زمان انتشار : ۱۸ مهر ,۱۳۹۸ | ساعت : ۱۲:۱۴ | کد خبر : 487119 |

روایت اهل قلم/ شکوهی در گفتگو با شفقنا از اما و اگر های اعتماد به رسانه های رسمی تا فهم سواد رسانه ای می گوید

علی شکوهی؛ فعال رسانه ای/ عکس از حسین شهلایی

شفقنا رسانه- شنیدن خاطرات اصحاب رسانه از زمان ورودشان به عرصه خبررسانی علاوه بر بازتابی از چالش‌ها و مسائل آنان در زمان خود، می‌تواند تجربه‌ای وزین برای نسل جدید خبرنگاران باشد تا از زوایای دیگری به کار رسانه‌ای نگاه کنند و آن را به کار بگیرند. این تجربه علاوه بر بهره گیری خبرنگاران، می‌تواند برای مدیران رسانه‌ای هم کاربرد داشته باشد تا با نگاهی به نقاط ضعف و قوت رسانه خود، در راستای اصلاح و انتشار مطالب اثرگذار قدم بردارند.

این بار شفقنا میزبان علی شکوهی از فعالان رسانه‌ای بود. شکوهی در ابتدای صحبت های خود  با روایتی تاریخی به بیان وضعیت آزادی رسانه‌ها می‌پردازد و می‌گوید: تاریخ مطبوعات ایران در مقاطع گوناگون تابع فضای عمومی کشور است. مثلاً در دوران جنگ موضوعاتی چون آزادی مطبوعات، رسانه‌ها و نقد قدرت جز اولویت‌های ما نبود و مطبوعات آزاد به معنای واقعی کلمه نداشتیم. در مقطعی که ما وارد مطبوعات شدیم یکی از بحث‌های جدی ما اختلاف نسل قدیمی روزنامه‌نگار با نسل جدید در تحریریه‌ها بود و دعوای قدیمی‌ها با جدیدی‌ها برای ما جدی بود. چراکه ما انقلابی و ارزشی بودیم و قصد داشتیم گفتمان‌های دینی را ترویج کنیم. درحالی‌که نیروهای قدیمی فکر می‌کردند کار رسانه‌ای منطق خودش را دارد.

او ادامه می‌دهد: در آن دوران مرحوم حسین قندی عضو تحریریه کیهان هوایی بود. من سردبیر بودم و ایشان مسئول بخش خبر. در خیلی از حوزه‌ها که ما می‌خواستیم موضع‌گیری داشته باشیم، آقای قندی حاضر نبود مطلب بنویسد چون در چارچوب فکری ایشان نمی‌گنجید. به همین دلیل برای اینکه ویژه‌نامه‌ای برای دفاع مقدس منتشر کنیم بدون دخالت نیروهای قدیمی این کار را کردیم.

این روزنامه‌نگار پیشکسوت با اشاره به یکی از اختلاف‌های روزنامه‌نگاران بر سر بی‌طرفی خبری توضیح می‌دهد: قدیمی‌ها ما را متهم می‌کردند که کار رسانه‌ای یاد نگرفته‌ایم چراکه معتقد بودند کار رسانه‌ای باید بی‌طرف باشد و می‌گفتند شما این بی‌طرفی را در کارهایتان رعایت نمی‌کنید و ما هم می‌گفتیم بی‌طرفی در کار خبر معنایی ندارد. خاطرم هست آقای دکتر حمید مولانا روزنامه‌نگار باسابقه که مقیم امریکا بود، برای اولین بار به ایران آمده و به موسسه کیهان دعوت‌شده بود و همه بزرگان رسانه و مطبوعات در جلسه‌ای که با حضور آقای مولانا برگزار شد، شرکت کردند. بحث‌هایی که با نسل‌های قدیمی روزنامه‌نگار داشتیم را با آقای مولانا مطرح کردیم. من به آقای مولانا توضیح دادم که یکی از انتقادهای نسل قدیم به ما، این است که می‌گویند خبرهای ما جهت‌گیری دارد. ایشان گفتند که صحبت‌هایی از این جنس که خودمان هم آن را آموزش دادیم و معتقد بودیم در خبر باید بی‌طرف باشید، معنایی ندارد.

