زمان انتشار : ۱۷ مرداد ,۱۳۹۸ | ساعت : ۱۲:۰۸ | کد خبر : 484541 |

ویترین روزنامه ها/ بررسی قابل تامل «جام جم» درباره صورت های مالی بانک ها/ جایگاه نشریات محلی از نگاه «اعتماد»/طرح جالب«ابتکار» در ترسیم شغل خبرنگار

شفقنا رسانه_صفحه یک روزنامه‌ها به عنوان  ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامه‌های امروز، آن‌هایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهیم.

به گزارش شفقنا رسانه،  روزنامه جام جم امروز گزارش خوبی درباره صورت های مالی بانک ها نوشت و در تیتری سوالی عنوان کرد:«بانک ها با منابع قرض الحسنه چه می کنند؟» سوژه بسیار مهمی که روزنامه ها باید به صورت گزارش تحقیقی به آن بپردازند و پیگیر منابع مالی مردم در دست بانک ها باشند. جام جم در مقدمه این گزارش توضیح داد«آمارهای منتشر شده در پرداخت تسهیلات قرض‌الحسنه، حاکی از ضعف نظارت بانک مرکزی در حوزه منابع تخصیص منابع قرض الحسنه است. از آنجا که این منابع عموما با اهداف خیرخواهانه و با اعتماد به نظام بانکی در بانک ها سپرده گذاری شده، نیازمند نظارت مضاعف بانک مرکزی بر بانک ها در نحوه مصرف این منابع است. »

روزنامه اعتماد هم در اقدام خوبی به مناسبت روز خبرنگار، گزارش خوبی از وضعیت نشریات محلی، وضعیت مطبوعات سراسری و رسانه های رسمی  نوشت و در تیتر هم آوایی عنوان کرد :« خبرنگاران دردسرنگاران». با اینکه پرداخت روزنامه به چنین بعدی از رسانه ها قابل تحسین است، ولی ترکیب واژگان و ادبیات تیتر جذاب نیست و اعتماد از واژه ای کلیشه ای برای گزارش خود استفاده کرده است. در بخشی از این گزارش، اعتماد با سردبیران روزنامه های محلی گفت و گوهایی انجام داده و نظر آنها را درباره استقبال مردم و تیراژ نشریات شان جویا شده است. در بخشی از این گزارش آمده «مردم به نشریاتی که از موضوعات‌شان بگویند اعتماد بیشتری دارند؛ موضوعاتی که روزانه در محلات و شهرها اتفاق می‌افتند و اتفاقا پیش از همه سر از نشریات محلی درمی‌آورند. برای حفظ این اعتماد باید تلاش کرد که با سلیقه مردم در نحوه دنبال کردن اخبار هم هماهنگ شد. امیر اکبری، سردبیر روزنامه اصفهان امروز به «اعتماد» می‌گوید: «با توجه به اینکه تفاوت منطقه‌ای و محلی در کشورمان زیاد است شاید بتوان گفت که اعتماد مردم نسبت به رسانه‌های محلی بیشتر است. به خاطر همین موضوع است که ما ناچار شده‌ایم در سه، چهار سال اخیر سعی کنیم محتوای تولیدی‌مان را روی خروجی‌های مختلف به دست مردم برسانیم، یعنی همانطور که روزنامه ما روزنامه پرتیراژی است، سایت‌مان هم پربازدیدترین سایت خبری در استان است و این محتوا را از طریق شبکه‌های اجتماعی هم مهیا می‌کنیم. البته کماکان رسانه‌های کاغذی ابزار خوبی برای ایجاد اعتماد در مخاطب هستند که محتوای مورد نظرشان را با این برند دنبال کنند. به همین دلیل برنامه‌ریزی ما برای توسعه آینده نشریه هم این است که رسانه کاغذی‌مان را به هر شکلی حفظ کنیم اما ناچار هستیم در سایر حوزه‌هایی که مورد توجه مخاطبان هست هم سرمایه‌گذاری کنیم. با این وجود از میان تمام رسانه‌های موجود مردم همچنان به برندهای معتبر اقبال بیشتری نشان می‌دهند.»

روزنامه ابتکار هم به مناسبت روز خبرنگار عکس یک خود را به طرحی از آن اختصاص داد و در گفتگو با بهمن احمدی عمویی، روزنامه‌نگار به این مسئله پرداخت که روزنامه نگاری چه تاثیری بر زندگی روزنامه نگاران دارد؟ و در تیتر نوشت: «دیدن به وقت نبودن». محتوای متن از این جهت که سعی شده از زاویه متفاوتی به موضوع و مشکلات خبرنگاران نگاه شود، خواندنی و محل تامل است. در طرح این مطلب هم چند نماد و چیدمان آن‌ها کنار هم، جلب توجه می کند. خودکار قرمز رنگ که از جان خبرنگار گذشته، با تراویدن آب درصدد رساندن آب  به ماهی های تشنه در خشکی است. از سوی دیگر هم خودکار قرمز نماد گذشتن خبرنگار از خط قرمزهاست تا آگاهی و دانش را برای دیگران به ارمغان بیاورد. چیدمان همزمان این نمادها کنار هم با توجه به معناهای نمادین هر یک بخصوص آب و ماهی می تواند گویای عمیق بودن طرح باشد. به طوری  که زیستگاه ماهی آب بوده و آب در دل خود معانی نمادین پر رمز و راز فراوانی دارد. این معانی در ارتباط با دو متضاد یعنی ناآگاهی و دانش است. ماهی نیز نماد مردم  خوش اقبالی است که با واسطه روزنامه نگار می خواهند از این ناآگاهی به دانش و آگاهی برسند. به طوری که در تصویر نمود این واسطه گری روزنامه نگاری است که با جان خود ( در دو قاب گذشتن از خط قرمزها و تلاش برای تراویدن آب؛ رنگ آبی) و از صمیم قلب با جان افشانی می خواهد آب را که نماد روشنایی و علم است به ساحل نشینان (ماهی های در حال انتظار ) برساند. به نظر  این ابیات نیز می تواند مصداقی باشد بر آن‌چه در ذهن طراح گذشته است.در کام قلم زجان من خون می ریخت/ در صفحه چو اشک چشم مجنون می ریخت/آن دل که نثار دوست باید می شد/ خون می شد و قطره قطره بیرون می ریخت

 

∗∗∗ در ادامه صفحه یک سایر روزنامه ها را ببینید…

 

*مطالب ما را در کانال تلگرامی شفقنا رسانه (mediashafaqna@) دنبال کنید

∗ نقد و نظر و سوژه های خود را از طریق ارتباط با ادمین کانال(shafaqnamedia_admin@) به ما بگویید.

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here