیم، طبیعتاً به سراغ رسانه دیگری می رود. از طرفی محتوا حتماً باید عمق داشته باشد، عمق محتوا به این است که فرد رسانه ای باید در حوزه ای خاص دانشش از مخاطبش بیشتر باشد.

در میان صحبت های مهاجری وقتی برحسب عادت همیشگی ضبط صوت را برای اطمینان خاطرم نگاه کردم تا مبادا خاموش شده باشد، این رفتارم او را یاد خاطره ای از کار خبری اش می اندازد و روایت می کند: چند سالی سردبیر ماهانه کیهان فرهنگی بودم. یک روز مرحوم آیت الله عمید زنجانی (که بعدها رئیس دانشگاه تهران شد ) مهمان نشریه ما بود و یک بحث فکری و اندیشه ای با ایشان داشتیم که حدود ۸۰ دقیقه طول کشید. در آن زمان از نوار کاست برای ضبط مصاحبه ها استفاده می کردیم. بعد از مصاحبه نوار را به همکارم دادم تا صحبت ها را پیاده کند که متوجه شدیم چیزی ضبط نشده است. به همین دلیل فوراً شروع به نوشتن آنچه که از مصاحبه و گفتگویم با آقای زنجانی در خاطرم مانده بود، کردم. وقتی متن مصاحبه را برایشان فرستادم، گفتند: «ویرایش خوبی از آنچه گفتم داشتین. از طرفی مواردی اشاره شده بود که من نگفتم ولی خیلی جذاب و مورد پسندم بود». خواستم بگویم اگر شما هم در مصاحبه هایتان در چنین وضعیتی افتادید از روش من می توانید استفاده کنید.

این فعال رسانه ای در ادامه به بیان خاطراتی می پردازد که در روزنامه کیهان مشغول به کار بود. خاطراتی از واکنش خانواده نسبت به رفتارش که سبب تجدید نظر در او شد. مهاجری روایت می کند: زمان جوانی در نقش سردبیر، فرد بداخلاقی بودم. اگر همکاران مطلبی را برای من می آوردند که از لحاظ ویرایشی، حرفه ای و… ایراداتی داشت، برگه ها را مچاله می کردم و در سطل آشغال می انداختم. برخوردهای تند و چماقی من متاسفانه خیلی از دوستان را می رنجاند. یک روز پسرم همراه من به دفتر تحریریه آمده بود، وقتی برخورد من را با همکارم درباره مطلبش دید گفت: « بابا شما خیلی بی تربیت نیستین؟» این حرفش من را خیلی تکان داد. زمانی هم که در کیهان بودم یک روز وقتی به خانه برگشتم، همسرم گفت: «امروز دندان چه کسی را شکستید؟» کنایه از اینکه جواب دندان شکن به چه کسی دادید. اول به حرفش خندیدم ولی بعد با خودم فکر کردم فردی که با من در زیر یک سقف زندگی می کند نگاهش به رفتار من مثل این است که من فقط یک مشت برای شکستن دندان هستم. از این دو خاطره بیشتر از ۲۰ سال گذشته و شاید باورتان نشود که هفته ای نیست در ذهنم یادآوری نشوند. این دو اتفاق باعث شد تا من در رفتارهای خود تجدید نظر کنم.

 

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here