زمان انتشار : ۹ فروردین ,۱۳۹۹ | ساعت : ۱۲:۵۳ | کد خبر : 494081 |

روایت اهل قلم/ عبدالله ناصری: دوران جنگ را دوره آزادی نسبی مطبوعات می دانم/ می خواستم در ایرنا یک انقلاب اداری ایجاد کنم

عبدالله ناصری/ عکاس حسین شهلایی

شفقنا رسانه– شنیدن روایت‌ها و خاطرات روزنامه‌نگاران پیشکسوت می‌تواند برگی از تاریخ مطبوعات شفاهی برای اهالی رسانه باشد. پیشکسوتان مطبوعاتی که در زمانه خود به عنوان چشم و گوش مردم بودند و با اطلاع رسانی‌های دقیق و تحلیل‌هایشان به مسئولان کمک می‌کردند، باید  در حال حاضر هم با انتقال تجربیات و توصیه‌های خود به خبرنگاران در خبررسانی و انعکاس واقعیت‌ها در جامعه یاری رسانند.

این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که خود اهالی رسانه به اهمیت این طبقه از جامعه پی‌ببرند و جایگاه‌شان را ارج نهند. به همین خاطر شفقنا‌ رسانه در نظر دارد هر هفته  دیداری با پیشکسوتان و مدیران مطبوعاتی داشته باشد و از تجربیات آنان بهره بگیرد.

عبدالله ناصری، فعال سیاسی و پیشکسوت رسانه ای در ابتدای صحبت های خود به ارزیابی وضعیت رسانه ها از لحاظ اثرگذاری تولید محتوا، گزارش های تحقیقی و میدانی می پردازد و به شفقنا رسانه می‌گوید: اگر بخواهم روند کار رسانه را به معنای عام در کشور تقسیم بندی کنم ابتدا یک تقسیم بندی در دو مقطع پیش از شبکه های اجتماعی و بعد از شبکه های اجتماعی در نظر می گیرم. معتقدم با شکل گیری شبکه های اجتماعی، رسانه های ما از جمله رسانه های حکومتی، رسانه های آزادِ سنتی و… از آن ها بسیار تاثیرپذیر شدند.

او ادامه می دهد: با این تقسیم بندی که در واقع یک نقطه عطف فناوری و علمی بود در مجموع می توان دوره جمهوری اسلامی را به یک دوره پرفراز و نشیب با دو مشخصه انقباضی و انبساطی تقسیم کرد. اگر از  سال های اول انقلاب بگذریم و مشخصاً دوره جنگ را درنظر بگیریم یک دوره ثبات و تثبیت رسانه در کشور با همان پیش زمینه های آموزشی و تجربی قبل از انقلاب وجود دارد. اما این دوره به واسطه جنگ یک دوره تقریباً انقباضی است. جنگ همه مسائل کشور را تحت الشعاع قرار داده و طبیعتاً رسانه ها تحت تاثیر مسئله اصلی کشور هستند و برای عملکرد حرفه ای، آزادی عمل ندارند. اما در مجموع من آن دوره را دوره آزادی نسبی مطبوعات می دانم.

ناصری به بیان وضعیت مطبوعات بعد از جنگ تحمیلی می پردازد و می گوید: دوره بعد از جنگ مرحوم هاشمی رفسنجانی همت را بر اولویت اقتصاد و تمرکز نظام دیوانسالاری گذاشتند و تجربه هم نشان داد که این سیاست درست نبود. در این دوره یک رویکرد انقباضی شدید در عرصه مطبوعات و رسانه به وجود آمد. اتفاقاً همین مسئله هم پاشنه آشیل دولت آقای هاشمی رفسنجانی و نقطه اصلی یا گرانیگاه پیروزی دولت اصلاحات و جنبش دوم خرداد شد که اولویت بر توسعه سیاسی بود. با شکل گیری فصل توسعه سیاسی، ما شاهد یک دوران جدید در مطبوعات و رسانه هستیم. به طوری که هم سیاست های آقای خاتمی و دولت ایشان و هم سیاست های وزارت فرهنگ و شورای عالی امنیت، دوره آزادی نسبی مطبوعات و دوره سیاست های انبساطی است.

