زمان انتشار : ۷ خرداد ,۱۳۹۸ | ساعت : ۱۵:۱۹ | کد خبر : 481517 |

بلوری در میزگرد شفقنا از کمرنگ شدن حمایت مدیران تا نبود جسارت در خبرنگاران می گوید

شفقنا رسانه– شنیدن روایت‌ها و خاطرات روزنامه‌نگاران پیشکسوت می‌تواند برگی از تاریخ مطبوعات شفاهی برای اهالی رسانه باشد. پیشکسوتان مطبوعاتی که در زمانه خود به عنوان چشم و گوش مردم بودند و با اطلاع رسانی‌های دقیق و تحلیل‌هایشان به مسئولان کمک می‌کردند، باید  در حال حاضر هم با انتقال تجربیات و توصیه‌های خود به خبرنگاران در خبررسانی و انعکاس واقعیت‌ها در جامعه یاری رسانند.

به گزارش شفقنا رسانه، محمد بلوری از روزنامه نگارانی است که کار در روزنامه را ترک نکرده و همچنان با روحیه کشف حقیقت در حال فعالیت و انتقال تجربیات خود به خبرنگاران جوان است. اما او از حال این روزهای مطبوعات گله مند است و در همان ابتدای صحبت های خود به صفحه اول روزنامه ها انتقاد می کند و می گوید:  می‌دانید که صفحه اول مانند ویترین روزنامه و گویای مطالب داخلی آن است. شما خبر اول خرداد ماه روزنامه اعتماد درباره آزاد شدن دوچرخه‌سواری بانوان را ببینید. این خبر در صفحه اول با عکس خیلی خوبی کار شده است. خب این خبر علاوه بر اینکه برای مخاطب تازگی دارد، هیجان‌انگیز است. باید توجه داشته باشیم که نوجویی در کار روزنامه و به‌طورکلی خبر، مسئله مهمی است وگرنه انتشار اخبار تکراری که جلب‌توجه نمی‌کند. باید نیازمندی‌های جامعه از نظر خبری برای ما روزنامه‌نگاران مهم باشد و به آن‌ها پاسخگو باشیم. به‌عنوان‌مثال پروانه‌ها تهران و شهرستان‌ها را پر کردند. خب پرداختن به اینکه از کجا آمدند، چگونه آمدند، مهم است. خیلی از مردم کنجکاو هستند که بدانند منشأ آن‌ها کجاست؟ خطرناک نیستند؟ و… . به همین دلیل صحبت با کارشناسان و بررسی این زوایا بر عهده رسانه‌ها است.

روزنامه‌ها دچار اسارت خبر دولتی شده‌اند/ روزنامه برای زنده‌بودن به سراغ سوژه‌های نو و تحلیل برود

این پیشکسوت مطبوعات دارا بودن ویژگی نوگرایی در اخبار را برای روزنامه ها مسئله مهمی می داند و توضیح می دهد: روزنامه‌ها دچار اسارت خبر دولتی شده‌اند. چون اخبارشان روز بعد منتشر می‌شود، خبر سوخته به‌حساب می‌آید. روزنامه باید ابعاد مختلف رویدادها را بررسی کند. می‌دانید که راه روزنامه‌ها در حال حاضر عوض‌شده است و با آمدن این‌همه سایت خبری و کانال‌های خبری مختلف در کسری از ثانیه خبر فلان رئیس‌جمهور منتشر می‌شود و روزنامه ۲۴ ساعت بعد چاپ می‌شود. بنابراین برای زنده‌بودن باید به سراغ سوژه‌های نو و تحلیل رفت. باید جوانب مختلف حوادث و رویدادها را به‌گونه‌ای بررسی کند که دارای ویژگی نوگرایی باشد. بعضی‌ها بهانه می‌آورند که با آمدن شبکه‌های ماهواره‌ای، روزنامه‌ها تیراژشان کم شد. این‌گونه نیست. همه روزنامه‌ها در دنیا راهشان را پیدا کردند و به سمت تحلیل و کشف ماجراها رفتند.

