زمان انتشار : ۲۷ آذر ,۱۳۹۸ | ساعت : ۱۰:۰۵ | کد خبر : 490037 |

روایت اهل قلم/ بهزاد در میزگرد شفقنا از ضرورت تغییر محتوانگاری در رسانه ها می گوید

شفقنا رسانه-شنیدن روایت‌ها و خاطرات روزنامه‌نگاران پیشکسوت می‌تواند برگی از تاریخ مطبوعات شفاهی اهل رسانه باشد. پیشکسوتان مطبوعاتی که در زمانه خود به عنوان چشم و گوش مردم، با اطلاع رسانی‌های دقیق و تحلیل‌های مناسب به مسئولان کمک می‌کردند، امروز هم می‌توانند با انتقال تجربه های خود به خبرنگاران در خبررسانی و بازتاب واقعیت‌ها به افزایش کیفی حرفه روزنامه‌نگاری کمک برسانند. البته این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که خود اهالی رسانه به اهمیت این طبقه از جامعه پی‌ببرند.

با همین برآوردهاست که شفقنا‌ رسانه می کوشد هر هفته پای دیدار یکی از پیشکسوتان و مدیران مطبوعاتی بنشیند و تجربه های آنان را در اختیار جامعه قرار دهد.

این بار شفقنا، میزبان علی بهزاد از پیشکسوتان مطبوعات بود که از سال ۵۶ فعالیت حرفه ای خود را در روزنامه کیهان شروع کرد. بهزاد که سال ۷۱  هم در هفته نامه «حوادث» به مدت یک سال نویسندگی و گزارشگری صفحه «روشنی های زندگی» را بر عهده داشت، کارش نگارش داستان زندگی جانبازان بالای ۷۰ درصد بود که این دوره را به عنوان زکات دوره روزنامه نگاری اش می داند. او در ابتدای صحبت های خود با شفقنا رسانه روایتگر  صحنه ای است که در این گفتگوها همواره در ذهنش مرور می شد و نشان از همذات پنداری این پیشکسوت مطبوعاتی  با حال و روز آن جانبازان در لحظات جبهه دارد. بهزاد تعریف می کند: با توجه به اینکه خبرنگار فرهنگی و دانشگاهی بودم، طبیعتاً در جبهه حضور پیدا نمی کردم، چون خبرنگاران سرویس گزارش یا شهرستان ها برای پوشش خبری به جبهه اعزام می شدند. یک بار بنیاد مستضعفان برنامه دیدار از اردوگاه جنگ زدگان را برای خبرنگاران گذاشت. به همین دلیل من به همراه ۱۴ خبرنگار دیگر شهر به شهر از محل اسکان جنگ زده ها بازدید می کردیم. یکی از این شهرها ایلام بود که در ۱۵ خرداد ۶۱ به این شهر رسیدیم. زمانی که از اردوگاه بازدید می کردیم سه هواپیمای جنگی عراقی با فاصله اندکی از زمین شروع به بمباران کردند و من پناه بردم و در کنار دیواری ایستادم، یکباره گرمایی در شاهرگ گردنم احساس کردم، وقتی چشمانم را باز کردم متوجه شدم یک تکه خمپاره در لا به لای دیوار فرو رفته و گردنم را می سوزاند. بعدها وقتی با جانبازان جنگ مصاحبه می کردم این لحظه همواره در ذهنم مرور می شد و احساس همذات پنداری می کردم. به همین دلیل فکر می کردم در قبال این عزیزان رسالت بالایی دارم. وقتی قلم در دستم است باید از لحظاتشان در جنگ صحنه هایی بنویسم که هر خواننده ای با واقعیت جنگ آگاه شود.

بهزاد که هفته نامه «حوادث» را نشریه ای پرخواننده می داند، به بیان دلایل علاقه مردم به خواندن اخبار حوادث می پردازد و می گوید: دلیل اول ماجراجویی مردم است. دوم؛ در اخبار حوادث دروغ نیست. از طرفی خبرنگاران حادثه نویس قدرت تخیل بالایی دارند و این سبب می شود نثرشان مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد و خوانده بیشتری داشته باشد.