او ادامه می دهد: در این دوره علاوه بر سیاست های دولتی، که حکومت را هم تحت تاثیر قرار داد ما شاهد تولد نسل جدید روزنامه نگار هستیم. این نسل دوم در عرصه مطبوعات هم متهورانه کار کرد و هم نوآورانه. به عبارتی ما شاهد تیپ گسترده ای از جوانان قلم زنی هستیم که کم کم از این دوره به بعد با تکنولوژی های جدید وارد عرصه رسانه و ابزار کار شده اند و عملاً یک دوره شکوفایی داریم. با این حال بعد از دوره اصلاحات دوباره سیاست های انقباضی در پیش گرفته شد.

این فعال رسانه ای معتقد است که مطبوعات و رسانه هایمان در عین شکوفایی شان چون خیلی از ناحیه حکومت سیاست زده امنیتی بودند، نمی توان خیلی نمره قابل قبولی به آن ها داد. او می گوید: حکومت بر آزادی عملکرد و نظارت آزاد رسانه سایه انداخته است. ما ظرفیت فکری را داریم ولی سیاست های ایدئولوژیک در مجموع کار رسانه را در ایران محدود کرده است. وقتی می توانم وضعیت مطلوب برای رسانه و مطبوعات ترسیم کنیم که ببینیم ماموریت اصلی خودش را به عنوان نهاد ناظر و نهاد واسط بین حکومت و مردم انجام می دهد یا خیر. یعنی مسئله ای را پنهان نمی کند، واقعیت ها را در جامعه بیان می کند و مطالبات اجتماعی مردم را با سیاست های کلان حکومتی متوازن می کند.ناصری می گوید: به خاطر ماهیت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی و نظام سیاسی که همه را با رویکرد ایدئولوژیک ارزیابی می کند و یک راهبرد یا گفتمان جدی هم در پیش گرفته، از آغاز انقلاب حفظ نظام سیاسی اولویت اول قرار می گیرد و همه چیز ذیل آن تعریف می شود، خب طبیعتاً با این رویکرد خیلی وقت ها انتقال آزاد اطلاعات و آزادی عمل رسانه دست خوش تغییر و تحول شده که ما این روند را کماکان می بینیم. یعنی در دوره اصلاحات -مخصوصاً سال ۷۸ که به طور جدی با مطبوعات برخورد شد- شاهدیم که نهاد شورای عالی امنیت ملی وارد میدان داری رسانه می شود. متولی مطبوعات و رسانه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است ولی عملاً در این دو دهه شورای عالی امنیت ملی سیاست گذار بوده است.

وقتی می توانم وضعیت مطلوب برای رسانه و مطبوعات ترسیم کنیم که ببینیم ماموریت اصلی خودش را به عنوان نهاد ناظر و نهاد واسط بین حکومت و مردم انجام می دهد یا خیر. یعنی مسئله ای را پنهان نمی کند، واقعیت ها را در جامعه بیان می کند و مطالبات اجتماعی مردم را با سیاست های کلان حکومتی متوازن می کند.

ناصری مثال می آورد: من معتقدم ناآرامی های آبان ماه که به خاطر افزایش قیمت بنزین شکل گرفت و هزینه بسیار سنگینی را تحمیل کرد، می توانست از لحاظ اجتماعی یک دوره شکوفایی باشد. به عبارتی اگر رسانه ها را در انجام رسالت حرفه ای شان محدود نمی کردند و از اطلاع رسانی درباره افزایش بنزین منع نمی شدند، طبیعتاً روند رخدادها به گونه دیگری می شد. البته من نمی خواهم زمینه های گذشته و موازی این اتفاق اجتماعی را نادیده بگیریم، ولی همیشه رخدادهای اجتماعی تابع زمان حال خود و یک لحظه انفجاری بوده اند. بنابراین معتقدم اگر افزایش بنزین با یک زمینه سازی رسانه ای اعلام می شد، مردم و حکومت هزینه کمتری در آبان ماه می دادند.

مطبوعات و رسانه ها در ایران وقتی می توانند به وضعیت مطلوب برسند که کاملاً از سیاست گذاری و ترسیم سازوکار نهادهای امنیتی خارج شوند. 

