زمان انتشار : ۴ اردیبهشت ,۱۳۹۸ | ساعت : ۱۴:۰۱ | کد خبر : 480184 |

از تبدیل شدن به یک «فرهنگ» تا «خودشیفتگی»؛ پیامدهای انتشار تصاویر کودکان در شبکه های اجتماعی

شفقنا رسانه-در چند روز گذشته توجه به «حریم خصوصی کودکان» از سوژه های اصلی برخی رسانه ها بوده است .این ماجرا به انتشار تصاویری از کودکان در فضای آتلیه برمی گردد  که گویا این آتلیه  در حضور پدر و مادر آن ها، اقدام به گرفتن تصاویر نامتعارف و بدن نما با محتوای «آروتیک» از کودکانشان می کند.به همین خاطر برخی روانشناس و جامعه شناسان در واکنش به این اقدام از سوی خانواده ها و آتلیه ها آن را نوعی تجاوز به حقوق کودک و بهره کشی از آنان دانسته اند .اما چنین رفتارهایی با چه پیامدهایی روبرو خواهد بود؟ آیا می توان آن را مصداق کودک آزاری دانست؟ پیامدهای غفلت از حریم خصوصی کودکان توسط والدین و مردم در شبکه های اجتماعی چیست؟ شفقنا رسانه این موضوع را از منظر ارتباطاتی و روانشناسی بررسی می کند.

 فاطمه نوری راد دانشجوی دکتری علوم ارتباطات در گفتگو با شفقنا رسانه به بیان پیامدهای غفلت از حریم خصوصی کودکان توسط والدین و مردم در شبکه‌های اجتماعی می‌پردازد و توضیح می‌دهد: در خیلی از کشورهای دنیا انتشار تصاویر کودکان در شبکه‌های اجتماعی جرم محسوب می‌شود، حتی قانونی وضع‌شده که وقتی این فرد به سن قانونی رسید می‌تواند از پدر و مادر خود به دلیل انتشار تصاویر خلاف میلش شکایت کند ولی می‌بینیم در ایران انتشار تصاویر کودکان در شبکه‌های اجتماعی به یک فرهنگ تبدیل‌شده است. علاوه بر انتشار چنین تصاویری از کودکان، ما گاهی شاهد انتشار فیلم‌ها و عکس‌هایی از شیرین‌کاری‌ها، ختنه کردن و … کودکان توسط والدین در شبکه‌های اجتماعی هستیم. این کودک وقتی بزرگ می‌شود شاید دوست نداشته باشد با چنین تصویری شناخته شود.

او ادامه می‌دهد: خیلی وقت‌ها شاهد فعالیت صفحاتی از کودکان در اینستاگرام هستیم که مرتباً عکس‌هایشان در حالت‌ها و زمان‌های مختلف توسط والدینشان به اشتراک گذاشته می‌شود. خانواده‌ها با این کار در حال شکل دادن هویت کودکانشان هستند و اجازه نمی‌دهند تا برای هویتشان در آینده تصمیم بگیرند. انتشار تصاویر معمولی از کودکان هم درست نیست چه برسد به انتشار تصاویر آروتیک چراکه کودک قادر به تغییر تصویر خود در بزرگ‌سالی نیست و همه با این تصویر او را می‌شناسند. به عبارتی والدین یک برساخت متفاوت از کودکشان در شبکه‌های اجتماعی شکل می‌دهند تا اجازه نداشته باشد در بزرگ‌سالی آن را تغییر دهد.

کاوه قادری دانشجوی دکتری روانشناسی بالینی هم از منظر روان شناسی به این موضوع می پردازد و به شفقنا رسانه می گوید:  کودک آزاری دارای ابعادی از قبیل کودک آزاری جسمانی، کودک آزاری روانشناختی، کودک آزاری جنسی و غفلت از نیازهای کودک در دو جنبه جسمانی و روانشناختی است. این جنبه های پنهان و مستتر کودک آزاری به ویژه در ابعاد روانشناختی و غفلت روانشناختی بیشتر نمایان است به گونه ای که برخی از بالینگران و درمانگران حوزه کودک معتقدند بخش زیادی از اختلالات روانشناختی و هیجانی ردپایی در دوران کودکی و نوجوانی دارند. به عنوان مثال کودکانی که درگیر سبک های تربیتی نادرست و مواجهه با مواردی فراتر از مقتضیات سن خود شده اند عوارض گسترده ای مانند اضطراب، افسردگی، اعتیاد، بزهکاری و شکایات متعدد جسمانی را تجربه کرده اند.

