زمان انتشار : ۳ مهر ,۱۳۹۸ | ساعت : ۱۷:۴۸ | کد خبر : 486456 |

در دفاع از رساله دکتری حسین کرمانی مطرح شد؛ توئیتر فارسی بازتاب میدان سیاست در ایران و تحت تاثیر آن شکل گرفته است

شفقنا رسانه- حسین کرمانی دانشجوی دکتری علوم ارتباطات در دانشگاه تهران از پایان نامه دکتری خود با موضوع « توئیتر، سیاست و جامعه در ایران؛ شناسایی و تحلیل نقش همگان ها و کردارهای شبکه ای در شکل گیری میدان سیاست و منازعه قدرت در توئیتر فارسی» با راهنمایی دکتر حمید عبداللهیان، و مشاوره دکتر عماد خضرایی و دکتر علیرضا دهقان به داوری دکتر مهری بهار، دکتر احسان شاه قاسمی، دکتر هادی خانیکی و دکتر حسن نمکدوست با کسب نمره عالی دفاع کرد.

به گزارش شفقنا رسانه، حسین کرمانی در ابتدا جلسه دفاع از رساله دکتری اش به توضیح بیان مسئله پژوهش خود پرداخت و گفت: اولین مسئله ای که ایده اصلی این تحقیق را شکل داد، اهمیت توییتر در حوزه مشارکت سیاسی در جوامع معاصر بود. با ظهور اینترنت و فراگیری رسانه های اجتماعی نوع جدیدی از مشارکت سیاسی به وجود آمده که با نظریه های سنتی قابل تبیین نیست. از طرفی توییتر در رویداد های مختلف نقش و اثرگذاری دارد. به همین دلیل محققان توئیتر را مهم ترین رسانه در اطلاع رسانی های زنده و فعالیت های سیاسی و روزنامه نگارانه می دانند.

او توضیح  داد: محققان برای اینکه بتوانند نقش توییتر را در رویدادهای سیاسی تبیین کنند نظریه های مختلفی مطرح کردند. یکی از این نظریه ها، فرهنگ اشتراک گذاری مانوئل کستلز است که در کتاب شبکه های خشم و امید مطرح شده و همین پایه ای شده است تا بنت و سگربرگ در سال ۲۰۱۳ نظریه منطق کنش وصلی را مطرح کنند. کتاب دیگری هم از مارگت، جان، هیل و یاسری منتشر شده که ایده همکاری های مرتبه صفر برای عطیه های خرد را مطرح کردند. این نویسندگان معتقدند که کنش های در ظاهر کوچک و بی اهمیتی مانند کلیک کردن و لایک کردن برای عطیه های خرد در حوزه سیاست مهم و اثرگذار هستند و باعث می شوند تا کنش های سیاسی در رسانه های اجتماعی، بخصوص توییتر شکل بگیرد.

کرمانی در ادامه با اشاره به اهمیت توییتر برای کاربران ایران گفت: بدلیل عدم شفافیت در آمار بطور کلی و همچنین فیلتر بودن توئیتر در ایران، دسترسی به آمار دقیق کاربران ایرانی توئیتر نداریم. با این حال سنجه هایی هستند که به ما این اهمیت را نشان می دهند. یکی از آن ها نموداری است که از سال ۲۰۰۴ روند محبوبیت توییتر را در ایران به ما نشان می دهد که نقطه اوج آن حوادث سال ۲۰۰۹ است. از این سال به بعد با وجود اینکه تعداد کاربران توییتر دچار افت می شود ولی همیشه توییتر در ایران درصدی از کاربران ثابت و وفادار دارد که عمدتاً جزو کاربران نخبه تر رسانه های اجتماعی در نظر گرفته می شوند و در رویدادهای سیاسی اثرگذار هستند. علاوه بر آن مسئولان مختلف کشوری و لشکری توییتر حضور دارند که البته به دلیل فیلتر بودنش یک تناقض محسوب می شود. خب حضور این مقامات نشان می دهد که شبکه اجتماعی توییتر مهم و اثرگذار است. نمونه باز آن فعالیت توییتری دکتر ظریف در زمان مذاکرات برجام است.

