زمان انتشار : ۲۳ شهریور ,۱۳۹۸ | ساعت : ۱۴:۴۸ | کد خبر : 485979 |

روایت اهل قلم/ سپه رام در گفتگو با شفقنا از ضرورت توجه مطبوعات به سلیقه مخاطب می‌گوید

فرهاد سپه رام ؛ پیشکسوت مطبوعاتی/ عکاس: حسین شهلایی

شفقنا رسانه-شنیدن روایت‌ها و خاطرات روزنامه‌نگاران پیشکسوت می‌تواند برگی از تاریخ مطبوعات شفاهی اهل رسانه باشد. پیشکسوتان مطبوعاتی که در زمانه خود به عنوان چشم و گوش مردم، با اطلاع رسانی‌های دقیق و تحلیل‌های مناسب به مسئولان کمک می‌کردند، امروز هم می‌توانند با انتقال تجربیات خود به خبرنگاران در خبررسانی و انعکاس واقعیت‌ها به ارتقای کیفی حرفه روزنامه‌نگاری کمک برسانند. البته این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که خود اهالی رسانه به اهمیت این طبقه از جامعه پی‌ببرند.
با همین برآوردهاست که شفقنا‌ رسانه می کوشد هر هفته پای دیدار یکی از پیشکسوتان و مدیران مطبوعاتی بنشیند و تجربیات آنان را در اختیار جامعه قرار دهد.

این بار شفقنا، میزبان فرهاد سپه رام از پیشکسوتان مطبوعاتی و فعالان عرصه روابط عمومی بود. او در ابتدای صحبت های خود با اشاره به چالش های این روزهای مطبوعات به شفقنا رسانه می گوید: یکی از مسائل مهم این روزهای مطبوعات اقتصاد آن هاست. با توجه به اخبار منتشر شده درباره توزیع ناعادلانه یارانه بین رسانه ها، این مسئله نمود بیشتری برای اهالی مطبوعات در روزهای اخیر داشته است و بسیاری از آن ها اذعان داشتند، اگر همین یارانه وجود نداشت مشخص می شد که کدام رسانه موفق تر بود. چالش بعدی مطبوعات، سرانه پایین مطالعه است. چون ما علی رغم اینکه ظاهراً مدرن شده ایم ولی ملت شفاهی هستیم. با توجه به تجربه ۳۷ ساله ام در حوزه رسانه و از طرفی دیگر با توجه به گسترش رسانه ها همچنان عادت به شفاهی خوانی داریم.

او ادامه می دهد: مسئله بعدی این است که فکر می کنم به تدریج موجی از بی تفاوتی نسبت به اخبار منتشر شده و نوعی سیاست زدگی در مردم به وجود آمده است و همین عامل باعث شده تا مخاطب دیگر از راه رسانه های رسمی چون مطبوعات، به دنبال پیگیری و کسب اخبار نباشد. از دلایل این مسئله هم، آمدن رسانه های برخط و  پیشرفت ابزارهای ارتباطی است.

این پیشکسوت مطبوعاتی با اشاره به نبود یک پژوهش جدی درباره تیراژ و اعتماد مخاطب به رسانه ها توضیح می دهد: این نکته را باید در نظر گرفت که  اخبار گسترده ای در حوزه های متعدد گفتیم، ولی ذائقه مخاطب و سواد رسانه ای مخاطب را در مراجع رسانه ای در نظر نگرفتیم. ما همچنان سخت خبر داریم و نرم خبر به ندرت در رسانه ها پیدا می شود. از طرفی دیگر مرجعیت رسانه ای مشخصی برای مردم نداریم. الان حدود ۸۰ سال از عمر صدا و سیما (از ابتدای تاسیس رادیو تا الان) می گذرد اما درباره اعتماد مخاطب به برنامه های این رسانه تا به حال کسی راستی آزمایی نکرده است. همچنین پژوهش درستی درباره تیراژ و مقبولیت مطبوعات در هیچ مرجع رسمی و دانشگاهی انجام نشده است. امکان دارد در حوزه پژوهش درباره محتوای رسانه ها و گرایش های خبری و علاقه مندی های مخاطب صحبت کرده باشیم اما هیچ گاه درباره افت تیراژ، کار تحقیقی و جدی نکردیم.

او با توجه به نتایج تحقیقات خود بیان می کند: در سال های اخیر یکی از پژوهش هایی که انجام دادم، بررسی کمپین های تبلیغاتی بود. ما وقتی تبلیغات را بومی سازی نمی کنیم، طبیعی است با برخی الگوهای تبلیغاتی خارجی و ادبیاتی آشنا می شویم که جالب است. در واقع در الگوی های تبلیغاتی خارجی بخشی از هزینه تبلیغ، حتما صرف سنجش مخاطب و میزان اثربخشی آن تبلیغات می شود. ما این موضوع را در هیچ کجای رسانه های چاپی مان ندیدیم. در حالی‌که باید دقت کنیم با بودن مخاطب است که رسانه معنا پیدا می کند.