او تاکید می کند: مطبوعات و رسانه ها در ایران وقتی می توانند به وضعیت مطلوب برسند که کاملاً از سیاست گذاری و ترسیم سازوکار نهادهای امنیتی خارج شوند. به عبارتی ما در قانون مطبوعات آیین نامه هایی برای رسانه ها و مطبوعات داریم که متولی آن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. به همین دلیل نهادهایی چون شورای عالی امنیت ملی، وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه و تشکیلات قضایی باید از دخالت در رسانه و مطبوعات خارج شوند. آسیب های اقتصادیِ توقیف فله ای مطبوعات – در دوره آقای مرتضوی- هنوز گریبان برخی از سرمایه گذاران و مدیران مسئول را گرفته و بعد از ۲۰ سال حل نشده است. بنابراین اگر ابتدا قانون مطبوعات -با همه نقطه ضعف هایش- و بعد آیین نامه ها و ضوابط سایت ها و پایگاه های خبری مصوب در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مبنا قرار گیرد، تمام نهادهای غیرمسئول از حوزه رسانه خارج می شوند.

 

ناصری معتقد است که امروزه فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، خبرگزاری ها و مطبوعات را کاملاً تحت تاثیر قرار می دهد و هرکسی می تواند خود یک رسانه شود. بنابراین تا زمانی که نهادهای امنیتی وسط میدان نظارت و تعیین خطوط برای مطبوعات و رسانه باشند، نمی توانیم به شرایط مطلوب برسیم.

ناصری معتقد است که امروزه فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، خبرگزاری ها و مطبوعات را کاملاً تحت تاثیر قرار می دهد و هرکسی می تواند خود یک رسانه شود. بنابراین تا زمانی که نهادهای امنیتی وسط میدان نظارت و تعیین خطوط برای مطبوعات و رسانه باشند، نمی توانیم به شرایط مطلوب برسیم.

این دیدگاه وجود دارد که چون مدیران متخصصی برای اداره رسانه ها نداشتیم، نمی توان انتظار خبرنگار متخصص و اثر گذار از رسانه های داخلی داشت. با این حال ناصری در این باره می گوید: الان رسانه ها در برابر چند رسانه فارسی زبان عاجز شده اند این درحالی است که همه ما می دانیم، نیروهایی این رسانه ها را اداره می کنند که در دوره بلوغِ رسانه های داخلی، نیروهای رده دوم عرصه رسانه ای کشور بودند ولی امروز در رسانه های فارسی زبانِ خارج از کشور چون با معیارهای متوهم خطوط قرمز روبرو نیستند، شکوفا شده اند.

او معتقد است که در خبرگزاری هایی چون ایسنا، ایرنا، جماران، شفقنا و… پتانسیل حرفه ای وجود دارد ولی زمانی خبرنگار می تواند در سطح داخلی و حتی بین المللی بروز و ظهور داشته باشد که احساس آزادی کند. ناصری تاکید می کند: اگر نگاه امنیتی از رسانه ها رنگ ببازد و خطوط قرمز توهم آلود توسط مسئولین یا نهادها تولید نشود، در رسانه های داخلی افرادی به مراتب قوی تر از همتایانشان در رسانه های فارسی زبان خارج از کشور داریم. اگر از مرحوم بورقانی و هوشنگی که افراد حرفه ای بودند بگذریم، افرادی چون احمد ستاری، عباس عبدی، محمد قوچانی و… روزنامه نگاران حرفه ای و موثر هستند.

 اگر نگاه امنیتی از رسانه ها رنگ ببازد و خطوط قرمز توهم آلود توسط مسئولین یا نهادها تولید نشود، در رسانه های داخلی افرادی به مراتب قوی تر از همتایانشان در رسانه های فارسی زبان خارج از کشور داریم.

او ادامه می دهد: شما تصور کنید روزی «ابوالفضل فاتح» نامی با دست خالی به همراه چند نفر در دوره اصلاحات، رسانه ای با نام «ایسنا» راه اندازی می کند. من در آن زمان مدیر ایرنا بودم و دائم به خبرنگارانم می گفتم که باید کار حرفه ای را از خبرنگاران ایسنا یاد بگیرند. چون خبرنگار ایسنا در لحظه- حتی اگر شده نصف شب- خبر را بر روی خروجی قرار می داد ولی خبرنگار -کارمند ایرنا صبح اول ساعت اداری این کار را انجام می داد. من معتقدم تجربه حرفه ای با نسل جوان در دوره اصلاحات بالیده شد و امروز انباشت حرفه ای رسانه ای در ایران بسیار بالا است ولی این نگاه و سیاست ها اجازه و زمینه کار حرفه ای را نمی دهد.