یکی از خاطراتی که خبرنگاران روزنامه کیهان همواره تعریف می کردند، بحث دزدیدن اسامی پذیرفته شدگان کنکور از میز وزیر توسط بهزاد است. خودش چنین روایت می کند: همیشه اسامی پذیرفته شدگان کنکور را براساس حروف الفبا بین روزنامه های اطلاعات و کیهان تقسیم می کردند. هر صفحه هم ۹۰ هزار تومان به روزنامه پول می دادند، چون به عنوان اگهی دولتی چاپ می شد. آن روز در مصاحبه مطبوعاتی با زنده‌یاد دکتر حبیبی، وزیر علوم بودیم که مدیر آگهی های روزنامه اطلاعات را دیدم. تعجب کردم و پرسیدم مدیر آگهی ها در اینجا چکار می کند؟! وزیر اعلام کرد: «برخلاف سال های گذشته قصد داریم همه اسامی را تنها به روزنامه اطلاعات بدهیم و روز دوشنبه در این روزنامه منتشر می شوند». در آن لحظه تمام تمرکزم از مصاحبه مطبوعاتی پرت شد و به این فکر می کردم که باید چکار کنم. چون پای حیثیت روزنامه کیهان در میان بود. به هر نحوی خودم را به اتاق وزیر رساندم و اسامی قبولی های کنکور را از روی میز وزیر برداشتم. آنچنان استرس داشتم که از وزارت علوم تا ساختمان کیهان پیاده دویدم، برگه ها را به سردبیر دادم و ماجرا را تعریف کردم. سردبیر هم حروفچین ها را موظف کرد تا اتمام کار بمانند. وقتی کار آماده شد تیتر زدیم «قبول شدگان کنکور/ اختصاصی کیهان امروز» و یکشنبه صبح اسامی در روزنامه کیهان منتشر شد. این در حالی بود که روزنامه اطلاعات تیتر زده بود: «قبول شدگان کنکور/ روز دوشنبه در اطلاعات».

او ادامه می دهد: ناگفته نماند چون وزیر من را خیلی دوست داشت، از این کارم ناراحت نشده بود. من تنها خبرنگاری بودم که وقتی می خواست خبری محرمانه، بدون ذکر منبع در روزنامه ها منتشر شود، من را صدا می زد تا به نقل از یک مقام آگاه منتشر کنم. یعنی می خواهم بگویم ارتباط خوبی با وزیر داشتم و این کارم هم سبب ناراحتی ایشان نشده بود. به نوعی خودش هم از اینکه خبرنگاری زرنگ باشد، خوشحال می شد.

بهزاد به بیان خاطره دیگری از فعالیتش در روزنامه کیهان می پردازد و می گوید: در زمستان ۵۸ برف سنگینی باریده بود و یک هواپیما در کوه های لشکرک سقوط کرد که همه مسافران آن کشته شدند. در خاطرم هست که مسئول روابط عمومی مهرآباد، همسر دوستم بود و به ایشان زنگ زدیم تا تمام عکس های این حادثه را در اختیارمان قرار دهد که گفت مدیرمسئول روزنامه اطلاعات به رئیسم زنگ زده و قرار شده تا خبرنگاری برای گرفتن تمام عکس ها بفرستند. خب در آن لحظه نمی دانستم چکار کنم. فقط از روابط عمومی مهرآباد خواستم تا خبرنگار اطلاعات را منتظر بگذارد و خودم هم به سمت فرودگاه رفتم. وقتی رسیدم متوجه شدم که از طرف اطلاعات هم یک نفر آمده و من با هزار ترفند عکس ها را از او گرفتم و به سمت روزنامه حرکت کردم… .