این محقق ارتباطات در ادامه به عدم کفایت تحقیقات پیشین در زمینه کنشگری های توییتر اشاره کرد و توضیح داد:  ما شناخت کاملی از چیستی، جنسیت و پویایی های کنشگری سیاسی در جامعه ایران نداریم. به عبارتی حرف هایی هم که زده می شود، پایه علمی و تحقیقاتی قوی ندارند. از طرفی تحقیقات پیشن هم بیشتر بر روی چند موضوع و رخداد از جمله سال ۸۸ و  بر روی نقش ابزاری و بسیج کنندگی توییتر در رویدادهای سیاسی تمرکز کرده اند و نقش آن را در معنا سازی و مذاکره قدرت نادیده گرفته اند. همچنین تحقفیقاتی که با روشهای محاسباتی در این حوزه انجام شده باشند معدود است. همین تعداد اندک تحقیقات صورت گرفته هم عمدتاً در سطح توصیف باقی مانده اند و نتوانستند لایه های دورنی تر و پیچیده تر کنشگری سیاسی در توییتر فارسی را تبیین کنند. برخی تحقیقات صورت گرفته هم از ضعف نظری رنج می برند و بیشتر به مسائل فنی پرداخته اند. به همین دلیل من سعی کردم مسئله کنشگری سیاسی کاربران ایرانی در توییتر را مورد مطالعه قرار دهم تا ببینم این کنشگری چه ویژگی هایی دارد و توسط کاربران ایرانی چگونه اجرا می شود.

کرمانی در ادامه به توضیح چارچوب نظری این پژوهش پرداخت و گفت: سعی کردم به منظور تحقق هدف تحقیق، با استفاده از نظریه میدان، کردارهای شبکه ای و روایت، یک سنتز نظری برای مطالعه مسئله تحقیق ایجاد کنم. در واقع این سنتز نظری که با عنوان «میدان سیاست در توئیتر» ارائه می شود یکی از مشارکت های اصلی این تحقیق است.

او ضمن توضیح این نظریات اظهار داشت: کنشگران در توئیتر فارسی دیگر کنشگران فردی نیستند بلکه آنها را باید بعنوان کنشگران شبکه ای درک کنیم. من برای درک این کنشگران از مفهوم همگان های شبکه ای داناه بوید استفاده کرده ام. همچنین این همگان های شبکه ای، برای منازعه بر سر قدرت، دست به اجرای کردارهای شبکه ای می زنند. من قالب بندی (موضوعی و ارزشی) و روایتگری شبکه ای را بعنوان کردارهای شبکه ای که کاربران با اجرای آن دست به جدال برای کسب قدرت در میدان سیاست می زنند معرفی و شناسایی کردم و برای اجرای این تحقیق بازه زمانی یک ماهه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۹۶ را انتخاب کردم.

کرمانی با بیان اینکه قالب بندی شبکه ای را در دو سطح قالب بندی موضوعی و قالب بندی ارزشی شناسایی کرده است، توضیح داد: منظور از قالب بندی موضوعی، موضوعاتی است که کاربران به صورت  شبکه ای و وصلی دست به قالب بندی آن ها می زنند. شناسایی این  قالب ها به ما کمک می کند تا ذائقه و ترجیحات کنشگران شبکه ای را شناسایی کنیم. علاوه بر این تحلیل قالب های ارزشی نشان می دهد که کنشگران شبکه ای در هر خوشه تلاش می کنند کدام ارزش ها را مسلط و کدام ارزش ها را به چالش بکشند.