او تصریح می‌کند: آقای مولانا دلیل این اعتقاد خود را این‌گونه توضیح دادند: وقتی از تلکس خبری، اخباری به دست شما می‌رسد، مسئول تلکس، این اخبار را جدا و بین سرویس‌های خبری توزیع می‌کند. مثلاً به سرویس سیاسی ۵۰ خبر می‌دهد. خب از همین‌جا بی‌طرفی خود را نفی می‌کنید. چون اخباری که به دست شما می‌رسد، خود دبیران، موضوعات آن را انتخاب می‌کنند و بعد درباره چینش آن خبر، نظر می‌دهند و می‌گویند کدام تیتر را برجسته کنیم یا می‌گویند کدام را به صفحه یک بیاوریم. به همین خاطر بی‌طرفی در خبر معنا ندارد. فقط تأکید داشتند هوشیار باشیم که عدم بی‌طرفی ما فاش نشود وگرنه کسی در رسانه بی‌طرف نیست.

شکوهی با توضیح درباره وضعیت سانسور مطالب، زمانی که خود در تحریریه کیهان هوایی بود، بیان می‌کند: زمانی که ما وارد کار رسانه شدیم بیشتر از آنکه خبرنگاری برایمان یک شغل باشد، بیشتر یک مسئولیت اجتماعی بود. در سال ۶۴ با آقای موسوی مصاحبه‌ای شده بود و ایشان گفته بودند، مطبوعات نباید «خودسانسوری» داشته باشند و معترض بودند که چرا مطبوعات به خیلی از مسائل نمی‌پردازند. برخی از رسانه‌ها در آن زمان یا می‌ترسیدند و یا برخی از آن‌ها مصلحت‌اندیشی می‌کردند و خیلی از مطالب را منعکس نمی‌کردند. درواقع هر کس برای خود منطقی داشت و با این ملاحظات دست به خودسانسوری می‌زد.

او روایت می‌کند: همان زمان رئیس‌جمهور وقت و رهبر فعلی این نگاه را به مطبوعات نداشتند و کلمه دیگری را به‌جای خودسانسوری به‌کاربرده و گفته بودند که رسانه‌ها «ورع مطبوعاتی» داشته باشند. به این معنا که مطبوعات خویشتن‌داری کنند و خیلی از موضوعات را مطرح نکنند شاید به مصلحت نباشد. ازنظر واقعیت هم رسانه‌های دوران جنگ مانند رسانه‌های آزاد الآن، وجود خارجی نداشتند. چون اقتضائات جنگ و مسائل سیاسی به‌گونه‌ای بود که آزادی عمل را به رسانه‌ها نمی‌داد.

شکوهی با نگاهی به تعداد و محتوای رسانه‌های پس از جنگ می‌گوید: جنگ که تمام شد به‌طور طبیعی برخی از ملاحظات هم برداشته شد و رسانه‌ها، آزادی عمل بیشتری پیدا کردند و جریان‌های فکری متفاوت تلاش کردند رسانه‌های خودشان را داشته باشند. شاید بتوان دوران آقای هاشمی رفسنجانی را دوران ظهور کثرت‌گرایی در مطبوعات تلقی کرد. برخی آن دوران را نقد می‌کنند، ولی شخصاً معتقدم علی‌رغم نقدهایی که در برخی از حوزه‌ها به آقای هاشمی وارد بود، باید بپذیریم که در این دوران آقای هاشمی اجازه فعالیت به طیف‌های گوناگون فکری و سیاسی و فرهنگی را داده بود. ظهور نشریاتی مانند «آدینه» و «گردون» و «ایران فردا» و «فرهنگ و توسعه» و «پیام دانشجو» و … مربوط به این دوره است.