روزنامه برای نسل ما یک حیثیت بود

خبرنگاران روایت های زیادی از رقابت بین روزنامه اطلاعات و کیهان برای تولید و انتشار اخبار متفاوت و اختصاصی بیان می کنند. فکر می کنید آیا چنین روحیه ای در میان خبرنگاران امروز وجود دارد؟ بهزاد پاسخ می هد: خیر. در آن زمان من با خبرنگاران اطلاعات رفیق بودم ولی در عین رفاقت، رقابتمان همچنان پابرجا بود و حد و مرز داشت. الان خبرنگار، خبری تنظیم می کند و بدون کوچکترین تغییری برای چند روزنامه می فرستد. خب دلیلش به این برمی گردد که خبرنگار دیگر آن تعلق خاطر را به رسانه اش ندارد. این در حالی بود که روزنامه برای نسل ما یک حیثیت بود. در خاطرم هست وقتی همشهری راه اندازی شد و نیرو می خواست اکثر خبرنگاران بعد از انقلاب رفتند و قدیمی ترها در تحریریه باقی ماندند. ما آموخته بودیم که روزنامه حیثیت و آبروی ماست.

او ادامه می دهد: از طرفی هم سردبیر و مدیر مسئول باید به گونه ای با روزنامه نگارشان برخورد کنند که او نسبت به روزنامه اش احساس رفاقت و تعلق خاطر داشته باشد. خب وقتی چنین احساسی وجود داشته باشد، خبرنگار تمام تلاشش را برای حفظ آبرو و شأن روزنامه اش می کند. وقتی به خبرنگار یک میلیون تومان حقوق می دهند چگونه انتظار تعهد و تعلق خاطر دارند؟ از طرفی مدیران مسئول رسانه هایمان افرادی فرهنگی نیستند. به عبارتی به دلیل داشتن پول یا قدرت به سوی رسانه آمده اند. همین سبب شده تا ارتباطشان با خبرنگاران، ضعیف باشد و از دید کارفرما و کارگر به آن ها نگاه کنند. خب در چنین شرایطی صمیمیتی به وجود نمی آید.

 

خبرنگاران یادداشت بردارند و حافظه ای قوی داشته باشند

بهزاد با تاکید بر اینکه خبرنگار باید حافظه ای قوی داشته باشد، روایت می کند: وقتی آقای محسن رفیق دوست، رئیس بنیاد مستضعفان بودند، ۴ نفر برای مصاحبه با ایشان رفته بودیم که گفت وگو به سه ساعت کشید. در پایان مصاحبه متوجه شدیم که صدایی ضبط نشده و نوارها خالی هستند. خب در این شرایط طبیعی است که مصاحبه شونده عصبانی می شود. من هم که به روال همیشگی کلمات کلیدی را یادداشت کرده بودم، ایشان را آرام کردم و گفتم که «مصاحبه را آماده می کنم و برای اینکه خیالتان راحت باشد، قبل از چاپ برایتان می فرستم که بخوانید». اگرچه ما معمولاً چنین کاری نمی کنیم ولی چون مورد استثنایی بود، مجبور شدیم.

او ادامه می دهد: به خانه برگشتم و شروع به نوشتن کردم، بعد از تمام شدن ویرایش، نوشته ها ۱۷ صفحه تایپی شدند. وقتی متن مصاحبه را برایشان بردم و خواندند، تعجب کردند. برای همین تاکید می کنم خبرنگاران در مصاحبه هایشان همیشه یادداشت بردارند و به امید ضبط نمانند. از طرفی هم باید حافظه قوی داشته باشند تا بتوانند از عهده چنین کاری بربیایند.

بهزاد به دیدار و مصاحبه اش با رهبری اشاره می کند و می گوید: آن روز اجازه ندادند تا ما خودکار و کاغذ با خودمان ببریم. به همین دلیل سعی کردم حرف هایشان در حافظه ام بماند. پس از اتمام صحبت هایشان فوری بیرون رفتم و شروع به نوشتن کردم. آن روز ما تنها روزنامه ای بودیم که متن صحبت های رهبری را داشتیم.