او در ادامه به بیان دو دیدگاه ساختاری و محتوایی در تحلیل روایت پرداخت و گفت: در دیدگاه ساختاری سه عنصر اساسی زمانمندی، معناداری و اجتماعی بودن برای روایت درنظر گرفته می شود و مدل ساختاری لبف و والتزکی به عنوان نمونه معرف دیدگاه ساختاری در نظر گرفته می شود. در مدل ساختاری توجه چندانی به محتوای روایت نشده است، به همین دلیل در دیدگاه عمده بعدی در مورد روایت، روایت پیش از آنکه نتیجه وجود عناصر درون متنی باشد، حاصل کارکردهای معناسازانه شناختی است. به عبارتی عناصر درون متنی در این معنا، تنها به عنوان راهنما و اشاره گر عمل می کنند. در نتیجه روایت ها و داستان ها در ذهن خوانندگان قرار دارند و به همین دلیل قابل تقلیل به متون روایی نیستند، بلکه صرفاً توسط این متون راهنمایی و فراخوانی می شوند. بنابراین اوچس و کپس در سال ۲۰۰۱ دیدگاهی ارائه می کنند که به جای تمرکز بر دوگانه روایت -ناروایت، بر مفهوم روایتمندی تکیه می کند و برای هر متن کیفیت های روایی ای معرفی می کند که شامل روایتگری، ارزشمندی، در هم تنیدگی، خطی بودن و موضع اخلاقی است. کرمانی در ادامه عنوان کرد که در این پژوهش از سه روایت شامل؛ روایت های منفرد، روایت های مرجع و روایت های وصلی استفاده کرده است.

او در ادامه به بیان پرسش های تحقیق پرداخت و عنوان کرد: پرسش اصلی تحقیق این است که میدان سیاست در توییتر فارسی چگونه شکل می گیرد؟ چه ویژگی هایی دارد و منازعه بر سر قدرت در این میدان توسط کنشگران آن چگونه اجرا می شود؟ وی اضافه کرد که برای پاسخ دادن به این سوال چهار پرسش خرد طراحی شده که به چیستی همگان های شبکه ای، قالب های شبکه ای (موضوعی و ارزشی) و روایتگری شبکه ای می پردازد.

او در ادامه به روش شناختی تحقیق پرداخت و توضیح داد: تحقیق با مثلث بندی روش‌های تحلیل شبکه اجتماعی، تحلیل گفتمان انتقادی رسانه های اجتماعی و تحلیل محتوای مردمنگارانه انجام شد. داده های تحقیق (دو میلیون و ۵۹۶ هزار و ۲۸۴ توئیت) با استفاده از ۹۴ کلیدواژه و هشتگ  در دوره انتخابات ریاست جمهوری گردآوری شد.  تمرکز تحقیق بر شبکه ریتوئیت ها و توئیت های فارسی بود، بنابراین حجم نمونه نهایی به ۱۰۴۱۶ توئیت رسید که شامل نمونه گیری از کل توئیت های ۵۰ کاربر موثر در هر همگان در شبکه ریتوئیت در بین توئیت های فارسی بود. سه کدگذار بر پایه روش‌های تحلیل گفتمان انتقادی رسانه های اجتماعی و تحلیل محتوای مردمنگارانه این توئیت ها را کدگذاری کردند.

کرمانی با اشاره به یافته های رساله خود توضیح داد:  بیشترین کاربرانی که در همگان اصلاح طلب حضور داشتند رسانه های میراث بر یا سنتی بودند،  ولی در همگان اصول گرایان و همگان مهاجران کاربران عادی بیشترین بسامد را داشتند. در اینجا بسامد نوع کاربران را در همگان های مختلف نیز مقایسه کردم.  روزنامه نگاران در همگان اصلاح طلب بیشتر از دیگر همگان ها نقش دارند، بعد همگان اصول گرایان و در آخر نیز همگان مهاجران قرار دارد. همچنین کاربران عادی در همگان مهاجران بیشترین نقش را دارند. کاربران نخبه به نسبت کاربران عادی نقش کمتری در هر سه همگان دارند ولی در همگان اصللاح طلبان تعدادشان بیشتر است. درباره جنسیت در این سه همگان باید بگویم که شکاف عمیقی در هر سه همگان وجود دارد و تعداد مردان بیشتر است. درباره هویت هم ، تعداد کاربران با اسم واقعی بیشتر از تعدا افراد بدون هویت هستند. ولی در  در همگان مهاجران هویت های غیر واقعی بیشتر دیده می شود.