او ادامه می‌دهد: در دوره آقای خاتمی ماجرا متفاوت شد. چون یک‌باره شاهد ظهور صدها نشریه و موج جدید رسانه‌ای هستیم و بخش بزرگی از این رسانه‌ها، به‌نقد کارکردهای عمومی انقلاب هم می‌پرداختند که واکنش‌هایی را ایجاد کرد. در این دوران اتفاق تازه‌ای در حوزه رسانه‌ای در حال شکل‌گیری بود؛ یعنی حکومت تمام تلاش اش را می‌کرد رسانه‌ها را منضبط کند ولی رسانه‌ها در اولین فرصتی که به دست می‌آوردند از آن چارچوب‌ها و کنترل خارج می‌شدند. بعدها ظهور اینترنت تأثیرات زیادی در حوزه رسانه‌ها بر جای گذاشت و دیگر آن ملاحظات سابق نمی‌توانست در دستور کار باشد.

شکوهی با اشاره به تفاوت‌های تولید و انتشار خبر با ظهور اینترنت بیان می‌کند: مثلاً امروز را با سال ۷۵ مقایسه کنید. افراد اطلاعات خود را در آن زمان از کجا تهیه می‌کردند؟ آن زمان حتماً باید مشتری یک روزنامه می‌شدید چون اخبار دست‌اول را در مطبوعات صبح می‌دیدید و تحلیل‌ها را باید در مطبوعات می‌خواندید و هیچ راه ارتباطی دیگری نداشتید. با ظهور اینترنت بخش زیادی از مخاطبان به سمت فضای برخط کشیده شدند. به همین خاطر در آن زمان سایت‌هایی که به نیازهای اصلی مخاطبان یعنی به‌صورت خبری -تحلیلی پاسخ دادند، هنوز هم جزء موفق‌ترین رسانه‌ها هستند. مثلاً تابناک که ما در راه اندازی آن با عنوان سایت بازتاب نقش داشتیم، جزء اولین سایت‌های فراگیر در کشور بود.

شکوهی درباره وضعیت آزادی رسانه‌ها در سال‌های بعد از انقلاب چنین جمع‌بندی می کند: ما دچار قبض و بسط های زیادی در حوزه آزادی رسانه شدیم. گاهی محدودیت و گاهی آزادی عمل؛ اما روند عمومی جامعه به سمت آزادی‌های رسانه‌ای بوده است.

شکوهی در پاسخ به این سؤال که چقدر ظرفیت این راداریم تا برای ایرانی‌های مقیم خارج از کشور یک رسانه نافذ داشته باشیم؟ می‌گوید: طبیعتاً نیاز به چنین رسانه‌ای هست ولی اینکه کدام رسانه را برای برقراری این ارتباط انتخاب کنیم هم مهم است. ما در یک مقطعی فکر می‌کردیم رسانه، فقط رسانه مکتوب (کتاب، روزنامه، هفته‌نامه، مجله) است چون تنها از این طریق می‌توانستیم با مخاطب ارتباط برقرار کنیم. ولی باید توجه داشته باشید که ابزارها تغییر می‌کنند، رشد می‌کنند، متحول می‌شوند و متناسب با آن برایشان امکانات جدید خلق می‌شود.

او روایت می‌کند: اولین بار که در ایران بحث ماهواره پیش‌آمده بود، شاید بتوان گفت بیشتر از همه آقای خاتمی، وزیر ارشاد وقت تأکید می‌کردند «روش تعطیل کردن مجلات و روزنامه‌ها جواب نمی‌دهد. بلکه به‌جای ایجاد محدودیت باید مصونیت ایجاد کرد. چون محدودیت نه مطلوب است و نه شدنی بلکه در آینده امکاناتی فراهم خواهد شد که شما نمی‌توانید آن را محدود کنید. به‌عنوان‌مثال استفاده از ماهواره در حال گسترش است به عبارتی در آینده هر فردی در خانه خود می‌تواند برنامه‌های شبکه‌های ماهواره‌ای را ببیند». زمانی که ایشان چنین سخنانی می‌گفت، کسانی که آزادی عمل رسانه‌ای را برنمی‌تافتند، استدلال می‌کردند «چنین چیزی اتفاق نخواهد افتاد و این تهدیدی که از ماهواره‌ها برایمان ترسیم می‌کنید صرفاً برای شل کردن فضای فرهنگی است».