قادری توضیح می دهد: واضح تر اگر بخواهیم به این مساله بپردازیم تقویت ویژگی های روانشناختی در کودکان از جمله نمایشگری اروتیک، نازپروردگی و تاب آوری کم در برابر محدودیت ها، مواجهه پیش از موعد با مسائل جنسی که با آموزش صحیح همراه نیست، مصداق بارز کودک آزاری است که در تحقیقات اخیر حوزه کودک توجه زیادی به این دست از آسیب ها معطوف شده است. به عنوان مثال در یکی از این تحقیقات به بررسی کودکانی پرداخته شده بود که در دوران کودکی دارای تعداد کثیری از عکس ها و فیلم هایی با ویژگی های نمایشگرانه و لوند گونه نامتناسب با سن خویش بودند. یافته های این تحقیق حاکی از آن بود که این کودکان در بزرگسالی به احتمال بیشتری دارای ویژگی های اختلال شخصیت نمایشی و اختلال شخصیت خودشیفته بودند. از خطرات هیجانی این گونه عکس ها و ژست های اروتیک و نمایش گونه اگر بگذریم جنبه ی دیگری که قابل توجه است تعاریفی است که از مفهوم پورنوگرافی کودکان مورد توجه قرار گرفته است.

بزرگترین مشکل عدم آگاهی و سواد رسانه ای خانواده هاست

نوری راد از بین رفتن مرز حریم خصوصی و عمومی را یکی از اتفاقاتی می‌داند که شیوع استفاده از شبکه‌های اجتماعی به آن دامن می‌زند و می‌گوید: ما در چنین شرایطی شاهد کودکانی هستیم که از بدو تولید در اینستاگرام زندگی کرده‌اند. چراکه تک‌تک لحظات غذا خوردن، خوابیدن، بزرگ شدن و … آن‌ها در صفحه‌نمایش ثبت‌شده و به سمع و نظر همگان رسیده است. مرز امر خصوصی برای این کودکان از بین رفته و زندگی برایشان تعریفی جز بودن در فضای مجازی پیدا نخواهد کرد.

او معتقد است بزرگ‌ترین مشکل در اینجا ناآگاهی و عدم سواد رسانه‌ای خانواده‌ها است و می‌گوید: انتشار تصاویر از لحظات مختلف زندگی کودکان در میان خانواده‌ها تبدیل به یک مد شده و خانواده‌ها از مد پیروی می‌کنند و از پیامدهای کارشان آگاه نیستند. به عقیده من باید تدابیری اندیشیده شود تا از طریق رسانه‌های دیداری و شنیداری، مدارس، مهدکودک‌ها و… سواد رسانه‌ای خانواده‌ها را ارتقا داد.

قادری هم با اشاره به پیامدهای این نوع عکس ها از کودکان بیان می کند: سودین و بک طی تعریفی به این مساله پرداختند که پورنوگرافی در کودکان در برگیرنده ی هر متن، تصویر ، اسلاید، ویدیو و یا برنامه کامپیوتری است که زمینه ی خیال پردازی جنسی و لذت جنسی بزرگسالان را فراهم کند. اما از آنجایی که سنجش خیالات جنسی در افراد عادی در مورد کودکان، کار دشواری بود آنها به بررسی طیف تصاویر در بیماران مبتلا به پدوفیلیا (اختلال بچه بازی) پرداختند و نتایج حاکی از آن بود که گاها حتی عکس هایی که تصادفی و بدون آمادگی قبلی از کودکان گرفته شده و حاوی جنبه های بسیار کم جنسی است تا شدیدترین حالت تصاویر که در آن تجاوز جنسی به کودکان رخ می دهد زمینه ای برای خیال پردازی های جنسی بیماران و افراد مستعد اختلالات جنسی فراهم می آورد. لذا توصیه کردند که معیارهای ما درباره تعریف پورنوگرافی در کودکان باید سخت گیرانه تر و با حساسیت های بیشتری همراه باشد و در مورد انتشار این عکس ها بشدت مراقب باشیم.

او می گوید: بر همین اساس می توان نتیجه گرفت که اقدام به انتشار این عکس ها چه از طرف خانواده ها و چه از طرف آتلیه ها و انتشار آن در فضای مجازی به دوصورت مستقیم و غیر مستقیم سلامت روان و حقوق اساسی کودکان را نقض می کند. به صورت مستقیم با وارد کردن مسائلی نامتناسب با سن در فضای روانشناختی کودکان و به صورت غیر مستقیم با ایجاد زمینه سو استفاده ی دیگران.

اما نوری راد با اشاره به رایج شدن زندگی نمایشی بین خانواده ها ،بیان می کند: اینستاگرام میل به خود اظهاری و نمایش خود را در والدین برمی‌انگیزاند و آن‌ها را برای عقب نماندن از قافله جمع‌آوری لایک و کامنت به هر کاری وامی‌دارد. سراشیبی بی‌انتهایی که افراد را در لوپ بی پایان نمایش و زندگی نمایشی قرار می‌دهد. از  طرفی هم ‌خانواده‌ها از کودکشان برای نشان دادن خودشان استفاده می‌کنند. به عبارتی این کار به یک پز و چشم‌وهم‌چشمی تبدیل‌شده است. می‌خواهم بگویم خانواده‌ها ابتدا با این صنعت و با انتشار تصاویر معمولی فرزندشان پیش می‌روند و در ادامه وضعیت به این می‌رسد که تصاویر آروتیک از کودک با حضور خانواده در آتلیه‌ها گرفته می‌شود و در صفحات اینستاگرام به نمایش گذاشته می‌شود.