این پژوهشگر با اشاره به نقش نوع توییت در منازعه قدرت توضیح داد: انواع توییت را هم در این پژوهش مشخص کردم. تفسیر، نقل قول، خبر و گزارش بیشترین بسامد را در کل شبکه داشتند.  نوع  نقل قول در همگان اصلاح طلب و تفسیر در همگان اصول گرا بسامد بالایی دارد. در همگان های مهاجر و اصول گرایان هم یک الگوی شبیه بهم وجود دارد که آن ها بیشتر تفسیر منتشر می کنند در حالیکه در همگان اصلاح طلب نقل قول، خبر و تفسیر بیشترین بسامد را دارد.

او ادامه داد: همچنین نوع توئیت بر اساس نوع کاربر منتشر کننده را هم مشخص کردم. یافته ها نشان داد بیشترین نوع را نقل قول دارد که توسط رسانه های میراث بر در همگان اصلاح طلب منتشر می شود و بعد تفسیر است که کاربران عادی در همگان اصول گرا منتشر می کنند و بعد تفسیر های عادی توسط کاربران عادی مهاجر قرار دارد.

کرمانی با توضیح درباره اینکه نزاع در میدان سیاست در توییتر فارسی بین رسانه ها و روزنامه نگاران اصلاح طلب از یک طرف و کاربران معمولی اصول گرا و مهاجر در طرف دیگر است به تحلیل لحن توییت در رساله خود اشاره کرد و گفت: لحن جدی و کنایی در هر سه همگان بسامد بیشتری دارد. در همگان اصلاح طلبان غلبه با نقل قول ها (و همچنین خبرها و تفسیرهای) جدی است که توسط رسانه ها و روزنامه نگاران منتشر شده است. در سوی مقابل در دو همگان اصولگرایان و مهاجران تفسیر های جدی و کنایی کاربران معمولی اکثریت آن دو همگان را تشکیل می دهد.

این پژوهشگر توضیح داد: هر چند بدلیل کوچکتر بودن اندازه این دو همگان نسبت به همگان اصلاح طلبان، این تفسیرها در کل شبکه بسامد کمتری نسبت به نقل قول ها و دیگر انواع توئیت های خبری اصلاح طلبان دارند اما این یافته نشان می دهد که کاربران اصولگرا و مهاجر تلاش می کنند با تفسیرهای جدی و کنایی خود به مقابله با اخبار جدی منتشر شده توسط اصلاح طلبان بپردازند.

کرمانی با اشاره به لحن توییت ها در هر سه همگان بیان کرد: نزاع در توئیتر فارسی بین روزنامه نگاران و رسانه های اصلاح طلب که توئیت های خبری (نقل قول، اخبار و تفسیر) جدی در حمایت از روحانی منتشر می کرده اند باکاربران  عادی در دو همگان اصولگرایان و مهاجران که توئیت های تفسیری جدی و کنایی در انتقاد از روحانی منتشر می کرده اند رخ داده است. در این بین کاربران عادی در همگان های اصولگرایان و مهاجران علاوه بر انتقادات جدی از توئیت های کنایی برای انتقاد از روحانی استفاده می کرده اند اما کاربران اصلاح طلب چندان تمایلی به استفاده از توئیت های کنایی نشان نداده اند.

در ادامه کرمانی تحلیل های مربوط به شخصیت ها را در یافته های خود بیان کرد:  توییت های حمایتی برای روحانی در همگان اصلاح طلبان بیشترین بسامد را دارد چون همگان اصلاح طلب بزرگترین همگان شبکه است و منطقی است. بعد از آن توییت های انتقادی اصول گراها نسبت به روحانی وجود دارد و نکته جالب اینجاست که در همگان اصلاح طلبان، توییت های انتقادی بیشتری نسبت به قالیباف وجود دارد تا رئیسی. تحلیل شخصیت ها نشان داد، مهم ترین شخصیت ها، همان کاندیداها هستند.