این فعال رسانه‌ای ادامه می‌دهد: در آن زمان آقای محمد هاشمی، رئیس وقت صداوسیما در تلویزیون اعلام کرده بود که چنین اتفاقی یعنی استفاده از ماهواره در هر خانه شدنی نیست. زمانی که آقای غرضی وزیر پست و تلگراف و تلفن بود از مسئولین روزنامه کیهان دعوت کرد تا از مرکز ماهواره‌ای بومهن دیدن و با کارشناسان صحبت کنند. کارشناسان آنجا با استفاده از نقشه و عکس و توضیح مسائل فنی، استدلال می‌کردند و می‌گفتند امکان ندارد در آینده کسی در خانه خودش ماهواره داشته باشد. ما هم حرف این کارشناسان را باور کرده بودیم و به همین دلیل در جلساتی که با معلمان آموزش‌وپرورش داشتم من هم استدلال می‌آوردم که این کار شدنی نیست. در سال ۶۹ اولین گروه از خبرنگاران در جریان جنگ خلیج‌فارس و اشغال کویت، به عراق رفتیم و به‌یک‌باره متوجه شدیم که پدیده ماهواره وجود دارد و برخی از خبرگزاری‌های خارجی ازجمله CNN و خبرگزاری وفا (متعلق به فلسطین) هم ماهواره دارند. ما در آن مقطع تصور می‌کردیم که عقب‌افتادگی خودمان، عقب‌افتادگی عمومی بشریت است و چون ما چنین موضوعی را درک نمی‌کنیم پس حتماً اتفاق نمی‌افتد.

شکوهی توضیح می‌دهد: در آن مقطع امکان جدیدی خلق شد، دیگران شروع کردند تا در اروپا برای ارتباط با ایرانی‌های خارج از کشور شبکه‌های مختلف ماهواره‌ای ایجاد کنند؛ بنابراین مخاطبان چنین رسانه‌هایی در گام اول ایرانی‌های خارج از کشور بودند. به همین دلیل صداوسیما هم در آن مقطع شبکه‌های مختلفی را برای ایرانی‌های خارج از کشور ایجاد کرد تا بتواند با آن‌ها ارتباط برقرار کند. البته ناگفته نماند رسمیت رسانه ملی، تأثیر کلانش را پایین می‌آورد و محدودیتش را بالا می‌برد. به همین دلیل برای ایجاد چنین ارتباطی باید رسانه‌های غیررسمی غیر حکومتی دست‌به‌کار می‌شدند و در پنهان هم بودجه‌هایی به آن‌ها داده می‌شد.

این فعال رسانه ضمن تأکید بر اینکه ضروری است با ایرانی‌های خارج از کشور ارتباط داشته باشیم می‌گوید: به نظر شما رسانه‌های ما به‌اندازه کافی با ایرانی‌های داخل کشور ارتباط دارند که حالا بخواهیم نگران ارتباط با ایرانیان خارج از کشور باشیم؟ آیا توانستیم حسن رابطه را با مردم داخل کشور برقرار کنیم؟ آیا ایرانی‌های داخل کشور به رسانه ملی اعتماد کامل دارند؟ آیا سرمایه اجتماعی ایرانی‌های داخل کشور حفظ می‌شود تا نگران سرمایه اجتماعی ایرانی‌های خارج کشور شویم؟ حقیقتاً از این منظر کلیت نظام ما دارای ضعف‌های اساسی است و آن‌گونه که باید و شاید نتوانسته سرمایه اجتماعی را حفظ کند.

