زمان انتشار : ۳۰ خرداد ,۱۳۹۹ | ساعت : ۱۷:۴۶ | کد خبر : 498301 |

نشست مجازی «کرونا، آموزش و فلسفه برای کودکان » برگزار شد

شفقنا رسانه- شیوع ویروس کرونا بخش‌های گوناگون جوامع و همه اقشار را تحت تأثیر قرار داده است. آموزش و پرورش نیز از نهادهایی است که از بحران شیوع کرونا در امان نمانده است به‌طوری‌که مطابق گزارش‌های یونسکو از زمان شیوع این ویروس تا اوایل آوریل ۲۰۲۰ با تعطیلی مدارس، ۸۹ درصد از دانش‎آموزان دنیا خانه‌نشین شده‌اند، آموزش مجازی حرف اول را در دنیا می‌زند و معلمان و دانش‌آموزان و دانشجویان بسیاری در سراسر دنیا در حال تجربه‌ورزی با شیوه جدید آموزشی هستند. در این راستا ضروری است که کارشناسان و فعالان عرصه تعلیم و تربیت ابتدا نقاط ضعف و قوت نظام آموزشی در تجربه چندماهه دوران کرونا را شناسایی کنند و سپس از خلال آن به فرصت‏ها و تهدیدهای پیش‎رو بپردازند و در نهایت راهکارهای عملیاتی برای استفاده بهینه از فرصت‌های وضع موجود و کاهش تهدیدهای آن ارائه نمایند.

 

به گزارش شفقنا رسانه، گروه مطالعات کودکی انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات در پنجاه و یکمین نشست معلمان و علاقه‌مندان فلسفه‌برای کودکان با عنوان « کرونا، آموزش و فلسفه برای کودکان» به بررسی برخی از این نقاط قوت و ضعف، و تهدیدها و فرصت‌ها پرداخته است و چند راهکار اولیه خصوصاً برای بهبود شرایط آموزش فلسفه‌برای‌کودکان ارائه کرده‌است که البته این راهکارها به صورت گسترده‌تر در حال بررسی هستند. خلاصه کندوکاو گروه به قرار زیر است:

نقاط قوت:

* ارتباط بیشتر والدین با فرزندان؛ در این روزها، خانواده‌ها بیشتر در بحث آموزش فرزندانش شریک شدند، چراکه ناچار بودند به کودکشان کمک کنند و برای او وقت بگذارد.

* دسترسی فراتر از مرزهای فیزیکی به اساتید، کارگاه‎ها و کلاس‎هایی که تا پیش از این ممکن نبود.

* رشد نگاه مثبت به فعالیت‌های مجازی و تغییر عادات.

* صرفه‌جویی در وقتی که به بطالت در مسیر و ترافیک می‌گذشت. شرایط کرونا به ما آموخت که می‌توان بسیار در ترددهای فیزیکی صرفه‌جویی کرد.

* کرونا به نظام آموزشی ما یادآوری کرد که به شرط فراهم بودن زیر ساخت‌ها، آموزش مجازی بایستی جزئی از فرایندهای آموزش و پرورش باشد و این واقعیت را بپذیریم که فضای مجازی برای همه و در همه جا کاربرد دارد.

نقاط ضعف:

* عدم پیش‌بینی و آمادگی برای وضع موجود و مانور قبلی برای برگزاری این نوع آموزش‎ها؛ ما هرساله تعطیلی مدارس را به علل گوناگونی همچون آلودگی هوا، سیل، زلزله و غیره شاهدیم. اگر در آن مواقع آموزش مجازی را تا حدودی الزامی و تمرین می‌کردیم در مواجهه با تعطیلی ناشی از کرونا کمتر دچار مشکل می‌شدیم.

* ضعف مهارتی خانواده‌ها در پیشبرد برنامه‌های درسی رسمی؛ در برخی خانواده‌ها اعضا مهارت کافی برای استفاده از ابزار دیجیتال و محتوای درسی را نداشتند فلذا نتوانستند بهره مطلوب را ببرند.