او ادامه داد: نزاع در توییتر فارسی بین روزنامه نگاران و رسانه های اصلاح طلب که توییت های خبری را در حمایت از روحانی و جهانگیری و انتقاد از رئیسی و قالیباف منتشر می کنند، وجود داشت. در آن طرف همگان هم کاربران عادی با تفسیر های کنایی،جدی و انتقادی خود بر علیه روحانی و جهانگیری و در حمایت از رئیسی و قالیباف کار می کنند.

کرمانی با اشاره به قالب بندی شبکه ای موضوع و ارزش توسط کاربران توضیح داد: تبلیغات انتخاباتی، ویژگی های اخلاق مداری کاندیداها و حامیانشان، فساد و مسائل مرتبط با کارآمدی یا شایستگی کاندیدها پربسامدترین موضوعاتی بوده اند که کاربران توئیتر فارسی بصورت شبکه ای آنها را قالب بندی کرده اند. قالب های ارزشی مذمومیت فریب مردم، مذمت فساد و مطلوبیت مبارزه با آن و مطلوبیت مسائل حقوق شهروندی قالب های مسلط در شبکه هستند که البته قالب مذمومیت مردمفریبی فاصله زیادی با قالب های دیگر دارد.

او بیان کرد: قالب مذمومیت مردمفریبی در هر یک از همگان های توئیتر فارسی نیز بیشترین بسامد را دارد اما با وجود بزرگتر بودن همگان اصلاح طلبان، میزان توجه به این قالب در همگان اصولگرایان بیشتر است که نشان از اهمیت این قالب برای کاربران اصولگرا دارد. پس از مذمومیت مردمفریبی، مذمومیت فساد در همگان اصولگرایان بیشترین حجم توئیت ها را به خود اختصاص داده است در حالیکه در همگان مهاجران مطلوبیت ارزش های اخلاقی و در همگان اصلاح طلبان اهمیت مشارکت در انتخابات در رتبه دوم اهمیت قرار دارند. همچنین مذمت فساد و مطلوبیت آزادی از دیگر قالب های ارزشی مهم در همگان اصلاح طلبان هستند.

او با توضیح درباره نوع کاربران در قالب بندی های ارزشی گفت: کاربران عادی در دو همگان اصولگرایان و مهاجران بیشترین نقش را در تولید قالب ارزشی مذمت روحانی داشته اند اما در همگان اصلاح طلبان تنوع بیشتری در مورد کاربرانی که به قالب بندی ارزشی می پردازند وجود دارد. در واقع در حالیکه در دو همگان اصولگرایان و مهاجران این کاربران عادی هستند که بیشترین توئیت حاوی قالب مذمومیت مردمفریبی را تولید کرده اند، در همگان اصلاح طلبان اینکار بر عهده روزنامه نگاران بوده است که البته با فاصله نزدیک رسانه های میراث بر و کاربران عادی را در کنار خود داشته اند. مذمت مردمفریبی توسط این کاربران، بیشترین بسامد را در هر همگان و کل شبکه داشته است.

کرمانی در ادامه به بیان یافته های خود در بحث روایت گری شبکه ای پرداخت و توضیح داد:  سه روایتی که بیشترین بسامد را در شبکه داشتند نیز مربوط به فریبکاری همه مسئولان، فاسد بودن همه مسئولان و تشویق به مشارکت در انتخابات بود. منازعه قدرت در توئیتر فارسی عمدتا معطوف به کشمکش ها، جدل ها، رقابت ها و مباحث دوران انتخابات است. در واقع شانزده روایتی که بسامد آنها در شبکه بیشتر از صد توئیت بود و بیشترین حجم شبکه را به خود اختصاص داده بودند، همگی در دل همین جدالهای روزمره دوران انتخابات قرار می گرفتند.