او تأکید می‌کند: اگر قرار باشد با ایرانیان خارج از کشور مرتبط بمانیم طبیعتاً رسانه یکی از ابزارهای این ارتباط است. اینکه کدام رسانه باشد، مهم است و بعدازآن محتوای پیام اهمیت بیشتری دارد. باکدام محتوا می‌خواهیم این ارتباط را برقرار کنیم؟ در کنار آن سرمایه اجتماعی، اعتماد هست. آیا اساساً این اعتماد وجود دارد که به ما احساس نیاز کنند؟

شکوهی به بیان پیش‌شرط اعتماد به رسانه‌ها اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: باید اجازه تکثر رسانه‌ای به همه نیروهای اجتماعی ما داده شود. بخصوص باید انحصار رادیو و تلویزیون شکسته شود. اگر شبکه‌های تلویزیون خصوصی امکان فعالیت پیدا کنند، شاید در کوتاه‌مدت دچار یک موج بشویم ولی در درازمدت ما را واکسینه و سلامتی جامعه را تضمین خواهد کرد؛ بنابراین در گام اول باید اجازه دهیم تا شبکه‌های خصوصی رادیو و تلویزیون راه بیفتد و تلویزیون از این حالت انحصاری، حکومتی و یک‌جانبه خارج شود و این امکان فراهم باشد تا دیگران هم در حوزه تحلیل و نقد وارد عمل شوند. در چنین شرایطی به رسانه‌های داخلی اعتماد بیشتری خواهد شد.

این فعال رسانه‌ای ادامه می‌دهد: نکته دوم، چون نظام حزبی قدرتمندی در داخل کشور نداریم، رسانه‌های حزبی قدرتمند هم نداریم؛ بنابراین لازم است تا احزاب سیاسی در داخل کشور ارگان‌های قدرتمندی داشته باشند. فرضمان بر این است که احزاب سیاسی کادر، متفکر، اندیشه، برنامه و… دارند و برای کسب قدرت سیاسی به‌صورت داوطلبانه در حال نیروسازی هستند، برنامه تدوین کرده و بر قدرت نظارت می‌کنند. دستاوردها و کارکردهای حزب به‌صورت عمومی برای جامعه مفید است. خب اگر احزاب آزادی عمل رسانه‌ای نداشته باشند ما شاهد نشریاتی هستیم که پشتیبانانشان فقط چند نفر هستند و نه یک حزب سیاسی؛ بنابراین باید این امکان فراهم شود تا احزاب سیاسی، رسانه‌های قدرتمند خودشان را بسازند. بخشی از خصوصی‌سازی می‌تواند در این راستا اتفاق بیفتد. به‌عنوان‌مثال خصوصی‌سازی شبکه‌های تلویزیونی می‌تواند از احزاب رسمیِ قانونی شروع شود. به عقیده من در وضعیت موجود، چوب حراج به سرمایه اجتماعی و اعتماد مردم می‌زنیم. قبول دارم هنوز اقشاری از مردم هستند که ممکن است به رسانه عمومی اعتماد کنند ولی درصد آن هر روز در حال کاهش است.