با این حال گوشزد کردن پیامدهای چنین کاری و تأثیرات منفی آن بر آینده کودکان باید چگونه و با چه گفتمانی از سوی رسانه‌ها به والدین گفته شود؟ این پژوهشگر ارتباطات پاسخ می‌دهد: به عقیده من باید فرایند معکوسی صورت بگیرد یعنی هم در شبکه‌های اجتماعی افرادی که آگاهی دارند با تشکیل کمپین و انتشار هشتگ هایی مثل #نه_به_آزار_کودکان #نه_به_انتشار_عکس_کودکان و…  این کار را نفی کنند و هم رسانه‌ها، بهداشت، مدارس و… تدابیری جهت آموزش والدین اتخاذ کنند. چراکه خیلی از این والدین با عواقب کارشان آگاه نیستند و فکر می‌کنند به فرزندشان لطف می‌کنند که این‌گونه او را در فضای اجتماعی مطرح می‌کنند.  غافل از اینکه چنین کودکی در آینده شخصیتش مهر طلب می‌شود و نمی‌تواند به خودش تکیه کند و همواره برای انجام کارهایش منتظر تأیید دیگران است. مسلماً والدین فرزند خود را دوست دارند ولی به پیامدهای کارشان آگاه نیستند و اگر بدانند این کارشان در آینده به روح و روان فرزندشان آسیب می‌زند چنین کاری نمی‌کنند.

او ادامه می‌دهد: معتقدم گفتمانی که برای آموزش والدین در نظر گرفته می‌شود نباید سلبی باشد. بلکه باید با این دید به مسئله نگریسته شود که «من به فرزندم حق آزادی می‌دهم»، «من به فرزندم حق انتخاب می‌دهم» و… . پس به‌طورکلی می‌توان گفت والدین بر اساس میل غریزی‌شان به دنبال محافظت از فرزندانشان هستند. بارها شاهد بوده‌ایم مادری که فرزندش بیمار می‌شود و پیامدهای سوء بیماری را بسیار جدی می‌گیرد تا خدایی نکرده به فرزندش آسیبی نرسد. همین مادر اگر آگاه باشد که پیامدهای سوء روحی و روانی چنین اقدامی برای فرزندش چه خواهد بود مسلماً از انتشار چنین تصاویری اجتناب می‌کند.

زمینه سو استفاده سازمان ها و افراد را فراهم می کند

قادری که انتشار این نوع تصاویر را مصداقی از کودک آزاری می داند ،معتقد است : من اساسا با هرگونه به نمایش گذاشتن افراطی تصاویر و مراحل رشد کودکان در فضای مجازی مخالفم و از آنجا که اطلاعات و داده ها در فضای سایبری سال ها پایدار خواهد ماند هم زمینه سو استفاده سازمان ها و افراد را فراهم می کند و هم انتشار تصاویر کودکانی که حق انتخاب برای انتشار یا عدم انتشار عکس خویش ندارند نوعی تعدی به حقوق آنان است. از سوی دیگر ایجاد یک فضای رقابتی در زمینه هایی از قبیل هوش، زیبایی، جذابیت و … در میان کودکان که خروجی بخش زیادی از صفحه ها و کانال های مرتبط به انتشار تصویر کودکان است، مصداقی از کودک آزاری روانی است.

اگر فرهنگ سازی از تلویزیون شروع شود،اثر گذار تر خواهد بود

نوری راد به لزوم فرهنگ‌سازی حفظ حریم خصوصی کودکان در شبکه‌های اجتماعی توسط رسانه‌ها و نهادهای مختلف اشاره می‌کند و می‌گوید: در وهله اول بهتر بود پروتکل‌هایی جهت حفظ حریم خصوصی کودکان در شبکه‌های اجتماعی وضع می‌شد. از طرف دیگر رسانه ملی می‌تواند در آموزش نحوه فرهنگ‌سازی حفظ حریم خصوصی کودکان توسط مردم و والدین کمک‌کننده باشد. البته ناگفته نماند که تلویزیون هم خود دچار مشکل است و ما شاهد تبلیغات جنسی زیادی برای کودکان در تلویزیون هستیم بنابراین در وهله اول باید این فرهنگ‌سازی در خود تلویزیون شروع شود و بعد به آموزش مردم برسیم.

او ادامه می‌دهد: درباره مسئله آزار و اذیت کودکان تا حدودی فرهنگ‌سازی خوبی در رسانه‌ها، مهدکودک‌ها، مدارس و… صورت گرفت و خانواده‌ها این آگاهی را پیدا کردند که فرزندشان را دست هرکسی نسپارند. به همین دلیل معتقدم اگر این فرهنگ‌سازی هم در تلویزیون شروع شود می‌تواند به شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان یک هشتگ سرایت کند.

 

انتهای پیام

media.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

پاسخ به این نظر

Please enter your comment!
Please enter your name here