زمان انتشار : ۱۴ مرداد ,۱۳۹۹ | ساعت : ۱۶:۴۷ | کد خبر : 502064 |

پیشنمازی: رسانه‌ها در پیک دوم کرونا، گفتمان تصویری را جایگزین گفتگو محوری کنند

شفقنا رسانه- به عقیده پیشنمازی رسانه‌ها در اواخر پیک اول کرونا و با کمتر شدن میزان ابتلا و مرگ‌ومیر ناشی از آن، فعالیت‌هایشان نسبت به قبل کمرنگ‌تر شد. ضمن اینکه در این ایام به دلیل طولانی شدن دوره شیوع، مخاطبان نسبت به هشدارهای رسانه‌ها دچار بی‌حسی و بی‌توجهی شدند. او می‌گوید: این بی‌حسی نسبت به پیام‌های هشداری رسانه‌ها درباره کرونا جهان‌شمول است با این حال رسانه باید تلاش کند تا ذائقه رسانه‌ای اکثریت مخاطبان را درک کند. به عبارتی پیام‌های هشداردهنده و آموزشی در قالب اینفوگرافیک و انیمیشن شانس جذب شدن و اقناع‌سازی بیشتری نزد مخاطب  دارند تا پیام‌های گفتگو محور. بنابراین بهتر است رسانه‌ها گفتمان گفتگو محوری و نوشتاری را تا حدودی کاهش دهند و به سمت گفتمان تصویری بروند.

 

پروانه پیشنمازی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر ارتباطات بحران با تقسیم عملکرد رسانه‌ها به دو بخش قبل از پیک اول و بعدازآن به شفقنا رسانه می‌گوید: با اعلام ورود ویروس کرونا به کشور در اوایل اسفندماه بخشی از کار رسانه‌ای آغاز شد و تقریباً تا بعد از ماه رمضان ادامه پیدا کرد و به‌نوعی پیک اول را پشت سر گذاشتیم که ابتلا و میزان مرگ‌ومیر در پایان پیک اول کاهش پیدا کرد و عملکرد رسانه هم در پیک اول پررنگ و پرقدرت بود. از همان اول اسفندماه رسانه‌ها اعم از دیداری، شنیداری، مکتوب و… توانستند با قدرت و شدت تمام هم به لحاظ کمی و هم کیفی درباره کرونا اطلاع‌رسانی کنند و یک پوشش خبری همه‌جانبه‌ای انجام دهند.

او ادامه می‌دهد: در فاز اول، اطلاع‌رسانی‌ها بیشتر حالت آموزشی داشت و آگاهی‌بخش و هشداردهنده بود. اینکه کرونا چیست، چه مکانیزمی دارد، مردم چگونه می‌توانند در مقابل آن مصونیت ایجاد کنند، باید چه‌کارهایی انجام دهند، چه‌کارهایی انجام ندهند و… . همه این‌ها به کارکردهای اطلاع‌رسانی و آموزشی رسانه معطوف می‌شد. به عبارتی در فاز اول نقش رسانه‌ها بیشتر معطوف به نقش اطلاع‌رسانی و آموزشی بود.

پیشنمازی به عملکرد رسانه‌ها در اواخر پیک اول اشاره می‌کند و می‌گوید: تقریباً بعد از ماه رمضان ما وارد پیک دوم شدیم. به عبارتی برای مدتی شاهد کاهش مبتلایان و فوتی‌های کرونا بودیم که در این ایام مراجع ذی‌ربط مثل وزارت بهداشت، ستاد ملی مبارزه با کرونا و… به حالت استندبای رفته بودند که رسانه‌ها هم از این سیاست پیروی کردند. در اواخر پیک اول مهار بیماری و کاهش میزان مرگ‌ومیر به‌نوعی فریب‌دهنده بود و این تصور را به وجود آورد که خطر رفع شده و احتمال ورود به پیک دوم را جدی نگرفتند. به همین دلیل رسانه‌ها هم در این بازه زمانی یک ماه نقششان به لحاظ حجم اخبار تولیدی، کیفیت آموزش‌ها و هشدارها کمرنگ‌تر شد. اما با شروع پیک دوم بیماری و تصاعدی شدن میزان ابتلا و مرگ‌ومیر،  رسانه‌ها فعالیتشان دوباره پررنگ‌تر و میزان مطالب آموزشی و اخبار هشدار دهندشان بیشتر شد.