بهتر است رسانه‌های ما با چه مکانیسمی منتشر شوند تا مخاطب به سمت آن‌ها کشیده شود؟ شکوهی پاسخ می‌دهد: من معتقدم اگر حرف برای گفتن وجود داشته باشد، ظرف خودش را پیدا می‌کند. شما می‌توانید محتوایی را در کتاب منتشر کنید که ماندگاری زیاد و مخاطب محدود دارد، همین محتوا را هم می‌توانید در ماهنامه با مخاطبان بیشتر منتشر کنید و… . باید توجه داشته باشید که رسانه‌های جدید ماهیتشان از رسانه‌های دیگر متفاوت شده است. درگذشته پیامی را تولید می‌کردید و به‌صورت یک‌طرفه به مخاطب انتقال می‌دادید و مخاطب هم شنونده و اثرپذیر بود. در آن زمان افراد به تولیدکنندگان، مصرف‌کنندگان و واسطه‌های انتقال پیام فرهنگی تقسیم می‌شدند؛ اما الآن این‌گونه نیست. یک فرد به‌تنهایی با همین موبایل می‌تواند یک جریان اجتماعی جدی را نمایندگی کند و پیش ببرد. بسته به اینکه چه پیامی را با چه مکانیسمی تولید کند؛ بنابراین رسانه‌های جدید اساساً ابزار یک‌سویه نیستند. شما می‌توانید به تعداد مصرف‌کنندگان سابق تولیدکننده داشته باشید. بعضی وقت‌ها جذابیت پیام مهم‌تر از محتوای پیام است.

او بابیان اینکه رسانه‌های جدید قابلیت مبتذل شدن بیشتری دارند، به همین میزان هم افراد می‌توانند از رسانه‌ها در مسیر ابتذال استفاده کنند. توضیح می‌دهد: منظورم از ابتذال، اخلاقی نیست بلکه همه موضوعات کم‌اهمیت، حاشیه‌ای، غیرمفید و … که ممکن است به دلیل برخی موج‌های اجتماعی موردتوجه قرار بگیرند، موردنظر من است.

شکوهی ادامه می‌دهد: نشریات تخصصی و کتاب‌ها مخاطبان ویژه خودشان را با تیراژ خیلی پایین دارند. می‌دانید که فرهنگ ایرانی، شفاهی و فرهنگ مکتوبش خیلی ضعیف است. از طرفی موج جدید رسانه‌ای فرهنگ مکتوب ما را منزوی‌تر کرده است. الآن جذب مخاطب برای رسانه‌های مکتوب بدون حمایت رسانه‌های جدید شدنی نیست؛ یعنی وقتی روزنامه‌ای را با تیراژ ۵ هزار منتشر می‌کنید حتماً باید پیش‌بینی شبکه‌های اجتماعی هم برایش داشته باشید تا پیامتان مخاطب بیشتری پیدا کند.

این فعال رسانه‌ای تأکید می‌کند: در حال حاضر اگر کسی ماهیت رسانه‌های جدید را نشناسد، ابزار اثرگذاری‌هایش را نفهمد، در یک کلمه سواد رسانه‌ای نداشته باشد، نه‌تنها نمی‌تواند مانند گذشته اثرگذار باشد، بلکه خودش هم در این فضا متأثر می‌شود. به همین دلیل اختلاط گفتمانی، یکی از ضایعاتی است که این روزها در فضای رسانه‌ای وجود دارد. به عبارتی پیام منتشر می‌شود و چون از محتوای کلی آن خوشمان می‌آید، ایدئولوژی پنهانش را در نظر نمی‌گیریم و آن را برای دیگران بازنشر می‌کنیم. اختلاط گفتمانی در بخشی محصول تحول رسانه است و بخشی هم به خاطر بی‌سوادی رسانه‌ای ماست و درنهایت شلم‌شوربایی به وجود می‌آید که نمی‌توان محتوای مطلوب را فراهم آورد؛ بنابراین هنر بالایی می‌خواهد تا بر رسانه‌های جدید سلطه پیداکرده و به‌عنوان یک ابزار این اسب چموش را رام کنیم، به استخدام خودمان بگیریم، محتوای غنی موردنیاز خودمان را تولید کنیم و با ابزارهای جدید آن را بسط دهیم. در غیر این صورت این رسانه‌های جدید افراد را می‌بلعند.

 

∗ مطالب ما را در کانال تلگرامی شفقنا رسانه (mediashafaqna@) دنبال کنید

∗ نقد و نظر و سوژه های خود را از طریق ارتباط با ادمین کانال(shafaqnamedia_admin@) به ما بگویید.

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here