با ساندویچ فروش دم دانشگاه ها دوست می شدم تا رابط خبری ام شود

او به داشتن ارتباط خوب با رابط های خبری اشاره می کند و می گوید: سعی می کردم در حوزه های خبری ام با افرادی دوست شوم تا اخبار و رخدادها را به من اطلاع دهند. مثلاً با نزدیک ترین ساندویچ فروشی دم دانشگاه ها دوست می شدم و… . می دانید که شروع انقلاب فرهنگی از دانشگاه علم و صنعت بود. در خاطرم هست صبح زود، ساندویچ فروش کنار دانشگاه به من زنگ زد و گفت که دم در دانشگاه پر از نیروی گارد، پلیس و… است. خب من هم فوری سوار ماشین شدم و رفتم. می خواهم بگویم که داشتن رابط خبری در همه حوزه ها مسئله مهمی است و خبرنگار باید آن را جدی بگیرد.

به عقیده بهزاد رسانه های ما کاستی هایی دارند که در صورت برطرف شدن، وضعیتشان تا حدودی بهبود پیدا می کند. او می گوید: خبرنگاران ما تنها در دانشگاه واحد های روزنامه نگاری را پاس کرده اند درحالی که باید این تجربه را هم در تحریریه ها کسب کنند و تا مدت ها به آن ها آموزش عملی داد. آموزش های نظری به تنهایی از فرد، روزنامه نگار نمی سازد. در خاطرم هست وقتی با شخصیت های مطرح مصاحبه داشتم برای اینکه خبرنگاران تازه کار با موقعیت آشنا شوند، چند خبرنگار با خودم می بردم که فقط نظاره گر باشند.  از طرفی منِ خبرنگاری که نزد فریدون صدیقی آموزش دیدم، وقتی شروع به آموزش نیروی تازه می کردم طبیعتا آنچه یادگرفته بودم را به آن ها انتقال می دادم. طبیعی است که این خبرنگار هم باید در آینده تجربه های خودش را به بعدی ها منتقل کند. در حال حاضر رابطه استاد شاگردی در مطبوعات ما از بین رفته است که به عدم حرمت شناسی برمی گردد.

محتوا نگاری در رسانه هایمان باید تغییر کند

بهزاد معتقد است که اگر مطبوعات با همین روال پیش بروند بهتر است، تعطیل شوند. او برای بهبود وضعیت مطبوعات به بیان راهکارهایی می پردازد و می گوید: باید معنای روزنامه را بفهمند چراکه با رادیو تلویزیون و مجله تفاوت دارد. الان سرعت انتشار خبر به صفر رسیده است، به همین دلیل باید به مسئله زمان در اطلاع رسانی خبر خیلی دقت کنند. درحالی که اکثر مطالب روزنامه ها خبرهای سوخته روز گذشته هستند. از طرفی اخبار نباید خشک باشند، بلکه باید خواننده را به شوق بیاورند. نیاز است تا سبک نگارش روزنامه ها عوض شود نه اینکه با همان سبک دهه ۶۰ بنویسند.

او ادامه می دهد: از طرفی خبرنگار باید قبل از ورود به دفتر تحریریه، عقاید شخصی و سیاسی اش را کنار بگذارد. مسئله بعدی که باید به آن توجه شود، تغییر محتوا نویسی است به عبارتی روزنامه ها باید به تحلیل اخبار بپردازند. محتوا نگاری در رسانه هایمان باید تغییر کند. مسئولان دولتی و رسانه ای هم باید به این ضرورت تغییر برسند. چراکه شیوه خبرنویسی و اطلاع رسانی باید متناسب با رسانه باشد در حالی که الان چنین نیست. یعنی تحلیل را در شبکه های اجتماعی و رادیو بیان می کنند و اخبار را در روزنامه ها.

بهزاد تاکید می کند: برای عملی شدن این تغییرات باید از افراد خبره روزنامه نگاری استفاده کرد. روزنامه نگاران پیشکسوتمان بیشترشان از حوزه خبر کنار هستند.

 

∗ مطالب ما را در کانال تلگرامی شفقنا رسانه (mediashafaqna@) دنبال کنید.

∗ نقد و نظر و سوژه های خود را از طریق ارتباط با ادمین کانال(shafaqnamedia_admin@) به ما بگویید.

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here