او با انتقاد به عملکرد رسانه‌ها در اواخر پیک اول بیماری کرونا می‌گوید: ایراد رسانه‌ها اینجاست که به شکل واکنشی با این بیماری برخورد می‌کنند. یعنی رویکردشان واکنشی و رویداد مدار بود. ما می‌دانستیم تا زمانی که دارو یا واکسنی برای این بیماری پیدا نشود، همچنان درگیر آن هستیم به همین دلیل رسانه‌ها باید رویکرد فرایند مداری در پیش می‌گرفتند. به عبارتی ایراد رسانه‌ها در این ایام رویکرد رویداد مدارشان بود که جای تأمل بیشتری دارد و سیاست‌گذاران و تصمیم سازان رسانه‌ای باید در این زمینه بیشتر دقت کنند. یعنی با توجه به اینکه بیماری نقطه پایان مشخصی ندارد و همواره هشدارهایی برای آمادگی در پاییز و زمستان داده می‌شود، رسانه‌ها باید بتوانند از این به بعد رویکرد فرایند مدار را جایگزین رویکرد رویداد مدار کنند.

با توجه به شروع پیک دوم و بی‌حسی مردم نسبت به اخبار هشداردهنده رسانه‌ها درباره کرونا نسبت به قبل، بهتر است ادبیات رسانه‌ها در پرداختن به این ویروس چگونه باشد؟ پیشنمازی پاسخ می‌دهد: بی‌حسی مردم در رابطه با اخبار کرونا یک مسئله جهان‌شمول است. یعنی اگر دقت کرده باشید در اکثر کشورهای دنیا دوباره میزان ابتلا و مرگ‌ومیر در حال افزایش است و این نشان می‌دهد که مردم در کل دنیا دچار بی‌حسی از هشدارها و غفلت شده‌اند و این ماجرا فقط خاص ایران نیست. البته مردم ما با شرایط متفاوت‌تری از جمله اوضاع معیشتی و اقتصادی نابسامان، تحریم‌ها و… هم درگیر هستند که مزید بر علت شده تا این مسئله نمود پررنگ‌تری داشته باشد.

او ادامه می‌دهد: طبیعتاً پرداخت حرفه‌ای رسانه‌ها در تولید پیام‌های مربوط به کرونا و تاکتیک‌های انتخابی‌شان، می‌تواند کمک‌کننده باشد. ما در عصر کنونی با مخاطبانی روبه‌رو هستیم که ذائقه آن‌ها کاملاً تغییر پیداکرده است. بنابراین رسانه باید تلاش کند تا ذائقه رسانه‌ای اکثریت را درک کند. به‌عنوان مثال اگر قرار است ادبیات نفوذ یا اقناع‌سازی مخاطب همراه با انیمیشن، اینفوگرافیک و… باشد، چه‌بهتر به‌جای پرداختن به پیام‌های متنی و مکتوب، از المان‌های تصویری استفاده شود. به عقیده من پیام‌های هشداردهنده و آموزشی در قالب اینفوگرافیک و انیمیشن شانس جذب شدن و اقناع‌سازی بیشتری نزد مخاطب  دارند تا پیام‌های گفتگو محور. بنابراین بهتر است رسانه‌ها گفتمان گفتگو محوری و نوشتاری را تا حدودی کاهش دهند و به سمت گفتمان تصویری بروند.

پیشنمازی ضمن تأکید بر اینکه همه باید پروتکل‌های بهداشتی مبارزه با کرونا را رعایت کنند، برای خبرنگاران توصیه‌هایی دارد، او می‌گوید: خبرنگاران به واسطه شغلشان باورپذیری ابتلایشان به این بیماری دور از ذهنشان است. چون همواره خودشان راوی رویدادها هستند، کمتر به این فکر می‌کنند که شاید خودشان هم سوژه خبری شوند. بنابراین لازم است تا بحث فرهنگ‌سازی بر روی خبرنگاران رسانه‌ها انجام شود و برنامه‌های آموزشی به شکل اختصاصی برای آن‌ها تدارک دیده شود تا بدانند که چگونه از خودشان حین انجام کار مراقبت کنند. از طرفی خبرنگاران در این ایام باید بیشتر از ابزارهای نوین برای پوشش خبری‌شان استفاده کنند. به عبارتی برای خیلی از محتواهای آموزشی نیازی به حضور فیزیکی خبرنگار نیست و به‌راحتی می‌توان با ابزارهای نوین ارتباطی گفتگوها را با تلفن، واتس آپ، اسکایپ و یا هر وسیله ارتباطی دیگر گرفت.

او ادامه می‌دهد: بنابراین در درجه اول تدارک یکسری از سمینارها و کارگاه‌های آموزشی برای خبرنگاران جهت مراقبت از خود حین اطلاع‌رسانی  و در درجه دوم استفاده بیشتر و حداکثری از ابزارهای نوین ارتباطی توصیه می‌شود و می‌تواند برای کاهش ابتلای خبرنگاران اثربخش باشد.

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here