زمان انتشار : ۳۱ شهریور ,۱۳۹۸ | ساعت : ۱۴:۲۳ | کد خبر : 486249 |

مطهرنیا: وجه انفعالی مخاطبان در ارتباط با عملکرد صداوسیما در حال کاهش است

شفقنا رسانه-  به گفته هیئت دولت و تیم رسانه ای آن مدتی است که سازمان صدا و سیما به قصد تخریب عملکرد های دولت، شروع به برنامه سازی در ژانرهای مختلف کرده است که در این راه از برنامه های گفتگومحور تا مستند، برای تاثیر گذاری بر افکار عمومی، بهره برده است. با این حال اساساً این شکل از برنامه سازی ها چقدر حرفه ای است؟ آیا رسانه ملی می تواند در قالب یک رسانه گروهی و حزبی عمل کند؟

مهدی مطهرنیا مدرس دانشگاه و آینده پژوه سیاسی درباره دلایل این نوع کنش ها در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به شفقنا رسانه می گوید: در تمام دنیا ملت-دولت در داخل مرزها وجود دارد که به واقع دولت، از منظر قانونی و مشروع نماینده ملت و دارای تمام قدرت موجود در جامعه ملی است و قدرتی بالا دست آن وجود ندارد. دولت در مرزهای فرا ملی به عنوان دولت-کشور، کشورِ نماینده همان ملت در مرزهای داخلی است و اعمال قدرت می کند. در ساختار جمهوری اسلامی ایران، ما دارای سیستمی هستیم که از یک سو قدرتِ فراترِ حکومت یاgovernment را دارد و government در دولت خلاصه نمی شود. بلکه از دولت جدا و بالا دست دولت قرار می گیرد و سازمان های وابسته به آن اگرچه با دولت ارتباط و زوایای اصطکاک دارند اما به هیچ وجه تحت قدرت و مدیریت دولت نیستند.

صدا و سیما جزئی از بافتار قدرت فرا دولتی است

این استاد دانشگاه با اشاره به ساختار مدیریتی حاکم در سازمان صدا و سیما توضیح می دهد: صدا و سیمای کشور ما نیز از این دست سازمان هاست. اگر چه دولت، قوه قضاییه و قوه مقننه در شورای سیاست گذاری آن نماینده دارند. اما همانگونه که دولت، مجلس و قوه قضاییه زیر نظر مقام بالاتر یعنی رهبری قرار دارند، پس باید پاسخگوی رهبری باشند. صدا و سیما نیز ریاست خود را با حکم مستقیم رهبری نظام جمهوری اسلامی اخذ می کند و به عبارتی دیگر جزئی از بافتار قدرت فرا دولتی محسوب می شود. به همین خاطر سیاست های دولت را دنبال نمی کند.

او بیان می کند: بدین  جهت است که در ۴۰ سال اخیر و از زمانی که صدا و سیما آغاز به کار کرده است اگرچه روسای گوناگونی مثل قطب زاده، محمد هاشمی، علی لاریجانی، سرفراز و عسگری آمده اند ولی در نهایت این روسا باید در چارچوب سیاست گذاری های فرا دولتی آن هم با تفسیر و تعبیر قرائت گروه های قدرتمند و نهادهای حکومتی وارد عمل شوند.

تاثیر دو گانگی قدرت بر انتصاب مدیران صدا و سیما

مطهر نیا با اشاره به چگونگی نوع انتصاب مدیران کانال های تلویزیون و تاثیر آن بر برنامه سازی ها در این رسانه تشریح می کند: برنامه های سیاسی، معاونت سیاسی صدا و سیما و حتی اخبار آن از رئیس منتخب دستگاه فرا دولتی تبعیت نمی کند و معاونت سیاسی از طرف او انتخاب نمی شود. از طرفی معاونین سیاسی و مدیر کل های سیاسی برای شبکه های گوناگون از امر مستقیم معاونت سیاسی دستور می گیرند و رئیس صدا و سیما تنها هماهنگ کننده بین معاونت های سیاسی و اداره کل های سیاسی با روسای شبکه های گوناگون است. به عنوان مثال در شبکه یک، دو، سه، چهار و … مدیر کل سیاسی وجود دارد. ولی مدیرکل های سیاسی مستقیماً از سوی رئیس شبکه انتخاب نمی شوند و در برنامه سازی و برنامه ریزی تابع مدیر شبکه نیستند.

او ادامه می دهد: رئیس شبکه های گوناگون تلویزیون تحت نظر رئیس سازمان تنها در کنداکتور و زمانی که برنامه ها به آن ها اختصاص داده می شود در جهت هماهنگی کلان پخش برنامه ها در ۲۴ ساعت می تواند بر مدیران سیاسی شبکه ها اعمال اهرم فشار داشته باشد. در چنین ساختار قدرتی که از منظر سیستم درونی این دوگانگی قدرت وجود دارد، در بیرون نیز این دو گانگی  تشدید می شود. به همین دلیل سیاست گذاری در دولت های متفاوت، مختلف است.