بلوری در ادامه  به دلایل عدم تاثیرگذاری روزنامه ها می پردازد و می گوید: قبل از انقلاب سردبیر روزنامه بودم. خبرنگارها اول صبح وارد تحریریه می‌شدند و ساعت ۹ صبح همه به حوزه‌های خبری خودشان می‌رفتند.  هرکسی در تحریریه می‌نشست، فکر می‌کردند مریض شده است. ۴۵ خبرنگار به حوزه‌های مختلف می‌رفتند، وقتی برمی‌گشتند ۴۵ خبر تازه داشتند. به همین دلیل همه مطالب تولیدی و مورد استقبال خوانندگان قرار می‌گرفت. الان خبرنگارها چله نشین کامپیوترهایشان شده اند و هر چیزی بگویی چاپ می‌کنند، بدون اینکه تأثیری بگذارد. در حالیکه تأثیرگذاری یک روزنامه باعث ماندگاری آن می شود.

او ادامه می دهد: مسئله بعدی انتقال تجربه است که مسئله مهمی در کار مطبوعات و رسانه‌ها است. من وقتی وارد روزنامه کیهان شدم ۱۹ سال سن داشتم. حتی نمی‌دانستم خبر بنویسم و در کنار قدیمی‌های این حرفه، کار یاد گرفتم. نکته‌هایی به من آموزش می دادند که هنوز در ذهنم باقی مانده است. به من می‌گفتند که سعی کن جملاتت کوتاه باشد تا حوصله خواننده سر نرود. الان در یک مطلب چند موضوع را با حروف ربط به هم می‌چسبانند، وقتی خواننده به وسط مطلب می‌رسد گیج می‌شود. آقای مصباح زاده به من می‌گفت وقتی گزارشی می‌نویسی باید واژه‌هایی انتخاب کنی که در جامعه متداول هستند تا مردم مطلب تو را درک کنند. باید در نظر بگیری کسی که در قهوه‌خانه نشسته و مطلب تو را در روزنامه می‌خواند آیا برایش قابل‌فهم است؟ اگر قابل‌فهم نباشد نوشته‌ات غلط است.

نسل جدید خبرنگار خالی از تجربه است

او انتقاد می کند: الان قدیمی‌ها در مطبوعات نیستند تا تجربه‌های خود را به نسل جدید منتقل کنند و نسل جدید هم خالی از تجربه است. در همه روزنامه‌ها بلوری نیست. من یک نفرم و حرفم هم به‌تنهایی اثرگذار نیست. در گذشته وقتی خبری می‌نوشتم که تیراژ روزنامه بالا می‌رفت، مدیرم به‌اندازه سه برابر فروش روزنامه به من پاداش می‌داد. دوست داشتند تیراژ روزنامه‌شان بالا برود. الان مدیران برایشان مهم نیست. وقتی یک خبر می‌خوردیم در گوشه ای مخفی می‌شدیم که مدیر ما را نبیند. وقتی خبری می‌زدیم که تازگی داشت نشاط را وارد تحریریه می‌کردیم. من چند ماه ممنوع القلم شدم و مجبور شدم چند ماه به انگلیس بروم. روزنامه مخفیانه یک حقوق به خانواده من در ایران و یک حقوق به خودم در انگلیس می داد. خبرنگار این‌گونه از جانب مدیرش حمایت می‌شد. ولی الان این حمایت‌ها نیست.

با حمایت مدیر،خبرنگاربرای تهیه گزارش خود را به آب و آتش می زند

بلوری یکی از عواملی که باعث می شود خبرنگار به کارش اعتماد داشته باشد را حمایت مدیران رسانه ای از خبرنگار می داند و با روایتی از تجربه خود که مدیرش از او حمایت کرده، بیان می کند: یک بار گزارشی درباره زیبرم کار کردم، زیبرم از «چریک‌های فدایی» بود. یک روز با لباس مبدل و سوار بر موتوری که در خورجین آن اسلحه جا سازی کرده بود، به یک خانه تیمی در نازی‌آباد می‌رفت. نزدیک پل راه‌آهن یک گروهبان به او ایست می‌دهد، اما نمی‌ایستد و فرار می‌کند. گزارش که به ساواک می‌رسد، در عرض چند ساعت تمام منطقه به محاصره ساواک در می‌آید. زیبرم فرار می‌کند و وارد خانه ای که درش باز بود، می شود. بعد می‌بیند زن خانواده دم حوض نشسته و در حال لباس شستن است، زیبرم می‌فهمد که ماموران جایش را فهمیده‌اند.