او ادامه داد: اصلاح طلبان چهار راهکار برای حمله به رقبا و تقویت جایگاه خود یعنی انتقاد از فریبکاری قالیباف و رئیسی، تشویق مرددها و تحریمی ها به مشارکت، تاکید بر محبوبیت و جایگاه مردمی روحانی و انتقاد از فساد (عمدتا) قالیباف و در وهله بعد رئیسی اتخاذ کرده اند در سوی مقابل کاربران اصولگرا تلاش کرده اند بطور عمده با تاکید بر فریبکار و فاسد بودن روحانی و جهانگیری رای آنها را بشکنند تا جایگاه کاندیداهای مورد نظرشان تقویت شود. در دو همگان اصولگرایان و مهاجران این کاربران عادی بوده اند که بیشترین تلاش را برای تولید روایت ها داشته اند اما در بین کاربران اصلاح طلبی که در تولید روایت ها نقش داشته اند تنوع بیشتری وجود داشته و خصوصا نقش روزنامه نگاران پررنگ تر بوده است. البته کاربران عادی اصلاح طلب نیز با تلاش برای برجسته کردن روایت ترجیح مشارکت سعی کرده اند نقش موثری در منازعه قدرت ایفا کنند.

کرمانی در پایان به چیستی میدان سیاست و منازعه قدرت  در توییتر فارسی پرداخت و توضیح داد:  در یک تصویر کلی میدان سیاست در توئیتر فارسی متشکل از سه همگان اصلاح طلبان، اصولگرایان و مهاجران است. کاربران عادی اصولگرا و مهاجر در یک سو تلاش می کنند با انتشار توئیت های تفسیری با لحن جدی و کنایی در دل تبلیغات انتخاباتی موضوع لزوم رعایت ارزش های اخلاقی و مذمت فساد سیاستمداران را برجسته کرده و با تمرکز بر ارزش های مذمت مردمفریبی و فساد، روایت های مربوط به فریبکاری و فاسد بودن همه مسئولان را تولید و تقویت کرده و به انتقاد از روحانی و جهانگیری و حمایت از قالیباف و رئیسی بپردازند.

او ادامه داد:در طرف مقابل نیز، روزنامه نگاران، رسانه ها و در کنار آنها کاربران عادی اصلاح طلب با انتشار توئیت های خبری (نقل قول، خبر و تفسیر) جدی خود تلاش کرده اند با تمرکز بر حمایت هایی که از کاندیداهایشان شده و همچنین پر رنگ کردن مطلوبیت آزادی، ارزشهای مذمت مردمفریبی و مطلوبیت مشارکت در انتخابات را ابزاری برای انتقاد از قالیباف و رئیسی و همچنین حمایت از روحانی و جهانگیری و تشویق افراد به شرکت در انتخابات قرار دهند. آنها البته برای کامیابی در این راه، از روایت های مربوط به فریبکاری همه مسئولان، ترجیح مشارکت بر عدم مشارکت، محبوبیت روحانی و فاسد بودن همه مسئولان نیز استفاده کرده اند.

او با اشاره به نتیجه گیری رساله خود گفت: میدان سیاست در توئیتر فارسی بیش از آنکه محلی برای نزاع بر سر تعریف ارزش های جدید برای پی ریختن یک میدان دیگرگون یا به چالش کشیدن ارزش های پذیرفته شده و بنیادین میدان باشد، محلی برای استفاده از ارزشهای موجود برای تفوق بر رقیب است. این خصوصا در دوره انتخابات بازتاب دهنده جدالهای سیاسی در جامعه و فضای سیاسی است. در واقع توئیتر فارسی بجای اینکه محلی برای تعریف میدان جدیدی سیاست باشد، خود بازتاب میدان سیاست در ایران و تحت تاثیر آن شکل گرفته است.

 

∗ مطالب ما را در کانال تلگرامی شفقنا رسانه (mediashafaqna@) دنبال کنید

∗ نقد و نظر و سوژه های خود را از طریق ارتباط با ادمین کانال(shafaqnamedia_admin@) به ما بگویید.

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here