در چنین شرایطی رسانه ها چقدر نیاز مخاطبانشان را برآورده می کنند؟ ناصری پاسخ می دهد: به دلیل این فضای امنیتی که بر مسیر اطلاع رسانی و گردش آزاد اطلاعات حاکم شده رسانه ها برای مردم در رده دوم هستند. فضای مجازی و شبکه های اجتماعی هم به رسانه اول مردم تبدیل شده است. من به عنوان یک فرد نسبتاً با تجربه در حوزه رسانه می بینم که بیشتر نیازهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و علمی من در فضای مجازی تامین می شود.

او ادامه می دهد: البته در عین حال که معتقدم رسانه های رسمی اعم از مطبوعات و انلاین در رده دوم هستند ولی همین روند تحول و فناوری ها باعث شده که مسئولان تا حدودی نسبت به رسانه های رسمی واکسینه شوند. به عبارتی معتقدند که فناوری های نوین بر جامعه و جریان آزاد اطلاعات تاثیرگذارند و نمی توانند بعضی کارها را به صورت جدی پیش ببرند. به عبارتی قطع اینترنت در آبان ماه نتوانست جلوی انتشار اطلاعات در داخل و خارج را بگیرد و تنها تاثیرش یک تاخیر زمان و نتیجه اش ضرر و زیان به کسب و کارهای اینترنتی بود. متاسفانه من فکر می کنم اگر خدایی نکرده حادثه ای مشابه آبان ۹۸ رخ دهد، آقای روحانی، وزیر ارتباطات، شورای امنیت ملی و وزیر کشورش همان مسیر قبلی؛ یعنی قطع اینترنت و راه های ارتباطی را در پیش می گیرند.

تا وقتی نگاه ایدئولوژی بر رسانه ها سایه انداخته و همه چیز ذیل آن چه مصالح نظام سیاسی و مصالح اجتماعی از نگاه برخی نامیده شده سنجیده می شود، جای امیدی نیست که رسانه ها به مطلوبیت برسند. لازمه این کار تغییر رویکردها است و در ایران کار راحتی نیست.

به خط قرمزها و جایگاه رسانه ها در نزد مردم اشاره کردید، فکر می کنید رسانه ها چگونه می توانند به رده اول برگردند؟ ناصری پاسخ می دهد: تا وقتی نگاه ایدئولوژی بر رسانه ها سایه انداخته و همه چیز ذیل آن چه مصالح نظام سیاسی و مصالح اجتماعی از نگاه برخی نامیده شده سنجیده می شود، جای امیدی نیست که رسانه ها به مطلوبیت برسند. لازمه این کار تغییر رویکردها است و در ایران کار راحتی نیست. در زمان جنگ روزنامه رسالت مناقشات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و… در داخل دولت، حاکمیت و پایتخت را در روزنامه منعکس می کرد. امام خمینی (ره) در آن دوران فرمودند که روزنامه رسالت در جبهه توضیع نشود تا مناقشات داخلی بر روی رزمنده ها تاثیر نگذارد ولی نگفتند روزنامه رسالت توقیف شود.

ناصری در ادامه به خبر دستگیری صدام اشاره کرد که اولین بار در منطقه توسط ایرنا منتشر شد. او روایت می کند: دوره جوانی در واحد مرکزی خبر تجربه ای داشتم و چون معتقد بودم خبرنگار اعزامی به خارج از کشور باید هم فردی حرفه ای باشد و هم مورد حمایت رسانه قرار بگیرد، تصمیم گرفتم یکی از خبرنگاران واحد مرکزی خبر را که در خبر حرفه ای و مسلط به زبان انگلیسی بود، به لندن بفرستم. با توجه به اینکه این خبرنگار از کارمندان قبل از انقلاب بود، بدنه حزب اللهی واحد مرکزی خبر خیلی با این تصمیم موافق نبود ولی من چون کارش را از نظر حرفه ای قبول داشتم او را فرستادم و ترور ریگان را به عنوان اولین رسانه در جهان کار کرد. خب این تجربه باعث شد در ایرنا وقتی زمزمه حمله آمریکا به عراق ایجاد شد، به دلیل خطرات احتمالی و هزینه بالای اعزام خبرنگار، یکسری خبرنگار در کشورهای همجواری چون کویت، اردن، سوریه، فلسطین و… انتخاب کنم و از آن ها بخواهم که خبرهای دست اول را در ازای دریافت هزینه ای به ما برسانند.

