زمان انتشار : ۲۶ مرداد ,۱۳۹۸ | ساعت : ۱۰:۰۹ | کد خبر : 484911 |

ویترین روزنامه ها/ گزارش میدانی عالی «ایران» از مشکلات زنان شاغل در «آستارا»/ تیتر مبهم«هفت صبح» در واکنش به موج اتهامات اقتصادی به برخی مسئولان/ واژه گزینی خوب«شهروند» از هجوم کارگران ایرانی به عراق

شفقنا رسانه_صفحه یک روزنامه‌ها به عنوان  ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامه‌های امروز، آن‌هایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهیم.
به گزارش شفقنا رسانه، روزنامه ایران امروز گزارش میدانی جالبی از وضعیت دستمزد زنان با عنوان«اینجا زنان روزی ۱۰ هزار تومان حقوق می گیرند» در شهر آستارا و گیلان تهیه کرده، که واقعیت دردناکی را نمایان می کند. گزارش با مصاحبه های متعدد شروع می شود و هر کدام از زنان مشغول به کار دلایل سرکار رفتن خود را با این دستمزدهای پایین ذکر می کنند که بسیار جای تأسف دارد. فعالانی که به خاطر دوری از انزوای و خانه نشینی به کارهایی غیر از تخصص خود روی آورده اند و درآمدهای پایینی دارند اما در مقابل مردان همان کار را با دستمزدهای بالاتری انجام می دهند. نگاه روزنامه به چنین مسئله ای در جامعه قابل تحسین است که می تواند متوجه نهادهای تصمیم ساز هم بشود که به فکر سرمایه های این مملکت باشند تا به این راحتی از بین نروند. در بخشی از این گزارش آمده ««یک ماه سرکار می‌روم ۴۰۰ هزار تومان حقوق می‌گیرم، تازه همکارانم ۳۰۰ هزار تومان می‌گیرند. به من چون فوق لیسانس دارم صد هزار تومان بیشتر از بقیه می‌دهند. شاید این مشکل همه باشد. می‌دانم بیکاری همه جای کشور بیداد می‌کند، می‌دانم دستمزدها چندان بالا و برابر نیست، اما در شهر ما تفاوت دستمزد زنان و مردان باورنکردنی است.» این را مرضیه دبیر یکی از مدارس غیرانتفاعی شهر آستارا می‌گوید. معلم پایه پنجم دبستان است. می‌گوید دستمزد همه همکارهایش همین قدر است نه فقط مدارس که خیلی جاهای دیگر وضع همین است. اگر زنی در آستارا یک میلیون تومان دستمزد بگیرد، یعنی حقوقی رؤیایی است.
زنان آستارا از کمبود فضاهای عمومی شهر هم گلایه دارند. این شهر تنها دو پارک کوچک دارد؛ فضای پارک «معلم» کاملاً مردانه‌ است و آن یکی هم چندان گنجایشی ندارد اما در همین پارک کوچک هم بعدازظهرها دختران زیادی را می‌بینی که بیکار نشسته‌اند.
 مرضیه می‌گوید: «یکی از دلایلی که با این حقوق پایین سر کار می‌روم ترس از خانه نشینی و انزواست. خیلی از زن‌های دیگر هم به همین دلیل چنین شرایطی را می‌پذیرند. می‌دانی برای بیشتر ما استخدام شدن در شهر خودمان تقریباً غیرممکن است. مگر ادارات دولتی چقدر گنجایش دارند؟ تازه پارتی بازی هم مثل همه جا وجود دارد. عبور و مرور در سطح استان هم برای هرکسی امکان پذیر نیست. بحث پذیرش بومی و غیر بومی هم هست.»
روزنامه هفت صبح تیتر یک خود را به گزارشی درباره موج دستگیری ها و همین طور سیل اتهامات اقتصادی به برخی مسئولان اختصاص داد و در تیتر کوتاه و مبهمی نوشت:«سرگیجه!» هر چند در زیر تیتر توضیحات لازم درباره جزئیات این گزارش آورده شده، اما تیتر باید به تنهایی معنادار باشد و موجب سردرگمی مخاطب نشود.
روزنامه شهروند گزارشی خواندنی از روایت زندگی جوانانی کار کرد که برای کارگری به سلیمانیه و اربیل عراق می روند و در تیتر خوبی نوشت: «اینجا عرق ریختن بیشتر می صرفد». تیتر ظرافتی را با خود دارد که در واژگان انتخاب شده به خوبی نمود یافته است. «عرق ریختن» گویای کار پر مشقت و رنج آور جوانان ایرانی است که در داخل صرفه اقتصادی ندارد و در پی جایی هستند که این کارها را به یک مزیت برای خود تبدیل کنند. هم چنین تیتر با نگاهی عمیق تر و در کنار توجه به مسائل اقتصادی اخیر، هجوم نیروی کار به کشورهای همسایه از جمله عراق را نوعی حرکت اعتراضی می داند که هر کجا برای این نیرو صرفه داشته باشد، فرستاده می شوند. این وضعیت در کلمه «می صرفد» به اوج می رسد که هم اعتراض به وضعیت موجود در داخل بوده و هم دلیلی بر گسیل نیروی کار جوان کشور است.

∗∗∗ در ادامه صفحه یک سایر روزنامه ها را ببینید…

∗ مطالب ما را در کانال تلگرامی شفقنا رسانه (mediashafaqna@) دنبال کنید

∗ نقد و نظر و سوژه های خود را از طریق ارتباط با ادمین کانال(shafaqnamedia_admin@) به ما بگویید.

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here