سپه رام که سال ها در حوزه روابط عمومی هم مشغول به فعالیت بوده، با اشاره به اقدامات خود در برخی سازمان ها برای روی آوری مردم به خواندن رسانه های چاپی روایت می کند: زمانی در بخش روابط عمومی یکی از دستگاه ها بودم و شاهد بودم که در حال توزیع سبد های کالای خوراکی بین کارکنان هستند. برایم سوال بود چرا سبد کالای فرهنگی نمی دهیم. من در آن دستگاه توانستم مدیر ارشدم را قانع کنم تا بخشی از هزینه را برای این کار انجام دهیم و رسانه مورد علاقه آن همکار را هم بخریم و توزیع کنیم که بازخوردهای مثبتی گرفتیم و معلوم شد رسانه در این خانواده ها دیده می شود. یا اگر می دیدیم دستگاهی خودش دارای نشریه است حتما بخش خانواده و کودک را به آن اضافه می کردم تا این حوزه ها در میان اهالی خانه دیده و خوانده شود. خب فکر کنید این توجه به سلایق در سطح ملی اتفاق بیافتد. یعنی دستگاهی فکر کند به جای کمک کالایی یا غذایی به کارمندان، بر حسب سن و جنسیت آن ها سبد فرهنگی را هم وارد و فرهنگ‌سازی کند.

او ادامه می دهد: گاهی رسانه هایمان در سوژه یابی و مخاطب یابی دقت نمی کنند، به همین دلیل عقب می مانیم. چند سال است درباره مافیای کنکور بحث می شود؟ کدام رسانه از این مسئله بهره کافی برده؟ در دهه ۶۰ ما از چند مدت قبل درباره نتایج کنکور اطلاع رسانی می کردیم، حتی تلفنخانه ای راه انداخته بودیم تا داوطلبان کنکور زنگ بزنند و با اعلام مشخصاتشان به آن ها بگوییم که در چه رشته ای قبول شده اند. این ابتکاری بود که در آن زمان به ذهن سازمان سنجش نرسیده بود ولی یک روزنامه آن را انجام داد. شما در فرایند یک سال، مجموع تبلیغات کنکور را می بینید و متاسفانه به سطوح پایین تر تحصیل تسری پیدا کرده است ولی رسانه ها از آن بهره کافی نبردند. به عبارتی می خواهم به پدیده های جاری اشاره کنم که اقتصادشان در همه زمینه ها جواب می دهد ولی رسانه ها هیچکدام به آن ها دقت نمی کنند.

او در ادامه با توضیح درباره ضرورت وجود رسانه های تخصصی بیان می کند: هیچ کجای دنیا  روزنامه راجع به خودرو نداریم. ولی شاهد هستیم روزنامه به نام «دنیای خودرو» به صاحب امتیازی آقای نظریان منتشر می شود که در نوع خود عالی و پسندیده است و تا الان نزدیک به ۱۱۰۰ شماره منتشر شده است. در حالی‌که در آلمان که یکی از مهدهای صنعت خودرو است در بهترین شرایط فقط هفته نامه داریم. پس باید این کارهای خوب مطبوعات هم دیده و خوانده شود.

سپه رام ادامه می دهد: اگر رسانه ها به موقع متوجه ذوق مردم شوند و آن را شناسایی کنند می توان به عنوان یک عامل ماندگار برای مطبوعات از آن بهره برد. از طرفی دیگر رسانه های چاپی باید توانایی ارائه برخط رسانه هایشان  را هم  داشته باشند و اگر توانستند، مابه ازای مادی هم در قبال این ارائه بگیرند تا سرپا بمانند. در اینجا روزنامه هفت صبح را به عنوان یک نشریه موفق مثال می زنم که فروش خوبی هم دارد. چون متوجه سلائق مخاطب شده و بر اساسا آن محتوا تولید می کند و بر اساس سبک زندگی مردم روزنامه خود را می بندد. مثلا یک روز ممکن است تیتر یک آن سیاسی باشد روز دیگر تیتراش درباره اخبار حوادث .