او ادامه می دهد: از زمزمه حمله آمریکا به عراق تا زمان سقوط صدام هنوز هیچ خبرنگار رسمی در صداوسیما و رسانه های ایران نتوانسته بود، وارد عراق شود ولی ما در همان ۲۱ روز خبر میدانی از عملیات این جنگ کار می کردیم. در رابطه با دستگیری صدام هم معتقد بودم که بارزانی در لحظه از تمام اخبار عراق و صدام باخبر است. به همین دلیل به یکی از خبرنگاران آزاد ایرنا در کرمانشاه که با بارزانی ارتباط داشت خواستم تا پیگیر لحظه ای اخبار باشد. در خاطرم هست که آمریکایی ها بالافاصله دستگیری صدام را به بارزانی اطلاع دادند و این خبرنگار آزاد هم مطلع شد و ما را در جریان قرار داد. خب این شد که ایرنا اولین بار در منطقه خبر دستگیری صدام را منتشر کرد.

می خواستم در ایرنا یک انقلاب دیوانی و اداری ایجاد کنم، به این معنا که با یک تیم متخصص دانشگاهی جلساتی برگزار و ساختارها را تعریف کردیم. چون متوجه شده بودم تنها راه رسیدن به تصویر ذهنی ام این است که ایرنای ۷۰ ساله از کارمندی خارج شود و یک خبرگزاری رسمی جدید شکل بگیرد تا حمایت بیشتری از خبرنگاران حرفه ای داشته باشم.

ناصری می گوید: می خواستم در ایرنا یک انقلاب دیوانی و اداری ایجاد کنم، به این معنا که با یک تیم متخصص دانشگاهی جلساتی برگزار و ساختارها را تعریف کردیم. چون متوجه شده بودم تنها راه رسیدن به تصویر ذهنی ام این است که ایرنای ۷۰ ساله از کارمندی خارج شود و یک خبرگزاری رسمی جدید شکل بگیرد تا حمایت بیشتری از خبرنگاران حرفه ای داشته باشم.

این مدیر رسانه ای سابق ضمن بیان اینکه در گذشته می توانست مانع شکل‌گیری خبرگزاری های دیگر شود، می گوید: نه تنها مانع شکل گیری خبرگزاری های دیگر نمی شدم بلکه آموزش های لازم را هم به آن ها می دادم. همیشه در بدنه خبرگزاری به من گفته می شد که چرا برای ایرنا رقیب می سازی و مجوز می دهی؟ ولی من معتقد بودم که خبر باید از انحصار خارج شود. اگر در انحصار باشد رشد نمی کند و آفت پذیر است. حتی در ایرنا تمام آموزش های فنی، سیاسی، تحریریه، پرورش نیرو و آموزش ضمن خدمت را برای خبرگزاری فارس ارائه کردم. آیین نامه تاسیس خبرگزاری غیر دولتی در زمان ما تصویب شد.

ناصری با اشاره به صدور مجوز افزایش حق امضای ارسال خبر در دوره مدیریتش می گوید: این مسئله ای بود که در دوره مدیریت من در ایرنا خیلی صدا به پا کرد. در خاطرم هست که در آن اواخر حدود ۸۰ نفر در تهران، سایر استان ها و چندین دفتر خارجی حق ارسال مستقیم خبر داشتند. اگرچه سرعت انتشار خبر بالا رفته بود ولی این کار تبعاتی داشت و برای برخی از آن ها دادگاه رفتم. حتی از من می خواستند تا پای ارسال کننده و مجوز دهنده خبر را به دادگاه بکشانم ولی من ممانعت می کردم و همه مسئولیت را به عنوان مدیر عامل برعهده می گرفتم. این حمایت و واگذاریِ حق ارسالِ خبر، تجربه خیلی خوبی بود.

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here