در حال حاضر فشارهای همه جانبه از سوی صدا و سیما به سوی دولت است

این کارشناس رسانه با اشاره به متفاوت بودن برنامه های صدا و سیما طبق دولت های مختلف با انتقاد می گوید: در دولت احمدی نژادی که با صدا و سیما و نهادهای فرا دولتی هماهنگ تر است، فیلم سفرهای استانی رئیس جمهور کاملا پخش می شود و آهنگ امام علی بر روی آن گذاشته می شود. اما زمانی که دولتی (به هر دلیلی) هماهنگ با این نهادها نباشد، طبیعی است که فیلم هایی مثل گاندو ساخته می شود. همین معنا در دور اول اصلاحات زمان ریاست اقای علی لاریجانی وجود داشت که در دور دوم تغییر پیدا کرد و تلاش شد تا سازمان صدا و سیما به دلیل حمایت های مدنی همگام با دولت اصلاحات برنامه سازی کند.

او توضیح می دهد: اما اکنون شاهد هستیم که فشارهای همه جانبه از سوی برنامه سازی در نهادهای قدرت صدا و سیما در جهت تحت فشار قرار دادن دولت فزاینده است. اگرچه به دولت انتقادهای جدی درباره شعارها و عملکردهایشان وارد است و باید پاسخگو باشند. اما باید بر این نکته تاکید داشت که این گونه فشارهای رسانه ای تا حدود زیادی می تواند تجلی بخش ایجاد فضای بی اعتمادی بین مردم و رسانه ملی و بالطبع کاهش اعتبار سیستم کلان حاکم بر حوزه افکار عمومی باشد.

رسانه ملی به چه معناست؟

مطهرنیا با انتقاد به رویکرد جناحی حاکم بر سازمان صدا و سیما می گوید: وقتی می گوییم رسانه ملی، باید بدانیم ملی بودن را  چگونه تعریف می کنیم؟ هم اکنون اگر تلویزیون جمهوری اسلامی ایران،  بخواهد از فرهنگ، تاریخ و تمدن ایران سخن بگوید و زبان پارسی را به گفته رهبری پاس بدارد، در نزدیک انتخابات این فعل و انفعالات شروع می شود. یا ترانه ها و سرودهای ملی فرا نظام جمهوری اسلامی که مردم در ذهن خود با آنها خاطراتی دارند، پخش می شود. حتی سرودهای انقلابی دهه اول و دوم انقلاب اسلامی هم اکنون از صدا و سیما جمهوری اسلامی پخش نمی شود.

او ادامه می دهد: هم اکنون از صداوسیمای جمهوری اسلامی صدایی جز بازتعریف کننده خاطرات و نوستالژی معناداری در زمینه های گوناگون موجود در تاریخ پس از انقلاب اسلامی شنیده نمی شود. بدین ترتیب ایران در خدمت گستره بزرگتری از ملیت به نام امت اسلامی قرار می گیرد که از درون به بیرون خدمات می دهد و از بیرون به درون برنامه ریزی ها و سیاست های خود را در راستای قدرت بخشی به آن تعمیم و گسترش می دهد. اگر دقت کنیم، سیاست های صداوسیمای جمهوری اسلامی هم این معنا را دارد.

مطهرنیا با انتقاد می گوید: اگر الان در یکی از کشورهای امت اسلامی رویدادی رخ دهد که بتواند افکار عمومی را برانگیزد، شاهد حجم بسیار بالایی از اطلاعات و اخبار در ارتباط با آن هستیم ولی صداوسیما به رویدادهای دیگری که زمینه های دردمندی افکار عمومی را فراهم می کند، توجه چندانی نمی کند.

این استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال که این نوع برنامه سازی ها بر روی چه اقشاری از جامعه تاثیر گذار است؟ توضیح می دهد: پس از دوران دفاع مقدس و تقسیم بندی جدی تر (جناح های سیاسی که در قالب انقلاب اسلامی در نظام جمهوری اسلامی پیش آمده است)، صداوسیما هرگاه به طرف فرد یا جناح خاصی گرایش پیدا کرده، آن جناح خاص کمتر مورد توجه توده ها و طبقات متوسط به ویژه متوسط به بالای جامعه ملی ما قرار گرفته است. اگر در خاطر داشته باشید در دهه ۷۰ تمام عزم و جزم رسانه های فرادولتی از جمله صداوسیما به طرف ایجاد فضایی بود که نامزد انتخاباتی اصولگرایان رای بیاورد. تمام نهادهای رسمی قدرت، علناً علی رغم موانع قانونی از شخص کاندیدای جناح فرادولتی نام برده و رسماً آن را امضا و مهر کردند و آن را در برابر دیدگاه مردم قرار دادند، ولی نتایج سمت و سوی دیگری پیدا کرد.