او با توضیح درباره توجه به علاقمندی مخاطب می گوید: اواخر دهه ۷۰ ما در روزنامه ایران صفحه ای با نام «اندیشه» داشتیم که اغلب با یک مدیر و دبیر اداره می شد و می دیدیم که نسبت به اخبار حوادث خواننده کمتری دارد و اخبار حوادث در صدر بود. خب با توجه به سلیقه مخاطب، این رویکرد را تصحیح کردیم و صفحه اندیشه را به حداقل صفحات در هفته رساندیم و به حوادث صفحات و میدان بیشتری برای انتشار اخبار دادیم. کما اینکه در دهه ۸۰ و اولیل ۹۰ فقط چهار صفحه اخبار حوادث منتشر می شد.

این پیشکسوت مطبوعات به تجربیاتی که از اساتیدش در زمان فعالیت روزنامه نگاری اش کسب کرده بود اشاره می کند و می گوید: آقای کیهانی زاده به من گفتند در جاهایی متعارف است که شورای سردبیری، روزنامه‌فروش موفق را دعوت می کند. دوره ای که در روزنامه ایران معاون آقای بهزادی بودم، عیناً این کار را می کردم و می دیدم که این روزنامه فروش به اندازه چند آرش خوشخو و فرهاد سپه رام تجربه دارد. به عنوان مثال توضیح می داد که روزنامه ایران در فلان روز به دلیل اینکه فلان سوژه درباره فیلم و سینما کار کرده بود، یک مورد برگشتی هم نداشت. ولی در فلان روز که تیتر یک را از سیاست و وعده زدید، ۲۵ مورد برگشتی داشتم.

سپه رام ادامه می دهد: از طرفی من هم تصحیح تیراژ می کردم به عنوان مثال می دیدم در یک نقطه جغرافیایی ارتباطات هماهنگ بین عناصر مختلف روزنامه به درد می خورد و صرف اینکه تحریریه هرچیزی تولید کند، حتما درست است، ملاک نیست. با توجه به اینکه در نقاط مختلف روزنامه کار کرده بودم، از سازمان شهرستان ها و بخش تیراژ آمار می خواستم. به عنوان مثال پیش می آمد که می گفتند تقاضای تیراژ در مرکز شهر زیاد داشتیم، این در صورتی بود که هدفگیری بالای شهر بود و من مجبور می شدم تا تصحیح تیراژ کنم. بنابراین روزنامه می تواند به توزیع و میزان برگشتی اش در سطح تهران و استان ها دقت کند تا ببیند کجا نیاز به تقاضا و کجا برگشتی دارد و اینگونه است که اقتصاد روزنامه هرز نمی رود.

او معتقد است که بیرون آمدن دولت ها از عرصه رسانه داری پیشنهاد خوبی است ولی به شرط اینکه دولتی ها بپذیرند و می گوید: فکر می کنم چون دولت ابزاری مثل صداوسیما ندارند، اجازه کوچک شدن این نشریات را نمی دهند. بنابراین عمقاً معتقدم سلطه این نشریات که اقتصاد اغلبشان هم جوابگو نبوده و صرفاً سخنگو بوده اند، می تواند نتیجه مثبتی نداشته باشد.

کارشناسان ارتباطات همواره تاکید می کنند که روابط عمومی ها باید تعامل خوبی با مردم داشته باشند ولی شاهدیم، وقتی خود همین اساتید ارتباطات وارد سازمانی می شوند همه این بایدها و نبایدها یادشان می رود و تبدیل به روابط عمومی تعریف شده سازمان می شوند. شما علت را در چه چیزی می بینید؟ سپه رام پاسخ می دهد: خب دلیل به این برمی گردد که سازمان بر آن ها غلبه می کند. بنابراین مسئول روابط عمومی باید در همان ابتدا پیش شرط هایش را به مسئول سازمان اعلام کند. وقتی وارد یک سازمان می شوید باید بتوانید با درایت، مقاومت و ابتکارات حرفه ای بر سدها غلبه کنید وگرنه همان قاعده بله چشم قربان گفتن پیش می آید. سازمان ها همواره قصد دارند بر شما غلبه کنند و این شما هستید که باید بر میزتان حکمرانی کنید نه اینکه قدرت را از میزتان بگیرید. مدیران روابط عمومی و روئسای دفاتر در اولین تغییرات وزارتخانه ها و سازمان ها معتمدترین افرادی هستند که یک وزیر یا مدیر ارشد سازمانی بدون توجه به تناسب رشته تحصیلیشان با خود می آورند. فکر می کنید چند نفر از مدیران روابط عمومی دستگاه های بزرگ، علوم ارتباطات خوانده اند؟ خب تعدادشان انگشت شمار است و باید در این زمینه پژوهشی جدی صورت بگیرد.

 

∗ مطالب ما را در کانال تلگرامی شفقنا رسانه (mediashafaqna@) دنبال کنید

∗ نقد و نظر و سوژه های خود را از طریق ارتباط با ادمین کانال(shafaqnamedia_admin@) به ما بگویید

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here