او ادامه می دهد: این مرد اول مرد خانواده را  که مریض بود به داخل می‌برد، بعد هر چه مهمات داشته می‌خواسته به کمرش ببندد، به زن می‌گوید چادرش را به او بدهد. حتی پول چادر زن را هم می‌دهد. به زن هم می‌گوید با بچه‌اش به زیرزمین برود تا وقتی تیراندازی می‌شود به آن‌ها آسیبی نرسد و نهایتاً در درگیری کشته می‌شود. من چند ساعت بعد از این ماجرا برای تهیه گزارش به آن خانه رفتم و وقتی گزارش چاپ شد، سر و صدای زیادی به پا کرد. آن زمان عراق با ایران مشکل داشت و یک رادیو فارسی داشت که بیست و چهار ساعت علیه دولت گزارش می‌داد. بعد از چاپ این گزارش هم چند روز آن را در چند نوبت از رادیو خواندند. سر این جریان هم من را گرفتند و چند روزی اوین بازداشت بودم. در این ماجرا مدیر روزنامه خیلی از من حمایت کرد. خب اگر یک خبرنگار بداند که چنین حمایت هایی را از طرف مدیر رسانه اش دارد، قطعا برای تهیه خبر خود را به آب و آتش می زند و دنبال سوژه ای می رود که در نوع خود متفاوت و خاص است. ولی متاسفانه الان خبرنگاران ما چنین شرایطی ندارند.

او ادامه می دهد: کشف حقیقت و انتشار آن برای خبرنگاران دهه ۵۰ و ۴۰ یک اصل مهم و اساسی بود و واقعا برایمان لذت بخش بود.

انتقاد کردن در روزنامه های ما دیگر جایی ندارد

بلوری از رویکرد روزنامه های فعلی گلایه مند است اما برای بهتر شدن حال آن‌ها پیشنهادهایی را هم دارد. او می گوید: اصالت خبر، حمایت از روزنامه نگار، مشخص شدن ارزش و جایگاه خبرنگاران در تحریریه ها و جامعه، داشتن حس رقابت بین رسانه ها از مواردی است که می تواند به رسانه های امروزی برای جذب دوباره مخاطب کمک کند. متاسفانه امروز دیگر مدیران رسانه ها برای اصالت خبر ارزشی قائل نیستند. در زمان ما مدیران رسانه پاداش های بسیار خوبی را برای خبر نخوردن خبرنگارانشان تعیین می کردند که همین باعث حس رقابت بیشتر میان خبرنگاران می شد.

او تعریف می کند: همچنین روزنامه از تجربیات نسل قدیم خود بسیار استفاده می کرد یعنی اگر روزنامه نگاری خود را باز خرید می کرد مدیران ما به دنبال این خبرنگار می رفتند تا همچنان از تجربیات او در تحریریه و کار خود بهره ببرند.

این روزنامه نگار پیشکسوت داشتن جسارت در کار خبرنگاری را یک اصل مهم می داند و بیان می کند: ما در گذشته وقتی در نوشتن پیشرفت می کردیم خط قرمزهایی که ساواک تعیین کرده بود را به نوعی کمرنگ می کردیم و خودمان تعیین کننده آن خط قرمزها می شدیم و همین موضوع را خود ما خبرنگاران برای ساواک عادی کردیم که باید درباره چنین مسائلی در روزنامه ها صحبت کنیم. متاسفانه الان ما آنقدر در کار روزنامه نگاری پسرفت داشته ایم که برای ناظران ممیزی هم حساسیت های زیادی ایجاد شده است.

او معتقد است: الان اگر یک مقاله یا مطلبی به صورت انتقادی درباره یکی از مسئولان نوشته شود خیلی ها به این موضوع اعتراض می کنند و می گویند چرا چنین مطلبی نوشته اید و دست خبرنگار را می بندند. از طرفی دیگر جسارت خود خبرنگار هم بسیار کم شده است. در حالیکه ما در دوران خودمان جامعه و نظام را به انتقاد کردن عادت داده بودیم.اضافه بر آن  یکی از لذت های مدیران رسانه های ما در گذشته این بود که روزنامه شان توقیف می شد و به ما می گفتند حتما گزارش بسیار خوب و اثر گذاری کار کرده اید که باعث توقیف شدن روزنامه شده است.

 

∗ مطالب ما را در کانال تلگرامی شفقنا رسانه (mediashafaqna@) دنبال کنید

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here