* فقدان امکان حضور تمام دانش‌آموزان در فضای مجازی به دلیل نبود ساختارهای و ابزارهای الکترونیکی لازم چون گوشی هوشمند، اینترنت با سرعت مناسب و… .

* آموزش مجازی نیاز به مهارت در تدوین و تهیه محتوای الکترونیکی دارد. کادر آموزشی و معلمان با استفاده از بانک اطلاعاتی و برنامه‌های نرم‌افزاری بایستی قادر باشند محتوای مورد نیاز را تأمین و روش‌های تدریس مجازی را ارائه نمایند  که این توانمندی نه در دانشگاه فرهنگیان و نه در دوره های ضمن خدمت به فرهنگیان آموزش داده نشده است.

* تصور بسیاری افراد و کارفرمایان اینگونه است که دورکاری و شرایط مجازی انرژی کمتری از افراد و در شرایط آموزشی از معلمان و فعالان این عرصه می‌برد و بنابراین انتظارات آنها بیشتر شده و فشار زیادی بر آنها می‌آورند. در صورتی که افراد خلاق و به روز در کار و خصوصاً آموزش انرژی و وقت بسیار بیشتری نسبت به گذشته می‌گذارند؛ هم برای تهیه محتوای کاری و هم تطابق آن با فضای مجازی.

* موردی که خصوصاً در مورد فلسفه‌برای‌کودکان مصداق دارد، حضور و فعالیت پشت صحنه والدین در کلاس‌های مجازی است که موجب اخلال در اهداف و روند حلقه کندوکاو می‌شود.

* از اهداف برنامه درسی فلسفه‌برای‌کودکان می‌توان افزایش قدرت تمرکز، تعامل افراد با یکدیگر، کاستن از شتاب عصر رسانه و… را برشمرد که امکان تمرین این قبیل مهارت‌ها با شرایط موجود فراهم نیست و شرایط آموزشی جدید اگر نگوییم متضاد، هم‌راستا با این اهداف نیست.

تهدیدها و فرصت‌های پیش رو:

* با توجه به شکاف دیجیتالی، تغییرات جدید در رویکردهای آموزش می‌تواند شکاف‌های عدالت آموزشی را گسترش دهد، یعنی آنهایی که دسترسی به امکانات آموزشی و فضای مجازی دارند نسبت به کسانی که به این امکانات دسترسی ندارند از فرصت‌های آموزشی بهتری برخوردار شوند.

* از آنجا که ما با کمبود کلاس و مدرسه همواره مواجه بوده و هستیم، از شرایط آموزش مجازی می‌توان به نفع آن استفاده کرد.

* در سند تحول بنیادین ذکر شده دانش آموز باید متفکر، خلاق، خود باور، خودساخته، تلاشگر، سالم و خود یادگیرنده باشد. اینکه دانش‌آموز باید چگونه یاد گرفتن را یاد بگیرد بسیار مهم است؛ یادگیرنده‌ای که می‌تواند از منابع مختلف یادگیری به راحتی استفاده کنند. در این صورت معلم فقط یکی از منابع یادگیری خواهد بود نه همه آن. اگر این مهم بازتعریف عملیاتی شود، در صورت وقوع تعطیلات پیش بینی نشده، آموزش و یادگیری تعطیل نمی‌شود.

* معلم صرفاً دارای نقش انتقال‎دهنده دانش و تجربه نیست بلکه تسهیل‌گری، راهبری، برانگیزانندگی را نیز برعهده دارد. معلم باید هدایتگر و برانگیزاننده فکر باشد. نهادینه کردن شوق یادگیری مهم‌ترین کاری است که در جهان کرونا و بعد از آن باید انجام داد چراکه تمام نقش‌های سنتی که تاکنون مانع این امر می‌شدند اینک فرو ریختند.

* با مجازی شدن آموزش، مدرسه صرفا یک محیط فیزیکی نیست بلکه یک مفهوم ترکیبی و به نوعی حلقه وصل معلم، دانش‌آموز، خانواده و سازمان است.