او بیان می کند: در سال ۱۳۸۴ ما شاهد ایجاد چنین فضایی در حالت سه قطبی بودیم که توانست تا حدودی پاسخگو باشد. چون قطبی که رای آورد کل نظام جمهوری اسلامی را تا یک سال قبل از ریاست جمهوری خود کاملاً زیر سوال برد. چراکه در جایگاه یک کاندیدای اصولگرای راست، چپ ترین حرف ها و شعارها را بر ضد نظام موجود بیان کرد و در مناظره ها تا مرز نقد بالاترین مقامات نظام جمهوری اسلامی هم پیش رفت و حرف هایی را بیان کرد که توده های جامعه را از منظر پوپولیستی به طرف خود جذب کرد. در حالی که صداوسیما تلاش داشت نشان ندهد از شخص وی بلکه از کاندیدای دیگر اصولگرایان حمایت می کند. در سال ۸۸ که ویژگی های خاص خود را داشت و در سال ۹۲ و ۹۶ بار دیگر شاهد همین رویکرد هستیم که طبعات نه چندان مثبتی را برای صداوسیما داشت. چون آنچه صداوسیما بیشتر نشان می دهد که از آن حمایت می کند، غالباً نوعی بازتاب معکوس در توده های مردم و طبقه متوسط دارد.

صداوسیما مخاطبان خاص خودش را دارد

این تحلیلگر مسائل سیاسی با اشاره به تاثیر پذیری مخاطبان توضیح می دهد: در عین حال صداوسیما مخاطبان خاص خودش را دارد و قسمتی از توده های مردم هستند که انفعالی عمل می کنند. یعنی منتظرند تا در چارچوب تحلیل های صداوسیما دیدگاه های خود را از منظر کلاسیک منطبق کنند. لذا همواره به صداوسیما گوش می کنند و هرآنچه تردید و تثبیت می کند، عین مر حقیقت می پندارند و به آن عمل می کنند. هرچقدر جلوتر می آییم متوجه می شویم که تعداد چنین مخاطبانی برای صداوسیما کاهش پیدا می کند. یعنی طبقات مخاطب از عوام زدگی خارج و حداقل رویکرد توده وار دارند. چون توده ها طبقات پایین ولی فعال جامعه و عوام همان طبقات پایین ولی منفعل هستند. به نظر می رسد هرچقدر که می گذرد وجه انفعالی مخاطبان در ارتباط با عملکرد صداوسیما کاهش پیدا می کند.

در دنیای امروز کنترل و فیلترینگ بی معناست

مطهر نیا در پایان صحبت های خود چندین راهکار برای برنامه های صدا وسیما دارد و توضیح می دهد: رسانه باید بپذیرد که نمی تواند تک صدا باشد. ما امروزه وارد جامعه شبکه ای شده ایم و علی رغم همه تلاش ها برای فیلترینگ، شبکه های اجتماعی امکان کنترل را از دست صداوسیما گرفته اند. من بارها گفته ام در آینده نه چندان دور اوترنت خواهد آمد. اوترنت شبکه بین المللی اینترنت است که به خطوط مخابراتی نیاز ندارد، سرعت بسیار بالایی دارد و می تواند امکان ارتباط بسیار سریع در اقصی نقاط جهان را با هر نقطه دیگر جهان فراهم کند. ما به زودی شاهد عصر «فراشبکه ای» خواهیم بود. عصری که در آن رسانا نقش خود را در رسانه از دست خواهد داد.

او ادامه می دهد: اکنون جهان به فکر متصل کردن فرکانس های مرزی بین انسان ها در جهت گفتگو با یکدیگر است. زمانی از ماهواره سخن گفتیم و خبر دادیم که به زودی شبکه های ماهواره ای خواهند آمد و حیات رسانه ای را تغییر خواهند داد. در دهه های گذشته به ما خندیدند. الان هم می گوییم در آینده، بسیاری از سخت افزارهای مورد نیاز برای انتقال پیام حذف خواهند شد و با حذف آن ها دیگر فیلترینگ صورت نمی گیرد، اندیشه های متفاوت با یکدیگر ارتباط خواهند گرفت و یک نوع مدرنیته جدید در جهان به وجود می آید که خواه نا خواه بر روی کشور ما هم تاثیر می گذارد و پیام خواهان ما را هم تحت اثر خود قرار می دهد. در چنین دنیایی که این همه نقل و انتقال آزاد اطلاعات به آسانی صورت می گیرد نمی توان با ایجاد یک نوع دروازه بانی دانایی، اطلاعات و خبر افکار عمومی را کنترل کرد. باید برای جهان پیش رویِ پرشتاب و تپنده آماده شد.

∗ مطالب ما را در کانال تلگرامی شفقنا رسانه (mediashafaqna@) دنبال کنید

∗ نقد و نظر و سوژه های خود را از طریق ارتباط با ادمین کانال(shafaqnamedia_admin@) به ما بگویید.

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here