 

راهکارهای پیشنهادی:

* آموزش حضوری و آموزش آنلاین هر کدام مختصات خود را دارند و در بسیاری موارد مهارت‌های متفاوتی را می‌طلبند. این مختصات و مهارت‌ها را بشناسیم و برای آنها با توجه به شرایط موجود برنامه‌ریزی کنیم.

* برنامه آموزشی و با انگیزه‌ای تدوین کنیم که افراد خودخوان و هدفمند و خودانگیزش شوند نه اینکه برنامه آموزشی آنها را با زور به دنبال خود بکشاند. تجربه این چندماه خصوصاً نشان داد که کسانی که مبحث آموزشی را دوست دارند و علاقه‌مند هستند در جریان آموزش‌های آنلاین و مجازی هم موفقند و پیگیر و کسانی که با زور در محیط آموزش قرار گرفتند همواره گریزان که شرایط مجازی مطلوبیت بهتری در گریز برایشان ایجاد کرده است.

* در برنامه‌ریزی آموزشی برای محیط مجازی به ویژگی‌های یادگیری متفاوت افراد شامل شنیداری، دیداری و حسی حرکتی توجه داشته باشیم.

* شیوه ارزشیابی یادگیری بایستی تغییر کند چراکه هرآنچه با سرچ در گوگل و با کمک اعضای خانواده قابل پاسخگویی است دیگر در این دوره ارزش تدریس کردن ندارد، معلم باید هر چه بیشتر به شکل‎گیری سؤال کندوکاومحور و فلسفی در ذهن دانش‎آموزان کمک کند.

* از آنجا که ایجاد حلقه کندوکاو فلسفی به صورت فیزیکی از مدتی پیش تا آینده‌ای نامعلوم ناممکن عقلی است و بسیاری از مهارت‌های مدنظر فلسفه‌برای‌کودکان همچون مهارت‌های تفکر مراقبتی که روح حاکم بر فلسفه‌برای‌کودکان است شرایط فیزیکی را می‌طلبد، تمرکز اصلی برنامه فلسفه‌برای‌کودکان می‌تواند بر بلندخوانی و افزایش مهارت‌های درک متن به عنوان پیش‌نیاز فلسفه‌برای‌کودکان معطوف شود.

* با توجه به شرایط موجود، بایستی قوانین کندوکاوی خاص پلت فرم‎های آموزش مجازی تدوین و نهادینه شود تا امکان گفت‌گوی اصولی را فراهم آورد.

* از آنجا که دیگر امکان ممانعت از حضور والدین و مسئولین مدارس و آموزشگاه‎ها در حلقه کندوکاو کم‌رنگ شده است، برای ایجاد حس امنیت گفت‎وگو در اعضای حلقه‌کندوکاو بایستی تدابیری اندیشیده شود.

یکی از اعضای گروه مطالعات کودکی داستان جالبی را تعریف کرد از داستانی فانتری در یکی از کتاب‌های قدیمی؛ ماجرای بچه‌هایی که به صندوقخانه‌ای دست پیدا می‌کنند و کتابی می‌یابند که در آن داستان تاریخی از دانش‌آموزان گفته شده که به مدرسه می‌رفتند و ماجراهای مدرسه و… و این بچه‌ها در حسرت آنکه چقدر خوب که در قدیم به مدرسه می‌رفتند و کاش ما هم مثل آنها بودیم و… و الان آنها این شرایط را ندارند!!!

شاید روزگار به گونه‌ای چرخیده بر وفق مراد دانش‌آموزانی که دیگر محیط مدرسه و آموزش نه تنها برایشان جذاب نبوده بلکه همواره کسل و خسته بودند و گریزان از آن! شاید اکنون وقت آن است که با برنامه‌ای اصولی و انگیزشی ساختار آموزش و پرورش را متحول و متعالی کرد… به حول و قوه الهی و به امید آن روز همه با هم تلاش می‌کنیم.

 

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here